بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  پنج‌شنبه 26 مهر 1397
بروز شده: 25 مهر 1397
 
  کد خبر: 7329       تاریخ انتشار: 18 مرداد 1397 - 26 ذي القعدة 1439









 









 

سلسله بیانات حضرت آیت الله العظمی شیرازی (کلام معرفت 5)
ضرورت زهد در زندگی


درآمد

از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است که شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله رسید و ایشان را بر بستری از حصیر و بالشتی از لیف خرما خوابیده دید. لیف خرما به دلیل زمختی بر گونه حضرت اثر گذاشته و قدری از آن بر گونه پیامبر صلی الله علیه وآله نقش بسته بود. اثر حصیر نیز از پشت پیراهن بر بدن آن بزرگوار به جا مانده بود. این در هنگامی بود که پیامبر صلی الله علیه وآله در مدینه بودند و حکومت مردم و بیت المال آنان را در اختیار داشتند. آن شخص به پیامبر عرض کرد: یا رسول الله، این همه پول در اختیار شماست و شما این گونه زندگی می کنی؟

حضرت فرمودند: «ما لی والدنیا؟ انّما مثلی ومثل الدنیا کمثل راکب قام من القیلولة فی ظلّ شجرة فی یوم صائف ثمّ راح وترکها؛(1) مرا با دنیا چه کار؟ مثال من و دنیا همانند مسافری است که در روزی تابستانی در سایه درختی اندکی سر می نهد و با رفتن سایه او نیز آن را ترک می کند [و به سفر خود ادامه می دهد]».

مسافری به قصد جایی از شهر بیرون می زند و در میانه روز به سایه درختی می رسد. قدری زیر آن استراحت می کند. سایه درخت جا به جا می شود و نور آفتاب آن مسافر را از خواب بیدار می کند. مسافر دوباره به راه خود ادامه می دهد. حضرت زمانِ دنیا و لذت های آن را همچون دوام آن سایه زودگذر و کوتاه می داند. دنیا مقصد نیست. دنیا محلی است در میانه راه بلند ما در رسیدن به مقصد خدا از آفرینش خلقت، راهی دراز و پر منزل و دنیا منزلی کوتاه در میانه این راه است.

آغاز سفر

با اندکی تأمل در روایات و آیات مربوط به آخرت دانسته می شود که آخرت انسان از مرگ او آغاز می گردد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «إن احدکم إذا مات فقد قامت قیامته؛(2) بی گمان هرگاه هر یک از شما بمیرد قیامت او برپا می گردد».

از این رو «لا فی حسنة یزیدون؛(3) و هیچ حسنه ای بر او اضافه نمی شود» که در روایت شریف آمده است گویای آن است که حساب و کتاب آدمی از همان لحظات نخستین مُردن آغاز می گردد. از روایات برداشت می شود انسان در آغاز سفر آخرت در سه جا حسابرسی می شود. مرحله نخست حسابرسی هنگامی است که بر بستر بیماری خود قرار دارد. دوم هنگامی که روح او به بالا پر می کشد و سوم شب اول قبر. این حساب ها همگی در آغاز راه است و مانده است تا حساب روز قیامت فرا رسد. درباره یک حساب هم در روایتی از امام حسین صلوات الله علیه آمده است: «یتولّی حساب الخلائق؛ (در قیامت) حساب های مخلوقات بررسی می گردد».

به این ترتیب منازل و جایگاه های بسیاری را باید انسان مرده از سر بگذارند تا به قیامت رسد. عالم برزخ و حساب و کتاب آن و درنگ درازی که تا برپایی قیامت باقی است. هزاران سال شاید به طول انجامد که نفخه نخستین بر صور دمیده شود و همه زندگان بمیرند و تنها خدا باقی بماند و سپس تا نفخه دوم چه مقدار طول می کشد خدا آگاه تر است. با دمیدن دوباره در صور قیامت برپا می شود که قرآن کریم در اندازه آن روز فرموده است: «فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ؛(4) در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است».
 
روزی به درازای پنجاه هزار سال صرف رسیدگی به اعمال انسان ها می شود. در این میان همه گناهکار نیستند و اعمال انسان ها نیز همه گناه نیست. شاید زمانی به این درازی برای نعمت هایی است که در دنیا از آن بهره مند بودند لذت ها و شهوت ها، کام جویی های روحی و جسمی، همه در نزد خدای متعال بی حساب و کتاب نخواهد بود.

عمر آدمی ـ اگر سال ها و ماه ها و روزها و ساعت ها و نیز ثانیه های آن حساب شود ـ هر چقدر باشد، در برابر عمر دنیا همچون ثانیه ای از زندگی اوست. طبیعی است که در برابر عمر آخرتی اش نیز به مراتب این نسبت کمتر و کمتر خواهد بود. حال جای تأمل است که در عمری چنین کوتاه چرا باید کارهای حرام انجام داد و برای لذتی کوتاه چرا باید خود را از لذت های جاودانه آخرتی محروم کرد؟ و نه تنها گناه که بسیاری از امور مباح نیز ارزش انجام دادن ندارد و در آخرت جز افسوس چیزی به بار نخواهد داشت. بسیاری از اعمال انسان اگر چه مستوجب عقاب نخواهد بود، اما عقاب آخرتی در پی خواهد داشت. همان گونه که سنگینی عقاب الهی تصورناپذیر است، عقاب او نیز چندان دردناک و تأسف بار است که زبان توان بیان آن را ندارد.

به هر حال علاوه بر آیات و روایات، عقل آدمی نیز در درک حدودی از آن یاری خواهد کرد. انسان سعی کند حرام انجام ندهد یا آن حلال هایی را که برای او سودی ندارد نیز انجام ندهد تا در آخرت پشیمان نگردد. آیا انسان حاضر است خانه ای را که مثلاً صد میلیون تومان ارزش دارد بدون داشتن وجه رجحان خاصی در برابر ده میلیون بفروشد؟ انسان باید توجه داشته باشد که در مقابل از دست دادن عمرش چه چیزی به دست خواهد آورد؟

اگر کسی شما را به سفری دعوت کرد و گفت یکسال مهمان من باشید و تمام هزینه های سفر شما را از خورد و خوراک و سایر هزینه ها تقبل کرد، ولی تنها از شما خواست که یک وعده داخل هواپیما را به غذای ساده ای چون نان خشک و آب قناعت کنید. کدام عاقل را سراغ دارید که بگوید این یک وعده غذایی در هواپیما را غذای لذیذ به من بده و در عوض آن، یک سال نان خشک و آب خالی به من بدهید؟ ولی اگر شما از این خواسته رو برگردانید و بخواهید خود را از لذت یک وعده غذای مفصل محروم نکنید، از آن سو از یک سفر یکساله با وعده های همه روزه و امکانات مفصل محروم مانده اید. طبیعی است که چنین کاری دور از خرد است. نخوردن یک وعده غذا ارزش خوردن یک سال غذاهای مفصل و زندگی مجلل را قطعاً دارد. مثال زندگی دنیا و آخرت نیز چنین است. انسان در صورتی که کاستی ها و کمبودهای دنیا را تحمل کند بی گمان زندگی راحت تری در آن سرا خواهد داشت. زندگی جاودانه ای که عمر دنیایی او در برابر آن بسیار ناچیز است.

گذشته از اینها صرف جا گرفتن در بهشت برای انسان کافی نیست و چه بسا در بهشت نیز آدم حسرت بخورد که چرا در دنیا بیشتر تلاش نکرده است تا اکنون درجه بالاتری داشته باشد.

زهد، اصلی مسلّم در زندگی

زهد یعنی دوری از لذت های دنیا به این معنا که نفس خود را از حرام ها باز دارد و از بهره بردن از لذت های حلال ـ که زیاده روی در آن ها موجب حسرت می گردد ـ بکاهد؛ چراکه موجب تلف شدن عمر و هدر رفتن سرمایه ها و توانایی های انسان می شود. سرمایه هایی که می سزد برای آبادانی زندگی اخروی به کار رود. پس باید در خوراک و پوشاک و لذت های زندگی زهد پیشه کرد. البته با حفظ مزاحمات. مقصود از مزاحمات اموری هستند که انجام دادن آن ها بهتر از ترک آن است گاهی زهد مزاحم مهم تری دارد که نباید ترک شود. در چنین موارد زهد روا نیست.

مزاحمات زهد

شخص متدینی با مادرش زندگی می کرد. مادرش به سبب بیماری نمی توانست روزه بگیرد ولی آن شخص ـ بر حسب دیانت خود ـ تمایل زیادی به گرفتن روزه های مستحب مثل روزه ایام ماه های رجب و شعبان داشت. از طرفی چون می دید که ناهار خوردن با مادرش، موجب سرحالی و خوشحالی او می گردد، روزه های مستحبی را نمی گرفت. با وجود آنکه مادرش هرگز او را از روزه نهی نکرده بود، برای رعایت حال مادرش از روزه های مستحبی دست کشیده بود. چنین کسی به واقع عالم است که اهم را از مهم تشخیص داده و زهدی را که مزاحم امر مهم تری است ترک کرده است. انسان در طاعات و عبادات خود، همواره باید متوجه امر افضل باشد. چنین نیست که روزه همواره افضل باشد. روایات بسیاری از معصومین درباره نیکی به والدین ـ خاصه مواردی که واجب نیست ـ نقل شده است که گویای استحباب افزون تر آن است.

آشکار است که غیر فقیه در تشخیص مزاحمات، توانا نیست. حتی فقها نیز گاهی در شناسایی افضلیت اعمال در می مانند. تشخیص اینکه در باب تزاحم امور کدام یک مرجّح است، در برخی موارد بسیار دشوار می نماید. اما قدر متیقن، در زندگی بنا را باید بر زهد گذاشت و تا هنگامی که ارجحیتِ امری بر زهد آشکار نباشد جانب زهد را ترک نکرد. انسان اگر زندگی خود را بر زهد بنا کند، در زندگی اش در سرای آخرت کمتر دچار حسرت خواهد شد. کسی که توانایی ها و امکانات زندگی خود، به ویژه عمرش را در راه کسب رضایت خدا صرف می کند و از نعمت ها و لذت های دنیا تنها در حدّ ضرورت و آن هم با رعایت زهد بهره می گیرد، بی گمان در زندگی آن جهانی خود از آسایش و نعمت بیشتری برخوردار خواهد بود.

از این روست که در روایات متعدد آمده است که نخستین سؤالی که از انسان پرسیده می شود درباره عمر اوست که آن را در چه راهی صرف کرده است: «اول ما یُسئل ابن آدم أذا قام من قبره عن عمره فیما أفناه؛(5) نخستین سؤالی که از انسان هنگام برآمدن از قبرش پرسیده می شود درباره عمرش است که آن را در چه راهی مصرف کرد».

نمونه مهمی از موضوع تزاحم در فضیلت خواندن نماز پیش از افطار است در روایت چنین آمده است که روزه دار اگر در هنگام مغرب ـ که طبعاً هنگام افطار اوست ـ نماز خود را بر افطار مقدم کند، ثواب روزه اش چهارصد برابر خواهد بود. پس اگر کسی حالت ضعف بر وی غلبه نکرده باشد و مزاحمی (امر مهم تر) نداشته باشد، سزاوار است که ابتدا نماز بخواند سپس افطار کند. اما در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «تقدّم الصلاة علی الأفطار الّا أن تکون مع قومٍ یبتدئون بالإفطار فلا تخالف علیهم وأفطر معهم؛(6) نماز را بر افطار مقدم بدار مگر آنکه در میان گروهی باشی که ابتدا افطار می کنند، پس در آن صورت با آنها مخالفت نکن و با آنها روزه بگشا».

هنگامی که میهمانانی منتظر شخصی هستند تا نمازش را پایان دهد و به آنان بپیوندد، چه بسا رنج تحمل گرسنگی شان از استحباب نماز او می کاهد. در چنین مواقعی رعایت حال دیگران اهمیت بیشتری دارد تا انجام مستحبات.

کسی که رعایت زهد موجب بداخلاقی او می شود طبعاً چنین زهدی بر او روا نیست. خوش اخلاقی نسبت به زهد اهمیت و رجحان دارد. در اینجا نیز بداخلاقی یکی از مزاحمات زهد است. هر چند اصل رعایت زهد در تمام شئون زندگی است، از مزاحمات زهد نباید غافل شد.

مثلاً در مسأله مراء ـ که بنابر مشهور البته شاید اجماعی نباشد یکی از محرمات است ـ یعنی شما با شخصی اختلاف دارید و در آن اختلاف شما صاحب حق هستید، اما شما نه به دلیل آنکه حق را بیان کنید بلکه برای اینکه حرف خودتان را ثابت کنید بر پافشاری خود ادامه بدهید، مشهور علما قائل به حرمت این کار هستند. گاهی انسان واقعاً می خواهد حق را اثبات کند و برای این کار بیش از ده بار یا حتی صد بار تلاش کند و با این کار هم شخصیتی برای خودش دست و پا می کند. این کار البته نادرست است. انسان باید ببیند هدفش از این کار چیست؟

مراء از امور قصدیه است، اما اگر چیزی را مطرح کرد و خواست حرفش زمین نخورد و ادامه داد، این کار برآورنده شهوت و اشتها و غرض نفسانی است.

پس انسان باید تصمیم بگیرد در تمامی مواردی از این دست زهد کند، در نتیجه این تصمیم مسلّماً بیشتر موفق خواهد شد. اگر از صد درصد، ده درصد هم موفق شود باز هم خوب است، اما اگر تصمیم بر زهد نگرفت ولو در حرام هم نیفتد حیف است. انسان باید در جمیع احوال تصمیم بر زهد بگیرد مگر اینکه مزاحمی اهم داشته باشد.
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. روضة الواعظین وبصیرة المتعظین، ج2، ص440.
2. ارشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی)، ج1، ص18 (چاپ قم، شریف الوضی، 1412ق).
3. نهج البلاغه، خطبه132.
4. سوره معارج، آیه4.
5. الوافی، ج26، ص141.
6. المقنعة، ص217.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG