بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 30 دی 1397
بروز شده: 29 دی 1397
 
  کد خبر: 8099       تاریخ انتشار: 19 دی 1397 - 2 جمادي الاول 1440









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی
«نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» (جلسه دوم)


 
«انسان ترکیب خاص الهی است»
 
در روز پنج شنبه 26 ربیع الثانی 1440ق (1397/10/13) جلسه دوم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با موضوع: «نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «انسان ترکیب خاص الهی است» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین 

ـ خدای متعال فرموده است: «أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًی وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ؛ آیا ندانسته‌ اید که خدا آنچه در آسمان ها و آنچه را در زمین است مسخر شما ساخته و نعمت های ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است و برخی از مردم در باره خدا بی[آنکه] دانش و رهنمود و کتابی روشن [داشته باشند] به مجادله برمی ‌خیزند» (لقمان/20).

ـ و می فرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ؛ آیا ندیده‌ ای که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید و کشتی ها در دریا به فرمان او روانند» (الحج/65).

ـ و همچنین فرموده است: «وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ؛ و آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعاً در این [امر] برای مردمی که می‌ اندیشند نشانه‌ هایی است» (الجاثیة/13).

ـ و در آیه ای دیگر می فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ؛ [که] براستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم» (التین/4).

ـ رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله فرموده اند: «اعدی عدوّک نفسک التی بین جنبیک؛ دشمن ترین و سرسخت ترین دشمن تو نفسِ درون توست».

ـ امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: «دوائک فیک وما تشعر * ودائک منک وما تبصر / اتزعم انک جرم صغیر * وفیک انطوی العالم الاکبر؛ داروی تو در توست، ولی [آن را] احساس نمی کنی * و درد تو نیز از توست، ولی [آن را] نمی بینی / می پنداری که جرمی خُرد و کوچک هستی * در حالی که جهانِ بزرگ تر در وجود تو نهفته است» (دیوان منسوب به امیرمؤمنان علیه السلام، ص15).

ـ زیباترین جمله ای که در زندگی خود شنیده ام عبارت: «همه هستی برای کمک به تو همدست و همداستان است» می باشد.

عبارت دیگر این جمله این است که «همه جهان به مدد یاری خدای متعال برای موفقیت و اعتلای ما می کوشند، بلکه تمام کائنات به صورت جدی و با همه وجود برای برتری یافتن ما فعالیت کرده، در تکاپو هستند که البته بزرگی و حجم هستی را در این معنا باید مورد توجه قرار داد و لحاظ کرد».

ـ بزرگ ترین دروغی که به صورت هول انگیزی با حقیقت فاصله دارد و برجسته ترین مفاهیم گمراه کننده که به صورت فاجعه بار و پیوسته با آن مواجه هستیم، عبارت: «هستی از ما نفرت دارد» و «شکنندگی ما» می باشد.

«زیگموند فروید» منشأ بنیادین برای اضطرابات ما در مقوله «شکنندگی ما» و «قدرت نابودگر طبیعت» را در سه عنوان بیان داشته است:

ـ خودشناسی (فطنت) است: اولین گام در راه خودسازی، مبدأ و مصدر تمام موانع است که در عنوان اضطراب ریشه دوانده و در سه عرصه است:

1) عقل 2) نفس و اعصاب 3) سلوک.

ـ به صورت پیوسته (البته خودآگاه و ناخودآگاه) از درون خود با پیام های منفی مورد خطاب قرار می گیریم که خرد ما را هدف قرار داده و ریشه ما را بر می کند، ذات مان را درهم می شکند، عزم مان را سست می کنند و همت مان را به بی همتی می کشاند.

ـ نمی توان انکار کرد که هستی انبوه و آکنده از آفریدگانی است که برای تفوّق یافتن بر ما و داشتن دستاوردهایی و بسط هیمنه خود و سلطه یافتن و گستراندن سلطه بی حد و مرزِ مالکیت خود می کوشند و مبارزه می کنند که تماماً به هزینه ما و به قیمت عقب ماندگی، واپس راندن، شکست و ریشه کن کردن [خویشتن] ما است.

ـ بارزترین جنبه مصیبت بار در زندگی سه چیز است که ناگزیر احساس پوچی و بیهودگی را در مسیر انسان به وجود می آورد:

1) بی نهایت پیچیده کردن زندگی؛

2) رقابتی کردن به شدت سخت زندگی؛

3) تغییر و دگرگون کردن هولناک و شتابنده روند زندگی.

این عنوان ها انسان را به ناچار به احساس پوچی و بیهودگی وا می دارد و اینجاست که بی رحمانه ترین مفهوم در قاموس زندگی به وجود می آید و آن «انقراض» و نابودی و محو شدن تمام آثار است.

ـ خودفریبی عقل است. بهترین و برترین کاری که خوب از عهده اش برآمده و به صورت هولناکی بدان تمسک کرده و بر آن ثبات می ورزیم عبارت است از اجتناب از تفکر منطقی بیدارانه در خودشناسی و سستی و تغافل از مهم ترین واژه در زندگی خود.

امیرمؤمنان علیه السلام فرموده اند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هرکس خویش را بشناسد، قطعاً پروردگار خود را شناخته است».

ـ اصطلاح «توهم خوشایند» در مباحث رشد بشری و یاریِ خویشتنِ خود، تلاشی برای تشویق و تشجیع خود با سخنان حماسی است، حال آنکه در نهان و درون خود احساس می کنیم که این امر حماقت و سبک مغزی است، ولی نفس مشتاق شنیدن این تشویق هاست و در حقیقت، این تلاشی است برای پنهان کردن و نادیده گرفتن عوامل منفی (در چارچوب اسباب و نتایج) و در پس پرده قرار دادن آن و به حساب نیاوردن آن در زندگی و البته هزینه این اوهام برای زندگی ما بسیار سنگین است، اما اعتماد افراطی و مبالغه آمیز در «خویشتن» خود با «توهم خوشایند» مغایرت دارد. در واقع اعتماد به قابلیت های شأنی رسوخ کرده در ذات و عناصر ریشه دار در زندگی تعلق دارد، در حالی که توهم به نقاط ضعف سطحی و متزلزل متعلق است، لیکن هماره انکار می شود و به این حقیقت تن نمی دهیم.

ـ هنگامی که عقل تو به تو خیانت می کند و منطقت تو را می فریبد، زمانی که احساسات و اعصاب و نفست تو را خذلان می کنند و گاهی که لغزش ها و رفتار نابخردانه تو را رسوا می کنند پناهگاه نخست و آخر خدای متعال و اعتماد و ایمان و اتکا بر اوست. حضرت امیرمؤمنان علیه السلام زمانی که در جنگ جمل پرچم را به فرزند خود محمد بن حنفیه دادند به او فرمودند: «تزول الجبال ولا تزل... أعر الله جمجمتک؛ کوه ها فرو ریزند، ولی تو همچنان استوار باش... جمجمه خویش را به خدا به عاریت بده».

ـ ایمان مطلق به خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام خلأ بزرگ ناشی از انزوا و سقوط و پس کشیدن را که انسان به جهت شکست در انضباط سه گانه اش ـ که سابق بر این بیان آن رفت ـ پر می کند.

ـ گاندی از برجسته ترین مصداقِ دور ماندن از عرصه عقل و سلوک بود، اما ایمان مطلق و گسترده او به خدای متعال و توکل و اعتماد به حضرتش موفقیت وی را رقم زد. در این معنا انضباط بی نظیر او را از جنبه روحی و احساسی نمی توان نادیده گرفت و انکار کرد. بهترین گواه بر این مطلب بیوگرافی خودنوشته او با عنوان «قصة تجاربی مع الحقیقة» است. برخی نوشته های مبارزانِ همراه و همپای او بر ضد اشغالگران انگلیسی نیز همین امر را تأیید می کند.

بسیاری از دانشمندان برآنند که گاندی پیچیده ترین و مهم ترین شخصیت قرن بیستم را داشته است. من بر آنم که بدون در نظر گرفتن سستی خرد و رأی و فکر و داشتن منطقی سخت و خشن و فراتر نابسامانی رفتاری او، شخصیت پیچیده اش را می توان به وسیله عمق ایمان و انضباط روحی و روانی بالا و بی نظیر وی رمزگشایی کرد.

ـ ان شاء الله تعالی از دریچه و زاویه «انضباط» و رکن های سه گانه آن در جلسه ای جداگانه (نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها) شخصیت گاندی را به بحث و بررسی خواهیم گذاشت؛ بحثی که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

ـ انگیزه ها و محرک ها: این امر قالب های روشمند خودکار ناخودآگاه و ارتباط ضمنی نامحسوس بین اضداد است. می توان آن را در ریشه تمام اضطرابات و نابسامانی های: عقلی، روحی ـ روانی و رفتاری و تحت عنوان فوق جای دارد که مهم ترین عوامل به وجود آوردن تیرگی در ادراک بوده و نقطه تاریک و کوری در عقل پدید می آورد که به طور جدی بر جنبه روانی و رفتاری انعکاس می یابد.

ـ بخش هایی از معرفت در خود ما رسوخ پیدا کرده است، زیرا بسیار با آن تعامل داشته و در زندگی مان فراوان با آن مواجه بوده ایم، از این رو به شکل عمیق و البته ناخودآگاه تحت تأثیر آن قرار گرفته و شدیداً وابسته به آن می شویم، و بدون اینکه بدانیم بر ابعاد اساسی یعنی عقل و نفس و رفتار به صورت قدرتمند چیره می شود. این اندوخته و محتوای ذهنی تمام ابعاد زندگی ما را رهبری کرده، مسیر زندگی، تصمیم گیری ها، غریزه ها و تمایلات و گرایش ها و هرمون های ما را ترسیم و برنامه ریزی می کند.

ـ نظریه شناخت: «اپیستمولوژی» تحقیق و مطالعه ای در طبیعت شناخت و سطح ارتباط آن با طبیعت است. در مقابل آن «آنتولوژی» قرار دارد که شناخت وجود و کشف طبیعت است.

ـ این نظریه در راه و برای تحقق بخشیدن به قدرت انسان به منظور درک حقایق و روشن و هموار کردن راه برای درک آن حقایق می کوشد و فراتر اینکه برای رسیدن انسان به شناخت قدرت های ذاتی اش در عرصه معرفت یاری می کند.

ـ خودشناسی و شناختن دیگر بخش های هستی شامل دو امر متساوی و اساسی است:

1) سطحی و کم عمق و قشری است که نتیجه برقراری رابطه خودآگاه با اشیاء به صورت ابتداییِ و مبتنی بر حسّ و ادراکِ صرفاً حسّی می باشد. روشن باشد این سطح و مرحله از شناخت ابزار و کالای انسان و دیگر جانداران است، بلکه می توان قدرت برخی جانوران را در این زمینه از قدرت انسان بالاتر دانست.

2) شناخت ماورای حسّ به منظور درک حقایق است که از حسّ و احساس «متافیزیکی، ماورایی» برتر می باشد؛ چیزی که از طریق تأملات عمیق و پاسخ به سلسله پرسش ها حاصل می شود.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG