بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  پنج‌شنبه 26 مهر 1397
بروز شده: 26 مهر 1397
 
  کد خبر: 6011       تاریخ انتشار: 22 مهر 1396 - 23 محرم الحرام 1439









 









 

آیت الله العظمی شیرازی در دیدار حجت الاسلام والمسلمین مهتدی:
تشیع، از مصونیت، حفاظت و امداد نیروی غیبی برخوردار است و فرجام تشکیک، نومیدی و نابودی است


در روز 19 ماه محرم الحرام 1439ق (1396/7/18) حجت الاسلام والمسلمین شیخ عبدالعظیم مهتدی بحرانی، از وکلای مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در کشور بحرین، در بیت معظم له با ایشان دیدار کرد.

در آغاز این دیدار سخنانی درباره ی تبلیغ، رسانه، فرهنگ و مقوله ی نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام و همچنین مطرح شدن شبهات و پاسخ به آن ها مطرح شد.

حضرت آیت الله العظمی شیرازی در این دیدار فرمودند: حقیقت این است که «البلاغ المبین؛ ابلاغ رسا و روشن» باید صورت پذیرد، چراکه این امر، رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام بوده است. مسلم این که اگر «بلاغ مبین» نمی بود هرگز اسلام منتشر نمی شد و مردم نیز پاسخ روشن و هدایت نمی شنیدند و به شبهه ها پاسخ داده نمی شد.

ایشان فرمودند: مرحوم اخوی (آیت الله العظمی سید محمد شیرازی قدس سره) و شهید آیت الله سید حسن شیرازی قدس سره و چند تن از دوستان، زمانی در کربلای معلی به تألیف و چاپ کتاب مشغول بودند و پنج مجله ی فرهنگی، فکری و اخلاقی را منتشر می کردند که از آن جمله مجله ی «الثقافة والآداب» بود. این فعالیت در زمانی صورت می گرفت که در کل عراق چاپ و نشر کتاب های اسلامی بسیار اندک بود. در آن زمان تیراژ مجله ی یادشده پنج هزار نسخه بود که به منظور آگاه سازی مردم، به ویژه جوانان تهیه، چاپ و منتشر می شد.

مرجع عالیقدر در ادامه فرمودند: در آن زمان جوان بودم. روزی برای توزیع کتاب به کتابخانه ی المثنی که در آن زمان در سراسر عراق شعبه داشت به بغداد رفتم تا با آن کتابخانه که صاحبش مسیحی بود قراردادی تنظیم کنم. او نیز پذیرفت که آثارِ در اختیار را به طور امانی با سود 40 درصد بفروشد. من که به دادن سود بیشتر از این راضی بودم پذیرفتم و مهم این بود که کتاب ها به دست مردم و اهل مطالعه برسد. به هر حال 950 نسخه از کتاب را به او دادم و 600 نسخه ی آن را فروخت و باقی را بازگرداند. همزمان از سراسر عراق برای تهیه ی کتاب ها تماس های فراوانی صورت می گرفت. این موضوع مربوط به سال 1960 میلادی می باشد.

آن گاه معظم له توضیح داده، فرمودند: مقوله ی نشر، بسیار جدی و ضروری است. علی رغم این که در روزگار ما بر ضد شیعیان و تشیع شبهه پراکنی می شود، نگران تشیع نیستم، چراکه تشیع از دیرباز تا به امروز همانند کوه، محکم و استوار است. روشن باشد در هر زمانی تشکیک کننده و شبهه آفرینان وجود داشته اند که برخی از اصحاب امامان علیهم السلام بودند. از جمله می توان به «ابن ابو عذاقر شلمغانی» و چهار تن دیگر اشاره کرد که در دوران 69 ساله ی غیبت صغری زندگی می کردند. شیعیان همگی و در هر خانه ای کتاب های آنان را می خواندند، اما وقتی که منحرف شدند شیعیان کتاب های آنان را از خانه های خود بیرون افکندند. سرانجام آنان سرنگون شدند و به پایان کار خود رسیدند و اعتقاد پاک تشیع تا امروز پابرجا و استوار مانده است.

آیا منحرفانِ عصر ما در جامعه ی شیعی در حد و به قدرت شلمغانی هستند؟ مسلم این است که امروزه منحرفان تأثیر اندکی بر اندک شمارِ شیعیان دارند، وانگهی جمعیت فراوانی از پیروان دیگر مذاهب هستند که به اینان و سایر شبهه آفرینان توجهی ندارند و به آنان اهمیت نمی دهند. چیزی که اینان از آن غافل هستند این است که آن ها خود را تباه می کنند و مذهب همچنان پایدار است، زیرا در اعماق وجودِ خداباوران ریشه دارد.

مرجع عالیقدر تأکید کردند: دنیا میدان و عرصه ی آزمون است و من به روشنی می بینم که آینده برای این مذهب (تشیع) و لوازم، شعائر، عقاید، فقه و اخلاقِ آن است و همه ی تلاش دشمنان داخلی و خارجی این مذهب با ناکامی روبروست، چراکه آنان به جهت شبهه افکنی و ایجاد شک در میان مردم پشیمان خواهند شد، چنان که پیشینیان آنها پشیمان شده اند. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد و دستخوش غفلت و بی توجهی نشود این است که اهل بیت علیهم السلام بالاتر و فراتر از آن هستند که این شبهه افکنی ها و تشکیک ها بر چهره ی نورانی آنان غبار کدورت و تیرگی بنشاند و اگر مخالفان و شبهه افکنان نخواهند این مطلب را درک کنند به خودشان مربوط است.

به هر صورت مقوله ی تألیف، تصنیف، نشر کتاب و گفتگو با مردم و پرهیز از سستی ورزیدن در امر تبلیغ بایسته و شایسته است و بدانیم کتاب، اهمیت و اثر فوق العاده ای در هدایت مردم دارد.

معظم له افزودند: چند ماه قبل یکی از عالمان بزرگ سلفی که هشتاد سال از عمر خود را سپری کرده و به مذهب حق اهل بیت علیهم السلام، مذهب تشیع گرویده بود نزد من آمد. این عالم هشتاد ساله می گفت: کتاب هایی از شیعیان را خریدم تا از میان و لا به لای آن مطالبی به دست آورم و بدین وسیله بر شیعیان بتازم.

اما خود از این رهگذر به نور اهل بیت راه یافت. این شخصیت را همگان می شناسند و شما می شناسید. او در حرم ملکوتی امام حسین علیه السلام تشیع خود را اعلام کرد و خبر آن از تمام رسانه های دیداری در سراسر جهان منتشر شد. این عالم، اهل مصر و مقیم آمریکاست. او در ساختن مسجدی در آمریکا شرکت داشت و سهیم بود و در همین مسجد امامت جماعت هزاران نفر را بر عهده داشت که بعدها آن را از دست او گرفتند. در ماه رجب گذشته ارتباطی تلفنی با او داشتم. در این گفتگوی تلفنی گفت: من مثل ابوذر غفاری شده ام.

به او گفتم: اوضاع تو به مراتب بهتر از شرایط ابوذر است، چراکه او از گرسنگی مُرد و تو در رفاه و آسایشِ کامل روزگار می گذرانی.

در واقع این وضعیت او و اوضاع مشابه، آزمون حقیقی خدای متعال است تا حدّ و مرز استقامت و پایداری ایشان را به آنان بنمایاند. حقیقت این است که اگر فردی با کتابی از شما هدایت یابد از تمام هستی دنیا برای شما بهتر است. تردیدی نیست که در روز قیامت همگی ما در پیشگاه خدای متعال می ایستیم و تنها چیزی که در آن عرصات به سود ما خواهد بود و از آن بهره مند می شویم، خدمتی است که در این دنیا به دین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام می نماییم.

مرجع عالیقدر توضیح دادند و فرمودند: پس از به شهادت رسیدن امام کاظم علیه السلام جریان واقفیه به وجود آمد. در جمع آنان بزرگانِ راویان شیعه قرار داشتند و افرادی از آنان از وکلای امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام بودند، اما امامت امام رضا علیه السلام را نپذیرفتند و آن را انکار کردند. اینان زمانی امامت آن حضرت را انکار کردند که رسول خدا صلی الله علیه وآله امامان معصوم را شمرده بودند و امام رضا علیه السلام را هشتمین آنان بر می شمردند. اما آنان در این آزمون سربلند برنیامدند، بلکه امامت را انکار و اندک شماری از شیعیان را گمراه کردند.

آنان مُردند و فراموش شدند و یادی از آنان نماند، ولی قافله ی تشیع استوار و پابرجا، بدون اینکه شبهه افکنی واقفی ها آن را متزلزل کند تا امروز زنده و پر ابهت و با شکوه، پویا و پایاست. البته دیگرانی که به نیکی از عهده ی آزمون بر نیامدند نیز به سرنوشت واقفی ها گرفتار شدند.

اسفبار این است که منحرفان معاصر، از گذشتگان خود عبرت و از سرنوشتشان درسی نگرفتند. از ابتدای آفرینش بشر و آغاز تاریخ این غفلت و انحراف وجود داشته است. باید توجه داشت که جهل، غفلت، غرور، دنیاپرستی و خودنمایی بیماری ای کشنده و نابود کننده است. امید این که خدای منان مؤمنان را در هر جا و زمانی از آفت های آن در امان بدارد.

معظم له افزودند: حتماً شما نام کِنِدی فیلسوف را شنیده اید. او در زمان امام هادی علیه السلام می زیست. بی دینی را برگزیده بود و در بغداد زندگی می کرد. او هفت سال عمر خود را برای نگاشتن کتاب «تناقضات القرآن» صرف کرد و نتیجه ی کار هفت ساله ی خویش را به اطلاع یکی از شاگردان خود رساند.

آن شاگرد، بدون اطلاع کِندی و مخفیانه به سامرا رفت و با امام هادی علیه السلام دیدار کرد و ماجرای کتاب کندی را با آن حضرت در میان گذاشت. امام علیه السلام بر اساس باورهای کِندی یک سطر به او پاسخ دادند و فرمودند: برای تحقق تناقض پنج شرطِ: وحدتِ مکان، وحدت زمان و جز آن وجود دارد و نظریه ی وجود «تناقض در قرآن» که بدان باور داری وجود خارجی پیدا نکرده است.

آن شاگرد نزد کِندی بازگشت و بدون ذکر نام، سخنان امام علیه السلام را برای او بازگفت. کِندی کمی درنگ کرد و گفت: این سخن دقیق و بزرگ از تو نیست، بلکه سخن کسی است که بر حقایق احاطه دارد و این شخص در سامرا زندگی می کند و به طور دقیق و مشخص علی بن محمد هادی است.

شاگرد حقیقت ماجرا را برای او گفت و کِندی بر آن شد که نتیجه زحمت های چندین ساله ی خود را در آتش بسوزاند.

ایشان در ادامه فرمودند: این عالمان شناخت قلبی از مقام امامان ما داشتند، اما این که کسی جهل و کج فهمی خود را بر ضد امامان و مقام آنان در قالب بحث علمی بپراکند و شیعه نیز باشد، بسیار تأسف انگیز است. در واقع اینان چیزی را دریافته اند، ولی چیزهایی از دست داده اند. حقیقت این است که افرادی از این دست هنوز درنیافته و به واقعیت پی نبرده اند که مذهبِ ناب تشیع در برابر شبهه افکنی ها و ایجاد شک قدمی را پس نمی نهد، زیرا درون تشیع قدرتی غیبی وجود دارد که تا روز ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سپردن پرچم به آن حضرت از آن صیانت و حفاظت می کند.

حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در پایان سخنان خود تأکید کردند و فرمودند: بسیاری از شخصیت ها، رژیم ها و احزاب با تشیع سرِ ستیز و دشمنی فراز کردند و سرانجام به بوته ی فراموشی سپرده شدند. در مقابل، مذهب تشیع بدون بازگشت همچنان پایا و پویا پیش می رود، چنان که امام حسین علیه السلام فرمودند: «ومن تخلف لم یبلغ الفتح؛ و هرکس باز ماند به پیروزی نخواهد رسید».

آن گاه حجت الاسلام والمسلمین مهتدی گفت: امت مسلمان به این اندیشه ها نیازمند هستند. ای کاش شبهه آفرینان و تشکیک کنندگان اندیشه ی شیعی را بپذیرند، خدا شما را از هر گزندی ایمن دارد.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG