بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 5 خرداد 1398
بروز شده: 5 خرداد 1398
 
  کد خبر: 8315       تاریخ انتشار: 3 اسفند 1397 - 16 جمادي الثاني 1440









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی
«نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» (جلسه پنجم)


 
«نوآوری عقلی؛ گمراه کننده ذات انسان»
 
در روز پنج شنبه 17 جمادی الأولی 1440ق (1397/11/4) جلسه پنجم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با موضوع: «نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه «نوآوری عقلی؛ گمراه کننده ذات انسان» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین 

ـ خدای سبحان می فرماید: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَی شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَی سَبِیلًا؛ بگو: هرکس بر حسب ساختار [روانی و بدنی] خود عمل می کند و پروردگار شما به هرکه راهیافته تر باشد، داناتر است» (اسراء/84).

ـ نهج البلاغه: هنگامی که مصیبتی بر انسان نازل می شود او خود را با شادمانی دلخوش کرده و به آرامش و وسیله تسلای خاطر روی می آورد و با بازی و سرگرمی بر آن است که طراوت زندگی خویش را حفظ کند.

ـ خرد ما توانمندی های بزرگ و قوی و امکانات فراوان و عناصر فعال و بدون حدّ و مرزی دارد و از این رهگذر درک می کند و حقایق را در می یابد و تمام گونه های ابهامات را کشف کرده، ریشه ابهام ها و پیچیدگی ها را بر می کند.

ـ انسان در تعامل با تمام دستاوردها و مسائلی که بر سر راه او قرار می گیرد انرژی بسیار ناچیزی صرف می کند و از عقل خود به صورت باز و به دور از بسته بودن و با آسانی و دور از سختی و نگرانی استفاده می کند.

ـ این روش شومِ نکبت زده در به کارگیری عقل در دو عرصه اصلی به شرح زیر بروز می کند:

1. انباشت و ذخیره سازی و تشکیل محتوای عقلی؛

2. تفسیر و تحلیل و در پی روشن کردن و مستظهر بودن مسأله و رفع ابهام.

ـ آن گاه است که فاجعه بزرگ و گمراه کردن بی حدّ و مرز خویشتنِ خویش به طور برنامه ریزی شده و خودکار چهره می نماید که تسلیم سیستمی در نهایت استحکام و استواری که مهار شده است و به هیچ وجه بی هدف نیست و انسان با رغبت و تمایل کامل از آن پیروی می کند.

ـ نتیجه آنچه بیان داشتم «ساختار» (شاکله) است که در برابر تمام کوشش ها و تلاش ها برای تغییر و تحول مقاومت می کند، بدین معنا که:

1) روش متعارف منطقی؛

2) روش عاطفی احساسی؛

3) روش قانونی و شمشیر حاکم.

ـ تمام عملیات های فاجعه بار ناشی از شکل گیری «ساختار» (شاکله) را می توان در پنج عنوان به شرح زیر محصور و محدود کرد:

1) تزلزل، شکست و ناکارآمدی و ناتوانی؛

2) خذلان، درخود فرورفتگی و عقب نشینی؛

3) نوآوری غیر ارادیِ ابعاد و جوانب غیر حقیقی؛

4) دستکاری، فریب و تغییر محتوا به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه؛

5) تلاش و کوری در موضع گیری و تخصصِ مقید کننده.

انسان هماره طعمه این عناوین و فرق می باشد.

ـ عنوان نخست: نقطه کور است. انسان همانند دیگر مهره داران در شبکیه هر چشم خود نقطه و مساحت کوچکی دارد به شدت تاریک است و سلول های جستجوگر و انعکاس دهنده نور را ندارد و همین امر سبب می شود که اشیاء خارجی نتوانند در آن انعکاس یابند. این موضوع را از طریق ایجاد سه عملیات به شرح زیر می توان کشف کرد:

1) یک دایره سیاه در میان مقداری خط یا تصاویر هماهنگ و حتی نا منظم ترسیم شود و دایره به فاصله تقریباً یک وجبی چشم قرار گیرد؛

2) سپس چشم دیگر را بست؛

3) زاویه ای تند در کانون چشم ایجاد و نگاه را اندکی دورتر از محل قرار گرفتن دایره متمرکز کرد. در آن هنگام به علت افتادن نور در آن نقطه کور، دایره مورد نظر کاملاً پنهان می شود.

در این وضعیت عقل به طور بهت آور و ناگهانی با ایجاد خط های کاملاً هماهنگ با منطقه محیط به نقطه کور، منطقه فراغ را پر می کند و نقطه کور را فارغ نمی گذارد. در این کنش و فرایند، عقل با کمال نوآوری و توانمندی خلأ موجود در این منطقه و نقطه کور را برطرف می کند.

ـ هنگامی که انسان به الگوبرداری از رخدادهای خارجی می پردازد آشکارا تزلزل و احساس ناکارآمدی در عقل پدید می آید، چراکه به دلیل تمرکز بر بخش هایی از ابعاد رخداد، ابعاد دیگری بر او پوشیده می ماند و بدین ترتیب و از رهگذر به کارگیری مسائل پوچ، حقایق را از دست می دهد.

عنوان دوم: عقل به طور عمدی برخی از حقایق را فراموش و نفی می کند، آن را مغفول داشته، نادیده گرفته، پنهان می دارد و این زمانی است که زمینه مناسبی نمی یابد تا آن را میان آن حقایق و اندوخته عقلی و قلبی خود یا با گرایش های پنهانی و آشکار خود سازش دهد.

ـ عنوان سوم: یک) عقل اطلاعاتی را در فراغ جستجو نمی کند و هنگامی که چیزی یا مطلبی را درک می کند ابتدا ادراک و یافته خود را با بخشی از بیانات اندوخته شده و به دست آمده فعلی هماهنگ می کند. در اینجا از اطلاعات و دانسته های نهادینه شده خود به عنوان لنگرگاه و نقطه محور برای ایجاد واژه شناختی و علمی استفاده می کند و نه تنها جهان اطراف خود را درک می کند، بلکه آن را استنباط می نماید و به تعبیر دقیق تر و درست تر ادراک به کنشِ به از سرگیریِ ایجاد یک سری داده ها بسنده می کند که یک عمل خلاقانه است. به تعبیر ظریف تر انسان در آستانه ادراک متوقف نمی شود، بلکه می کوشد از هر واژه ای که آن را درک می کند از آن به عنوان خاستگاه و سکوی پرتابی برای رسیدن به دورتر و دورتر استفاده کند. در این هنگام چند اتفاق به شرح زیر رخ می دهد:

1) با فهرست نهادینه شده یا فهرست فعلی هماهنگی می کند؛

2) یک آفرینش و نوسازی و فهرست جدید به وجود می آید که علت این فرایند به جبلّی بودن عقل ها بر عادی سازی و گرایش به فرهنگ نوپا باز می گردد.

دو) به عنوان مثال وقتی انسان به یک عکس دو بُعدی می نگرد (چنان که در آیینه بغل خودرو این گونه دیده می شود) عقل یک بُعد سوم را به آن می افزاید، چراکه عقل خوگرفته است آن عکس دو بعدی را سه بعدی ببیند و به همین دلیل است که بر روی این آیینه می نویسند: «عکس دیده شده در آیینه فاصله و حجم واقعی را به نمایش نمی گذارد». این موضوع از آن جهت است که عقل بُعد سومی را به آن می افزاید و اندازه و فاصله را تغییر می دهد.

مثال دیگر دو واژه «وابل» و «طلّ» است که کیفیت بارش باران را بیان می کنند. واژه نخست فراوانیِ باران و رگباری بودن آن و واژه دوم اندک بودن باران را اراده می کند. حال اگر دو واژه بالا به مردم ارائه و درباره برداشت آنان و تصورشان از معنای مناسب هر کلمه پرسیده شود، بی تردید بیشتر مردم و البته به اشتباه واژه «وابل» را باران اندک و واژه «طلّ» باران فراوان می خوانند و این نتیجه عملیات به روز کردن عقل خو گرفتگان و گونه های آن است.

ـ عنوان چهارم: آگاهی از به وجود آمدن خطا و اشتباه در احکام عقلی در تصحیح آن هرگز اثر نداشته، سودبخش نخواهد بود. بنابراین، عقل حتی پس از درک و اذعان و مطمئن شدن از خطا بر پایبندی خود به احکام پوشالی اصرار می ورزد و گام را فراتر نهاده، به جعل و فریب و تغییر محتوا ادامه می دهد که این مسأله خطرناک ترین مصادیق «عقل فریبی» است که از رهگذر «ساختار» (شاکله) به وجود می آید و به بی توجهی به گرایش ها و تمایلات، خرد شمردن، خوار انگاشتن، سخت گیری، تساهل یا طبیعت توسّع و تنگ گرفتن و جز آن بر می گردد.

دیگر اینکه در مرحله دوم، به گزینش «پنهان» و «آشکار» در عقل بر می گردد که در مرز استبداد در رأی و خودکامگی متوقف نشده، بلکه آگاهانه یا ناآگاهانه به مرحله قلب حقایق می رسد. خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا؛ و با آنکه دل هایشان بدان یقین داشت از روی ظلم و تکبر آن را انکار کردند» (نمل/14).

گزینش دو گونه است: «موافق و مخالف».

ـ گزینش های عقل از خلال «محتوای عقلیِ» اندوخته شده و فراهم آمده جزئیات شناختی و فهرست های اطلاعاتیِ پراکنده و در عین حال متمرکز و عمیقِ نتیجه فرهنگ محیطی که زمان طولانی با آن زیسته ایم، می باشد.

ـ عنوان پنجم: کوری در موضع گیری یا تخصص مقید و در بند کشیده شده است. شناخت بزرگ و شامل از موضوع معیّن یا از موضوع ها و نیز اطلاعات گوناگون از آن و همچنین تخصص و مهارت و امثال آن واقعیتی سخت، خشک و شکل خاص از تفکر و ارزش گذاری و هماهنگی، بر عقل ما حکم می کند، چندان که انسان به خود اجازه نمی دهد از آن رویگردان شود و چنان راه را بر او می بندد که به هیچ چیزی خارج از این دایره و آن صندوق توجه نکرده، به دیده اهمیت در آن نخواهد نگریست و این بدترین چیزی است که در چارچوب عملیات عقل نومیدی به بار می آورد.

امام حسین علیه السلام در دعای عرفه فرموده اند: «الهی، أنا الجاهل فی علمی فکیف لا أکون جهولاً فی جهلی؛ خدایا، من در علم و دانسته ام جاهل و نادانم، چگونه در جهل و نادانسته هایم جاهل نباشم».
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG