کد خبر: 10814       تاریخ انتشار: 28 اردیبهشت 1399 - 23 ماه رمضان 1441

«داغ عالم‌سوز»
سلسله بیانات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی در شب های ماه مبارک رمضان 1441 «شب هفدهم»

 
با فرارسیدن ماه مبارک رمضان مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در شب های این ماه عظیم به بیان معارفی در خصوص این ماه مبارک می پردازند که به صورت زنده از طریق شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی پخش می شود. مشروح شب هفدهم بیانات معظم له به شرح زیر می باشد:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین

بعد از شهادت عالم‌سوز امیرمؤمنان صلوات الله علیه، امام حسن مجتبی علیه السلام بر روی منبر رفتند و در اولین سخنرانی‌شان مطالبی درباره امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند که از حیث محتوا دربرگیرنده مطالب بسیاری است که نگارش و جمع‌آوری آن ها از صدها نوشته و کتاب افزون‌تر و از عهده یک نفر بیرون است و تلاش گروهی از محققان را می طلبد. شاید با این کار کتابی حاصل شود که آیندگان را منفعت بسیاری برساند.

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در این خطابه خود فرمود: «وَلَقَدْ أُصِیبَ بِهِ اَلشَّرْقُ وَاَلْغَرْبُ؛ شرق و غرب عالم به مصیبت او دچار شد».

غرب و شرق عالم گویای احتوای گسترده مصیبت شهادت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام و سنگینی آن بر شرق و غرب عالم است. جهان اسلام در آن روزگار گستردگی زیادی داشت و ده‌ها کشور امروزی را در خود جای می داد. همه این سرزمین گسترده تحت لوای آن حضرت بود. در آن زمان ایران و پارسیان جزو کشور عظیم اسلامی بود. غرب جهان اسلام از یک سو کشور روم بود و شرق آن تا دل آسیا کشیده می شد. همه این گستره بزرگ جغرافیایی و حتی فراتر از آن، همه داغدار این مصیبت بزرگ شدند.

در ادامه فرمودند: «وَمَا تَرَکَ صَفْرَاءَ وَلاَ بَیْضَاءَ إِلاَّ سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ کَانَ یَجْمَعُهَا لِیَشْتَرِیَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ؛ از سیم و زر جز هفتصد درهم که آن را به منظور تهیه خادمی برای خانواده‌اش کنار نهاده بود چیزی به جا نگذاشت».

بررسی میراث مادی حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه از مسائل در خور اعتناست. اینکه فرزندان او از حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام و یا محمد بن حنفیه و همچنین دخترشان حضرت زینب سلام الله علیها و همسرشان حضرت ام البنین علیها السلام، از ارث ایشان چه به دست آورده‌اند زهد و دنیاگریزی حضرت امیرمؤمنان علیه السلام را برای ما آشکارتر می سازد. اگر تاریخ را زیر و رو کنیم، جز پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه وآله هیچ حاکمی را به این اندازه در زهد و تقوا استوار نمی یابیم.

قرآن دلیل این موضوع را جامع و روشن در آیه مباهله بیان فرموده است؛ هنگامی که با تعبیر «وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ» از حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه به نفس رسول خدا صلی الله علیه وآله نام می برد. امیرمؤمنان صلوات الله علیه با آنکه خلیفه مسلمانان بودند و دستشان بر بیت المال گشوده بود، هرگز چیزی بیش از حق خود برنداشتند. گذشته از آن و بر پایه احکام شرعی بخشی از خمس به ایشان تعلق می گرفت و بنا به صلاحدید ایشان مصرف امور مسلمانان می شد. با وجود همه اموالی که در اختیار و تحت نظر او بود، ایشان از حق مسلم خود به مراتب کمتر مصرف می کرد به گونه‌ای که پس از شهادت ایشان فرزند بزرگشان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: «وَمَا تَرَکَ صَفْرَاءَ وَلاَ بَیْضَاءَ إِلاَّ سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ کَانَ یَجْمَعُهَا لِیَشْتَرِیَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ».

حضرت هفتصد درهم نقره که تقریباً معادل یک کیلو و نیم طلاست، از عطاء (مِنْ عَطَائِهِ) کناری گذاشته بودند تا از آن ها برای اهل و خانواده‌اش خادمی تهیه کنند. حاکم مملکت عظیم اسلامی که بر اموال و بیت‌المال دسترسی دارد به هنگام شهادت فقط به اندازه تهیه یک خادم پول اندوخته است و اگر آن حاجت، یعنی تهیه خادم ضروری نبود چه بسا این مبلغ را هم نمی اندوخت.

عطاء در جامعه اسلامی

تعبیر «مِنْ عَطَائِهِ» نیاز به واکاوی و بررسی مفصل دارد و مانند دیگر عبارات خطبه حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام چندان تحقیق و پژوهش نشده است. جا دارد جمعی از اهل علم و پژوهش در این‌باره همت صرف کنند و معانی غامض و حقایق پنهان آن را برای دیگران مکشوف سازند.

مجموعه اموالی که از مناطق مختلف کشور پهناور اسلامی جمع می شد، صرف منافع خاص و عام مسلمانان می شد. در این راستا اولویت با نیازهای ضروری بوده است؛ مسائلی مانند اینکه کسی قصد ازدواج دارد ولی توان آن را نداشته باشد، کسی می خواست خانه بخرد و پول نداشت یا بیماری که هزینه‌های درمان خود را ندارد و‌ از این دست امور، این نیاز بر دیگر حوائج اولویت دارد. در مرحله بعد ضروریات عمومی جامعه مثل ساختن مساجد و کشیدن خیابان‌ها و حوائج اجتماعی و عام المنفعه قرار دارد. مازاد این حوائج به عنوان «عطاء» میان مسلمانان تقسیم می شد.

هفتصد دیناری که حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه به ارث گذاشته بود از راه جمع کردن این عطاها بوده است. حضرت امیرمؤمنان علیه السلام خادمی به نام قنبر داشتند. سهم قنبر از عطاها با حضرت یکسان بود. اگر قنبر سه درهم می گرفت، حضرت هم سه درهم از عطاء را برای خود برمی‌داشت. این‌گونه حضرت این عطاها را اندک اندک جمع کرده بود و قصد خرید خادمی برای اهل و عیال خود داشت.

مصیبت عالم‌گیر

پس از به شهادت رسیدن حضرت امیرمؤمنان علیه السلام، معاویه از سال چهل تا شصت هجری بر کشورهای اسلامی حکومت کرد. در این مدت طولانی در تغییر بسیاری از اصول و احکام اسلامی کوشید و رفتارش با فقرا و خاصه با مخالفانش بسیار خصمانه بود. کسانی را که به او اعتراض داشتند یا حکومت او را مشروع نمی دانستند به شدت سرکوب می کرد. دستور داده بود که هرکس از بیعت با او سر باز زد، گردنش را بزنند و اموالش را مصادره کنند و منزلش را آتش بزنند و در مواردی خانه‌هایشان را هم بر سرشان خراب کردند و برخی مخالفانش را زنده زنده در آتش انداخت. حتی اگر به مخالفت کسی با خود شک می کرد، بدون آنکه برایش ثابت شده باشد این بلاها را بر سر او می آورد.

در حکومتی که شخصی مانند معاویه حاکم آن باشد، خدا می داند در دوران این حاکم خودکامه چه بر سر مردم آمد. چه بسیار افرادی که شب‌ها را با آرامش سر بر بالین نمی‌نهادند و از داشتن آرامش در زندگی محروم بودند! کشته‌های سیاسی حکومت معاویه سر از هزاران نفر در می‌آورد و جا دارد موضوع نگارش و پژوهش‌های مستقلی باشد. در روایات شمار کشته شده‌ها را بیش از سی هزار نفر نوشته‌اند. حضرت امام حسین علیه السلام در نامه اعتراض‌آمیزی که به معاویه نوشته بود فرموده بود: «تسملون عیون»؛ شما چشم‌های مخالفان خود را از جا در می آوردید.

این واقعیت‌ها آنقدر کم نقل شده ‌است که بسیاری از مردم از آن ها بی‌خبرند. حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام معصوم است و هیچ احتمالی در خطاکردن و اشتباه کردن او نیست. ایشان بعد از شهادت حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه فرمود: «وَلَقَدْ أُصِیبَ بِهِ اَلشَّرْقُ وَاَلْغَرْبُ».

یعنی شرق و غرب اروپا از همه خاورمیانه تا شمال آفریقا و دل اروپا و آسیای میانه همه زیر لوای حضرت امیرمؤمنان علیه السلام بود. این گستره جغرافیایی وسیع از این مصیبت هولناک مصیبت زده شد و تا امروز مردم شرق و غرب عالم از این داغ سنگین رنج می برند.

گذشته از آن، جا دارد این حقایق مطالعه و گفته و نوشته شود و در مجالس و مباحث مطرح گردد. ترویج این حقایق آثار مثبت زیادی برای آیندگان به بار خواهد آورد.

امیدوارم در همین ماه مبارک که ماه فضیلت‌هاست عده‌ای به این مهم همت بگمارند و این کار را به سان وظیفه‌ای خوب و کامل انجام دهند. باشد که در پیشگاه صاحب وظیفه که همان خدای عالمیان است و پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه وآله و حضرت امیرمؤمنان علیه السلام سربلند و مأجور باشند. این عده مروج انسانیت و اخلاق هستند که آیندگان هم از آن ها عبرت بسیار خواهند برد، «فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ؛ پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند».
 
وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین