بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397
بروز شده: 4 اردیبهشت 1397
 
  کد خبر: 6310       تاریخ انتشار: 4 دی 1396 - 6 ربيع الثاني 1439









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه بیست و نهم)


«سطحی بودن جوامع ایمانی»
 
در روز پنج شنبه 25 ربیع الأول 1439ق (1396/9/23) جلسه بیست و نهم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اعضای دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «سطحی بودن جوامع ایمانی» پرداختند که به صورت چکیده به بخشی از بیانات ایشان اشاره می گردد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین
 
خدای متعال می فرماید: «وَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَینَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَینَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و در میان دل هایشان الفت انداخت که اگر آنچه در زمین است همه را خرج می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت برقرار کنی، ولی خدا بود که میان آنان الفت انداخت، چراکه او توانای حکیم است» (أنفال/63).

نظرم بر این است که رسول الله صلی الله علیه وآله از آن جهت این گونه مورد خطاب قرار گرفته است که این حالت و ویژگی، به مؤمنان اختصاص دارد.

در آیه ی دیگر می فرماید: «إِنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْوٌ؛ زندگی این دنیا لهو و لعبی بیش نیست» (محمّد صلی الله علیه وآله/36).

نیز فرموده است: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ؛ بدانید که زندگی دنیا در واقع بازی است» (حدید/20).

همچنین می فرماید: «وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ؛ و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست» (أنعام/32).

و فرموده است: «وَمَا هَذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ؛ این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست» (عنکبوت/64).

برآنم که بسیار اندک مردمی هستند که بتوانند از عهده ی این بازیِ سخت و پیچیده بر آیند.

در آیه ی دیگر از قرآن کریم می خوانیم: «وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا؛ و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید» (حجرات/13).

ـ امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهما السلام می فرمایند: «یا أشباه الرجال ولا رجال، حلومَ الأطفال؛ ای بسانِ مردان که از مردان نیست و ای کودک فکران (اندیشان)».

نیز می فرمایند: «إنّ ید الله مع الجماعة؛ دست خدا با جماعت است».

همچنین فرموده اند: «والله إنّ هؤلاء القوم سَیدالون منکم باجتماعهم علی باطلهم وتفرقکم عن حقکم؛ به خدا سوگند، می بینم که بعدها این قوم [و جماعتی] که بر باطلند [سپاه معاویه] بر شما غالب خواهند شد، زیرا اینان در باطل بودن خود همبستگی دارند و شما بر حقانیت خود گرفتار تفرقه و پراکندگی هستید».

ـ مهم ترین فعالیت و تلاش در هستی به وجود آوردن «دسته» و «جماعت» است. این فلسفه ی اصلی و اساسی خدای متعال در چندگانگی و تنوعی است که حضرتش از آفریدن و ایجاد ملت ها و قبیله ها لحاظ داشته و مسئولیت این امر را بر عهده ی خود انسان نهاده است.

ـ جماعت، قدرتمندی و توانمندی استواری به حیات و زندگی خود می بخشد. این امر از رهگذرِ پنج عنوان مهم به مفهوم مطلق در زندگی صورت خارجی می پذیرد که به شرح زیر بیان می شود:

ـ عنوان اول: شتاب گرفتن، برانگیخته شدن و شور و خروش یافتن برای فرورفتن و غوطه ور شدن در ژرفای زندگی از طریق الهام گیری از زندگی و کسب صلابت کافی و بایسته برای مبارزه با خشونت و قساوت فراوان زندگی می باشد. لذا احساس رسیدن به فرجام کار، تمایل به ریسک و ماجراجویی و آمادگی برای پذیرش خطر را افزایش می دهد. این فرایند «خودآگاه و ناخودآگاه» خوانده می شود و زمانی به حدّ اعلای خود می رسد که در چارچوب فعالیت های گروهی و عملکرد گروه ها باشد.

ـ عنوان دوم: حمایت و ایجاد مقاومت در برابر خطرهای بی نهایت و پایان ناپذیر است مخصوصاً از نوع خطرهای سنگین آن که ممکن نیست انسان بتواند آن را پیش بینی کند یا حتی در صورت انتظارِ وقوع، بتواند بر آن چیره شود.

ـ عنوان سوم: آماده سازی، آسان سازی و روان سازی است که گروه ها و جماعت ها برای افراد گروه خود تدارک می بینند. از این رو موفقیت فراهم آمده از طریق فعالیت گروهی به چند جهت از موفقیت های فردی برتری دارد، مانند: 1) حجم 2) آثار 3) دوام و پایداری.

علی رغم موانع و دست اندازهایی که پیامد فعالیت های گروهی می باشد، تمام این موانع و مشکلات، پیش درآمدِ کار است و به مرحله ی تحقق اهداف و نتایج نمی رسد.

ـ ملاحظه: فشار گروه و جماعت ممکن است در برخی فعالیت ها موجب مسدود شدن، به زنجیر کشیده شدن و در قید و بند مستمر قرار گرفتن شود، اما همانند نیروی جاذبه عمل می کند، به این معنا که نیروی جاذبه اگرچه انسان را زمین گیر می کند و یک جا نگه می دارد، ولی مهم ترین مصالح او را تأمین می کند.

ـ عنوان چهارم: بالندگیِ ذات و گوهر انسانیِ بی مقدار است که در «من» جلوه نموده و در «انانیت»، «برای خود خواستن» و «حب ذات» ریشه دوانده است. در صورتی که کار در قالب گروهی و «مشارکتی» صورت گیرد، مفهوم آن تحقق یافته و امور و دستاوردهای پیاپی به همراه خواهد داشت، همچون:

1. میان شریک یا شرکای اجتماعی گوهر ویژه ای پدید می آید؛

2. پس از حصول تداخل فعالیت ها اهتمام های مشترکی به وجود می آید؛

3. مصلحتِ مقدم داشتنِ اهتمام و تلاش های مشترک بر تمام دغدغه ها و تمایلات فردی به وجود می آید؛

4. طبیعت و روحیه ی پذیرفتن با روی گشاده و سعه ی صدر همه پیامدها و زیان های سنگین ناشی از شراکت، چهره می نماید؛

5. با فراهم آمدن زمینه های پیش گفته شده، ذات عالی و مقدس در انسان زاده خواهد شد.

ـ عنوان پنجم: تجربه ی فنی برای مدیریت زندگی، اساسی تبلور یافته در روابط زن و شوهری و زندگی خانوادگی است که از سرخوردگی و تزلزل منتهی به شکست ویرانگر و نابودکننده جلوگیری می کند.

ـ نتیجه: کنفوسیوس در یکی از مبانی تعالیم خود آورده است: اگر انسان حسّ خود را اصلاح کند شخصیتش بزرگی می یابد، اگر شخصیت والایی و بزرگی بیابد خانواده اش نظام مند می شود و اگر خانواده نظام مند شود حکومت و فرمانروایی سامان پیدا می کند و در آن صورت صلح و آرامش دنیا را فرا می گیرد.

ـ در کتاب «اطلس علم النفس؛ اطلس روان شناسی، صفحه 399» آمده است: بازی های گروهی پس از سپری شدن سنّ کودکی ممکن خواهد بود، چراکه به دلیل پیچیدگی و نظام مندیِ محتوای بازی، در زمان خردسالی نمی توانند به آن بپردازند.

بر آنم که کودکان علی رغم سرزندگی و تحرک فراوان خود، کمتر به نظام مندی اجتماعی تن می دهند و این به وجود دو عامل بازدارنده بر می گردد: 1) ارتباطی و درهم تنیدگی 2) توالی.

وقتی که کودک مرحله ی کودکی را سپری کرد و پا به مرحله ی نوجوانی، سپس به جوانی گذارد، زودهنگام به بازی های گروهیِ در سطح پایینِ «ارتباط و درهم تنیدگی» پاسخ مثبت می دهد و آن را می پذیرد، اما هنوز این ارتباط کامل نشده است.

ـ بازی های گروهی بر دو محور اساسی استوار است: 1) تکنیک فردی 2) تاکتیک گروهی و جمعی.

از محور تحت (تکنیک) با تعصب و پیشگام شدن و اهمیت ورزیدن و حریص بودن می توان بی نیاز شد، اما در بازی های گروهی به هیچ وجه نمی توان از محور دوم (تاکتیک) بی نیاز شد.

بازی فوتبال برجسته ترین و مهم ترین نمادِ کار گروهیِ موقت و زمان دار است که نظام مندی فوق العاده ای را می طلبد.

ـ از لابلای این بحث، می توان پیچیده ترین معماها را بررسی کرد و سامان داد و آن این است که در گذر دهه ها و به طور دائم و پیاپی دیده شده و می شود که تیم های فوتبال نوجوانان و تیم های جوانان در کشورهایی مثل عراق پیروزی های خیره کننده ای در برابر تیم های بزرگ جهانی و حرفه ای کسب می کنند، علی رغم این که تیم مقابل ده ها برابر تیم های کشورهای عربی هزینه بر بوده و امکانات دارند.

با نگاهی به تیم های بزرگسالان، می بینیم که شکست ذلت بار و خفت آلود سهم این تیم هاست. به نظر من سنّ نوجوانی و جوانی امکان تن دادن به نظام مندیِ بسیار پیچیده ای را فراهم می سازد، لذا به دلیل وجود تعصب، غرور مثبت و عزت نفسی که در باشگاه های کشورهای عربی در تیم های بزرگسالان دیده می شود و امر (ارتباط و درهم تنیدگی و توالی بودن در تلاش) در آن تیم ها دیده نمی شود، چراکه این قشر سنی به آن تن نمی دهند و شکست ذلت باری را به وجود می آورد.

ـ در مؤسسه ها و تشکل های دینی و فعالیت های هیئتی اندوخته ای بزرگ از غیرت، تعصب، شتابزدگی و روح فداکاری وجود دارد، ولی در دو زمینه سخت نیازمند و فقیر است: 1) نظم فعالیت اجتماعی 2) تن دادن به این نظم.

ـ بازی ها به خودی خود به دو عامل اساسی بستگی دارد:

1. سر ریز شدن نیرو و جوشش فیزیکی؛

2. عطش و اشتیاق روانی به فعالیت و تحرک.

اما این دو عامل هماره فاقد استحکام هستند.

ـ به هر اندازه درجه ی پیچیدگی در بازی های گروهی فزونی بگیرد به همان نسبت فرصتِ همراهی تیم ها و دسته ها کمتر می شود. در تمام عرصه های فعالیت های مشترک این اصل نیز حاکم است تا به موضوع و مفهوم کشورداری برسد که سرآمد نظام مندیِ پیچیده است.

ـ هواداری و تعصب را (که در باشگاه های عراقی دیده می شود) می توان به صورت طبیعی پدید آورد که از دو طریق ممکن است:

1. تهدید، ایجاد ترس و نفرت و کینه توزی؛

2. تشویق و به وجود آوردن انگیزه ی مادی و دادن پاداش های گوناگون.

ـ مهم ترین جنبه در عرصه ی «فعالیت مشترک» و «فعالیت گروهی» در یک مفهوم تبلور می یابد و آن عبارت است از: نادیده گرفتن خود، پرهیز از انانیت، فروتنی و گریز از قهر و سستی.

البته این آموزه را به آسانی می توان دگرگونه و وارونه نشان داد.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG