کد خبر: 8410       تاریخ انتشار: 20 اسفند 1397 - 3 رجب 1440

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی
«نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» (جلسه هفتم)

 
«قالب ها و صورت های نوعی»
 
در روز پنج شنبه 8 جمادی الثانیه 1440ق (1397/11/25) جلسه هفتم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با موضوع: «نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه «قالب ها و صورت های نوعی» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین 

ـ خدای سبحان می فرماید: «بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ؛ [نه] بلکه گفتند ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و ما [هم با] پی گیری از آنان راه یافتگانیم» (الزخرف/22). و: «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ؛ ما پدران خود را بر آیینی [و راهی] یافته‌ ایم و ما از پی ایشان راهسپریم» (الزخرف/23).

ـ در آیه دیگر فرموده است: «قُلْ کُلٌّ یعْمَلُ عَلَی شَاکِلَتِهِ؛ بگو: هرکس بر حسب ساختار [روانی و بدنی] خود عمل می کند» (الإسراء/84).

ـ در نهج البلاغه از امیرمؤمنان علیه السلام آمده است که فرمودند: «واتخذوا التواضع مسلحة بینکم وبین عدوّکم ابلیس وجنوده؛ تواضع و فروتنی را چون مرزدارانی میان خود و دشمن خود، ابلیس و سپاهش بگمارید».

ـ در جای دیگر خدای متعال می فرماید: «فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ * کَلَّا؛ اما انسان هنگامی که پروردگارش وی را می ‌آزماید و عزیزش می دارد و نعمت فراوان به او می‌ دهد می‌ گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است * اما چون وی را می ‌آزماید و روزی‌ اش را بر او تنگ می‌ گرداند می‌ گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است * هرگز [چنین نیست]» (الفجر/17ـ15).

ـ و نیز فرموده است: «وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ؛ و فروتنان را بشارت ده» (الحج/34).

ـ خبت (که اصل مخبتین است) بر زمینی اطلاق می شود که پنج ویژگی به شرح زیر داشته باشد:

1) زمین بدون پوشش و تهی از راه و گیاه و هر چیز دیگری 2) زمین هموار و فاقد کوه و دره 3) زمین پهناور 4) زمین پست 5) زمین سست و نرم.

مژده و بشارت الهی که به واسطه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رسیده است به کسانی اختصاص دارد که همانند زمین تهی و بدون راه ها و... باشند. در حقیقت چنین زمینی بی گیاه، بدون راه ها و ناهمواری ها و موارد مشابه است و مسطح و از ارتفاعات و دره خالی است، مساحت آن را نمی توان در قالب حدّ و مرز درآورد و برتری و سرسختی در آن یافت، اما غیر ممکن است انسان بتواند حقایق را از این آرایه ها بپیراید.

در اینجا به این پنج ویژگی بنیادین در مفهومِ «خبت» و عواملی که به دروغین بودن و تبدیل آن می انجامند در پنج عنوان می پردازیم:

ـ عنوان اول: تجرد است. برجسته ترین وظیفه عقل ابتدایی ما آفرینش و قالب ها و صورت ها و احکامی معمول از خلال موارد زیر می باشد:

1. ترکیب و ساخت دستاوردهای گوناگون، بلکه در بیشتر وقت ها متناقض و متعارض؛

2. ترسیخ و تأکید؛

3. پیوستگی و تعمیم بخشیدن.

ـ قالب های نوعی بارزترین عامل جعل و مخدوش کردن حقایق هستی هستند و ما از خردسالی می آموزیم که «واقعیت و رخدادها» را با محتوای سست عقلی اما کاملاً رسوخ کرده و نهادینه شده تنقیح کنیم.

ـ عقل ابتدایی ما زمانی که می کوشد بین حقیقت و محتوای عقلی تلفیق کند و پیوند زند به شکل وحشتناک و به غایت زیانبار و هولناکی شکار و قربانی می شود؛ چراکه می خواهد قالب های نوعیِ گمراه کننده در همه ابعاد را شکل دهد.

ـ عنوان دوم همواری و همسانیِ به دور از وابستگی (ضدیت و معیت) است. سیستم فعال سازی شبکه ای مرکز توجه و تحریک در عقل انسان بوده و از هشیاری و بیداری حفاظت می کند و هر اختلالی که در آن پدید آید به هشدار دادن و سپس به کما می انجامد. حسّ لامسه به طور کلی با فعالیت این سیستم و در هر سلول از بدن مرتبط است. لذا این سیستم به طور مستمر مسئول تمام گرایش ها و وابستگی های «توجه و تغافل» در عقل انسان است.

ـ انسان وقتی اتومبیلی با برند و مارک مشخصی می خرد توجه خود را در هر زمان و مکان به تمام خودروهایی که از همان برند و مارک هستند، معطوف می کند، در حالی که پیش از این نسبت به آن بی اعتنایی و تظاهر به نادانی می کرده است و این راه و روش همانی است که با تمام اشیاء در جهان خود با آن تعامل می کنیم. [از این رو عقل به تفکیک مدرکات و رخدادهایی که در می یابد می پردازد و نسبت به امور و چیزهایی که طبق باور او نیست بی توجهی و تغافل و تظاهر به نادانی می کند و با آنچه از گونه باورهای اوست کُنش متقابل خواهد داشت].

ـ بیماران آلزایمری قدرت خود را در خلق و آفرینش اطلاعات جدید از دست می دهند، اما توانمندی خود را در ایجاد اثرپذیری جدیدی از تشخیص های جدید از دست نمی دهند و اگر مطلوب یا ناپسند باشد صفت باکیفیت یا بی کیفیت به آن می دهند. بنابراین، وقتی که اطلاعات مجرد و بسیط باشد به قالب ها و صورت ها و احکام نوعی بدل نمی شوند. در اینجا باید بگویم: اطلاعات گسترده و گوناگون را و احکام مبدأی و جزئی را با «آری» می پذیریم و اثرپذیری های کلیِ سالبه و موجبه را با «نه» گفتن رد می کنیم.

ـ عنوان سوم گستردگی سعه صدر و قابلیت انبساط پذیری و فراگیربودن برجسته ترین جنبه هایی است که قالب های نوعی از جنبه عادت و خوی در آن تنگ است می توان این تنگ بودن را از رهگذر پنج عنوان تفسیر و تحلیل کرد:

1) اعتماد بر دانسته های سطحی در این زندگی بسیار پیچیده است که کوشش می شود بخشی از آن را با برآورد جهان پیچیده بدون حدّ و مرز متراکم و انباشت کرد، چراکه انباشت و دسته بندی آن خبرگی و دانسته های اندک و محدودی در پی دارد.

2) اعتماد بر دانسته های قدیمی سست و فرسوده در این زندگی با تغییرات جداً شتابنده می باشد. قابل توجه این است که به هر نظامِ به سبک قدیم می توان گروید و از آن استفاده کرد، ولی انسان از نوع قدیمی فاجعه است.

3) اعتماد بر برآوردها و تخمین و تبدیل تخمین ها به استراتژی زندگی است. خدای متعال می فرماید: «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی غَمْرَةٍ سَاهُونَ؛ مرگ بر دروغ پردازان. همانان که در ورطه نادانی بی خبرند» (الذاریات/11ـ10).

در آیه دیگر می فرماید: «وَإِنْ هُمْ إِلَّا یخْرُصُونَ؛ و جز به حدس و تخمین نمی پردازند» (الأنعام/116).

4) اعتماد بر تحقیقات و مطالعات علمی است که انبوه داده های گوناگون و دقیقی را در پی دارد، ولی به دلایل زیر عقیم است:

الف) آشفتگی منشأ؛

ب) فقدان معیارها در چگونگی استخراج و گردآوری؛

ج) پدید آوردن شرایط زمانی و مکانی و امثال آن؛

د) سطح و محتوایی که از آن برآمده؛

هـ) تاریخ مصرف و منقضی شدن اعتبار مصرف آن.

من بر آنم که غالب مطالعات علمی معاصر در انجمن های سطح عالیِ علمی جهان بر این نوع از گردآوری اطلاعات اعتماد دارد و استوار است.

5) اعتماد بر تصورات گذرا می باشد که قرآن از آن با: «رَجْمًا بِالْغَیبِ؛ تیری در تاریکی انداختن» (الکهف/22) یاد می کند.

همچنین معتقدم که این عنوان (تیری در تاریکی انداختن) نشان دهنده بیشتر مصادیق صدور احکام در زندگی است.

ـ عنوان چهارم: فروتنی و دوری جستن از اعتلا و خود برتر بینی است. ما در دادن وصف مصداق ها بر اندیشه و افکاری که در عقل مان رسوخ کرده مبالغه می کنیم، در حالی که مطلوب و پسندیده رعایت مقداری فروتنی در بصیرت است.

ـ اعتماد به نفسِ افراطی است: در این معنا به اعتماد به نفس بالا و توأم با مبالغه نیاز داریم تا در پیش قدم شدن، شجاعت در اقدام به کار و تحریک و انگیزش نفس ریسک کنیم و طبیعت عقب نشینی، تردید و در خود فرورفتگی اشیایی را که با ذات و خویشتن انسان سرشته شده است، درمان نماییم.

حفاظت و صیانت از سطح بالا و عالی اعتماد به نفس دیگر بایسته است تا از این رهگذر پایایی، مداومت، ثبات و عدم عقب نشینی در موارد پرداختن به امری یا کاری را تضمین کنیم، اما در عین حال برای شناخت، مهارت و احاطه کافیِ لازم به سطح پایینی از اعتماد به نفس نیاز داریم تا به هوشیاری کامل از تفاصیل و اهتمام ورزیدن به جزئیات کوچک و پیش پا افتاده دست یابیم؛ چیزی که در واقع خطیر باشد و نادیده گرفتن آن شکست و ناکامی در پی آورد.

باید توجه داشت که تلاش و کوشش و خیز برداشتن برای کسب مهارت های بیشتر، داشتن تواضع، از تحول یافتن اطلاعات به قالب ها و تصاویر نوعی جلوگیری می کند.

امیرمؤمنان علیه السلام در توصیف ملائکه فرموده اند: «واشعر قلوبهم تواضع اخبات السکینة؛ و قلب آنان را با تواضع و خشوع و آرامش قرین ساخت» (نهج البلاغه، خطبه90).

ـ عنوان پنجم: نرمی، انعطاف پذیری، دوری از انعطاف پذیری و قساوت و شدت و قابلیت پذیرش موارد استثنایی است.

تمام علوم و مهارت ها و تخصص ها و همه حقایق و قواعد و اصول و ارزش ها و امثال این ها باید با درجه نسبتاً بالایی از شدت و سخت گیری همراه باشد تا جایگاه خود را در زندگی به دست آورد و موضع گیری، رخدادها و گرایش ها در تمام فراز و فرود زندگی را تثبیت کند، مصالح و منافع تحقق یابد و از آن در مقابل خصومت ها و مخاطر صیانت کند. در همین حال باید با مقداری انعطاف پذیری، نرمی و همراهی توأم باشد تا با حالت های استثنایی همراهی کند همچنان که در مثال آمده: «ما من عامٍ الا وقد خصّ».

ـ خاتمه: آنچه بیان کردیم نشان دهنده جنبه نکوهیده و بد قالب های نوعی است. البته قالب های نوعی جنبه درخشانی دارد که یکجا گردآوردن تمام قواعد زندگی «مادی و معنوی» و بنیادهای دینی و عبادی است.

ـ جمله «قالب های نوعی» همیشه در معرض خطر قربانی شدن قرار دارد و علی رغم جنبه درخشانی که دارد، نقش و جنبه بدی از این واژه اذهان را همراهی می کند. کسانی که در مقام پرداختن به این موضوع از این تحقیق و تطبیق و سنجیدن و توصیف برخی رویدادها با آن بر می آیند، حتماً در دام و تله آن گرفتار می شوند؛ چراکه اقدامات را قربانی این قالب ها می دانند، در حالی که این احکام به خودی خود به نحوی نوعی است.