بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 27 آبان 1397
بروز شده: 27 آبان 1397
 
  کد خبر: 6426       تاریخ انتشار: 10 بهمن 1396 - 12 جمادي الاول 1439









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه سی و چهارم)


«براندازی سریع زندگی و فاجعه ی تضییع انباشه ی عمر»
 
در روز پنج شنبه 30 ربیع الثانی 1439ق (1396/10/28) جلسه سی و چهارم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «براندازی سریع زندگی و فاجعه ی تضییع انباشه ی عمر» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین

ـ خدای متعال می فرماید: «وَیوْمَ یحْشُرُهُمْ کَأَنْ لَمْ یلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنَ النَّهَارِ؛ و روزی که آنان را گرد می آورد، گویی جز به اندازه ی ساعتی از روز درنگ نکرده اند» (یونس/45).

ـ در جای دیگر از قرآن کریم فرموده است: «کَأَنَّهُمْ یوْمَ یرَوْنَ مَا یوعَدُونَ لَمْ یلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ؛ روزی که آنچه وعده داده می شوند بنگرند، گویی که آنان جز ساعتی از روز را [در دنیا] نمانده اند» (احقاف/35).

ـ در آیه ای دیگر می فرماید: «کَأَنَّهُمْ یوْمَ یرَوْنَهَا لَمْ یلْبَثُوا إِلَّا عَشِیةً أَوْ ضُحَاهَا؛ روزی که آن را می بینند، گویی که آنان جز شبی یا روزی درنگ نکرده اند» (نازعات/46).

ـ همچنین خدای متعال می فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه کنم؟ [آنان] کسانی اند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود می پندارند که کار خوب انجام می دهند» (کهف/103ـ104).

ـ و نیز فرموده است: «وَأَنْذِرْهُمْ یوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِی الْأَمْرُ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ؛ و آنان را از روز حسرت بیم ده، آن گاه که داوری انجام گیرد و حال آنکه آنها [اکنون] در غفلتند» (مریم/39).

ـ رسول اکرم صلی الله علیه وآله در وصیت مشهور خود به جناب ابوذر، فرمودند: «یا أباذر، نعمتان مغبون فیها کثیر من الناس، الصحة والفراغ؛ ای اباذر، مردمِ بسیاری در دو نعمت مغبون هستند و آن، صحت و فراغت است».

ـ نیز ایشان در همین وصیت فرموده اند: «یا أباذر، کن علی عُمرک أشحّ منک علی درهمک ودینارک؛ ای ابوذر، بر عمر خود بیشتر از درهم و دینارت (زر و سیم) دریغ بورز».

ـ در نهج البلاغه از امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است که فرمودند: «المدة وإن طالت قصیرة. لا یعرف قدر ما بقی من عُمره إلاّ نبیّ أو صدیق. لیس شیء أعز من الکبریت الأحمر إلاّ ما بقی من عمر المؤمن؛ روزگار و مدت دنیا هر اندازه به درازا کشد، باز هم کوتاه (کم) است که تنها پیامبر و صدیق قدر باقیمانده ی عمر خود را می دانند. قدر باقیمانده ی عمر مؤمن از کبریت احمر کمیاب تر نیست».

ـ در صحیفه ی سجادیه از امام سجاد علیه السلام می خوانیم که فرموده اند: «سیدی أفنیت عُمری فی غیر طاعتک؛ آقای من، من عمر خود را در غیر طاعت تو فنا کردم».

ـ همه ی انسان ها شیفته و مشتاق زندگی جاودانه هستند، در حالی که با چگونگی استفاده ی از زندگی به خوبی آشنا نیستند. وانگهی استفاده و بهره گیری از زندگی پیچیده ترین فرایند و عملیات می باشد که مردم نمی دانند چگونه زندگی طبیعی داشته، بلکه در راندنِ بی نوایی، تیره روزی و شقاوت از زندگی خود ناتوانند و این ناتوانی سه بُعدِ: بهره گیری، زندگی طبیعی و دور راندن بی نوایی را دربر دارد و در واقع بارزترین نمادهای ناتوانی است و خدای متعال در این باره فرموده است: «وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا؛ و انسان ناتوان آفریده شده است» (نساء/28).

ـ تنها چیزی که انسان در زندگی به طور مطلق در اختیار و بر آن سلطه ی مطلق دارد، بلکه با ارزش ترین چیزی که در هستی از آن برخودار است لحظه های عمر می باشد، اما آن را فقط و فقط تباه می کند.

ـ سخن از این تباه کاریِ فاجعه آمیز عمر، در شش عنوان به شرح زیر بیان می شود:

1) ماهیت و جوهره ی فاجعه؛

2) ابعاد فاجعه؛

3) عوامل و اسباب فاجعه؛

4) کانون فاجعه؛

5) انواع فاجعه؛

6) راه درمان فاجعه.

عنوان اول: ماهیت و جوهره ی فاجعه است. عمر آدمی با هیچ واژه و لفظی که در هستی وجود دارد انسجام و اقتران ندارد مگر با «مضیقه» و هر لفظی که با «ـة» مبالغه می آید، مانند: مهلکة، مفسدة، متلفة (از ماده ی تلف) و محرقة (از ماده ی حرق).

عنوان دوم: ابعاد فاجعه است که به شخصِ فاجعه آفرین محدود نشده و بالاتر از گستره ی قابل تصور دامن می گستراند و خانواده، جامعه، انسان ها، کائنات و سایر عرصه های گیتی را فرا می گیرد و با توجه به اینکه انسان، خلیفه ی خدا بر زمین است، ناتوانی او در «ابعاد سه گانه» و بی نوایی و تیره روزیِ ناشی از این ناتوانی بر تمام آفریدگان سایه افکنده و اثر می گذارد.

عنوان سوم: می توان برجسته ترین عوامل و عمده ی اسباب فاجعه را در پنج مورد به شرح زیر بیان کرد:

1) روش و شیوه ی ما در زندگی کردن؛

2) لوازم و نیازهای ضروری زندگی؛

3) ناسازگاری های زندگی؛

4) خرده [وام کلان گرفتن و خرد خرد پس دادن، یعنی سرمایه ی عمر را یکجا گرفتن و اندک اندک آن را تباه کردن] ؛

5) جهل.

اول: شیوه ی معیشت و روش زندگی نزد ما بر مفاهیم سطحیِ گذرا، فرساینده و کور کورانه استوار شده است، همان گونه که زنبورهای یک کندو عمل می کنند. انسان به منزله و همانند آسیابی است که در تمام عصرها منحصراً در دایره ای حرکت کرده اند. تباه کردن شتابان زندگی که فرصت ها را از ما ربوده و همه چیز و شایستگی ها و توانمندی ها را بر باد می دهد، باید بر آن افزود. انسان هماره درصدد شتاب بخشیدن به این تباه کاری است و خدای متعال در این معنا می فرماید: «وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا؛ و انسان همواره شتابزده است» (إسراء/11).

دوم: نیازهای ضروری زندگی با طبیعت الزام آور و جبری انسان را به تلاشی بی حاصل و سست وا می دارد که انسان اسیر، زندانی، بنده و گرفتار آن است و به هیچ وجه امکان رهایی از آن را ندارد. نمونه هایی از این دست نیازها عبارتند از:

1) یک سوم زندگی در خواب سپری می شود؛

2) بخش دیگر آن نیز به خوردن و نوشیدن و آشپزی و تهیه ی مواد غذایی اختصاص می یابد؛

3) قسمتی هم صرف نظافت، استحمام و آراستن خود می گذرد؛

4) تأمین نیازهای جنسی، دیگر سهمیه ی زندگی است؛

5) آشنایی و دید و بازدید واجب و... است.

سوم: ناسازگاری های زندگی است، چراکه نمی توان زندگی را به مرادِ دل بودن واداشت، بلکه زندگی به جهت طبیعت خود و به طور دائم با انسان سرِ کین و ناسازگاری دارد. خدای سبحان در این باره می فرماید: «وَاللَّیلِ إِذَا یغْشَی * وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّی * وَمَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَی * إِنَّ سَعْیکُمْ لَشَتَّی؛ سوگند به شب، چون پرده فرو افکند * سوگنده به روز، چون جلوه گری آغازد * و[سوگند به] آن که نر و ماده را آفرید * همانا تلاش شما پراکنده است» (لیل/1ـ4).

چهارم: خرده (که در اصطلاح عامه رایج است می باشد). در این معنا گفته می شود: اگر کسی بخواهد تاجر بزرگ و ثروتمندی را مفلس و ورشکسته کند، مبلغ کلانی از او قرض بگیرد و اندک اندک و به مبالغی جزئی در مراحل متعددی آن را بازگرداند. با این توضیح در می یابیم که هستی، عمری بسیار طولانی و در قالب لحظه ها، ثانیه ها و دقیقه ها به ما می دهد، لذا خیلی سهل و آسان آن را تباه کرده، بر باد می دهیم. موهبت های زندگی نیز به همین صورت به دست می آید، اما انسان افق روشن و آینده نگریِ واضحی ندارد. خدای متعال در این باره به روایت از زبان انسان می فرماید: «وَلَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیرِ؛ و اگر غیب می دانستم، قطعاً خیر بیشتری می اندوختم» (أعراف/188).

پنجم: ندانستن و نداشتن دانشِ بهره گیری از زندگی و در واقع «جهل اطباقی» است که از برجسته ترین عوامل و اسباب پدید آورنده ی فاجعه ی تباهی است. چراکه انسان در «زبان فرصت ها» دقتی بایسته ندارد و لذا سخاوتمندانه آن را از دست می دهد، چون برنامه ای فراگیر و همه جانبه برای آن ندارد و جزئی نگر می باشد.

عنوان چهارم: کانون فاجعه است که از مصادیق آن این است که انسان لحظه ها را با سپری کردن اوقات خود در لذت ها و شهوت ها حتی در موارد مشروع ضروری و جایزِ آن، آن را تباه می کند. روشن باشد که این مقوله با سخن خدای سبحان منافات و مغایرت ندارد، آن جا که می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خَالِصَةً؛ [ای پیامبر،] بگو: زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و [نیز] روزی های پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده، بگو: این [نعمت ها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند» (أعراف/32).

امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند: «إنّا لنحبّ الدنیا وأن لا نؤتاها خیر لنا وما أوتی ابن آدم منها شیئاً إلاّ نقص حظه من الآخرة؛ ما دنیا را دوست داریم و اگرچه به ما نرسد برای ما بهتر است و هر مقدار از دنیا نصیب فرزند آدم شود، حتماً از بهره ی او در آخرت کم خواهد شد».

عنوان پنجم: گونه های فاجعه است که می توان تضییع عمر، فنا کردن آن در امور و مسائل بیهوده و تباه کردن در انحطاط را در چارچوب سه وجه برشمرد:

1. آشکار، بی پرده و قابل شناخت که عنوان بیکاری می باشد و مفهوم و مصداق آن بر کسی پوشیده نیست؛

2. بغرنج و پیچیده ی مرددِ احتمالی است که شامل تلاش روزانه و در صدد کسبِ درآمد برای هزینه های زندگی، از جمله تأمین سلامت و بهداشت، سلامت دین، برطرف کردن امور مهم، داشتن فرزندان صالح و ارجمندی و حرمت اجتماعی می باشد.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که در تعقیبات نماز عشا به پیشگاه خدای منان دست دعا برداشته، می گفتند: «أللهم إنّه لیس لی علمٌ بموضع رزقی وأنا أطلبه بخطرات تخطر علی قلبی فأجول فی طلبه البُلدان فأنا فی ما أنا طالب کالحیران لا أدری أفی سهل هو أم فی جبل أم فی أرض أم فی سماء أم فی برّ أم فی بحر وعلی یدَی من ومن قبل من...؛ بار پروردگارا، جای روزی خود را نمی شناسم و با خطور به قلبم در پی یافتن آن بر می آیم و شهرها را می پویم و در جستجوی آنچه طالبم حیرانم. [بار الها،] نمی دانم روزیم در زمین های هموار یا بر فراز کوه، در زمین یا در آسمان، در صحرا یا در دریاست، و به وسیله ی چه کسی و از سوی که خواهد بود».

3. عاملِ به شدت پیچیده و مبهم است که در فرایند تحصیل، جدای از نوع سست و سطحی آن، بلکه نمونه ی پایین می باشد که هزینه های سنگین مراکز آموزشی را همراه دارد و البته این مدارس به منزله ی مرغداری، مزارع پرورش ماهی و دیگر زیرساخت های صنعتی است که به حساب زیرساخت ها تمام می شود و خود به تمام معنای تنگنا و باعث اتلاف ثروتِ عمر می شود و از اوضاع و شرایط بیکاری بدتر است.

عنوان ششم: برای علاج و درمان این مقوله است: به نظر من چهار مصداق و راهکار در این معنا وجود دارد:

1) عنایت و اهتمام فوق العاده برای استفاده و بهره گیری از لحظه ها و ساعت های زمان است. در نهج البلاغه آمده است: «الساعات تخترم الأعمار وتدنی الآجال من البوار؛ ساعت (زمان)ها عمرها را ریشه کن می کند و اجل ها را نزدیک می سازد».

2) گزینشی عمل کردن است. نظر به اینکه استفاده ی از تمام ابعاد زندگی محال است، بنابراین گزینشی عمل کردن در زندگی کاملاً ضروری است تا مهم تر را به دست آورد و عملکردی جز این حتماً تباه کردن فرصت هاست.

3) باید هسته ی استفاده از فرصت ها را ساخت و به وجود آورد. با توجه به اینکه زندگی، هسته ی عمر را به غارت می برد، باید آن را از زندگی ربود.

از امیرمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه آمده است: «إن اللیل والنهار یعملان فیک فاعمل فیهما، ویأخذان منک فخذ منهما؛ شب ها و روزها در تو کار می کنند (از تو بهره می برند) پس تو نیز در آنان کار کن (از آنان بهره ببر) و از تو می گیرند تو نیز از آنان بگیر».

گفتنی است که با گوشه گیری و دور شدن از مردم، پرهیز از تماشای تلویزیون و شبکه های اجتماعی و با خودداری از ارسال پیام می توان فرصت ها را به وجود آورد.

4) با لحاظ داشتن نگرش و نگاه عقاب گونه در برنامه ریزی برای آینده و بازنگری دوره ای و مرحله ای مانند نگاه کرم به لحظه ها و دقیقه هایی که بر انسان می گذرد، به این مهم پرداخت.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG