بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 17 فروردین 1399
بروز شده: 17 فروردین 1399
 
  کد خبر: 2342       تاریخ انتشار: 29 اردیبهشت 1388 - 24 جمادي الاول 1430









 









 

حجت الاسلام والمسلمين شيرازي:
شايسته است، روحانيون و فرهيختگان در جامعه حضور داشته باشند و در ساختن و برطرف کردن نيازهاي آن بکوشند


آيت الله سيد حسين شيرازي در جمع وکلاي مرجع عالي قدر حضرت آيت الله العظمي حاج سيد صادق حسيني شيرازي دام ظله در عراق که در شهر مقدس قم با وي ديدار کردند، ضمن سخناني اظهار داشت: بي ترديد، انسان در زندگي دنيايي خود رسالتي دارد که شناختن آن، مهم ترين چيزي است که بدان دست مي يابد؛ چيزي که انسان ها غالباً در تشخيص و شناخت آن دچار خطا مي شوند. از اين رو دو عنوان «ظلوم؛ ستمگر» و «جهول؛ نادان» بر آنان بار شده، سبب زيان کاري انسان مي شود. خداي متعال در اين باره مي فرمايد: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛(1) ما امانت [الهي و بار تکليف] را بر آسمان ها و زمين و کوه ها عرضه کرديم، پس از برداشتن آن، سرباز زدند و از آن هراسناک شدند، و[لي] انسان آن را برداشت. راستي او ستمگري نادان بود.»

وي افزود: حضور در جامعه و برطرف کردن مشکلات آن، در کنار خويشتن داري، اصلاح درون و بسنده نکردن به يک نقش براي اصلاح جامعه، مسئوليت همگان، به ويژه روحانيون است. ديده مي شود که برخي از مؤمنان، روحانيون و فرهيختگان، به بهانه ي ترس، حفظ نفس يا ترس از افتادن در خطا و گناه يا ترس از آزار و متهم شدن، از ورود به جامعه خودداري مي کنند. البته بسياري از پرهيزگاران که در پي پيراستن نفس خود هستند، اين رويه را بر مي گزيند، اما اين شيوه از سوي دين، نفي شده است.

بنابراين، انسان بايد وارد جامعه شده، به ايفاي مسئوليت خود بپردازد و اگر هزار بار دچار خطا و لغزش شود، هزار و يک بار به درگاه خداي مهربان توبه کند، چرا که با توبه ي راستين، انسان به منزلتي والاتر و برتر از منزلت فعلي اش دست مي يابد. خداي متعال درباره ي پدرمان حضرت آدم عليه السلام مي فرمايد: «وَعَصَي آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَي ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَي؛(2) و [اين گونه] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بيراهه رفت. سپس پروردگارش او را برگزيد و بر او بخشود و [وي را] هدايت کرد.»

ايشان در اين باره به سخني از اميرالمؤمنين علي عليه السلام استناد کرد که مي فرمايد: «توبوا إلي الله عزّ وجلّ وادخلوا في محبّته، فإنّ الله عزّ وجلّ يحبّ التوّابين؛(3) به درگاه خداي ـ عزوجل ـ توبه کنيد و در محبتش وارد شويد، چرا که خداي ـ عزوجل ـ توبه کنندگان را دوست مي دارد».

وي افزود: ما الگوهايي برتر همچون معصومان عليهم السلام داريم، آنان در جامعه حضور داشتند، با تمام موانعي که وجود داشت، به مصاف مشکلات مي رفتند. به عنوان مثال، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در خطبه ي خود به اين مطلب تصريح کرده اند که رسول خدا صلي الله عليه وآله سنگين ترين و سخت ترين مأموريت ها را به اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي سپردند، آن جا که مي فرمايد: «کلما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها الله أو نجم قرن الشيطان أو فغرت فاغرة من المشرکين قذف أخاه في لهواتها؛(4) هر آتشي که مي افروختند، خدا آن را خاموش مي کرد و [آن گاه که] شيطان سر بر مي افراشت يا دهاني از مشرکان [براي دشمني و توطئه بر ضد اسلام] گشوده مي شد، [پدرم] برادر خود [علي] را به مصاف آن مي فرستاد».

آيت الله شيرازي در اين راستا اظهار داشت: در حاکميت هاي خودکامه، به علت کشتار، اعدام، شکنجه و تبعيد از سوي حاکم خودکامه، مؤمنان و فرهيختگان از پذيرفتن مأموريت ها و مسئوليت هاي اجتماعي، خودداري مي کنند و در روزگاري که آزادي و فضاي بازِ نسبي وجود دارد، سستي ورزيده، [حداکثر] يک مسئوليت را بر عهده مي گيرند. اين شيوه در واقع گناه به شمار مي رود و کسي که از پذيرفتن مسئوليت سر بر مي تابد، بدين معناست که عمل صالحي انجام نمي دهد و البته چنين کسي مقصّر و مسئوليت ناپذير است و همه چيز را بي مقدار مي انگارد.

وي تأکيد کرد: روحانيون بايد با الگوگيري از رسول خدا صلي الله عليه وآله حضوري چشمگير در جامعه داشته، در ساختن، پرورش و رفع نيازهاي آن سهيم باشند، چرا که آن حضرت در مسائل ابتدايي نيز همکاري مي کردند. در روايات آمده است: «رسول خدا صلي الله عليه وآله در سفري به اصحاب خود دستور دادند تا گوسفندي را سر ببرند. اصحاب نيز کار را ميان خود تقسيم کردند، بدين ترتيب که يکي کار سربريدن، ديگر پوست کندن و آن ديگري قطعه قطعه کردن و فرد ديگر، کار پختن گوسفند را برعهده گرفت. رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمودند: من نيز مي روم تا هيزم جمع کنم. اصحاب گفتند: اي رسول خدا، پدر و مادرمان به فدايت، خويش را خسته نکنيد، ما خود به اين کار مي پردازيم. پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود: مي دانم که شما به جاي من اين کار را انجام مي دهيد، اما خداي ـ عزوجل ـ آن بنده اي را که با ياران خود باشد، و [به هنگام کار به گوشه اي خزيده] تنها نِشيند، خوش نمي دارد. آن گاه براي جمع آوري هيزم، روانه شدند.(5)»

معظم له تأکيد کرد: با توجه به شرايط حساس موجود، به ويژه در عراق، شايسته و بايسته است که روحانيون، فرهيختگان و مؤمنان، هر يک در حد توان خود، نقش هاي متفاوت و متعددي در جامعه ايفا کنند و به يک يا دو مسئوليت ـ هر چند که بزرگ باشد ـ بسنده نکنند و البته به هياهويِ غوغاگران بي اعتنا باشند، چرا که خداي سبحان، فردا ما را بازخواست خواهد کرد.

حضرت حق ـ جل و علا ـ درباره ي پيمان هايي که از انسان گرفته، خواهد پرسيد، چنان که خود مي فرمايد: «وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً؛(6) و به پيمان [خود] وفا کنيد، زيرا که از پيمان، پُرسش خواهد شد».

نيز مي فرمايد: «وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْکِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْکُمْ کَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ؛(7) و چون با خدا پيمان بستيد، به پيمان خود وفا کنيد و سوگندهاي [خود را] پس از استوار کردن آن ها مَشکنيد، با اين که خدا را بر خود ضامن [وگواه] قرار داديد، زيرا آنچه را انجام مي دهيد، مي داند».

ايشان افزود: بدانيد که اقدام به رفع نياز و حل مشکلات جامعه و نيز همکاري و سهيم شدن در ساختن و اصلاح آن، از ويژگي هاي مؤمنان است؛ همان هايي که خداي متعال در توصيفشان مي فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ؛(8) در حقيقت کساني که گرويده و کارهاي شايسته کرده اند، آنانند که بهترين آفريدگانند.»

 

 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
1) احزاب (33)، آيه77.

2) سوره طه (20)، آيه121 ـ 122.

3) الخصال، ج2، ص622 (باب الواحد إلي المائة).

4) الاحتجاج، ج1، ص100 (احتجاج فاطمة الزهراء عليها السلام).

5) مکارم الاخلاق، ص251.

6) سوره اسراء (17)، آيه 34.

7) سوره نحل (16)، آيه91.

8) سوره بينة (98)، آيه7.
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG