بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  شنبه 25 آذر 1396
بروز شده: 23 آذر 1396
 
  کد خبر: 5811       تاریخ انتشار: 21 مرداد 1396 - 19 ذي القعدة 1438









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه بیستم)


«حلقه ی ارتباط و فاصله ی بین محرک و پذیرنده»
 
در روز پنج شنبه 3 ذی القعده 1438ق (1396/5/5) جلسه بیستم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اعضای دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «حلقه ی ارتباط و فاصله ی بین محرک و پذیرنده» پرداختند که به صورت چکیده به بخشی از بیانات ایشان اشاره می گردد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی محمد وعترته الطاهرین، ولعنة الله علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین
 
خدای تبارک و تعالی می فرماید: «بَلِ الإِنسَانُ عَلَی نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ * وَلَوْ أَلْقَی مَعَاذِیرَهُ؛ بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است * هر چند در ظاهر برای خود عذرهایی بتراشد» (القیامة/15و14).

در آیه ای دیگر می فرماید: «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ؛ تا بر آنچه از دست‌ شما رفته، اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‌ شادمانی نکنید» (الحدید/23).

و نیز می فرماید: «لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ؛ نه ستم می ‌کنید و نه ستم می ‌بینید» (البقرة/279).

در این آیه اطلاق و عمومِ بی نهایت وجود دارد، از آن جمله است قاعده ی «حذف متعلق، افاده ی عموم می کند».

شاهدِ سخن در بخش پایان آیه است؛ اینکه «لا» ممکن است نافیه و یا ناهیه باشد که سخن بر آن منعقد می شود.

خدای عزوجل می فرماید: «وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ؛ و او را به خیر و شرش هدایت نمودیم» (البلد/10).

نیز حضرت باری تعالی فرموده است: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا؛ ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس» (الإنسان/3).

و در جای دیگر می فرماید: «وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُرْ؛ و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است، پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند» (الکهف/29).

از سخنان امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که می فرمایند: «إن الله سبحانه أمر عباده تخییراً ونهاهم تحذیراً... ولم یُعصَ مغلوباً... ولم یُرسل الانبیاء لعباً ولم ینزل الکتب للعباد عبثاً؛ خدای سبحان به بندگان فرمان داد، اما آنان را آزاد قرار داد و آنان را هشدارگونه نهی فرمود و به جهت نافرمانی اش مغلوب کسی نشده است؛ پیامبران را به بازی برای مردم گسیل نداشت و کتاب های [آسمانی] را بیهوده فرو نفرستاد».

ـ اگر انسان از خود اختیار نداشته باشد جبر در کار بوده و ارسال پیامبران و کتاب های آسمانی کاری بیهوده است.

ـ در کتاب شریف کافی از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده که فرمودند: «أیها الناس، اعلموا أنه لیس بعاقل من انزعج من قول الزور فیه؛ ای مردم، خردمند نیست کسی که از سخن ناروا نسبت به خود ناراحت شود».

ـ عملیات نفسانی که به تفاعل (توجه و واکنش) می انجامد، را می توان در هفت عنوان منحصر کرد:

1) تنها عامل اجتماعی و آن «فشار اجتماعی» از سوی افراد، گروه ها، کشورها و رژیم هاست.

2) انرژی مغز است. دینامیسم مغز گرما تولید می کند و این گرما تفاعل و حرکت را به وجود می آورد. حرکت شامل سیستم مرکزیِ موارد زیر است:

الف) نخاع شوکی (مغز حرام)؛

ب) تنه ی مغزی؛

ج) مخچه؛

د) مغز.

این سیستم نقش بسیار بزرگی دارد.

3) وراثت و ژن است: در این مقوله ویژگی ها و خلق و خو به وسیله ی «DNA» از پدران به فرزندان منتقل می شود و به منزله ی کلماتی است از حروف ساخته شده و جمله هایی که فراهم آمده ی از کلمات است و به هیچ وجه انرژی به حساب نمی آید.

4) هرمون است؛ این مورد از طریق یک سری غده ی درون ریز (حدود هفت غده) هرمون ترشح می کند که اهمیت و تأثیر زیادی بر روان دارد. در طب یونانی از روزگاران کهن معتقد بوده اند که مزاج (طبیعت) ما مسئول کنش و واکنش و بی قراری و ناپایداری روانی هستند.

5) دانش است که اطلاعات کهن و نوین، خرد و کلان را دربر می گیرد که در صورت تشکیلات و جریان یافتن، عکس العمل آگاهانه و ناآگاهانه در پی دارد. دانش گوناگون و متعدد، پدید آورنده ی نظریه است و نظریه ها بُن مایه ی تمام تفاعلات می باشد.

6) غریزه است که نیرویی نهان و خفته در درون و نفس می باشد. هر غریزه تفاعل و تمایل به حرکت و فعالیت دارد اگر:

الف) بیدار شود؛

ب) آزاد شود؛

ج) تحریک شود.

بدین ترتیب به بزرگ ترین و قدرتمندترین نیروی محرکه ی فضائل و رذائل بدل می شود.

7) محرک و پذیرنده است. عده ای از نابغه های روان شناسی و برخی از نوابغ بی همتای دانشِ توسعه ی بشری برآنند که در میان هفت عامل یادشده این عامل در تفاعلات روانی مهم ترین به شمار می رود.

ـ به نوشته ی مجله ی تایم «استیون آرکوفی» یکی از 25 آمریکایی است که اثرگذارترین فرد به شمار می روند. او در کتاب خود به نام «عادت هشتم» می نویسد: «یکی از تجربیاتی که مرا سخت تکان داد و عمیقاً تحت تأثیر گذاشت این عبارت بود: بین محرک و پذیرش فاصله ای قرار دارد و در این فاصله است که آزادی و قدرت ما برای «نه» گفتن و نپذیرفتن شکل می گیرد و در این انتخاب تحول و خوشبختی ها نهفته است». از این قبیل موارد بسیار فراوان است.

ـ گوینده بر آن است که در اینجا «مساحت» و «واسطه» ای که وجود دارد میان انگیزش و پذیرش به صورت تمایلات پنهان و ناآگاهانه، یا در نظریه های راسخ و آگاهانه بروز می کند.

توجه، اهمیت دادن و صیانت و حفاظت از آن مساحت و واسطه، مهم ترین چیزی است که انسان در زندگی خود آن را تحقق می بخشد.

خدای متعال در قرآن کریم، پس از یازده بار سوگند پیامی می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا؛ هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد» (شمس/9).

این واسطه، همانند واسطه ی بین «مسند و مسند الیه» می باشد که جمله ها بدان قوام می یابد.

ـ برای شرح این «مساحت» و «وساطت» هشت تأمل فوق العاده مهم و مفید وجود دارد که اصول و قواعد این نظریه به ترتیب زیر است:

یک) تمام نعمت های الهی در گرو یک نعمت است و آن هم نعمت «آزادی انتخاب» و به بیان دیگر «آزادی واکنش»، «آزادی انفعال پذیری و عدم آن» یا آزادی انتخابِ «کیفیت انفعال» می باشد.

دو) همه ی آفریدگان ابزار واکنش و ابزار تفاعل و پذیرش هر محرک در زندگی هستند. در مقابل، انسان این گونه آفریده نشده است و همانند آفریدگار خود «فاعل مختار» است و منفعل و مجبور نیست، بلکه افزون بر اختیار آفرینی، خود پدید آورنده ی اختیار است و کارگاهی برای ساختن فرصت ها و تبدیل آن به گزینه های سرشار از زندگی است و چنان چشمه ای است که کاستی و خشکی نپذیرد.

سه) صرف فراوانی و بزرگی انرژی حتی امری خرد و کوچک را تحقق نمی بخشد، ولی اندکی از ایمان و باور به «آزادی انتخاب» برای به عینیت رساندن امور بزرگ کفایت می کند.

سوخت و انرژی در واقع همان موهبت ها و عناصر و توانمندی هایی است که انسان از آن برخوردار است. مردم هماره گلایه می کنند بیش از کاری که انجام می دهند توان و انرژی دارند و بر این باورند که در صورت به دست آوردن فرصت می توانند کارهای مهمی بکنند، مشروط بر این که زمینه برای فعالیت داشته باشند و معتقدند «یک دست صدا ندارد».

چهار) هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند در زندگی به انسان صدمه بزند و زیان وارد کند یا منفعت و سودی را از او باز دارد و این منافع زمانی تحقق می یابد که انسان مصیبت های روزگار و تعدی دیگران را تحمل کند و این رفتارها و کنش ها را نادیده بگیرد. البته اثر منفی و زیان رسیدن از رهگذر این آفت ها را نباید انکار کرد، اما محال است که این موانع، از آزادی ها و محدود کردن انتخاب ها هرچند اندک بکاهند و سرکشان و طاغوتان نیز از گرفتن حق انسان در آزادی انتخاب، ناتوانند.

پنج) مهم ترین عوامل «خود محدود کردن» و «محدود کردن آزادی انتخاب» با مقوله ی پذیرش ارتباط دارد که سه مورد است:

1) عامل ژن و وراثت است؛

2) محیط زیست که انسان در آن پرورش یافته مانند: خانواده، جامعه و مدرسه است؛

3) زندگی و پیچیدگی ها و ضدیت های آن است.

این سه عامل، پیامد و نتیجه ی باورهای فوق العاده باطل و بی اساس است که عمده ی آنها ده مورد است.

شش) باورهای ده گانه ی باطل به شرح زیر است:

1) ما محکوم شرایط فعلی و گذشته هستیم؛

2) ما محکوم میراث پیشینیان خود هستیم؛

3) اثرگذاری دیگران؛

4) نحوه ی رفتار دیگران با ما؛

5) شیوه ی تعامل آنان در زندگی؛

6) اسیر بودن در چمبره ی امکانات و توانمندی های اندک مادی و معنوی؛

7) ضرورت عدم اعتماد جز در مورد شایستگانِ اعتماد؛

8) باور به مثلِ «صدا نداشتن یک دست»؛

9) روحیات و اخلاقیاتِ شکست خورده ناموفق؛

10) ما همیشه محکومان شر هستیم.

هفت) مهم ترین عوامل ملامت دیگران به شرح زیر است:

1) نداشتن دیدگاه شفاف و روشن از اهداف؛

2) فقدان علاقه و اهتمام ورزیدن؛

3) عدم شناخت از افراد و کار؛

4) نگماردن افراد شایسته در موقعیت های مناسب؛

5) عدم بازخواست، پیگیری و ارتباط؛

6) دوگانگی تعامل و برخورد میان خود و مردم؛

7) عدم همکاری میان خود و دیگران؛

8) حرص، طمع و سیری ناپذیری.

هشت) نفس دو مرحله دارد:

1) مرحله ی آستانه و درک؛

2) مرحله ی تفاعل، پذیرش و فعالیت. بنابراین، اگر عامل انگیزش از آستانه ی درک فرا نرود و با پذیرش و عکس العمل همراه نشود بُعد روانیِ درکشان فعال نخواهد شد.

حضرت والد (آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله) از مرحوم والد خود (حضرت آیت الله العظمی سید میرزا مهدی حسینی شیرازی) نقل می کنند که مرحوم آیت الله العظمی شیخ محمد تقی شیرازی (رهبر قیام مردم عراق در سال 1920 میلادی بر ضد استعمار انگلیس) همه روزه در حرم امام حسین علیه السلام نماز جماعت اقامه می کردند. روزی پس از اتمام نماز، نمازگزاران مشغول تعقیبات و ذکر بودند که لوستر آویخته شده از سقف حرم مقدس کنده شد و با صدایی مهیب و وحشتناک به زمین خورد. در نتیجه حاضران ترسیدند و برخی بیهوش شدند؛ اما ایشان هیچ توجهی به حادثه ی وحشتناک یادشده نداشتند.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG