بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  شنبه 30 دی 1396
بروز شده: 30 دی 1396
 
  کد خبر: 6355       تاریخ انتشار: 19 دی 1396 - 21 ربيع الثاني 1439









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه سی و یکم)


«شکاف بزرگ و هولناک مدیریت اجرایی»
 
در روز پنج شنبه 9 ربیع الثانی 1439ق (1396/10/7) جلسه سی و یکم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «شکاف بزرگ و هولناک مدیریت اجرایی» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین
 
ـ خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید: «وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلاّ مَلائِکَةً؛ و ما موکلان آتش را جز فرشتگان نیافریدیم» (مدثر/31).
 
انسان مصدر اساسی شکاف و فاصله ی عملیات اجرایی در منظومه ی الهی است و او برای تحقق بخشیدن هیچ کنشِ اجرایی ای شایستگی ندارد.
 
ـ نیز می فرماید: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا؛ و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم و[لی آن را] فراموش کرد و برای او عزمی [استوار] نیافتیم» (طه/115).
 
قرآن کریم این شکاف و فاصله اجرایی را در دو عنوان اصلی بیان داشته است: 1) فراموشی (تقصیری) 2) فقدان عزم و اراده.
 
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «وقتی به معراج برده شدم پروردگار ـ جل جلاله ـ خطاب به من فرمود: یا محمد أنت عبدی وأنا ربک... وبالقائم منکم أعمُرُ أرضی بتسبیحی وتهلیلی وتقدیسی وتکبیری وتمجیدی... وأُمِدُّه بملائکتی لتؤیّده علی إنفاذ أمری؛ ای محمد، تو بنده ی من هستی و من پروردگار تو هستم... و به وسیله ی قائمِ از شما زمینم را به تسبیح، تهلیل، تقدیس، تکبیر و تمجید از خود آباد می کنم... و فرشتگانم را به یاری او می فرستم که در انجام امرم یاری اش کنند».
 
ـ در نهج البلاغه آمده است که امیرمؤمنان علیه السلام فرموده اند: «وأشهد أنّ محمّداً عبده ورسوله، أرسله لإنفاذ أمره وإنهاء عُذره؛ و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست، او را برای اجرای فرمانش و اتمام (رساندن) حجتش فرستاد».
 
همچنین امیرمؤمنان علیه السلام فرموده اند: «آفة الأعمال عجز العمّال؛ آفت کارها ناتوانی کارگران است».

در این جا مراد از عجز و ناتوانی ناشی از سه نقش های سه گانه ی رهبری و مدیریتی نیست.

ـ نقش های سه گانه و اصلی رهبری و مدیریت عبارت است از:

1. ارائه نقشه و برنامه ای استوار و درست از رهگذر ترسیم نقشه ای کاملاً دقیق که شامل موارد زیر است:

الف) درآمد و منابع مالی؛

ب) اهداف، بر مبنای معیارها؛

ج) قابل قیاس باشد.

2. تقسیم دقیق افراد و مسئولیت ها بر اساس شایستگی ها و نیازها تا ساختار پیکره و بدنه ی کاملاً استوار و دقیق شکل گیرد.

3. به دست گرفتن و داشتن ابتکار عمل در روند عملیات؛ که این مورد سرکش ترین و سخت ترین و پیچیده ترین نقش ها می باشد.

ـ می توان برجسته ترین و مهم ترین این عملیات را در قالب ده عنوان محدود کرد به شرح:

1) التزام و پذیرفتن است و آن، دادن عنوان وابستگی و عضویت به مجموعه است و آنان را از شایستگی و اعتبار کامل که لایق این وابستگی باشد برخوردار کنند؛

2) آموزش، رشد بخشیدن، مهارت آموزی، ایجاد شایستگی، پدید آوردن روحیه ی معنویِ پیشتازی و مبادرت و توسعه دادن به توانمندی ها، خبرگیِ علمی و تحویل مواهب انسانی است؛

3) پدید آوردن مسیر حرکت و راه سازی و پدید آوردن محیط مناسب، آرمانی و خلاق است. خدای متعال می فرماید: «الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَکَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلاً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً؛ همان کسی که زمین را برایتان گهواره ای ساخت و برای شما در آن راه ها ترسیم کرد و از آسمان آبی فرود آورد» (طه/53).

4) وضوح و شفافیت در دیدگاه استراتژیکی و راه کارهای مرتبط با آن و وضوح و شفافیت در ارزش ها و اصولی است که رهبری آن را بر می گزیند. خدای متعال مسئولیت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله را در آیات فراوانی منحصر به «بلاغ مبین» می داند.

5) ترجمه و آن تعریف و تبیین کار و مسئولیتِ دقیق هر فرد و قرار دادن آنان در کار مورد نظر و بیان جزئیاتِ کار و شرایط طبیعی و استثنایی و موضعگیری فرد نسبت به پیامدهای آن می باشد؛

6) تمکین است و آن فراهم کردن فرصت برای افراد می باشد، به این معنا که تمام عناصر لازم در اختیار آنان قرار گیرد و میدانِ عملی کردن پروژه یا برنامه از طریق در اختیار داشتن آزادیِ عمل برای به کارگیری همه جانبه ی آن عناصر و یاری گرفتن از آنها ممکن شود؛

7) همنوایی می باشد؛ یعنی هماهنگی و پیوند و تکامل و الفت بین آنان به وجود آورد. خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ؛ و میان دلهایشان الفت انداخت که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج من می کردی نمی توانستی میان دلهایشان الفت برقرار کنی» (أنفال/63).

8) شتاب آفرینی است؛ به این معنا که با ایجاد انگیزه، تشویق، محرک و بهانه ها شتاب را در فرد به وجود آورد که گاهی مادی و زمانی معنوی است و ممکن است ترکیبی از هر دو باشد؛

9) ایجاد فضای امن و پیراسته از تنش و هراس است؛ یعنی باید برای این هدف محیط و فضایی آکنده از احساس امنیت و اعتماد به وجود آورد. در مؤسسه ها و نهادها به علت وجود تنش و درگیری با جریان های مخالف با دین و در حال ستیز با شعائر دینی ممکن است این کار بسیار مشکل باشد.

10) حسابرسی است، یعنی باید تعهد افراد به اصول و ارزش و ارزیابی شایستگی ها و رفتار و منش آنان مورد سنج قرار گیرد، سپس نتایج ارزیابی به دست آمده را از طریق دیگر افراد یا رهبری و مدیریت یا فرد به مناقشه گذاشت.

ـ رهبری و مدیریت قوی و توانمند اگرچه از ویژگی هایی چون:

1. شخصیت کامل؛

2. اندیشه ی بی نظیر؛

3. مهارت فوق العاده؛

4. پیگیری مدام و همیشگی؛

5. از رفع و رجوع و جبران مستمر کاستی ها برخوردار باشد، اما هماره در چاره جویی کامل و کارساز برای پر کردن شکاف اجرا که اوج مفهوم رهبری و مدیریت می باشد، مطلقاً ناتوان است و راه حل آن پر کردن شکاف بین سه نقش یادشده و اجرا است.

ـ جلوگیری و ممانعت از به وجود آمدن این شکاف فقط با زور، قهر، سیاستِ سرکوب و حاکمیت قاطع که در آن تساهل و گذشت نباشد، ممکن است. البته در این صورت انسان به یک ربات و آدم ماشینی تبدیل می شود.

ـ این شکاف تمام مشکلات زندگی را دربر داشته، همه ی افول و ناکامی و ناتوانیِ جهان را در خود دارد و تمام قصور و تقصیرهای موجود در مقدمات و اصول یا نتیجه را منعکس می کند.

ـ درباره ی این شکاف اصطلاحی وجود دارد که از آن به «XQ» تعبیر می شود، هوشمندیِ عاطفی، هیجانی و احساسی با اصطلاح «EQ» یاد می شود و حاصل هوشمندی ادراکی و عقلی «IQ» خوانده می شود.

بنابراین قدرت عضله و زور بازو بدون داشتن ادراکِ ناشی از هوشمندی فایده ندارد. هوشمندیِ ادراکی، یعنی «IQ» بدون برخورداری از هوشمندی عاطفیِ هیجانیِ اجتماعی نیز بی فایده خواهد بود. لذا تمام توانمندی ها و دو هوشمندی اصلی و اساسی در نبودن هوشمندی کاربردی، یعنی «XQ» سودبخش نخواهد بود، چون این محرومیت از مورد عامل ورشکستگی در زندگی و از دست دادن تمام طرح ها و اهداف و مصالح است، فراتر این که انسان رسالت والای خود را زیان می کند و هیچ اثری و رد پایی از خود در جهان نخواهد گذاشت و بسا که تلاش ها و نیرو و فداکاری های او به ابزارهای سرخوردگیِ همیشگی بدل خواهد شد.

ـ به نظر من راهی را برای پر کردن شکاف اجرایی پیدا کرده ام، اما به صورت مستقیم نبوده و غیر مستقیم و در نهایت پیچیدگی و ابهام آلود و سخت مخاطره آمیز و پر ریسک است و در عین حال در کمال استحکام است. این یافته سه بخش دارد که به شرح زیر است:

الف) سپردن مسئولیت های گوناگون به افراد، با رعایت نقش های سه گانه ی مدیریتی و رهبری که قبلاً بیان آن رفت، اجباراً شکاف های بزرگی را پدید می آورد و هر فرد در زمینه ی فعالیت و مسئولیت خود شکافی بزرگ به وجود می آورد.

در صورتی که اگر از سوی رهبری و مدیریت در برابر تزلزل و بی ثباتی افراد بردباری و شکیبایی در پیش گرفته و به تمرد و عدم فرمانبرداری آنان بی توجهی و از طرد و اخراج آنان پرهیز شود، همان افراد، به تدریج در صدد پر کردن شکافِ موجود در عملیات مدیریت و اجرایی برآمده و حتی آن بخشی را که از حیطه ی فعالیت آنان خارج است سامان داده و در این راه تمام توان خود را برای برطرف کردن مشکلات به کار می گیرند و از هیچ فداکاری ای دریغ نخواهند ورزید. در نتیجه تمام شکاف ها و خلأها پر شده و غیر مستقیم همه ی مشکلات حل خواهد شد.

ب) برای این منظور توجه مستمر رهبر و مدبر و التفات به تمام جزئیات و کلیات امور جاری و روزآمد و نیز کوشش او برای سامان دادن، دورماندن از آن یا جایگزین یافتن برای آنان لازم است که این شکاف به وسیله ی افراد پر می شود.

ج) به کارگیری مهارت و حرفه ای بودنِ فوق العاده.

ـ گاندی در بیوگرافیِ خود نوشته اش در صفحه ی 246 کتاب «داستان تجربه ی من با حقیقت» نوشته است: «محال است که کسی بتواند بدون صبوری و شکیبایی نامحدود، مردم را به کاری وادارد، چراکه فرد مصلح تشنه ی سامان دادن و اصلاح جامعه است و نه جامعه، زیرا فرد مصلح چیزی برتر از خشم و اعتراف و حتی ستم و فشار کشنده نباید از جامعه بخواهد». البته این اوج زیبایی است.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG