بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  دوشنبه 11 فروردین 1399
بروز شده: 10 فروردین 1399
 
  کد خبر: 2333       تاریخ انتشار: 21 اردیبهشت 1388 - 16 جمادي الاول 1430









 









 

مرجع عالي قدر:
مسئوليت بزرگِ امروز عراق، برخوردار کردن جوانان از فرهنگ اسلام و چهارده معصوم است



جمعي از وکلاي آيت الله العظمي سيد صادق حسيني شيرازي دام ظله در عراق در بيت معظم له با ايشان ديدار کردند.

مرجع عالي قدر طي سخناني فرمود: مسئوليت روحانيون و علما به مراتب از ديگران بيشتر و سنگين تر، و باز خواست ايشان سخت تر است. به همين نسبت، مقام و منزلت آنان نزد خداي متعال، پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله و خاندان پاکش بيشتر مي باشد. به ديگر بيان، ميان مقام و مسئوليت، تناسب وجود دارد و هر چه مقام عالم بالاتر باشد، مسئوليتش نيز بيشتر خواهد بود.

ايشان در بيان خطير بودن مسئوليت عالمان فرمود: «حارث بن مغيره» يکي از افراد مورد اعتماد از اصحاب امام صادق عليه السلام مي گويد: امام صادق عليه السلام مرا در راه مدينه ديدند و فرمودند: کيستي؟ آيا حارثي؟ گفتم: آري.

فرمود: گناهان سفيهان و نادانانتان را بر دوش عالمان تان مي نهم، سپس روانه شدند.

نزد حضرت رفته، اجازه ي ورود خواستم و به حضورشان شرفياب شده، عرض کردم: مرا ديديد و فرموديد: «گناهان سفيهان و نادانانتان را بر دوش عالمان تان مي نهم» اين سخن شما مرا سخت ترساند.

امام عليه السلام فرمودند: «آري [چنين است]، اگر آگاه شويد کسي از شما کاري ناپسند و نکوهيده انجام دهد که ما را آزرده مي کند، چه چيز شما را از نکوهش او باز مي دارد و سخني [بازدارنده و] رسا به او نمي گوييد(1)».

معظم له افزود: به يقين، امام صادق عليه السلام از ديگران به قرآن، به ويژه اين آيه آشناتر است، آن جا که خداي متعال مي فرمايند: «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَي؛(2) و هيچ کس بارِ [گناهِ] ديگري را بر ندارد».

با اين حساب، چرا مسئوليت گناهان سفيهان را بر دوش عالمان مي نهند؟

آيت الله العظمي شيرازي خود پاسخ داده، فرمودند: زيرا عالمان مي توانند نادانان را از گناه و نا فرماني و غفلت ايمني بخشند، اما عامه ي مردم، از اين توان برخوردار نيستند.

بنابراين، عالمان مي توانند فضا و شرايطي پديد آورند که از زمينه ي ارتکاب گناه توسط جاهلان بکاهند، همان کاري که رسولان و جانشينان آنان مي کردند. اين توانمندي از آن جهت است که عالمان، به شيوه ي اصلاح جامعه و در هم پيچيدن طومار گناه آشناترند.

ايشان افزود: پايداري عالمان در سلوک و اعتقاد و بازتاب آن در جامعه، تأثير فوق العاده اي در کاهش گناه و نافرماني دارد. البته اين راه، ناهموار است و با مشکلات و خستگي هاي جان فرسا همراه، اما از آن جا که عالمان تأثير بسزا و فوق العاده اي بر غير عالم دارند، لذا بر آنان است که با در نظر گرفتن مقام و منزلت خود، به چنين اقدامي بپردازند. از اين رو گفته شده است: «إذا فسد العالِم فسد العالَم؛ چون عالم فاسد بشود، جهان به فساد مي گرايد».

چندي پيش يکي از روحانيون به من گفت: مي خواهم با کمک هاي مردمي، در شهري مسجدي بسازم.

به او گفتم: به جاي ساختن يک مسجد، تلاش کن با ساختن مؤسسه اي، افراد مسجدساز بپروراني.

پرسيد: چگونه؟

گفت: حوزه اي به وسعت يک مدرسه ي علوم ديني بساز تا کساني همانند شما، از آن فارغ التحصيل شوند و مسجد، حسينيه و مؤسسه بسازند.

چنين اموري از دست عالمان بهتر و بيشتر بر مي آيد و البته کار آمدتر خواهد بود.

معظم له در همين راستا فرمود: چنان که در اصطلاح علمي آمده است، عمل به واجب مطلق، عينيت بخشيدن خارجي به آن واجب است. از جمله واجبات مطلق، اين سخن خداست که مي فرمايد: «أَقِيمُوا الدِّينَ؛(3) دين را به پا داريد».

معناي اين فرما قرآن اين است که: اي مؤمنان، عملي را انجام دهيد که ضرورتاً اقامه ي دين باشد و پوشيده نيست که دين نزد خدا همان اسلام است پس با عمل به احکام اسلام، دين به پا داشته مي شود.

ايشان در توضيح اين مطلب افزود: برپا داشتن دين، بدين معني است که مردم به واجبات عمل کنند و از محرمات دوري نمايند و در مرتبه ي بعدي، به مستحبات پرداخته، از مکروهات روي برتابند.

از مقدمات بر پا داشتن دين، صدور مجله، تأليف، سخنراني و تأسيس مدرسه، هيئت هاي فرهنگي و جز آن است.

ايشان افزود: سرورمان حضرت رسول خدا صلي الله عليه وآله بهترين الگوي ما براي برپايي دين هستند. نگاهي به سيره ي آن حضرت، اين مطلب را براي ما کاملاً روشن مي کند. به عنوان مثال، نمونه اي از سيره ي آن حضرت را بيان مي کنم. در روايات آمده است: «عبدالله بن عطاء مکي از امام باقر عليه السلام درباره ي آيه ي (وإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ...؛ آن گاه که پيامبر صلي الله عليه وآله با يکي از زنان خود رازي را در ميان نهاد) پرسيد. امام عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلي الله عليه وآله زني آزاده را به ازدواج موقت خود در آوردند و يکي از زنان خود را از اين ماجرا آگاه نمودند. آن زن، حضرت را ـ العياذبالله ـ به بدکاري متهم کرد، اما پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمودند: «اين کار برايم حلال است و ازدواجي است مدت دار، اين مطلب را پنهان بدار.» اما او راز پيامبر صلي الله عليه وآله را براي ديگري آشکار کرد(4).

ايشان ادامه داد: رسول خدا صلي الله عليه وآله اين حق را داشت که همسر خود را به کيفرِ تهمت زدن به پيامبر صلي الله عليه وآله و فاش کردن راز او، تنبيه کنند، اما چنين نکردند و تنها به باطل خواندن سخنان او بسنده نمودند.

راستي کسي چنين رفتار و تعاملي از غير رسول خدا صلي الله عليه وآله سراغ دارد؟ بي ترديد اين تعامل رسول خدا صلي الله عليه وآله الگويي براي مردان است تا چگونگي تعامل صحيح و مطلوب را با همسران خود ـ که خطايي از ايشان سر مي زند ـ بياموزند.

ايشان در ادامه ي سخنان خود فرمود: اميرالمؤمنين علي عليه السلام نيز براي ما الگويي است نيکو، چرا که در دورانِ پنج ساله ي حکومت آن حضرت، مشکلات و سختي هاي فراواني، از جمله سه جنگِ سخت و فرسايشيِ (جمل، صفين و نهروان) بر امام عليه السلام تحميل شد. با تمام اين احوال، امام موضع گيري هاي منحصر به فردي در مديريت اقتصادي، سياسي و جز آن داشت که آزادترين و ثروتمندترين حکومت هاي تاريخ، مانند آن را به خود نديده است.

بايد توجه داشت که آزادي مهم ترين عنصر در سياست است و مهمترين آن، آزادي بيان، حتي براي مخالفان است. به ديگر بيان اگر حاکم و رئيس دولت نظري دارد، مخالفِ نظر حاکم نيز حق بيان نظر خود را دارد. البته در روزگار ما، آزادي وجود دارد ولي محدود است. به عنوان مثال، اگر راهپيمايي اعتراضي صورت مي گيرد، از سوي دولت و حاکميت، محدود و مشروط است و تنها احزاب و سازمان هاي قانوني از اين حق برخوردارند، به اين شرط که طي درخواست مکتوب، محل، مسير، زمان و مطالبي که در اين راهپيمايي سر داده مي شود، مشخص گردد.

در حکومت اميرالمؤمنين علي عليه السلام چنين محدوديت هايي وجود نداشت در حالي که در چهارده قرن پيش، سايه ي سنگين ديکتاتوري بر جهان گسترده شده بود. امام عليه السلام به مخالفان اجازه دادند عليه قانوني که حضرتش وضع کرده بود، اعتراض کنند و فراتر اين که درخواست معترضان را پذيرفتند(5).

جاي سخن اين که وجود، سخن، انديشه و سيره ي اهل بيت عليهم السلام نور است، اما مردم چيزي از آنان نمي دانند، لذا روحانيون بايد نسبت به اهل بيت عليهم السلام اداي وظيفه کرده، سيره و فرهنگ آن پاکان را به مردم بشناسانند تا زمينه ي سعادتِ دنيا و آخرت آنان را فراهم آورند و توجه داشته باشند که امام رضا عليه السلام در اين معنا فرمودند: «فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا؛(6) اگر مردم زيبايي سخنان ما را بدانند، بي ترديد از ما پيروي خواهند کرد.»

آيت الله العظمي شيرازي تأکيد کرد: مهم ترين مسئوليت روحانيون، به ويژه روحانيون عراق، علي رغم مشکلات و سختي هايي که پيش رو دارند، پروراندن امت، به ويژه جوانان عراق بر اساس فرهنگ اسلاميِ تبلور يافته در رسول خدا صلي الله عليه وآله و خاندان پاک آن حضرت است. شايان توجه است که هدايت يک جوان، هدايت جوانان بسياري را در پي خواهد داشت. حال اگر جوانِ عراقي از فرهنگ اهل بيت عليهم السلام برخوردار شود، عراقِ آينده، بهشت زميني و الگوي کشورهاي مدعي تمدن و آزادي خواهد شد. افزون بر اين دستاوردها، آنان و کساني که زمينه ي راه يافتگي و پرورش آنان را فراهم آورده اند، مقام و پاداشي بس بزرگ نزد خداي متعال خواهند داشت.

ايشان در ادامه فرمود: هر چند همه ي اقشار ملت عراق، حاکم و عشاير، فرهيخته و جوان، زن و مرد مسئوليت دارند اطرافيان و هموطنان خود را با فرهنگ اسلام بپرورانند، اما مسئوليت روحانيون از ديگران بيشتر است. سختي هاي اين راه را بر خود هموار کنيد و بدانيد که پاداشي بس بزرگ نزد خداي منان داريد و اين سخن اميرالمؤمنين علي عليه السلام را هماره در نظر داشته باشيد که فرمودند: «مرارة الدنيا حلاوة ا?خرة؛(7) تلخ کامي [وسختي] دنيا [مايه ي] شيريني [وآسايش] آخرت است».

مرجع عالي قدر سخنان خود را اين گونه به پايان برد: به پيروي از سخن امام صادق عليه السلام که در آغاز سخن بيان شد، روحانيون و اهل علم به مسئوليت خود پايبند باشند تا در حد امکان و توانِ خود، بتوانند جاهلان را هدايت کنند و در شمار مقصراني قرار نگيرندکه به فرموده ي امام صادق عليه السلام بايد بار گناهان سفيهان را بر دوش کشند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) فروع کافي، ج8، ص 162 (حديث الناس يوم القيامة، ح169).

2) نجم (17)، آيه 38.

3) شوري(42)، آيه13.

4) وسائل الشيعة، ج21، ص10 (باب1 إباحتها، ح26377).

5) از امام صادق عليه السلام درباره نماز نافله در ماه رمضان در مسجد سؤال شد، حضرت فرمودند: زماني که اميرالمؤمنين علي عليه السلام وارد کوفه شدند به امام حسن عليه السلام فرمان دادند تا به اطلاع مردم برساند که در ماه رمضان نماز [نافله] در مسجد به جماعت خوانده نشود [زيرا بدعت است]. امام حسن عليه السلام نيز فرمان پدر را به مردم رساند [که ناگهان] مردم فرياد: «واعمراه، واعمراه» سردادند. چون امام حسن عليه السلام نزد اميرالمؤمنين علي عليه السلام بازگشت، امام از او پرسيدند: اين هياهوها و سر و صداها براي چيست؟ پاسخ داد: يا اميرالمؤمنين، مردم [در اعتراض به نهيِ شما] فرياد: «واعمراه، واعمراه» سر داده اند.

امام عليه السلام فرمودند: به آنان بگو: نماز بگذارند. «وسائل الشيعة، ج8، ص46 (باب 10 عدم جواز الجماعة في صلاة النافلة في شهر رمضان، ح10063».

6) عيون أخبار الرضا، ج1، ص307، (باب 28 فيما جاء عن الإمام علي بن موسي الرضا عليه السلام، ح69).

7) غرر الحکم، ص147 (طلاق الدنيا مهر الجنة، ح2676).
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG