کد خبر: 8402       تاریخ انتشار: 19 اسفند 1397 - 2 رجب 1440

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی
«نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» (جلسه ششم)

 
«مبالغه در انضباط و اضطراب معیت و ضدیت است»
 
در روز پنج شنبه 24 جمادی الأولی 1440ق (1397/11/11) جلسه ششم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با موضوع: «نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه «مبالغه در انضباط و اضطراب معیت و ضدیت است» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین 

ـ خدای متعال می فرماید: «وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ * قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدَی مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ؛ و بدین گونه در هیچ شهری پیش از تو هشداردهنده‌ ای نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانان آن گفتند ما پدران خود را بر آیینی [و راهی] یافته‌ ایم و ما از پی ایشان راهسپریم * گفت: هر چند هدایت کننده‌ تر از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ اید برای شما بیاورم؟! گفتند: ما [نسبت] به آنچه بدان فرستاده شده‌ اید کافریم» (الزخرف/24ـ23).

ـ نیز فرموده است: «لَا یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی الْبِلَادِ * مَتَاعٌ قَلِیلٌ؛ مبادا رفت و آمد [و جنب و جوش] کافران در شهرها تو را دستخوش فریب کند * [این] کالای ناچیز [و برخورداری اندکی] است‌» (آل عمران/197ـ196).

اشاره ای با ماهیت و طبیعت مبالغه در برآوردها و داشته های دیگران و ناچیز و بی مقدار و خوار انگاشتن مواهب ذاتی است.

ـ در نهج البلاغه از امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام آمده که فرموده اند: «من اقتصر علی بُلغة الکفاف فقد انتظم الراحة وتبوّء خفض الدعة؛ هرکس به اندازه ای که او را کفایت می کند، قناعت کند، به آسایش و نظم می رسد و در آسودگی و رفاه منزل گیرد» (حکمت 371).

در «کفاف» قاعده «حذف متعلق افاده عموم می کند» جاری است، لذا کفاف همه جا حتی در تقدیر امور موضوعیت دارد.

جمله «انتظم الراحة» بدین معناست که خستگی در آن راه ندارد.

ـ منشأ و ریشه اضطرابِ سه گانه «عقلی و روانی و رفتاری» و انگیزه های اصلی آن در عنوان «مبالغه» در دو نوع اصلی و اساسی آن یعنی: معیت و ضدیت، در تمام ابعاد زندگی تبلور می یابد.

ـ زندگی تجربه ابتذال و پیش پا افتاده انگاشتن حقایق و جعلی بودن واقعیت است که دو حالت ابتذال و جعل به صورت روشمند و غیر ارادی از طریق عوامل متعددی بروز می کند که مبالغه و دادن و افزودن ماهیت و سرشت پر مایه یا بی مقدار شمردن ابتذالی از آن جمله است.

ـ عقل ما با مبالغه در برآورد نتایج و ناچیز انگاشتن قدرت و توانمندی و عناصر خود برای تحقق بخشیدن به آن نتایج خو گرفته است. از این رو حجم و بهایی که خرد ما به حقایق زندگی و رخدادها و نتایج آن می دهد به علت مبالغه آمیز بودن آن جعلی و بی مقدار است.

مبالغه در برآورد نتایج «معیت و ضدیت» نمود و جلوه زشت فراوانی در زندگی دارد که در این بحث به برجسته ترین وجوه آن که با افراط و تفریط همراه است می پردازیم:

ـ وجه اول: مبالغه در همراهی با دستاوردهای آفریده افکار ما و ضدیت با رهاورد عقل دیگران است که این وجه و جنبه مبالغه سه گونه فساد در پی خواهد داشت:

1) برآورد ذات و خویشتن خویش در سطح جعل و ابتذال در معیارها که در ارزیابی اشیاء در دو گونه «آفریده خود ما و آفریده دیگران» به کار برده می شود.

2) بروز «اقبال و ادبار»، «تعلق و صرف نظر کردن» و «تمسک و رویگردانی» مداوم و در نهایت شدت است؛

3) اعتقاد راسخ و استواری به وجود می آید که بر اساس آن باوری پدید می آید که دیگران همان تأثیر و احساس را نسبت به آن مسأله دارند، یا اینکه آن مسأله به حکم عقل و شرع و سیره عقلا بر آنان تحمیل شده است و این بدترین نماد استبداد است.

ـ وجه دوم نتایج است که این وجه نیز سه فساد در پی دارد به شرح:

1) جانفشانی تا سر حد جنون در راه تحقق بخشیدن به مقدمات با هدف دستیابی به نتایج است که فروافتادن در مهلکه های بزرگ و تحلیل رفتن توانمندی ها و هزینه هایی برتر و فراتر از مصالح و دفع مفاسد در پی خواهد داشت؛

2) نادیده گرفتن و تغافل مطلق نسبت به گردنه ها و موانع طبیعی است که بدون احتیاط های ضروری و بایسته به فروغلتیدن در اعماق می انجامد؛

3) تمسک سختگیرانه و لجوجانه به نتایج حاصله است که رهایی و توان آزاد شدن از آن را از فرد گرفته و او را از دستیابی به برترین ها با رهاوردهای بیشتر باز می دارد و در نتیجه توان و نیرویی قوی و سترگ به وجود می آورد که او را اسیر قید و بندهایی می کند و زمینه و فرصت های تحول و پیشرفت را از او می گیرد.

بهترین، آسان ترین و کارآمدترین راه برای شکار میمون این است که نارگیلی را در درون زمین (چاله) می گذارند و حفاظ و پنجره ای مقاوم دارای روزنه های کوچک بر روی آن می نهند به گونه ای که میمون بتواند دست خود را وارد روزنه پنجره کرده و به نارگیل دسترسی پیدا کند و با برداشتن نارگیل و بزرگ شدن حجم دست به علت در دست داشتن نارگیلی نخواهد توانست دست خود را از پنجره بیرون آورد. در این هنگام به علت نگاهداشتن نارگیل و عدم توان رها کردن دست خود برای نیل به امر مهم تر یعنی رهایی از دام و نجات جان خود همچنان گرفتار می ماند. به دیگر سخن نارگیلی که آن میمون در دست گرفته و بر نگاه داشتن آن اصرار دارد، خود به دامی بدل می شود و زندگی و همه چیز میمون را از او می گیرد.

این امر دقیقاً شرایط و احوال انسان و سرشت و طبیعت پست و تمایلات شدید و همه جانبه اوست و این به تالی فاسد اخیر مرتبط است.

ـ حوادث رانندگی به دلایل و عللی چون: کم توجهی، خواب آلودگی، خستگی رانندگان و رانندگی طولانی مدت رخ می دهد که اگر بی توجه به حوادث و خطرهای بزرگ که ناشی از این شیوه رانندگی و توأم با خطر و ریسک است، راننده به مقصد برسد، اما خود نشان و گواهی آشکار از ریسک و خطرپذیری انسان دارد و این امر به تالی فاسد دوم مرتبط است.

ـ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده اند: «المنبت لا ارضاً قطع ولا ظهراً أبقی؛ کسی که افراط و تندروی داشته، پشت و کمر مرکب را رنجور کرده و در عین حال مسافتی را هم طی نکرده است».

روایات بسیاری وجود دارد که بر ضرورت در پیش گرفتن صبوری و میانه روی و اعتدال و تلاش برای استراحت و پرهیز از درگیر کار شدن تأکید دارد تا از این رهگذر تجدید قوا صورت گیرد. از جمله این روایات سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله است که می فرمایند: «ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفق، ولا تکرّهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت، لا سفراً قطع ولا ظهراً ابقی؛ این دین [اسلام] استوار، حکیمانه و با متانت [و دور از افراط و تفریط] است، پس حرکت دینی شما باید با نرمش و اعتدال باشد و شما عبادت الهی را در نظر بندگان خدا سنگین و ناپسند نکنید [که با افراط و زیاده روی در عبادت چنین بینشی در دیگران پدید می آید] و در نتیجه سوارکاری خواهید شد که بر اثر فشار بر مرکب خود، آن حیوان را خسته کرده و پشت و گُرده سالمی برای حیوان باقی نگذاشته و راهی را نیز نپیموده است» (بحارالانوار، ج68، ص211).

ـ وجه سوم، تصور غیر ارادی تمام تبعات فاجعه باری است که ممکن است در پی حوادث و وقایع در ذهن ما خطور کند. مثلاً تمایلات مبالغه آمیز با هنرمندی و تردستی کامل در ربایش مخیله ما و ایجاد تصویر و تصوری فوق العاده فاجعه بار که به صورت وحشتناک و دهشتناک، برتر و بالاتر از ماهیت رخدادها باشد در آن بگنجاند و دست کم این است که نتیجه فاجعه باری که در مخیله انسان می گنجاند نه بسیار بزرگ، بلکه اندکی از ماهیت و طبیعت رخدادها و خطرها بزرگ تر باشد.

ـ در علم پزشکی اصطلاح شایع و رایج «مالیخولیا» وجود دارد و در دسته بندی ها نوعی «جنون ادواری» به شمار می رود و گاهی نیز ممکن است حالتی در برخی از پزشکان وجود داشته باشد که عبارت از این حالت است.

ـ نتیجه: هوسِ دیوانه وار و سرکش و شرور دستاوردهایی را پدید آورده، به نتایج شگفت انگیزی می رسد، اما موارد زیر را نابود می کند:

1) انسان 2) دیگران 3) نقشه کار و تلاش 4) نتیجه به دست آمده 5) فرصت های فراهم شده.