بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 27 آبان 1397
بروز شده: 27 آبان 1397
 
  کد خبر: 6395       تاریخ انتشار: 1 بهمن 1396 - 3 جمادي الاول 1439









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه سی و سوم)


«دموکراسی، تأملات و الهام گرفتن ها»
 
در روز پنج شنبه 23 ربیع الثانی 1439ق (1396/10/21) جلسه سی و سوم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «دموکراسی، تأملات و الهام گرفتن ها» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین

ـ خدای متعال می فرماید: «قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلاّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ * قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ؛ فرمود: چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی. فرمود: از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد که در آن [جایگاه] تکیه نمایی، پس بیرون شو که تو از خوارشدگانی» (اعراف/12ـ13).

ـ نیز از زبان و به نقل از ابلیس می فرماید: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ * ثُمَّ لآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ؛ گفت: پس به سبب آن که مرا به بیراهه افکندی من هم برای [فریفتن] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست. آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپ شان بر آنها می تازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت» (اعراف/16ـ17).

ـ و هم از ابلیس نقل کرده و می فرماید: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیتَنِی لأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ؛ گفت: پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختی من [هم گناهشان را] در زمین برایشان می آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت» (حجر/39).

ـ رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در سفارش خود به ابوذر غفاری فرمودند: «...ثم یرجع إلی نفسه فیکون هو أحقر حاقر لها؛ به نفس خویش برگردد (در آن بنگرد)، پس تحقیر کننده ترین کس، نسبت به آن خواهد بود».

ـ در نهج البلاغه از امیرمؤمنان علیه السلام آمده است که می فرمایند: «بینکم وبین الموعظة حجابٌ من الغِرَّة؛ بین شما و پندپذیری پرده ای از غفلت و غرور قرار دارد».

ـ و فرموده اند: «اغفر زلّة اخیک لیوم یرکبک عدوّک؛ لغزش برادرت را امروز نادیده بگیر برای روزی که دشمنت بر تو چیره می شود».

ـ نیز می فرمایند: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛ هرکس خویشتنِ خویش را گرامی بدارد، شهوت ها و تمایلاتش در نزد او بی مقدار خواهد شد».

ـ دیگر این که فرموده اند: «ازهد فی الدنیا یبصّرک الله عوراتها؛ در دنیا زهد بورز، خدا معایب آن را بر تو آشکار می کند» (در این جا جمعِ مضاف آورده شده است).

ـ در کتاب شریف کافی از امام جعفر صادق علیه السلام روایت شده است که فرموده اند: «ما قدّست اُمة لم یؤخذ لضعیفها من قویّها بحقّه غیر متَعتَع؛ امتی که حق ضعیف را بدون لکنت زبان از قوی نگیرد، قداست ندارد».

ـ سطح شخصیت در انسان امری ثابت و جامد نیست، بلکه از درون به طور اساسی فعال است و در خارج فرد و از رهگذر عملکرد و اثرگذاریِ دیگری و به صورت اکتسابی بروز می کند که این گونه ی خارجی، از برجسته ترین ابزار از پای درآورنده و هلاک کننده ی انسان است.

ـ سطح شخصیت انسان به وسیله ی پنج عاملِ سه محوری رشد می کند که به شرح زیر است:

یک) موهبت ها حاصل می شود اگر فعال کردن آنها از یکی از راه های زیر صورت پذیرد:

1) تلقین و الهام 2) نیازها 3) تأکید.

دو) ارزش ها و اصول عالی است اگر که پذیرفته و از آن پیروی شود که از سه راه ممکن است:

1. آگاهی داشتن و آشنایی کامل به آن؛

2. آن را بر نفس خود حاکم گرداند؛

3. مراقبه و محاسبه ی نفس.

سه) فرصت ها می باشد که چنگ زدن و به دست آوردن و بلکه خلق کردن آن از سه طریق حاصل می شود:

1. در انتظار آن نشستن؛

2. پذیرفتنِ آن؛

3. تمسک به آن و چنگ زدن به احکام آن.

چهار) تلاش و کوشش و خستگی است که اگر آن را از سه طریق تمرکز بخشید و نهادینه کرد:

1. برانگیختن و آشکار کردن آن؛

2. متراکم کردن و انباشت آن؛

3. هدایت آن به مسیر خاص.

پنج) مهارت ها و حرفه ای عمل کردن است، اگر در محکم سازی و درست انجام دادن آن سه امر لحاظ شود:

1. سخت گیری (جدی بودن) در کار؛

2. تن به خستگیِ کار دادن؛

3. ارهاب است که تفصیل آن در جلسه ی سابق بیان شد.

ـ چنین رشدی در سطح شخصیت، لزوماً با بزرگ ترین ناتوانی در انسان همراه می باشد و آن این است که انسان از شأنیت، جایگاه، مقام و رفعتی که در قبال دیگری برای خود قائل است، کوتاه می آید.

ـ این ناتوانی سنگ بنای ضایع کردن حقوق دیگران و تجاوز به آن و ناچیز شمردن و پایمال کردن آن می باشد و این ناتوانی تنها مانع پیشرفت دموکراسی است که از طبیعتِ «خودشیفتگی» ناشیِ از زیاده روی و غلوّ در حبِّ ذات و اعتماد به نفس بر می آید. باید توجه داشت که تنها ابزار حاکم و استوار کردن دموکراسی، خلق و خو و خصلتِ ملامت خود، خود ناچیز پنداری، فروتنی و احساس کوچکی در قبال دیگران است.

ـ اعتماد به نفس و تکیه بر آن در دو سطح و به شرح زیر می باشد:

1) سطحی وسعت و تنگ مایه است؛

2) ژرف و محکم و استوار است.

سطح نخست: اعتماد به نفس خاستگاهی از غرور و تکبر دارد که این وجه از اعتماد به نفس، به دلیل سست و فرومایه بودنِ منبع آن، تکیده، لرزان و ناپایاست و با کوچک ترین عاملِ بی ارزشِ مادی فرو می ریزد که از آن موارد می توان از رویارویی با سلطان ستمگر و طاغوت و چیرگی و شهوات و تمایلات نفس نام برد.

سطح دوم: اعتماد به نفس برآمده از منابع و خاستگاه تواضع و نفس و روح سلیم و قبول طرف دیگر است و این ویژگی از مهم ترین عوامل جلب و جذب سعادتی است که هرگز تیره و مخدوش نشده و تحت تأثیر حاکم ستمگر و شرایط سخت و کوبنده قرار نمی گیرد، بلکه صلابتی شدید می آفریند و از بروز سه عامل ممانعت می کند، که به شرح زیر است:

1. بر باد رفتن سعادت؛

2. تحمیل شدن ارزش ها و معیارهای پلید؛

3. تحمیل خودداری از ارزش والایی که فرد برای خود بایسته کرده است.

ـ دموکراسی از ارزش هایی است که در زندگی سخت سرکش و لجوج است و به هیچ استثنای زمانی، مکانی، شرایط، افراد و جز آن تن نمی دهد. همچنین این مقوله سرسخت ترین مفهوم زندگی است که ممکن است در راه آن مانع تراشی و سنگ اندازی کرد و آن را واژگونه جلوه داد و در آن تقلب و جعل و ایجاد گمراهی کرد. البته این تقلب ها و آرایه های پوشالی در دموکراسی غالباً با دقتی کامل همانند دقت فوق العاده در جادوگری و در سطح عالی آن در رژیم های غربی که امروزه خود را مهد دموکراسی می دانند رخ می دهد. این تقلب ها و آرایه ها زمانی روشن و آشکار می شود که آن رژیم ها با میزان و سنجه ی حکومت امیرمؤمنان علیه السلام مقایسه شوند.

ـ این تقلب و آرایه های پوشالی با عملکرد دوگانه و همزمان در نظام های حاکم بر کشورهای ما و در مؤسسه های دینی و جوامع ایمانی صورت می گیرد که عبارت است از:

1. سلطه ورزی، فشار و تحقیر همگان در تمام عرصه ها؛

2. تملق، ملاطفت، کنار آمدن، وادادگی و نزدیک شدن به برخی از نخبگان و شخصیت های برجسته و مراکز قدرت و ثروت، که این امر با خود انکاری برای پوشاندن چهره ی استبداد انجام می گیرد.

ـ در این معنا تأملاتی در دموکراسی دارم که بر اساس منظور و دیدگاه فکری اساسی خودم می باشد و آن را از نصوص مقدس، سیره ی امیرمؤمنان علیه السلام و برخی تجربه های مدیریتی به دست آورده ام. این تأملات ده مورد می باشد:

یک) دموکراسی یک رفتار، سلوک، نظریه و اندیشه نیست، بلکه در مجامع علمی و جلسات فکری و نظری و انجمن ها و جز آن در مورد آن فلسفه پردازی می کنند و به سفسطه می پردازند؛

دو) دموکراسی ضرورتی است به تمام معنا و امری زاید الوصف و بایسته در زندگی و ضرورت ابتدایی، موقتی و مرحله ای نیست، بلکه در تمام ابعاد و همیشگی و برای تمام مردم است؛

سه) دموکراسی مجموعه ای از قواعد، ضوابط و قراردادها است، نه این که شامل مفاهیم بی نظیری چون: چشم پوشی، بازخواست نکردن، پرهیز از پیگرد، مطالبه، شکیبایی، بردباری و بخشودن باشد؛

چهار) دموکراسی ساخته و آفریده شده است و نه ابزار کار، بدین معنا که از سوی دیگران ساخته نشده که برای تمرین، اجرا و عملیاتی شدن به توده ی مردم یا مدیران ارائه شود و با هیچ مخالفت و نقضی مواجه نگردد؛

پنج) دموکراسی تحمیل شدنی است و تقدیم نمی شود، درست مثل حقی است که هیچ وقت داده نمی شود، بلکه باید گرفته شود. از این رو بایسته است که انسان، قواعد و اصول دموکراسی را با قدرت تحمیل کند، چراکه محال است حاکمان و فرمانروایان آن را در اختیار مردم قرار دهند؛

شش) دموکراسی حکم قانون «جاذبه» را دارد و اخلاق و سنت نیست. البته این بیان به منظور تعریض یا بی حرمتی به اخلاقیات، سنت ها و والایی ها بیان نمی شود، ولی تأکیدی بر مترقی بودن اصول دموکراسی است؛

هفت) دموکراسی شری است که گریزی از آن نیست، چراکه مهم ترین عامل کرامت و ارجمندی انسان است و علی رغم این که پاره ای تراوشات و آثار منفی دارد که به حساب نمی آید، مفسده هایی بی حد و مرز دارد؛

هشت) دموکراسی گزینه ی ناگزیر عقل است و یک انتخاب نیست تا انسان آن را برگزیند یا عقل، عقلا، عرف و سنت ها و رسوم آن را برتر بدانند و نیز منفعت برای زندگی با عنایت و احسان و تفضل نیست؛

نه) دموکراسی بی توجهی به نادیده گرفتن منافع شخصی برای تحقق بخشیدن به مصالح و منافع اساسی کلی و تضمین آن است. وانگهی به سبب دموکراسی منافع و مصالح شخصی بی وقفه در معرض تباهی و هدر رفتن قرار می دهد.

ده) دموکراسی هدف در هستی است، ولی نیاز مبرم و انکارناپذیر مانند هوا، اکسیژن، خوراک و جز آن نیست و هرچند در پایایی و پویایی زندگی دخیل است، اما هدف زندگی و این که ما برای آن آفریده شده باشیم نیست.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG