بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  جمعه 23 آذر 1397
بروز شده: 22 آذر 1397
 
  کد خبر: 7968       تاریخ انتشار: 17 آذر 1397 - 30 ربيع الاول 1440









 









 

بیانات ارزشمند آیت الله العظمی شیرازی بمناسبت ولادت رسول خدا صلی الله علیه وآله و امام جعفر صادق علیه السلام؛
رسول والایی ها


مرجع عالیقدر شیعیان جهان، حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی، بمناسبت ولادت سراسر نور حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و رئیس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در روز شنبه 16 ربیع الأولی 1440ق (1397/9/3) بیانات مهمی را در درس خارج فقه در جمع علما و فضلای حوزه علمیه قم ایراد فرمودند که به شرح زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم المصطفی محمد وآله الطیبین الطاهرین، واللعنة الدائمة علی أعدائهم أجمعین إلی قیام یوم الدین.
 
تبریک و تهنیت

فرارسیدن زادروز اشرف پیامبران و فرستادگان و سرآمد آفریدگان، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و نواده اش حضرت ابو عبدالله جعفر بن محمد صادق علیهما السلام را به مقام رفیع و منیعِ صاحب امامت و عصمت کبری حضرت بقیة الله الأعظم مولایمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت عرض می کنم و به تمام مردان و زنان با ایمان در سراسر جهان و تمام ضعیفان و مستضعفان جهان که به دلیل دورشدن از والایی های دستاورد رسول خدا صلی الله علیه وآله دچار مشکلات و گرفتاری شده اند، تبریک می گویم. امیدوارم که خدای عزوجل در فرج آن حضرت که در نشر و گستراندن والایی ها دنباله رو جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله و پدرش علی مرتضی علیه السلام است، تعجیل فرماید.

میلاد مقدمه بعثت

ما نه در آستانه مبعث شریف نبوی، بلکه در آستانه میلاد سراسر فروغ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله قرار داریم. از آنجا که میلاد مقدمه وجود بعثت است لازم می دانم این حدیث شریف نبوی را بخوانم.

آن حضرت در این حدیث فرموده اند: «إنی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق؛ من مبعوث شده ام تا والایی های اخلاق را کمال بخشم».

این حدیث در قالب پنج کلمه بیان شده است، ولی یک جهان عمق، ارزش و والایی در خود نهفته دارد و حتی می توان گفت که به اندازه تاریخ بشریت از فضیلت و برتری برخوردار است.

در این روایت حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله واژه «انما» را به کار بردند. این لفظ برای حصر به کار می رود که «حصر اضافی» است و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خود با دقتی که در تمام امور و از جمله کلمه و کلام دارند، این لفظ را به کار بردند.

مکارم، نه محاسن

توجه داشته باشیم که آن حضرت این کلمه را در مورد نماز، روزه و حج به کار نبرده اند و حصر بعثت و هدف از بعثت ایشان همان حصر اضافی است، آنجا که فرموده اند: «لاتمم مکارم الأخلاق؛ تا والایی های اخلاق را کمال بخشم».

خدای عزوجل تمام پیامبران و رسولان را برای بسط مکارم اخلاق مبعوث و با بعثت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و به وسیله ایشان مکارم اخلاق را کامل کرد.

در برخی از ترجمه ها عبارت «مکارم الاخلاق» به خوبی ها ترجمه شده است که اگر مقصود از مکارم خوبی ها بود، باید رسول خدا صلی الله علیه وآله به جای «مکارم الاخلاق؛ والایی های اخلاق»، «محاسن الاخلاق؛ خوبی های اخلاق» می فرمودند.

احتمال دارد معنا و مفهوم لفظ مکارم در ادبیات و زبان عرب برای بیان ارزش ها استفاده شود.

اخلاق جمع خلق است که شامل خلق خوب و بد می شود. از این رو اخلاق هم خوب و زشت و هم صالح و فاسد دارد. همچنین ممکن است از حُسن اخلاق و زمانی از ارجمندی و والایی اخلاق سخن گفت، اما این سؤال پیش می آید که خدا در قرآن کریم درباره ارجمندی و کرامت انسان فرموده است: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ؛ و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم» (اسراء/70) پس مراد از این تکریم و گرامی داشتن چیست؟ اگر بنا به غذا خوردن و تکثیر نسل و زندگی باشد حیوانات نیز می خورند و زندگی می کنند و درختان و گیاهان و سنگ ها نیز حیات [نباتی و جمادی] دارند. روشن باشد که کرامت غیر از حسن و زیبایی است. اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «إنما بعثت لاتمم مکارم الأخلاق» نشر و گستراندن ارزش ها بوده است. یک فردِ شیواسخن و زبان آور با بازکردن و توضیح و تبیین کلمات می تواند در مجال سخن مطالب بسیاری ارائه دهد، اما در این مجال به بیان قول و عمل پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و آنچه از ایشان به ما رسیده است بسنده می کنم.

چیستی مکارم اخلاق

مکارم اخلاقی همان هایی است که در روایات متعدد آمده است و آقایان اهل مطالعه و روایت شناس در روایات دیده اند و با مطالعه سیره آن حضرت از آن آگاهی یافته اند و آن اسلامی است که حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله بیان و معرفی و بدان عمل کرده اند. وانگهی همگان به پیروی از قرآن کریم که ایشان آورده و به پیروی از گفته های ایشان که قرآن با آیه «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ؛ و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید» (حشر/7) به آن فرمان داده باید بدانیم سیره و عمل ایشان مبتنی بر فرمان خدا و اسلام بوده و اگر سیره و قول و فعل آن حضرت عملی می شد و در جامعه جریان می یافت، هرچه را که خدای متعال برای خوبان در بهشت مقرر فرموده است در همین دنیا برای آنان فراهم و تمام نیازهای مادی، معنوی، روانی و عقلی بشر در بالاترین و عالی ترین مرتبه اش برای کائنات فراهم می شد، ولی افسوس که این گونه نشد.

مسیر و اهداف را بشناسیم

از رهنمودها و آموزه هایی که در قالب اوامر ونواهی قرآن کریم، احادیث شریف رسول خدا صلی الله علیه وآله و احادیث اهل بیت علیهم السلام با موضوع «کتاب خدا و اهل بیت» و همچنین قول و فعل و تقریرشان به ما رسیده است، به ماهیت اسلام پی می بریم. در مورد عبارت «لاتمم مکارم الاخلاق» باید گفت که پیامبران و رسولان الهی هریک سهم و بخشی از آن را به صورت قول و فعل، گاهی ناقص و زمانی کامل به بشر رسانده اند. لذا عرض می شود اسلام حقیقی باید به جهان امروز، مسلمان و غیر مسلمان که غالباً از آن بی خبرند به ویژه به جوانان غیرتمند مسلمان برسد تا مطلع شوند و دانسته های خود را به دیگران برسانند.

وانگهی باید به همگان رسانده شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله صرفاً دستور به کاری نداده، بلکه خود بدان عمل کرده و آن را به مرحله اجرا درآورده اند.

امام صادق علیه السلام سخنی دارند که در کتاب شریف کافی و در منابع دیگر هم آورده اند. در این بیان، امام صادق علیه السلام فرموده اند: «رسول خدا صلی الله علیه وآله در یک روز سه مطلب بیان کردند که در واقع قانون بود. (باید توجه داشت که سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله قانون الهی بود، نه قانون وضعی که روزی تصویب می شود و روزی دیگر با تبصره و اصلاحیه و متمم تغییر می یابد و زمانی یک عدّه ناآگاه و حاکمانی جدید آن را لغو و باطل می کنند). ایشان فرمودند: «من مات وترک مالاً فلورثته، ومن مات وترک دیناً وعیالاً فإلیّ وعلیّ؛ هرکس که بمیرد و مالی از خود باقی گذارد، آن مال برای وارثان اوست و هرکس بمیرد و بدهی و خانواده ای [مستمند] بر جای گذارد بر من است [که آن بدهی را ادا کنم و خانواده اش را سرپرستی و حمایت نمایم]».

در این معنا روایات مستفیضه با سندهای متعددی وجود دارد که خاصه و عامه آن را نقل کرده اند. مالیاتی که در جهان امروز از ارث می گیرند و در کشورهای اسلامی نیز اِعمال می شود با کمی تفاوت ریشه در زمان جاهلیت و قبل از اسلام دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اعلام کردند که از ارث مالیات نمی گیرند و اگر شخص متوفا بدهی و همسر و فرزندانی بر جای گذاشته باشد، ایشان بدهی اش را می پردازند و سرپرستی بازماندگانش را بر عهده می گیرند و در صورتی که شخص متوفا اموالی بر جای گذاشته باشد، مالیات بر ارث نمی گیرند و این دسته اول است.

در مورد دسته دوم از بازماندگان متوفا کسانی بودند که با بودن سرپرست، زندگی فقیرانه ای داشتند و با مردن سرپرست آنان تباه و ضایع می شدند و به تعبیر مرحوم فیض کاشانی در کتاب گرانسنگ وافی از تأمین نیازهای زندگی خود ناتوان بودند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سرپرستی آنان را بر عهده می گرفتند.

گروه سوم کسانی هستند که با بدهی سنگین از دنیا رفته و هیچ چیزی که بتوان با آن بدهی متوفا را ادا کرد از خود برجای نگذاشته اند یا اگر چیزی باقی گذاشته اند کفایت بدهی شان را نمی کند، لذا رسول خدا صلی الله علیه وآله خود ادای قرض آنان را بر عهده می گرفتند اگرچه خانواده او ثروتمند و بی نیاز می بودند و حضرت رسول صلی الله علیه وآله مطالبه طلبکار از زن و فرزندش را نمی پسندیدند.

جذب اسلام شدن

امام صادق علیه السلام این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله را سبب مسلمان شدن عامّه یهود خواندند. این روایت در کتاب شریف کافی آمده و سخن امام معصوم است. سیره رسول خدا صلی الله علیه وآله که جذب شدن عامه یهود را به همراه داشت، حقیقتاً مکارم اخلاق و ارزش است. اگر چنین ارزشی در جایی از دنیا حاکم و جریان داشته باشد، دیگر کسی از دادن قرض به دیگری یا دیگران هراس ندارد و بیمناک آن نیست که مالش تلف شده، از بین برود و این سنت پایدار می ماند.

دیگر اینکه مشکلات زیادی را حل کرده، بارهای سنگین افراد به علت ناداری و بدهکاری از دوش بسیاری از مردم برداشته می شود.

در این میانه زمینه ای فراهم می شد که کار خوب و نیکو و حل مشکلات دیگران عامل گرفتاری به حساب نیاید و اما و اگرها برای احتمال از بین رفتن مالی که انسان به قرض می دهد و اینکه چگونه آن را بازپس بگیرد، وجود نخواهد داشت. علت اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله مبعوث شدن خود را برای «کامل کردن والایی های اخلاق» بیان داشتند، حاکم گرداندن همین ارزش های اخلاقی بود و این قبیل امور ارزش و بالاترین و عالی ترین ارزش است، ولی متأسفانه امروز چنین کشور یا شهر و جامعه ای وجود ندارد و در تمام کشورهای اسلامی نمی توان قانونی مانند قانون رسول خدا صلی الله علیه وآله یافت.

شاهد مطلب سخن امام صادق علیه السلام درباره دلایل گرایشِ وسیع و گسترده یهودیان به اسلام است. ایشان در این زمینه فرمودند: «وما کان سبب إسلام عامة الیهود إلّا بعد هذا القول من رسول الله صلی الله علیه وآله؛ تنها عامل مسلمان شدن عامه یهودیان این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله بود».

سخنی سازنده و اثرگذار

این جمله رسول خدا صلی الله علیه وآله کوتاه، اما بسیار اثرگذار و جذب کننده بود و مردمِ فراوانی را به یکدیگر نزدیک کرد و آنان را جذب به یکدیگر نمود. این قانون و موضوع در جوامع ما شدنی است. به عنوان مثال اگر یک فرد ثروتمندی در شهر، منطقه و محل زندگی خود به بستگان و نزدیکان خود بگوید: هرکس به خانواده های فقیر و بی خانمان، و به جوانان مجرد برای ازدواج، سرمایه کار برای بیکاران و... قرض بدهد و بدهکار نتواند قرض خود را پس دهد من جبران خواهم کرد، بر اساس قانون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مال این فرد وام دهنده تضمین شده و قابل استیفا است و اگر فرد بدهکار از دنیا رفت او به حق و حقوق خود خواهد رسید. بدانیم که این امور موضوع مکارم اخلاق است، اما برخورد زیبا حسن و آرایه ها و زیور اخلاق است که در رفتار افراد با یکدیگر با روی گشاده جلوه می نماید.

داستان تاریخی

در لحظه های پایانی عمر شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله قضیه ای پیش آمده که روایت آن از خود رسول خدا صلی الله علیه وآله در منابع خاصه و عامه نقل شده است. ماجرا از این قرار است که شخصی به نام «عبدالله بن اُبیّ» رئیس منافقان بدترین برخورد را با ایشان کرد. توصیه من مخصوصاً به جوانان این است که تاریخ او را بخوانند. قرآن کریم برخورد زشت و نکوهیده این منافق با رسول خدا صلی الله علیه وآله را ذکر کرده است، به این بیان که او در فاصله ای نه چندان دور از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله و در محضر ایشان کلمه «الأذل؛ خوارترین» را نسبت به حضرتش به کار برد. این گفته را به حضرت رساندند و چون قرآن کریم آن را بیان داشته نقل می کنم.

این فرد مدت ده سال در مدینه منوره کارشکنی می کرد و مشکل می آفرید و به رسول خدا صلی الله علیه وآله بد می گفت. لشکر هزاران نفری مشرکان بیش از چهارصد کیلومتر را طی کردند و برای جنگ با پیامبر صلی الله علیه وآله و مسلمانان به سمت مدینه منوره روانه شدند و حضرت، مسلمانان را برای دفاع فراخواندند. مسلمانان نیز گوش به فرمان حضرت راهی مقابله با مشرکان مهاجم شدند و عبدالله بن ابیّ منافق نیز که جزو پیکره اسلام بود روانه شد. در میانه راه بر سر مسأله ای به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بد گفت و با عده ای قهر کرده، راه بازگشت را در پیش گرفتند و جبهه جنگ را ترک کردند.

اگر امروزه چنین اتفاقی رخ بدهد مسلماً فرد تحریک کننده و دشنام دهنده به فرمانده اعدام می شود.

این از موارد مکارم الاخلاق است و ما مسئولیت رساندن آن را به دنیا داریم و مسلمانان باید این خصلت والا را یاد بگیرند و به جهان برسانند.

جریان عبدالله بن ابیّ در قرآن هم ذکر شده است. به حسب روایات، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به پسر عبدالله که مسلمان با ایمان بود فرمودند: اگر پدرت مُرد به من خبر بده.

قبل از مرگ عبدالله، پسرش نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله رفت و به ایشان گفت: اگر قرار است که کسی پدرم را بکشد، این کار را به من واگذار کنید.

حضرت فرمودند: چنین قصدی ندارند.

پس از مدتی خدمت حضرت رسید و خبر مرگ پدرش عبدالله بن اُبیّ را به ایشان داد.

رسول الله صلی الله علیه وآله پیراهن خود را از تن درآورد و به او دادند و گفتند: بدن پدرش را در آن کفن کند یا آنکه آن را در کفن او بگذارد.

مسلمانان از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پرسیدند: پیراهن خود را برای کفن او می دهید؟

ایشان پاسخ دادند: امیدوارم که به همین وسیله منافقانِ پیرو و همراه او هدایت شوند.

این مطلب در بحارالانوار و منابع دیگر خاصه و عامه آمده است.

این اقدام پیامبر صلی الله علیه وآله در حالی بود که خدای متعال خطاب به رسولش فرموده بود: «وَلَا تُصَلِّ عَلَی أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا؛ و هرگز بر هیچ مرده‌ ای از آنان نماز مگزار» (توبه/84).

با توجه به ده سال دشمنی عبدالله بن اُبیّ با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ایجاد مشکلات برای آن حضرت، ایشان چنین رفتاری با او کردند. بر اساس آنچه در روایات آمده است هزار تن از منافقان دست از نفاق برداشتند و از راه خود بازگشتند. توجه داشته باشیم که این منافقان جزء مسلمانان بودند که نماز می خواندند و روزه می گرفتند و البته در ظاهر ابراز مسلمانی می کردند، اما در باطن کفر می ورزیدند.

مکارم فراموش شده

آنچه از سنت های رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در جهان امروز فراموش شده همین والایی ها و نکته های انسانی و انسان ساز است. در هیچ جای دنیا نمی توان مانندی از رفتارهای آن حضرت را و یا کسی که یک هزارم آن را رعایت و عملی کند یافت. در این روزگار به رئیس حکومت و دولت که نه، حتی به یک کارمند عادی یک اداره نمی شود درشت گفت، چیزی که در عراق و برخورد با درشت گویان و درشت رفتاران دیده ایم.

بنا به مضمون سخن امام صادق علیه السلام جمعیت آن روز مدینه ده هزار نفر بود و از این جمعیت دو یا سه هزار نفر منافق بودند، ولی با این رفتار رسول خدا صلی الله علیه وآله یکهزار نفر آنان از نفاق برگشتند. منافق را باید هدایت کرد و از مسیر انحراف بازگرداند، زیرا آنان نیز بشر هستند و بسیاری از آنان وجدان و روح هدایت پذیری داشته و دارند و اتفاقی که پس از مرگ عبدالله بن اُبیّ رخ داد گویای این حقیقت است منتها برای تحقق این هدف باید با مکارم اخلاق آنان را به راه آورد و اقدام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در دادن پیراهن خود برای کَفن عبدالله بن اُبیّ (رئیس منافقان) وجدان آنان را تکان داد و بنابر آنچه در تفاسیر آمده است هزار تن از آنان را برگرداند. جان سخن اینکه این رفتارهای رسول الله صلی الله علیه وآله نماد عینی و حسّی مکارم و والایی های اخلاق است.

نمایی کم رنگ و بی رمق از اسلام

در سال های 1370 ـ 1377ق (60 ـ 70 سال قبل) در عراقِ قبل از جمهوری شمه ای اسلام بود، اما به تدریج زدوده شد و این روایت رسول خدا صلی الله علیه وآله تحقق یافت که فرموده اند: «لا یبقی من الإسلام إلا إسمه؛ از اسلام تنها نامی می ماند».

البته فرائضی همچون نماز و روزه و حج وجود دارد و بی شک فرائض اسلامی همه اسلام نیست. روشن است که یزید بن معاویه به حج می رفت و روزه می گرفت و نماز می خواند. هارون و مأمون و دیگران نیز همین گونه عمل می کردند، اما در رفتار آنان هیچ نشانی از مکارم اخلاق دیده نمی شد.

از نوشته های روزنامه های قدیم عراق دو مطلب نقل می کنم که افراد مسنّ ساکن عراق آن زمان آن را شنیده یا خوانده اند. مطلب نخست این است که در عراق آن روز سلاح سبک آزاد بود و همه جا دیده می شد و دسترسی به آن و تهیه آن چنان آسان و راحت بود که همانند خریدن نان و میوه به آسانی صورت می گرفت و خود شاهد فعالیت آزاد یکی از مغازه ها در خرید و فروش و تعمیر اسلحه بودم. در سراسر عراق نیز با آزادی کامل اسلحه خرید و فروش و تعمیر می شد. ممکن است تصور شود که باید عراق آن روز دچار هرج و مرج می بود و هزاران و هزاران تن هدف اسلحه قرار می گرفتند و از پای در می آمدند، اما این طور نبود و طی پانزده سال فقط یک نفر به جرم آدمکشی اعدام شد.

پس از تغییر رژیم سلطنتی به جمهوری و به بهانه اینکه ـ به راست یا به دروغ ـ یک نفر کسی را کشته بود خلع سلاح آغاز شد. مردم خلع سلاح شدند و اسلحه در انحصار دولت قرار گرفت و دولت ها شکنجه می کردند و هزار هزار نفر زیر شکنجه می مردند و جنایت های دولتی در حکومت صدام را نیز همگی شنیده اید و از چگونگی آن خبر دارید. آیا امروزه کشوری اسلامی را سراغ دارید که آمار اعدام در آن ها حداقلی و مثلاً هر ده سال یک مورد باشد؟ اگر چنین موردی پیدا شد این مکارم اخلاق است که البته این امر اندکی از بسیار بود و دوران آن سرآمد.

من رئیس حکومت عراق را به یاد دارم که به دلیل برخی اقدامات خود مورد انتقاد قرار گرفته بود و روزنامه ها درباره او مطالب انتقادی می نوشتند. در آن روزگار رسانه تصویری و عکس شخصیت های دولت در میان مردم رایج نبود و مردم حاکمان و دولتی ها را نمی شناختند.

در آن زمان مردم برای آن رئیس دولت که دارای قدرت مطلق بود شعری سروده بودند و کودکان در کوچه و بازار و هنگام بازی آن را می خواندند و کف می زدند و هورا می کشیدند.

روزی رئیس با چند تن همراه از جایی می گذشت و مشاهده کرد کودکان مشغول خواندن آن شعر و بازی و کف زدن و شادمانی هستند. یکی از کودکان رئیس دولت را شناخت و به دیگر کودکان هشدار داد و رئیس دولت را به آنان معرفی کرد، آنان نیز ساکت شدند. رئیس حکومت به کودکان نزدیک شد و همراه آنان به کف زدن پرداخت و از آنان خواست به شعرخوانی و شادمانی خود ادامه دهند. روشن باشد که آن رئیس حکومت خوش نمی داشت که کودکان در قالب اشعاری که می خواندند او را دشنام و ناروا دهند، اما نمی توانست برخورد کند، چون محدودیت در برخورد داشت. گفته شد که او مقداری پول نیز به کودکان داد.

مسلماً این رفتار از آن رئیس حکومت نبود و نمادی از مکارم اخلاق رسول الله صلی الله علیه وآله بوده که شمه ای از آن به این شخص رسیده بود.

مسئولیت و وظیفه ما

امروزه ما دو مسئولیت بزرگ و سنگین داریم که باید در انجام آن بکوشیم؛ اموری که انسان ها از آن ناآگاه هستند. باید این مطلب را به جهان برسانیم که رسول خدا صلی الله علیه وآله برای هدایت و نجات همه جهانیان است، چنان که قرآن کریم به حضرتش فرمان می دهد که بگوید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا؛ ای مردم، من پیامبر خدا به سوی همه شما هستم» (اعراف/158).

مکارم اخلاق باید درسنامه و شیوه رفتاری و گفتاری برای همگان شود و در نتیجه به فرموده خدای سبحان: «فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ؛ پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند» (کهف/29).

اگر چنین شود و با مکارم اخلاق مردم به سوی اسلام دعوت شوند، قطعاً بسیاری به اسلام گرایش و ایمان پیدا می کنند. بدانیم که رسول خدا صلی الله علیه وآله با مکارم اخلاق مردم را جذب کردند و به فرموده قرآن کریم: «وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا؛ و ببینی که مردم دسته‌ دسته در دین خدا درآیند» (نصر/2).

رساندن این مطلب به دنیا واجب کفایی است و چون افراد توانا و بایسته در این زمینه و برای ایفای این مسئولیت وجود ندارند واجب عینی می شود. البته واجب های عینی دیگری هست و از آن جهت که انجام تمام آن ها از عهده انسان بر نمی آید، انجام آن وظیفه همه است، چراکه در شرایط فعلی و فراوانی امکانات رسانه ای شنیداری و نوشتاری و تصویری و ماهواره ای و کتاب و روزنامه کم و بیش در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی برای مؤمنان فراهم و مهیا می باشد، لذا باید در این راه بکوشند.

مطلب دیگر چیزی است که بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی مطرح شده و آن ادعای وجود اسلام است، نه روح اسلام. مثلاً در عراق زمان حکومت و سلطه صدام عراق کشوری اسلامی بود، اما در آن اسلام ترویج نمی شد. باید به جهان گفته شود که کلمه اسلامِ رایج در بسیاری از جاها اسلام حقیقی و مکارم اخلاق نیست. خود پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه وآله فرموده اند: «لا یبقی من الإسلام إلا إسمه؛ از اسلام جز نامش باقی نخواهد ماند» به یک سخن آنچه می بینیم اسم اسلام است، نه اسلام اصیل و حقیقی.

نوشتن نان برای گرسنه نان نمی شود و او را سیر نمی کند و دیدن عکس آب فرد تشنه را سیراب نخواهد شد. بنابراین اسم اسلام خودِ اسلام و آموزه های آن نیست. این مطلب باید برای دنیا روشن شود و جهانیان از آن آگاهی یابند که خدای سبحان فرموده است: «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَیَحْیَی مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ؛ تا کسی که [باید] هلاک شود، با دلیلی روشن هلاک گردد و کسی که [باید] زنده شود، با دلیلی واضح زنده بماند» (انفال/42).

لذا باید طوری عمل کرد که کسی یا قومی و ملتی ناآگاه نباشند و اگر هلاک شوند و زنده بمانند با دلیل باشد، شرایطی که اکنون نه تنها در کشورهای اسلامی، بلکه در سایر نقاط جهان نیز فراهم نیست.

امیدوارم به برکت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عنایتی کنند و گرفتاری هایی که در سراسر دنیا به ویژه در کشورهای اسلامی گریبان خرد و کلان و پیر و جوان و زن و مرد را گرفته است برطرف نمایند و مقدمه ظهور مبارک ایشان فراهم شود، وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG