کد خبر: 8083       تاریخ انتشار: 16 دی 1397 - 29 ربيع الثاني 1440

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی
«نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» (جلسه اول)

 
«دوگانه انضباط و عدم ثبات»
 
در روز پنج شنبه 19 ربیع الثانی 1440ق (1397/10/6) جلسه اول از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با موضوع: «نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «دوگانه انضباط و عدم ثبات» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین 

خدای سبحان می فرماید: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا؛ و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم و[لی آن را] فراموش کرد و برای او عزمی [استوار] نیافتیم» (طه/115).

بزرگ ترین لغزشی که در هستی رخ داد شکست فاجعه باری بود که در عهد و پیمان خدای باری تعالی با حضرت آدم علیه السلام به عنوان محور وجود و آفرینش به وجود آمد.

ـ امیرمؤمنان حضرت علی بن ابیطالب علیهماالسلام پس از آنکه هدف ضربه شمشیر ابن ملجم قرار گرفتند به امام حسن و امام حسین سلام الله علیهما وصیت کردند و فرمودند: «اوصیکما وجمیع ولدی وأهلی بتقوی الله ونظم أمرکم؛ شما و تمام فرزندان و کسانِ خود را به تقوای الهی و نظم در امور خودتان وصیت می کنم».

این وصیت عهد و عقد (قرارداد) و پیمان و بر خلاف سفارش و ارشاد و نصیحت و موعظه و رهنمون دادن است. وصیت بر مهم ترین مطالب ـ به طور مطلق ـ ارتکاز دارد و اصولاً امیرمؤمنان علیه السلام برترین آفریدگان پس از خود یعنی امام حسن و امام حسین علیه السلام را مخاطب وصیت خویش قرار دادند.

ـ در نهج البلاغه نامه ای از امیرمؤمنان علیه السلام خطاب به جناب کمیل بن زیاد ـ که عامل ایشان در شهر هیت بود ـ وارد شده است و حضرت طی این نامه برخی اقدامات کمیل را مورد نکوهش قرار دادند و عوامل خطاهایی را که به طور منظم از او سر می زد و ریشه در افکار متشتت و پراکنده و آشفته او داشت و ناشی از فقدان انضباط منطقی و ادراکی او بود به وی یادآوری و برایش تبیین می کردند.

حضرت امام علی علیه السلام در این مورد فرموده اند: «تباه نمودن آدمی، آنچه را بر عهده اش نهاده اند و بر دوش کشیدن زحمت کاری که به دیگری واگذار شده، ناتوانی آشکار و نظریه ای هلاک کننده است. تاخت و تاز به اهل «قرقیسیا» و وانهادن مرزهایی که تو را بر آن گمارده ایم و کسی نیست که آن ها را حفظ کند و سپاه دشمن را از آن ها دور کند و برگرداند فکری است نادرست. برای دشمنانت که خواهان غارت دوستانت بوده اند پل شده ای! نه تو را بازوی توانایی است، و نه دشمن را از ناحیه تو ترسی، و نه مرزی را بسته ای و نه دشمن را شکستی، و نه حاکمی بودی که به درد اهل شهرش بخورد، و نه می توانی از امیر خود کاری را کفایت کنی، والسلام».

ـ در کتاب شریف و گرانسنگ کافی از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده که فرمودند: «وددت والله انی افتدیت خصلتین فی الشیعة ببعض لحم ساعدی: النزق وقلة الکتمان؛ به خدا دوست می دارم که بخشی از گوشت دست خود را بدهم، در عوض دو خصلت [نکوهیده] شیعیان را از آنان بزدایم: شتاب زدگی و بی فکری، و قِلَّت راز داری».

حدیثی است که در منابع حدیثی در غایت گمنامی است، اما نزد عرفا و متصوفه بسیار مشهور است. در این حدیث از کمیل بن زیاد آمده است که گفت: «از امیرمؤمنان علیه السلام پرسیدم: حقیقت چیست؟

فرمودند: تو را به حقیقت چه کار؟

گفتم: یا امیرمؤمنان، آیا رازدار تو نیستم؟

فرمودند: آری، اما بیم آن دارم آنچه از من تراوش کند از پیمانه وجودت سرازیر شود.

گفتم: همچو تو [بزرگواری] سائل را نومید می کند!

فرمودند: حقیقت کشف بدون اشاره [و راهنمایی] تسبیحات جلال است.

گفتم: یا امیرمؤمنان، بیفزای.

فرمودند: [حقیقت،] موهومِ در روشن و آشکار بودن معلوم است.

گفتم: بیفزای.

فرمودند: دریدن پرده برای غلبه بر سرّ.

گفتم: بیفزای.

فرمودند: جذب احدیت برای صفت توحید.

ـ پس از بیش از چهل سال کوشش سخت و فرساینده مطالعه و تحقیق در زمینه علوم دینی و حوزوی و علوم کلاسیک بر این باورم که «اسم اعظم خدا» را یافته ام و آن «انضباط» است. به نظرم می آید که این عنوان بارورترین مفهوم در قاموس زندگی است که در مقابل آن عنوان «اضطراب؛ آشفتگی» قرار دارد و از نظر اهمیت منحصر به فرد است.

شگفت اینکه دو عنوان «انضباط» و «اضطراب» هریک دارای شش حرف بوده که در پنج حرف شریک و همسان هستند و ششمین حرف دیگر «ن» و «ر» است.

ـ می توان ارکان «انضباط» و «اضطراب» را در سه عنوان خلاصه کرد که عبارتند از:

اول: عقل و نفس و سلوک، که هریک از این عنوان ها از ناحیه انضباط یا اضطراب، سه بُعد همسان دارند.

رکن نخست در دوگانه انضباط و اضطراب همان جنبه عقلی و منطقی و ادراک فکری است.

ـ جوهر انضباط در این رکن، تمرکز و به کارگیری خط کش بسیار دقیق می باشد.

ـ ابعاد انضباطِ در این رکن سه مورد است:

1) رازها و رمزگشایی ها؛

2) دلالت ها و مقارنه ها و تلازم ها؛

3) مفارقات و تفاوت ها و اختلافات و مغایرت ها.

ـ جوهر اضطراب در این رکن عبارت از عقب گرد و کاهش هشیاری در سطح ها و مراحل بسیار فراوانی است که در نهایت به نابودی مطلق آن می انجامد.

ـ ابعاد اضطراب در این رکن دارای سه بُعد به شرح زیر است:

1) کوتاهی توجه؛

2) دنباله تشتت و پراکندگی روانه شدن؛

3) فراموشی.

مقوله فراموشی دو گلایه و شکایت قرآنی از حضرت آدم علیه السلام را یادآوری می کند.

رکن دوم دوگانه انضباط و اضطراب است که جنبه روانی و عاطفی و مشاعری و احساسی دارد.

ـ جوهر انضباط در این رکن عبارت از: استواری، خویشتنداری، طمأنینه و آرامشِ روان است.

امیرمؤمنان علیه السلام در بیان اوصاف پرهیزگاران فرموده اند: «فی الزلازل وقور؛ در هنگامه تزلزل ها وقور (بردبار و استوار) هستند».

ـ ابعاد انضباط در این رکن سه چیز است:

1) غریزه ها؛

2) گرایش ها و تمایلات سخت؛

3) ترشحات گوناگون هورمونی.

ـ جوهر اضطراب در این رکن حالت انفعالیِ مفرط در دو جهت و جنبه است:

1) هیجان توفنده؛

2) سستِ درخود فرورفته.

رکن سوم در دوگانه انضباط و اضطراب جنبه رفتاری، فیزیکی، افعالی و شیوه سلوکی است.

ـ جوهر انضباط در این رکن، توازن پیراسته از تظاهر و تصنّع، انسجام، همگونی و تن دادن به عوامل بایسته زندگی است.

ـ ابعاد انضباط در این رکن سه چیز است:

1) زمان؛

2) مکان؛

3) استمرار و پیوستگی، مانند قطره های پیوسته باران که با همه لطافت و نرم بودنشان صخره های سخت را شکافته و در آن رخنه می کنند.

ـ جوهر اضطراب در این رکن گونه ها و شعبه های مختلفی دارد از جمله:

1) موانع اصلی و اساسی؛

2) تن دادن بدون همگونی و غیر متناسب با شرایط.

ـ ابعاد اضطراب در این رکن سه مورد می باشد:

1) سخن گفتن؛

2) به حرکت درآوردن اندام ها؛

3) باز ایستادن، بازگشتن، خودداری کردن، توقف و رد کردن.

ـ ابعاد اضطراب در این رکن سه چیز است:

1) ترس و هراس، نگرانی غیر عقلانی، دست پاچگی و تنش؛

2) خشم ناشی از مزاج سوادی؛

3) شتاب زدگی و بی فکری.

ـ فصل الخطاب اینکه انضباط در عرصه های سه گانه ریشه اساسی در عقل و ادراک دارد، از این رو انضباط در یک مقوله منحصر می باشد و آن جنبه عقلی و منطقی و ادراکی است که می توان آن را در دو عنوان خلاصه کرد:

1) ترتیب و تسلسلی که ارزش های شخصیتی را نزد عقل تشکیل می دهد؛

2) توانمندی مبتنی بر عقل پذیرفتن، همگون شدن و تسلیم و فرمانبردار شدن.

ـ انضباط به گونه ها و در عرصه های سه گانه: عقلی، روانی و رفتاری اش تسلیم کنش تحمیل، اجبار و ارغامِ داخلی و خارجی نمی شود و به: 1) امور منطقی 2) عاطفی 3) قانون و شمشیر نیز تن نمی دهد.

ـ بنابراین:

1) تلاش منطقی و باورها مانند اذعان و قبول داشتن ضرر و زیان همچون ـ مثلاً ـ کشیدن سیگار و استعمال دخانیات؛

2) تلاش ها و اقدام های عاطفی مثل یتیم شدن فرزندان؛

3) تلاش های قانونی کارساز نخواهند بود.

ـ گفتگو درباره انگیزه و دوافع دو عنوان انضباط و اضطراب در تمام اقدام هایی که از ما سر می زند عبارت است از:

یک: تماماً در سطح و مرحله ناآگاهانه است که عوامل آگاهانه به هیچ وجه بدان نمی رسد؛

دو: برنامه ریزی شده، نظام یافته و به صورت هولناکی به یکدیگر بسته شده است، لذا روشِ شناختی، عاطفی و قانونی به هیچ وجه برای رویارویی با اقدامات ناآگاهانه برنامه ریزی شده کارساز نیست.