بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 25 آذر 1397
بروز شده: 24 آذر 1397
 
  کد خبر: 7648       تاریخ انتشار: 18 مهر 1397 - 30 محرم الحرام 1440









 









 

مشروح بیانات حضرت آیت الله العظمی شیرازی در اجتماع عظیم عزاداران حسینی؛
آن که خونش حلال شمرده شد


امشب شب یازدهم محرم است و همه چیز امروز تا غروب آفتاب تمام شد.

آغازی دیگر

یک دهه عزاداری گوارای همه داغداران مصیبت سالار شهیدان نینوا. خوشا به حال آنان که در این عزاداری ها شرکت کردند. خوشا به حال آنان که در این سوگواری ها خسته شدند، لطمه خوردند، و بیشتر خوشا به حال آنان که در این سوگواری خسته تر شدند یا با مشکلات بیشتری رودررو گشتند. و زهی سعادت کسانی را که در اکناف و اطراف جهان، امروز در عزای امام حسین علیه السلام، میوه دل حضرت زهرا سلام الله علیها جان باختند. گوارایشان باد این رستگاری و خدای متعال آنان را با کعبه جانان، سرور جهانیان، حسین زمینیان و آسمانیان محشور گرداند! و خوشا به حال کسانی که زخمی برداشتند و آسیبی دیدند. حقا که خدا در وصف ایشان فرموده است: «هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ؛ [هریک از] ایشان را در نزد خدا درجاتی است».

دعا برای عزاداران حسینی را وظیفه شرعی خود می دانم و سوگمندانه همه دوستان ابا عبدالله الحسین علیه السلام را برای این مصیبت جانسوز تسلیت می دهم. خدای عزوجل سعادت هر دو سرا به ایشان عنایت نماید و آن اندازه که عطا کرده بیشتر کند. نیز حضرت سیدالشهدا علیه السلام ایشان را از عنایت و مرحمت ویژه خویش بیش از پیش بهره مند گرداند. البته که ایشان و دیگر امامان معصوم علیهم السلام ـ که وارثان خون او هستند ـ افزون بر هزار سال است که از این مصیبت عظمی خون جگر می خورند و فرج حضرت بقیة الله الأعظم، مهدی منتقم عجل الله تعالی فرجه الشریف را انتظار می کشند.

در آغاز، مقام منیع و رفیع و عظیم امامت منصوبه الهی و عصمت کبرای خدا، حضرت بقیة الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف را سوگمندانه تعزیت و تسلیت می دهم و سپس همه محبان حضرت ابا عبدالله علیه السلام را از زن و مرد و کوچک و بزرگ که البته در این مصیبت شریک اند دلداری و سرسلامتی می دهم. امیدوارم خدای متعال همگی آنان را در دنیا و آخرت سعادتمند گرداند.

«مستباح» از ویژگی های حضرت سیدالشهدا علیه السلام است

در یکی از زیارتنامه های حضرت سیدالشهدا علیه السلام که از ناحیه مقدسه به دست ما رسیده، حضرت بقیة الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله با این عبارت به جدّ بزرگوارشان سلام می دهد: «السلام علی المضام المستباح؛ سلام بر ستمدیده حق برده شده ای که حقش را حلال شمردند».

«مضام» یعنی مظلوم. کدام یک از معصومان علیهم السلام مظلوم نبودند؟ و کدام یک مظلوم کشته نشدند؟ معصوم علیه السلام می فرماید: «ما منا الّا مسموم أو مقتول؛ [تقدیر] هیچ یک از ما نخواهد بود جز آنکه به سم یا شمشیر کشته شود».

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله مظلوم شهید شدند. حضرت زهرا سلام الله علیها مظلومه شهید شدند. و همینطور امیرمؤمنان حضرت علی و امام حسن مجتبی و امام حسین و سایر ائمه علیهم السلام همگی مظلوم کشته شدند و لفظ «مضام» بر همه آنها صادق است، تا حتی درباره حضرت بقیة الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف روایت شده که پس از آنکه عدالت او همه جا می گسترد و رحمت و رأفت الهی اش دنیا را فرا می گیرد، باز مظلوم کشته خواهد شد.

اما «مستباح» فقط در وصف حضرت سیدالشهدا علیه السلام به کار رفته و درباره هیچ یک از دیگر معصومان به کار نرفته است. در ده ها زیارتنامه از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و زیاراتی که درباره همه معصومان علیهم السلام در دست هست تا خود حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف این واژه یافت نمی شود. یگانه مکانی که این واژه به چشم می خورد زیارت ناحیه مقدسه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که آن را درباره جدّش حضرت ابا عبدالله علیه السلام به کار برده است.

«مستباح» یعنی چه؟

در توضیح این واژه قدری تعابیر و اصطلاحات نیاز است که اهل علم با آنها آشنا هستند. در میان اهل علم این جمله مشهور است که می گویند: «حذف المتعلق له ظهور فی العموم». به این معنا که وقتی عبارتی یا کلمه ای دارای معانی متعدد باشد، قرائن غیر مذکور در متن ما را به معنی ویژه ای رهنمون می سازد. لذا عمومیّت معنایی آن عبارت به معنای خاصی اختصاص می یابد. به عبارتی، عبارت یا واژه مذکور از چند معنایی که بر پایه قرائن موجود در کلام محتمل است، معنایی خاص می یابد.

واژه «المستباح» که از ناحیه مقدسه صادر شده مطلق واگذاشته شده است. «مستباح» در زبان عربی یعنی حلال شمرده شده و عبارت حضرت به این معنی است که حضرت امام حسین علیه السلام را به ستم کشتند و کشتن او را حلال شمردند. این مطلب درباره هیچ یک از معصومان صادق نیست. همه آن ها به ناحق کشته شدند، اما ریختن خون آنان حرام بود و آن هم از بدترین محرمات. این گونه نبود که امامی را بکشند و آن کار را بر خود روا و حلال بشمارند. همه آن ظالمان که امامان ما را کشتند دست آخر حاشا کردند و زیر بار جنایتی که مرتکب شدند نرفتند.

چه چیزی از امام حسین علیه السلام مستباح شمرده شد؟ ایشان را کشتند و قتل او را امری حلال و بلکه واجب دانستند. فتوایی در وجوب کشتن او صادر کردند. اموال او را مباح دانستند و پس از کشتنش آن ها را تاراج کردند. او را سب کردند، تیر به سوی او پرتاب کردند، بر او شمشیر کشیدند، نیزه به سوی او افکندند، ـ نستجیر بالله ـ او را لگد زدند و... . مستباح یعنی این.

پیشتر در مناسبت های مشابه گفته بودم که همه اهانت ها و جسارت ها در حق حضرت سیدالشهدا علیه السلام تحقق یافت مگر یک مورد، که آن هم معجزه خدای ـ تبارک و تعالی ـ بود. بر زبان آوردن آن نه کار آسانی است که هر کس توان بیان آن را داشته باشد. بلیغ ترین و زبان آورترین اُدبا باید عباراتی برای آن جستجو کنند که شاید از بار زشتی آن بکاهد.

دشمنان امام حسین علیه السلام انسانیت خود را پاک باخته بودند. بویی از غیرت و حمیت در آن ها نمانده بود. هرچه از پستی و بی مایگی آن ها بگوییم کم گفته ایم. هر چند نماز می خواندند و روزه می گرفتند و ظواهر اسلامی کاملاً در آن ها جمع بود، اما واقعیت آن ها چیز دیگری بود. حج به جا آوردند اما در مسجد الحرام قصد داشتند امام حسین علیه السلام را گردن بزنند. احرام بسته اند و شمشیرهای خود را در زیر احرام هایشان پنهان کرده اند و نام خود را هم مسلمان گذاشته اند. ابن سعد فرمانده سپاه یزید نیز در روز عاشورا خطاب به سپاهش می گفت: «یا خیل الله؛ ای لشکر خدا». پس معلوم می شود به گمان خود انسان هایی با خدا بودند و پیرو مذهب اسلام.

یکی از معصومان علیهم السلام توصیف خوبی از این دوگانگی دشمنان اهل بیت علیهم السلام داشتند. ایشان می فرماید اگر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به جای آن همه سفارش به رعایت حال و مقام اهل بیت علیهم السلام مردم را به اذیت و آزار اهل بیتش سفارش می نمود، در آزار آنان چیزی فروگذار نکرده بودند. هیچ ظلم و اهانتی نبود که در حق آنان نکرده باشند.

در این میان ـ هر چند زبان را یارای گفتن آن نیست و مقام اهل بیت علیهم السلام گرامی تر و منزه تر از آن است ـ دشمنان حضرت ابا عبدالله علیه السلام به بانوان حرم او نتوانستند دستی دراز کنند. این چیزی نبود جز معجزه خدای تعالی و بزرگی شأن و مقدار این خاندان در نزد خدای تبارک و تعالی. همان گونه که حضرت ابا عبدالله علیه السلام در دعا برای اهل بیتش فرموده بود: «إن الله حافظکنّ وحامیکنّ؛ خدای متعال حافظ و پشتیبان شماست». و این به سبب اجابت دعای حضرت در حق بانوان حرمش است که کسی را توان دست درازی به آنان نبود.

چگونه حضرت سیدالشهدا علیه السلام «مستباح» شدند؟

خواندن تاریخ امامان علیهم السلام به ویژه تاریخ حضرت سیدالشهدا علیه السلام خصوصاً برای جوانان بسیار آموزنده است. یکی از منابع معتبر برای پی بردن به زندگی ائمه علیهم السلام کتاب گرانسنگ بحارالأنوار تألیف علامه بزرگوار شیخ محمد باقر مجلسی رحمة الله است. در این کتاب در مجلدات مربوط به تاریخ سیدالشهدا علیه السلام چنین آمده است: «إزدلف إلیه ثلاثون ألفاً یزعمون أنهم من هذه الأمة کلّ یتقرب إلی الله عزوجلّ بدمه؛ سی هزار تن بر او گرد آمدند که همگی خود را از این امت به شمار می آوردند و همگی با کشتن او قصد تقرب به خدای عزوجل را داشتند».

مسبّب آن چه کسی است؟ بی تردید تغییر عقیده مردم کاری زمانبر است و شاید ده ها سال تبلیغ صرف آن شود.

در روایات معصومان علیهم السلام آمده است که جهنم هفت طبقه دارد و در هر طبقه ای نوعی عذاب برای گناهان متناسب با آن است. عذاب طبقه نخست از دیگر طبقه ها به نسبت سبک تر است و حرارت و شعله های آتش آن نیز کمتر است. و هر چه رو به پایین می رود بر شدّت عذاب ها و آتش آن افزوده می شود. با این حال عذاب جهنم فراتر از تصور بشر است و با توصیف نمی توان به آن پی برد. از ویژگی های جهنم آن است که مُردن در آن نیست. خدای متعال درباره جهنمیان فرموده است: «وَیَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَمَا هُوَ بِمَیِّتٍ؛ و از همه سو مرگ به سوی او می آید ولی به واقع نخواهد مُرد».

خدای متعال به کلی مرگ را از جهنم برداشته است. اگر مرگ می بود عذاب همان طبقه اول ساکنان آن را می کشت چه رسد به طبقات دیگر که به مراتب شدیدتر از طبقه اول است. در طبقه زیرین جهنم یعنی هفتمین طبقه آن چاهی است که آتش جهنم از آن زبانه می کشد؛ بلکه دریایی از عذاب الهی است. در روایت آمده که هرگاه نگهبانان موکل این چاه که نوزده تن از ملائکه اند درِ این چاه را اندکی می گشایند همه ساکنان هفت طبقه جهنم از شدت آتشی که از آنان بیرون می آید ضجه می زنند. در آن چاه صندوقی قرار دارد که چهارده نفر در آن مدفون اند و ریشه همه عذاب ها نیز در این صندوق است.

معاویه یکی از آن چهارده نفر است. نه یزید بن معاویه و نه عبیدالله بن زیاد و نه شمر و نه ابن سعد و نه حتی کسانی که به برای کشتن حضرت به کربلا آمدند و کشتند و تعدی کردند و ظلم نمودند، هیچ یک در این صندوق قرار ندارند. اما معاویه جزو اصحاب آن صندوق است که آتش جهنم از آن برافروخته می گردد.

معاویه کیست؟ روایت فوق ما را به اوج پستی و خباثت معاویه متوجه می کند. اگر امروز کسانی به نام «لا إله إلا الله» و بر پایه آن دیگران را سر می برند یا زنده زنده دفن می کنند، ریشه در رفتارهای معاویه دارد. شخصی که اندک مدتی پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه وآله روی کار آمد و قصد داشت اساس اسلام را از بن و بیخ بَرکَند.

در مجلدهای دهم و یازدهم الغدیر به تفصیل رفتارهای اسلام ستیزانه معاویه شرح داده شده است. معاویه افزون بر بیست سال از جمله در زمان حکومت امیرمؤمنان حاکم نامشروع شام بود و جز این منطقه همه سرزمین های اسلامی در زیر لوای امیرمؤمنان علیه السلام قرار داشت. پس از به شهادت رسیدن حضرت امیر علیه السلام در سال چهلم هجری، بیست سال تمام حکومت همه کشورهای اسلامی را در قبضه خود گرفت و تا سال شصت هجری حاکم کشورهای اسلامی بود. معاویه در طی بیست سال حکومتش فرهنگی به نام اسلام و با ماهیتی ضدّ اهل بیت علیهم السلام ترویج کرد. شرح تفاصیل اقدامات معاویه در کتب اسلامی از جمله الغدیر موجود هست و اهل تحقیق می توانند به آن مراجعه کنند. او در این دوران ده ها میلیون سکه طلا از اموال کشورهای اسلامی صرف تبلیغ خود و مبارزه با اهل بیت علیهم السلام و بدنام کردن آن ها کرد.

علامه امینی در خصوص تبلیغات معاویه در کتاب الغدیر از جمله به این بیت شعر اشاره می کند: «سبعون ألف منبر و عشرة من فوقهن یلعنون حیدرة» .

در بیست سال دوران حکمرانی معاویه در همه کشورهای اسلامی از شام و مکه و عراق و دیگر نواحی بیش از هفتاد هزار منبر برپا کردند که هفته ای دست کم یک بار در نماز جمعه ـ نستجیر بالله ـ به امیرمؤمنان و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سبّ می کردند. بیست سال بر این منوال گذشت و همچنان این برنامه تا دوران چند خلیفه بعد از او نیز ادامه یافت. بد نیست یک حساب سرانگشتی بکنیم. اگر این سبّ را فقط منحصر به نماز جمعه بدانیم هر سال چند جمعه دارد؟ بیست سال چطور؟ قطعاً بیش از هزار جمعه می شود. اگر آن را در هفتاد هزار (به تعداد منابر) ضرب کنیم چیزی بالغ بر هفتاد میلیون منبر هفتگی به امیرمؤمنان علیه السلام سب می کردند، به او تهمت می زدند و نسبت های دروغ به او می دادند. چیزهایی که نمی توان در اینجا آن ها را نقل کرد اما علامه امینی در کتاب الغدیر به گوشه هایی از این تهمت ها و اهانت ها اشاره هایی کرده است و در مجلدات دهم و به ویژه یازدهم به این موضوعات پرداخته است.

فرهنگ اموی و دستاوردهای آن

در کل، معاویه به گونه ای همه را شستشوی مغزی داد که می پنداشتند پیامبر صلی الله علیه وآله به جز بنی امیه قوم و خویش دیگری نداشت و تنها خویشاوندان آن حضرت خاندان بنی امیه بودند. این فرهنگ را معاویه ترویج کرد. آیا جز تابوت مذکور در قعر جهنم جایگاه دیگری شایسته او هست؟ قطعاً او در تابوت است و نه جای دیگر.

به هر حال معاویه فرهنگی را درست کرد که در آن بنی امیه با آن پیشینه ننگین، چه پیش از اسلام و چه پس از آن در میان مردم ارج و قداستی ویژه یافت. همین، مقدمات قتل حضرت امام حسین علیه السلام را با آن شکل فجیح فراهم کرد. در زمان یزید کار به جایی کشید که مردم برای تقرب جستن به خدا برای کشتن امام حسین علیه السلام بسیج شدند. «کلّ یتقرّب إلی الله عزوجلّ بدمه». این جنایت معلول فرهنگ سازی باطل و خلاف ارزش های اسلام است که مؤسس آن معاویه بود و بر این مبنا تا قرن ها بنی امیه و بنی مروان و پس از آنان بنی عباس هر یک به شیوه خود در میان مردم حکومت کردند. شیعیان نیز در همه این سال ها در اقلیت و تحت ظلم و بهتان و آزار حاکمان بودند.

تعالیم نادرست فرهنگ معاویه به همان سال های حکومت او محدود نشد و همواره در طی قرن ها حاکمانی که بر سر کار آمدند اغلب به شیوه ای از آن فرهنگ تأثیر پذیرفته و تا حدودی مروّج و مبلّغ آن بودند. پیرمردهایی که دوران حکومت عثمانی ها را در عراق درک کردند، امثال مرحوم پدرم، به خاطر دارند که در آن دوره نمی شد یزید را لعنت کرد. حتی در همین کربلا و نجف و سامرا و دیگر شهرهای عراق اگر بر کسی ثابت می شد که یزید را لعنت کرده است، او را زندانی می کردند و چه بسا کارش به اعدام نیز می کشید.

اما بحمدالله امروزه در دنیا وضع عوض شده و کم نیستند مریدان اهل بیت علیهم السلام و دوستان حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه و آن قدر آزادی بیان هست که بتوان از حقایق پرده کشید و مردم را با فرهنگ اهل بیت علیهم السلام آشنا کرد. آیا هنگام آن نرسیده است که نقاب از چهره این ظالمان کشیده شود و تفاوت اسلام راستین را با اسلام دروغین برای مردم جهان شناسانید؟ بنده خود چهل و اندی سال پیش شاهد بودم کتابی نوشتند با عنوان «یزید بن معاویة الخلیفة المظلوم» که چاپ سوم آن با صد هزار نسخه راهی بازار شد. این داستان به هزار سال پیش برنمی گردد، به همین اواخر مربوط می شود. در آن زمان یک شخص با نام مستعار، ردّی بر آن نوشت و نام آن را «یزید بن معاویة فرع الشجرة الملعونة فی القرآن» گذاشت، اما حکومت اسلامی وقت نشر آن کتاب را به دلیل تفرقه انگیزی ممنوع کرد.

اما اکنون اوضاع جهان به کلی تغییر کرده است. آزادی در غرب به گستردگی وجود دارد. کشورهای اسلامی نیز یکسان نیستند. در برخی از آن ها نیز تا حدودی آزادی تحقق یافته است. اگر اکنون دست به کار نشویم پس چه هنگام باید برای اهل بیت علیهم السلام فرهنگ سازی شود و مردم جهان را در اقدامی مکتبی و نهادینه با آموزه و راه و روش آن بزرگواران آشنا سازیم؟

پیامدهای معاصر فرهنگ اموی

پیرمردهایی که پا به سن گذاشته اند و در جوانی در نجف اشرف یا کربلای معلی و یا در شهرهای عراق بوده اند احتمالاً مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی را درک کرده اند. حضور ایشان در عراق مصادف شد با دوران نخست وزیری یاسین الهاشمی در آن کشور. یاسین الهاشمی به شدت با برگزاری شعائر مقدس امام حسین علیه السلام مخالفت کرد و عزاداران آن حضرت را حبس می کرد و شکنجه می داد و بسیاری را نیز اعدام کرد. در روزگار او روزنامه نگاری از مرتبطانش که به دلیل پاره ای ملاحظات از بردن نام او معذورم مقالاتی بر ضد شعائر حسینی و ضدّ شخص امام حسین علیه السلام در روزنامه ها به چاپ می رساند.

مرحوم آقا سید ابوالحسن با درایت تمام و حکمت وافر خود با این مسئله رودررو شد. لازم به ذکر است که مراجع شیعه از شیخ مفید و سید مرتضی و سید رضی و شیخ طوسی گرفته تا علامه بحرالعلوم و بعدها شیخ انصاری و مجدّد شیرازی و دیگر علمای شیعه پس از معصومان علیهم السلام از امتیاز و جایگاه ویژه ای برخوردارند و کمتر کسی را یارای رسیدن به مقام ایشان است. در این میان روزگار کمتر مانند آقا سید ابوالحسن اصفهانی به چشم خود دیده است. حکمت و علم و تقوای کم نظیر این عالم ربانی زبانزد خاص و عام بود.

تاریخ عراق در دوران نخست وزیری یاسین الهاشمی واقعاً خواندنی است. بد نیست جوانان احوالات و رفتارهای این دیکتاتور را مطالعه کنند. نکته درخور اهمیت در زندگی این حاکم خودکامه و دیگر کسانی که به نحوی با شعائر مقدس حضرت امام حسین علیه السلام مخالفت ورزیدند و با اجرای آن ممانعت کردند، این است که همه آن ها در همین دنیا سزای رفتار خود را می بینند. ممکن است موقتاً چند سالی حکومتی دست و پا کنند و مانع عزاداری شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام شوند، اما عاقبت دیری نمی پاید که طومار زندگی آن ها به بدترین شکل برچیده خواهد شد و فرجام ذلت باری برای آنان رقم خواهد خورد.

یاسین الهاشمی پس از آن همه آزار و اذیت عزاداران امام حسین علیه السلام و تلاش هایش در بازداشتن از برگزاری شعائر حسینی یک سال و نیم بیشتر دوام نیاورد و دست آخر از عراق به یکی از کشورهای همسایه گریخت و از سرانجام او خبری نشد که به مرگ طبیعی مُرد یا کشته شد. همه کسانی که در برابر امام حسین علیه السلام ایستادند چند سالی بیشتر دوام نیاوردند و زندگی پر از ذلتشان با شقاوت اخروی گره خورد. حتی آنهایی که در صحرای عاشورا قاتلان حضرت را همراهی کردند، بی آنکه تیری پرتاب کنند یا شمشیری بزنند، همگی گرفتار شقاوت دنیا و آخرت شدند.

بنده سفارش می کنم به کسانی که در راه اقامه شعائر مقدس حضرت امام حسین علیه السلام بلایی بر سرشان آمده، گرفتاری برایشان پیش آمده، سیلی خورده اند، حبس کشیده اند و ضرر مالی و آسیب بدنی دیده اند و یا هر مشکل دیگری که برایشان رخ داده است، کسی که این آسیب را به آنان رسانیده است پیگیری کنند، در می یابند که به اتفاق همگی آن ها عاقبت خوش نخواهند داشت و حیاتی پر از رنج و آفت و خفت تجربه خواهند کرد. این معجزه خدای متعال است که به مظلومان وعده داده است از ظالمان در آخرت انتقام بگیرد و در همین دنیا پاسخ بسیاری از آن ها را بدهد. دنیا گذران است اما آخرت پایانی ندارد و امثال شمر و ابن زیاد و ابن سعد و یزید مختصر عذابی در دنیا دیدند، اما در آخرت عذاب شدید خدا که پایانی ندارد را در انتظار دارند.

«خذلان» امام حسین علیه السلام و دامنه گسترده آن

خدای متعال مالک دنیا و آخرت است و از روایات متواتر برمی آید که قرار او بر این است که هر کسی به حضرت امام حسین علیه السلام ظلمی بکند ولو به شعائر مقدس ایشان باشد، از او نخواهد گذشت و آن شخص تاوان عمل خود را هم در این دنیا و هم در آخرت پس خواهد داد. به این ترتیب کسانی که در عزاداری و تعظیم شعائر مقدس ایشان منفی بافی کنند، مشمول «خذلان» خواهند بود. در روایات موجود از ائمه علیهم السلام و دعاهای وارد شده از ایشان مفصل درباره خاذلان حضرت سیدالشهدا علیه السلام سخن رفته و بارها بر زبان ایشان، آن ها مورد لعن قرار گرفته اند. یکی از آن ها روایت مشهور «ولیجتهدن ائمة الکفر و اشیاع الضلالة...» است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خیلی پیش از واقعه کربلا، در زمانی که حضرت کم سال بودند آن را بیان فرمودند و در آنجا «خاذلان» حضرت را نیز لعن کردند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در آنجا به درگاه الهی عرض می کند که خدایا هرکس به هر نحوی بتواند امام حسین علیه السلام را یاری کند ولی آن کار را نکند، تو نیز یاری اش مکن. خدایا او را به بیماری مبتلا کن و مرگ او را در همان بیماری اش قرار ده. خداوندا به فقر و بدبختی گرفتارش کن و ظالمان را بر او مسلط کن تا انواع بلاها را بر سر او بیاورند.

مطالب بسیاری درباره قاتلان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در منابع مختلفی از جمله کتاب بحارالأنوار و نیز منابع تاریخی نقل شده است که در همه آن ها یک چیز مشترک است و آن هم گرفتاری و بلاهای دنیایی و فرجام بد در همین دنیاست.

درباره امام حسین علیه السلام از قصه ها چنین بر می آید که قاصر و مقصر در آن چندان فرق نمی کند و هر دو در همین دنیا مجازات خواهند شد. قاصر کسی است که نادانسته به آن حضرت جفا می کند و مقصر دانسته و از روی عمد این کار را می کند. در آخرت میان قاصر و مقصر تفاوت هست اما در این دنیا هر دو تاوان عمل خود را خواهند دید. مانند کسی که با آتش بازی می کند، چه متوجه خطر آن باشد یا نباشد، می سوزد. تفاوت میان قاصر و مقصر حکمی عقلی است و از سوی خدای متعال حتماً لحاظ می شود.

خذلان ترک نصرت است. جریان امام حسین علیه السلام دو سوی کاملاً متضاد و با پیامدهای متفاوت دارد. تأیید و خذلان آن هر یک پیامدی جدا دارد. تأیید و حمایت در نزد خدای متعال شایسته والاترین اجرها خواهد بود، و خذلان و تخریب در قضیه امام حسین علیه السلام هرگز از نزد خدا بی عقاب رها نخواهد شد. خذلان دامنه گسترده ای دارد. کسی که می تواند به عزاداری امام حسین علیه السلام کمک کند اما از آن سر باز می زند یا حتی به اندازه کافی و در حدّ امکانش کمک نمی کند، از مصادیق حتمی خذلان به شمار خواهد آمد. برای مثال آن که می تواند یک میلیون بپردازد و تنها نیم میلیون کمک می کند او نیز علی رغم مشارکت و خدمتی که کرده به اندازه ای که کوتاهی کرده است مرتکب خذلان شده است. نیز کسی که می تواند در عزاداری ها شرکت کند ولی نمی کند یا شرکت فعال و مستمری ندارد همه اینها از مصادیق خذلان است. پس خذلان اندازه ها و اشکال مختلفی دارد که باید به آن توجه وافر داشت تا مبادا ما از شمار خاذلان حضرت سیدالشهدا علیه السلام قرار گیریم که در آن صورت به نفرین پیامبر صلی الله علیه وآله گرفتار خواهیم آمد و از نظر ویژه خدای سبحان و عنایت خاص حضرت سیدالشهدا علیه السلام محروم خواهیم گردید.

عزت را باید در دستگاه امام حسین علیه السلام جست

داستان ها فراوان هستند درباره کسانی که دانسته یا نادانسته به خذلان حضرت سیدالشهدا علیه السلام و شعائر مقدس ایشان گرفتار شده اند و البته همان گونه که رفت مؤکداً همگی تاوان آن را در همین جهان پیش از جهان آخرت باز پس داده اند. داستانی که در اینجا در خاطر دارم درباره دو عالمی است که با هم در یک شهر می زیستند و از جمله در یک درس شرکت می کردند و در ابتدای امر مدارج تحصیل و مراتب علمی یکسانی داشتند حتی از محضر استادان واحد بهره بردند که در میان آنان یکی از مراجع مشهور معاصر نیز بود. اما این همه همسانی و همراهی به فرجام یکسانی نینجامید و عاقبت دست امتحان الهی هر یک را به گوشه ای سوق داد.

یکی از آن دو عالم در شعائر مقدس امام حسین علیه السلام فانی بود. در عشقش به مولا سر از پا نمی شناخت. همه زندگی اش عرض ارادت به حضرت سیدالشهدا علیه السلام و شرکت در مجالس ایشان بود. با جان و دل در مراسم های عزاداری حضرت شرکت می کرد و از هر خدمتی که از دستش بر می آمد در عزاداری ها دریغ نمی کرد. اما آن دیگری چنین چیزهایی درباره او دیده نشده بود. البته نه اینکه عناد داشته باشد یا در محبتش به حضرت امام حسین علیه السلام قصوری باشد، به هر حال این تفاوت میان آن دو عالم در زندگی شان آشکارا مشهود بود.

سال ها گذشت و علمای بسیاری از آن شهر سر برآوردند، ولی هیچ یک عزت و مقبولیت آن عالم را نیافت که شیفته حضرت امام حسین علیه السلام و شعائر مقدس ایشان بود. او به مقامی ویژه در میان همه عالمان آن دیار دست یافت به گونه ای که هیچ کدام از آنان جایگاه و پایگاه ایشان را در میان مردم نداشت. به احترام آن بزرگان از ذکر نام آن ها پرهیز کردم و تنها به فایده حاصل از این داستان اشاره نمودم تا عبرتی باشد برای عبرت گیرندگان. خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ؛ به راستی در سرگذشت آنان برای خردمندان عبرتی است».

آن عالم دیگر نسبت به یکی از شعائر مقدس حضرت ابا عبدالله علیه السلام بی مهری داشت. نمی دانم قصد او را با چه کلمه ای بیان کنم که تند نباشد. به هر حال، همان گونه که رفت همه اینها از خذلان ابا عبدالله علیه السلام به شمار می آید و مشمول عقوبت هایی می شود که خدای متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وعده داده اند. از قضا آن عالم همان گونه که یکی از شاگردان او درباره اش نقل کرد زندگی رقت باری داشت و در نهایت ذلت از این جهان رفت. آن شاگرد که ناقل این موضوع بود و از بردن نامش معذوریم، از علمای مشهور جهان تشیّع است. بی مهری نسبت به یکی از شعائر مقدس امام حسین علیه السلام چه ذلت ها و گرفتاری های بسیاری که در پی دارد.

استعجال خدا در عقاب خاذلان

خدای متعال خواسته است که حضرت امام حسین علیه السلام استثنا باشد. «خصائص حسینیه» یکی و دوتا نیست. حضرت صدها ویژگی منحصر به فرد دارد و هزاران داستان. داستان های کسانی که شعائر مقدس آن جناب را خذلان کرده اند. بزرگان بسیاری نیز قلم برداشته اند و در حدّ بضاعتشان برخی از این داستان ها را گرد آورده اند. البته دستمایه کارشان خواندنی است و در خور آن است که تکمیل شود. معروف است که: «کم ترک الأولین للآخرین؛ چه بسیار چیزهایی که پیشینیان به آیندگان سپرده اند تا آن ها آن را کامل کنند».

داستانی که پیرمردهای ساکن قم برای بنده نقل کرده اند به هشتاد، نود سال پیش برمی گردد. این داستان در همین بازار کنونی قم (بازار کهنه) رخ داد و بسیاری از پیرمردها که آن زمان را درک کرده اند هنوز آن را به خاطر دارند. در آن زمان عزاداری در قم ممنوع بود. دولت پلیسی را مأمور تفحص کرده بود که بر روی پشت بام بازار می رفت و اگر در اطراف سحر رفت و آمد نامعمولی مشاهده می کرد یا روشنایی چراغی را می دید که از مجلس روضه ای بیرون می آید، آن را گزارش می داد. سابق هنوز برق به خانه ها کشیده نشده بود و در حالت معمولی خانه ها در شب غالباً تاریک بودند، مگر آنکه مجلس داشته باشند و مشعل هایی روشن کرده باشند. آن مأمور اگر کسی را می یافت که مجلس روضه ای در دل شب راه انداخته و افرادی را برای عزاداری جمع کرده است به محض آنکه گزارش او را می داد به خانه او می ریختند و همه را دستگیر می کردند، به ویژه صاحبخانه که کتک می خورد و جریمه می شد و حتی ممکن بود به حبس برود.

یک شب که ظاهراً شب عاشورایی بوده است این پلیس دور از انظار عموم در پشت بام مخفی بود و خانه ها و محله ها را می پایید. ناگهان در همان حین که این سو و آن سو را می گشت پایش سر می خورد و از بالای بام بر روی شکم به زمین می خورد و در دل شب صدای مهیب زمین خوردن او در محله می پیچد. نقل می کنند که او را به سرعت به بیمارستان بردند و ناله های او همانند نعره حیوانات گوش خراش بود. تا صبح دوام نیاورد و به درک واصل شد.

چرا خدای متعال چنین شتابان پاسخ خاذلان شعائر حسینی را می دهد؟

«إنما یَعجَلُ من یخاف الفوت؛ کسی که از مرگ بترسد عجله می کند». کسی عجله می کند که ترس از دست دادن چیزی را دارد. اما خدا ترس آن را ندارد که کسی از دست او بگریزد. از آن گذشته، آخرت نیز عذابی سخت تر و دردناک تر برای آن ها در نظر گرفته است، پس چه جای استعجال در عقوبت است که این گونه در دم آن مأمور پلیس را از پا درآورد؟

همان گونه که رفت حضرت امام حسین علیه السلام استثنای عالم وجود است. اختصاصات آن حضرت بیش از آن است که تصور می کنیم. فقط درباره او بود که گفته شد: «أنّ الله شاء أن یراک قتیلاً؛ خدا خواست که تو را کشته ببیند».

مسأله حکم وضعی دارد. اثر و نتیجه ای که بر آن مترتب است وضعی است. انسان اگر در اجرای شعائر مقدس اهل بیت علیهم السلام هر کدامشان که باشد ثابت قدم باشد و از تهدید و تخفیف ظالمان همچون یاسین الهاشمی و صدام و جز آنان هراسی به دل راه ندهد و پا برجا آن شعائر را انجام دهد، حتی اگر کتک بخورد، زندانی شود و یا هر بلای دیگری بر سر او بیاید، قطعاً در نزد اهل بیت علیهم السلام بی اجر نخواهد ماند و خدای عزوجل نیز بی گمان پاسخ او را به شایسته ترین وجه خواهد داد. اگر کسی در راه اقامه شعائر مقدس امام حسین علیه السلام دو سیلی بخورد ـ به فرموده حضرت امام جعفر صادق علیه السلام ـ خدای متعال برای او جبران می کند. حضرت سیدالشهدا علیه السلام نیز خودشان را مدیون ما و شما نخواهد گذاشت و اجری شایان در دنیا و آخرت به ما عطا خواهد کرد.

هر گلی بویی دارد

معرفی حضرت امام حسین علیه السلام به دنیا و بیان این که چرا کشته شد و این که قاتلان او که بودند و ریشه این کار در کجاست، باید به گستردگی انجام پذیرد. این کار تقریباً وظیفه ای همگانی است. جا دارد اهل علم و دانشجویان محترم در این زمینه کتاب ها نگارش کنند و پایان نامه ها صرف آن شود. این عرصه بسیار جای تألیف و تحقیق دارد و دیگر این که «هر گلی بویی دارد».

در یک کشور چرا چندین هزار طبیب وجود دارد؟ آیا این همه طبیب نیاز است و اصلاً زیاد بودن تعداد آن ها مفید است یا غیر مفید؟ قاعدتاً هر چه طبیب در جامعه ای بیشتر باشد مریض در آن کمتر است و بیماران بهتر و سریع تر معالجه خواهند شد. با این قیاس، نباید پنداشت که درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام کتاب فراوان نوشته شده و ضرورتی برای تألیف در این زمینه دیده نمی شود. فراموش نکنیم که هنوز اکثر مردم دنیا از این مطالب بی خبرند و مطلع کردن آن ها قطعاً وظیفه من و شماست.

اسلام بی نقاب

فرهنگ خدا و فرهنگ قرآن و فرهنگ پیامبر صلی الله علیه وآله و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام همه با هم همخوان و همسان است و هیچ دوگانگی در آن یافت نمی شود. اهل بیت علیهم السلام روایت کنندگان سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند و او نیز از زبان جبرئیل امین سخنان خدای متعال را بازگو می کند. اسلام صحیح همین است و مابقی همه اسلام وارونه و تقلبی است. هر اسلامی که با قول و عمل قرآن کریم و چهارده معصوم علیهم السلام مغایرت داشته باشد، تقلبی است.

آیا ممکن است حرف معاویه درست باشد و فرمایش قرآن درست نباشد؟ آیا می توان به سخنان بی اساس معاویه اعتماد کرد و احادیث پیامبر صلی الله علیه وآله را زمین گذاشت؟! البته که نه. همان روایات برای بی اساس بودن معاویه و سخنانش بس است که در حضور دوستش هنگامی که مؤذن در مأذنه نام رسول خدا صلی الله علیه وآله را برد گفت: که من باید این نام را از مأذنه ها بردارم و محکم پایش را بر زمین می کوبد و می گوید «دفناً دفنا؛ نابود باد، نابود باد». این روایت نشان دهنده عمق خباثت معاویه است و چه بیچاره و گمراه اند کسانی که از او پیروی می کنند!

نقاب برگشودن از چهره واقعی معاویه و دیگر مدعیان دروغین اسلام امروزه وظیفه ای ضروری است تا مردم جهان چهره حقیقی اسلام را که همان اسلام اهل بیت علیهم السلام است از چهره نقاب زده و دروغین اسلامی که معاویه و پیروانش مدعی آن بودند باز شناسند.

اگر زمانی حجر بن عدی یا عمر بن حمق خزاعی و یا سعید بن جبیر علیهم الرحمة برای پافشاری بر محبت امیرمؤمنان و فرزندانش علیهم السلام به مرگ تن دادند ولی زیر بار حجاج نرفتند، امروز نیز وظیفه ما دفاع و آشنا ساختن مردم جهان با حقایق خاموش مانده در طول تاریخ درباره اهل بیت علیهم السلام است.

حجاج، سعید بن جبیر یار و یاور امیرمؤمنان صلوات الله علیه و حافظ قرآن را صرفاً برای اینکه امام حسن و امام حسین علیهما السلام را فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله می خواند دستگیر کرد. حجاج مدعی بود که باید آن ها را فرزندان علی بن ابی طالب دانست و نسبت دادن آن ها به رسول خدا صلی الله علیه وآله را نادرست می دانست و چنان بر این حرف خود اصرار می کرد که مخالفان آن را می کشت.

حجاج بن یوسف آن قدر از دانش بی مایه بود که نمی دانست خدای متعال در قرآن کریم حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام را فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله خوانده است، آن گاه که در آیه مباهله فرمود: «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ؛ پس بگو بیایید فرزندانمان را و فرزندانتان را فرا بخوانیم» و در روز مباهله حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله دست امام حسن و امام حسین علیهما السلام را می گیرد و به همراه امیرمؤمنان و حضرت زهرا علیهما السلام به میعادگاه خود می آید پس مشخص می شود که مراد خدا از فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله همان حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام است.

سعید بن جبیر که حافظ قرآن بود این استدلال را برای حجاج می آورد ولی جان پر کینه اش از این استدلال روشن، به تنگ می آید و آهنگ کشتن سعید بن جبیر را می کند. از این رو پس از شکنجه های بسیاری که به سعید بن جبیر داد عاقبت روزی در پی او فرستاد و به او گفت من می خواهم تو را بکشم. چگونه دوست داری تو را بکشم؟ سعید نیز با کمال خونسردی بی آنکه دست و پایش بلرزد، محکم و استوار در برابر او ایستاد و گفت: خدای متعال عادل است. و سؤالات و پاسخ هایی میان آن دو رد و بدل شد که حجاج را به خشم آورد.

سعید کشتارهای حجاج را دیده بود، با آن حال پاسخ حجاج را داد به امتثال سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرمود: «أفضل الجهاد کلمة عدل عند امام جائر؛ برترین جهاد ایراد سخن حق در نزد پیشوایی زورگوست».

از رفتارهای حجاج به خوبی می توان به ریشه و پیشینه کشتارهای ناجوانمردانه داعشیان پی برد. هر چند در بسیاری کشورها برچیده شدند اما باز در گوشه و کنار آثاری از آن ها به جای مانده و شاید بهترین راه چاره برای شیعیانی که مبتلا هستند مهاجرت باشد. خدای متعال می فرماید: «أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا؛ مگر زمین خدا وسیع نبود که در آن مهاجرت کنید؟».

سعید بن جبیر در پاسخ حجاج بن یوسف گفت: همان گونه که دوست داری من در آخرت تو را بکشم. حجاج دستور داد دستانش را ببندند و گردنش را بزنند. رو به قبله بود و آیه ای از قرآن خواند. حجاج دستور داد پشت به قبله اش کنند و گردنش را بزنند. در آن هنگام این آیه قرآن را خواند: «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ؛ پس به هر سو رو کنید آنجا رو به خداست». حجاج سپس دستور داد دست های او را ببندند و به دمر بر روی زمین بخوابانند. سعید دوباره خواند.

«مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ؛ از این زمین شما را آفریده ایم و در آن شما را باز می گردانیم».

بردباری در اقامه شعائر

تاریخ انباشته از ظلم و تعدی به شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام است. کشتار و خفقان قرن ها بر جوامع شیعی سایه افکنده بود. امروز نیز ردّ پایی از این خفقان و کشتار بی رحمانه در برخی سرزمین های اسلامی هنوز گزارش می شود، اما اندک است. جای نگرانی نیست با اندکی تحمل می توان از کنار آن گذشت. خیلی نباید دل پریشان و هراسان شویم. خوشا به حال آنانی که در راه اقامه شعائر مقدس امام حسین علیه السلام خود را به زحمت انداختند، با مشکلات رودررو شدند و تا اندازه ای که برایشان ممکن بود تلاش کردند شعائر بر زمین نماند.

از آنجایی که خدای عزوجل خواسته است شعائر مقدس امام حسین علیه السلام تعطیل نشود، همواره شاهد رونق بیش از پیش آن هستیم. بر این اساس حتی صفحه موبایل ها و رسانه ها نیز امروزه جایگاهی برای نشر و اقامه شعائر حسینی شده است. با این همه امکانات نوین باز میزان به کارگیری آن ها در جهت اقامه شعائر اندک است و جای کار بیشتری دارد.

بنای اسلام نیز با مشقت و زحمت بسیار همراه بود. این اسلامی که آوازه آن در چهار گوشه جهان پیچیده به سادگی به دست نیامده است. از خودگذشتگی ها، مهاجرت ها، جهادها و آسیب ها و محرومیت هایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اصحاب باوفایش در صدر اسلام متحمل شدند، سنگ بنای کاخ باشکوه و شوکت اسلام است. بسیار پیش آمد که یاران پیامبر صلی الله علیه وآله از دشواری هایی که متحمل می شوند گله می کردند. خدای متعال در قرآن کریم در پاسخ به آن ها می فرماید: «إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ؛ اگر شما درد می کشید آنان نیز همان گونه که شما درد می کشید درد می کشند، و حال آنکه شما چیزهایی از خدا امید دارید که آن ها امید ندارند».

مشرکان از مکه حرکت می کردند و به قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه وآله چهارصد کیلومتر طی می کردند تا به مدینه برسند. می خواستند اسلام را در نطفه خفه کنند. این مسیر بین یک هفته الی ده روز به طول می انجامید. ساز و برگی و ارتشی دست و پا می کردند با خود توشه و آذوقه حمل می کردند. شتر با خود می آوردند و ذبح می کردند و می خوردند. همه این مسیر نیز صحراهای نسبتاً خشکی بود. اما از آن سو پیامبر خدا صلی الله علیه وآله سر جای خود نشسته بودند و هنگامی که مشرکان این مسیر دراز را می پیمودند و به مدینه نزدیک می شدند مسلمانان در بیرون مدینه به مصاف آن ها می رفتند. جنگ در می گرفت. غالباً در جنگ های دفاعی پیامبر صلی الله علیه وآله، کشته های مشرکان به مراتب بیشتر از مسلمانان بود، زخمی ها و اسیرانشان نیز بیشتر بود. با این حال برخی از مسلمانان به نزد پیامبر صلی الله علیه وآله می آمدند و از سختی ها و گرفتاری هایشان شکوه می کردند. برخی بی سرپناه بودن زن و بچه هایشان را بهانه می کردند. خدای متعال درباره آنان چنین فرموده است: «وَیَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِیَ بِعَوْرَةٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلَّا فِرَارًا؛ و گروهی از آنان از پیامبر اجازه می خواستند و می گفتند: خانه های ما بی حفاظ است، و[لی خانه هایشان] بی حفاظ نبود [آنان] جز گریز [از جهاد] چیزی نمی خواستند».

یکی عذر می خواست، یکی سر می خاراند و یکی بهانه می آورد. خدای متعال نیز برای آنان دلیل می آورد که مشرکان نیز همانند شما زن و بچه خود را رها کردند و مشکلاتی همانند شما دارند. با این حال تحمل می کنند و دم نمی زنند. با این تفاوت که «وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ؛ و چیزی از خدای متعال امید دارید که آن ها (مشرکان) به آن امیدی ندارند».

این آیه رهنمودی است برای ما و شیوه ای راست و روشن به ما می دهد تا در اقامه شعائر آن را پیاده کنیم. در راه حضرت امام حسین علیه السلام در طول تاریخ هزارها و ده ها هزار، جان خویش را تقدیم او کرده اند. قصه های آن ها در تاریخ ثبت شده است. چه بسیار کسانی که زخمی شدند، اموالشان مصادره شد، آواره شدند، حبس کشیدند و چه افرادی که تا زمان ترک از بستگانشان خبری نداشتند یا خویشاوندانشان مردند و آن ها بی خبر بودند. طبیعی بود در آن زمان تلفن و موبایل و وسایل ارتباط از راه دور مانند امروز مهیا نبوده است.

آسیب دیدن در راه اقامه شعائر

هیچ زمانی همانند امروز این اندازه آزادی وجود نداشته است. جا دارد فرهنگ بنی امیه و همانندان آن که تا امروز در دنیا به عنوان فرهنگ اسلامی رایج است اصلاح شود و فرهنگ حقیقی اسلام که با محوریت اهل بیت علیهم السلام و تعالیم آن ها بنیاد نهاده شده است به جهانیان معرفی شود. آزادی موجود و امکانات ارتباطی موفور بهترین فرصت برای نشر و تبلیغ فرهنگ اسلام حقیقی است. حتماً باید این اصلاح صورت بگیرد و فرهنگ راستین اسلام جای فرهنگ نادرست و پر فریب اموی را بگیرد.

همگی در این باره قاصریم. حوزوی و دانشگاهی مسئول است که خوب درس بخواند تا بتواند در این عرصه بهتر خدمت کند. گذشته از آن تهذیب نفس مَرکب و وسیله این کار است. بی تقوا راه به جایی نخواهیم برد. در کل همان گونه که قرآن کریم ما را به الگوگیری از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام سفارش نموده است، آن بزرگواران نیز همواره در نشر و ترویج اسلام و آیین خدا هرگونه رنج و دشواری را به جان خریدند و همواره شکیبایی پیشه کردند. باید «مستباح» برای اهل دنیا شرح داده شود و تبیین شود که چرا «مستباح» خوانده شد و چه کسی مسبّب آن بود. اسلام قلابی که حضرت امام حسین علیه السلام را «مستباح» می داند باید اصلاح کرد. مانند اسکناس تقلبی که هیچ ارزشی ندارد، اسلام قلابی هم فاقد ارزش است.

تقریباً همه کسانی که در راه نشر تعالیم اسلام حقیقی و دفاع از اهل بیت علیهم السلام تلاش کرده اند، با مشقت ها و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کرده اند. علامه امینی رضوان الله تعالی علیه صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر که بازتاب گسترده ای در جهان داشته از این قاعده مستثنی نبوده و مشکلات زیادی را در راه تألیف این کتاب ارزشمند تحمل کرده است. داستان های بسیاری درباره او نقل شده. بنده بارها خدمت ایشان رسیده بودم و از دیگران نیز شنیده بودم که بارها به جانش سوء قصد کردند ولی الحمدلله موفق نشده بودند حتی یک بار از روی دیوار پرید و فرار کرد.

اخبار فراوانی از کسانی که در حمایت از تشیّع و شعائر خونشان به زمین ریخته شده در دست است. امروزه ما وامدار جانفشانی و از خودگذشتگی این بزرگان هستیم، چه اینکه شعائر امروزه حاصل حمایت و تلاش آنهاست.

در انتظار اربعین

اربعین حسینی از آشکارترین مظاهر شعائر حسینی است که نباید در آن کوتاهی کرد. کسی نگوید در میان بیست میلیون زائر حضور من چه تأثیری دارد. رفتن یا نرفتن من چیزی به این جمعیت نه کم می کند و نه می افزاید. کمترین اثر آن فایده ای است که برای خودمان دارد. بر پایه روایتی از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده که یکی از علامات مؤمن زیارت اربعین است! صاحب جواهر و شیخ انصاری و بسیاری دیگر از بزرگان صحت این روایت را تأیید کرده اند.

پس جا دارد هرکس هرچه از دستش بر می آید در برگزاری این شعیره مقدس کمک کند. یکی کار فرهنگی کند. کسی که اصول دین یا اخلاق بلد است در مسیر زیارت به بقیه زائران آموزش دهد. کسی که برایش ممکن است مساعدت مالی بکند. یکی کسانی را که ناتوان هستند بر دوش بلند کند، تشویق کنند و... .

در گوشه و کنار بسیار می شنویم که فقرایی خانه یا مغازه خود را می فروشند و آن ها را خرج عزاداری اربعین و میزبانی از زائران حضرت سیدالشهدا علیه السلام می کنند. جوان هایی چند سالی پولی جمع کرده اند تا با آن ازدواج کنند اما آن را خرج امام حسین صلوات الله علیه می کنند. فقرا و مردم پایین دست جامعه این گونه اند. جا دارد که حکومتیان نیز به ویژه حاکمان کشورهای اسلامی از آن ها یاد بگیرند. خاصه کشورهای پیرامون عراق.

زائران اربعین صرفاً ساکن کشورهای اسلامی نیستند. بسیاری از غرب و کشورهای اروپایی که در میان آنان غیر مسلمان نیز هست در موسم اربعین با زائران حسینی همراه می شوند. مسلمانانی که در کشورهای غربی زندگی می کنند سراغ مسئولان و وکلای مملکت خود بروند و از آن ها تقاضا کنند که در مسافرت های اربعین تسهیلاتی در گذرنامه ها و ویزای زائران کشورهای خود در نظر بگیرند. این وساطت ها حتماً در درگاه خدا و دستگاه حضرت امام حسین علیه السلام بی اجر نخواهد ماند.

در مجموع هر کسی در شعائر حسینی کاری از دستش برآید و نکند، خذلان کرده است. کسی که می خواهد خانه بخرد یا ازدواج کند یا برنامه ای دیگر در سر دارد، مدت ها پول جمع می کند. آیا ما برای برگزاری مراسم اربعین پول جمع کرده ایم؟ اگر چند نفری جمع شویم و با کمک هم مبلغی برای عزاداری امام حسین علیه السلام جمع کنیم البته مبلغ قابل توجهی خواهد شد و تأثیرگذار خواهد بود.

کشورهای غربی با آنکه خیلی ها کافر یا غیر مسلمان هستند، مرید و محب حضرت امام حسین علیه السلام در میان آن ها کم نیست. فقط لازم است کسی مانند ما برود و آن ها را به مکتب اهل بیت علیهم السلام راهنمایی کند. این کارها هرچند که مدتی ما را از کار و کاسبی باز دارد، اقدام پرباری است و ارزش آن را دارد. کم وقت گذاشتن مثل کم پول گذاشتن نوعی خذلان در مورد حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.

مردم به حاکمان و مسئولان خود اصرار کنند چه بسا آن ها نیز بر سر غیرت آیند و اقداماتی در تسهیل و یاری شعائر مقدس ابا عبدالله علیه السلام انجام دهند. بنده خود در عراق شاهد بودم که شخصی منکر مسئله ای بود ولی بعد از فراگیرشدن به آن تن داد. ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.

زیارت مقدس اربعین سزاوار است که هرسال باشکوه تر و گسترده تر از قبل برپا شود. اگر کربلای مقدس جای پذیرایی این جمعیت میلیونی را ندارد، در بیرون از آن و هرچه نزدیک تر به آن، مراکز و هتل هایی برای اسکان زائران آقا امام حسین علیه السلام بسازند. فقرا و قشر کم درآمد جامعه همه توانِ خود را صرف میزبانی و تهیه غذا و تا حدودی آسایش و راحتی زائران کرده اند. اغنیا نیز در این میان سهیم بوده اند، اما می طلبد که سهم بیشتری تقبل کنند. مسئولان حکومت ها نیز نباید از خوانِ گسترده خدمت به امام حسین علیه السلام بی نصیب بمانند. در این صورت فردای قیامت در برابر حضرت سیدالشهدا علیه السلام سرافکنده و شرمسار خواهند بود. در شب اول قبر چه پاسخی برای امام حسین علیه السلام خواهند داشت اگر می توانستند چند هزار تن به زائران حضرت بیفزایند اما این کار را نکردند؟

آزادی امروزه نسبتاً در عراق مهیاست. جا دارد مسئولان این کشور و دیگر کشورها در امور اداری زوّار از قبیل ویزا تسهیل کنند. محبت امام حسین علیه السلام امروزه در سراسر جهان موج می زند. قطعاً روزی فرا خواهد رسید که ویزای زیارت اربعین را بردارند. اما چرا روسیاهی اش برای مسئولان امروز باقی بماند و چرا مسئولان امروز ویزا را برای زیارت امام حسین علیه السلام حذف نکنند تا این افتخار تا ابد نصیب ایشان باشد؟!

باشد که...

امید آنکه خدای عزوجل رحمت واسعه اش را ـ که همان حضرت امام حسین علیه السلام است ـ از ما نگیرد. حضرت که عنوان «المستباح» دارد البته مقامی گران در نزد خدای متعال داراست. باشد به ما گوشه چشمی بنگرد. خدای متعال همان گونه که آثار وضعی بر زیارت امام حسین علیه السلام قرار داده آثار تکوینی نیز معین کرده است. باشد که زیارت اربعین مفصل تر و باشکوه تر گردد و الطاف و کرامات آن نصیب حال ما نیز بشود.

موکبی از شرکت کنندگان در عزای اربعین، طویریج نام دارد که قرن هاست دایر است. در آمارهای به دست آمده گفته اند که یکی از اعضای این هیئت پنجاه هزار علم در مسیر زائران نصب کرده است. اگر این تعداد به صد و حتی دویست هزار برسد چه اشکالی دارد؟

همه این امور تعظیم و تجلیل شعائر مقدس آقا امام حسین علیه السلام است. پول هایی که در این راه خرج می شود قابلیت این کار را دارد. بی راه نیست اگر بگوییم پول هایی که خرج این امور نمی شود شایستگی آن را نداشته است.

ان شاء الله خدای عزوجل لطف کند و حضرت سیدالشهدا علیه السلام عنایت بفرماید که عزای اربعین امسال پر رنگ تر و آسان تر از هر سال انجام شود و انتظار می کشیم روزی را که این خبر در کشورهای جهان اعلام شود که زائران اربعین معاف از اخذ ویزا هستند. وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG