بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 24 شهریور 1398
بروز شده: 24 شهریور 1398
 
  کد خبر: 1412       تاریخ انتشار: 12 مهر 1385 - 10 ماه رمضان 1427









 









 

در محضر مرجعيت
شب هفتم


در شب هاي پر برکت ماه رمضان علما، فضلا، طلاب حوزه علميه، شخصيت هاي گوناگون وعموم مؤمنان به ديدار آيت الله العظمي سيد صادق شيرازي در شهر مقدس قم مي روند. طي اين ديدارها گفتگوهاي پر بهايي پيرامون مباحث علمي، فقهي، فرهنگي وتاريخي صورت مي گيرد که حاوي نکات ارزشمند بسياري است ومرجع عاليقدر نيز رهنمودها وسفارش هايي ايراد مي فرمايند.

بسم الله الرحمن الرحيم


در ابتداي اين نشست آيت الله العظمي شيرازي اين مسأله را براي مناقشه وگفتگو مطرح کردند: فرض کنيم شخص ميتي از محل ثلث اموالش وصيت کرده که مثلاً مبلغ صد ميليون تومان از اموالش را صرف نماز کنند وبا آن پول نيابتاً برايش نماز بگزارند. اين در حالي است که مبلغ چهل يا پنجاه سال نماز استيجاري از ده ميليون تومان بيشتر نمي ‌شود. در اين‌جا مجبوريم يکي از چند کاري را که خلاف متعارف است انجام دهيم:

يا برحسب متعارف اجرت بپردازيم ومثلاً ده ميليون تومان پول را صرف 40 يا 50 سال نماز استيجاري براي ميت کنيم وباقي را عليرغم وصيت ميت به ورثه‌ اش بدهيم که کاري غيرمتعارف است زيرا تصرف در مال غير محسوب مي ‌شود؛ يا اين‌که پانصد سال نماز ـ مثلاً ـ براي وي به ‌جا آوريم که اين نيز خلاف متعارف است. يا اين‌که تمام اين مبلغ را بر چهل سال تقسيم کنيم وبه اجير بدهيم تا نماز بخواند.

مسأله ديگري که در اين جلسه مطرح شد مربوط به‌ ترس روزه ‌دار از ضرر داشتن روزه براي سلامت وي بود؛ بدين معنا که آيا اين ترس در صورتي مجوز افطار است که از ناحيه خود روزه ‌دار باشد يا اين‌که فقيه به وي ‌بگويد مي‌ ترسم سلامت تو به خطر افتد؟ ديگر آن‌که اگر فقيه چنين چيزي بگويد ولي خود روزه‌ دار نسبت به اين مطلب شک داشته يا چنين اعتقادي نداشته باشد، چه ‌صورتي خواهد داشت؟

در اين جلسه همچنين روايت زير مورد بحث قرار گرفت که مرحوم کليني در کتاب شريف کافي به‌ نقل از علي ‌بن ابراهيم وپدرش آن‌را آورده است:

رواي مي‌ گويد: نزد ابوجعفر ثاني [حضرت جوادالائمه] عليه ‌السلام بودم که صالح‌بن محمدبن سهل متولي اوقاف در قم وارد شد وبه‌ حضرت عرضه داشت: مولاي من ده ‌هزار درهم از اموال را صرف کردم. لطفاً مرا از بابت اين مبلغ حلال کن. حضرت پاسخ دادند: حلال کردم. ولي هنگامي‌ که بيرون رفت، حضرت فرمودند: هر کدامشان براموال وحقوق آل محمد وايتام ومساکين وتهي دستان ودرراه ‌ماندگان مي ‌جهد وآن‌ را تصاحب مي ‌کند سپس نزد ما مي ‌آيد ومي ‌گويد: مرا حلال کن. آيا گمان مي ‌کند ممکن است به او بگوييم تو را حلال نخواهم کرد! به ‌خدا سوگند که خداي متعال در روز قيامت در اين ‌باره به‌ سختي آنان را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد.(1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. کافي، ج1، ص548 (باب ـ الفيء والأنفال و...‌، حديث27).

صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG