بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  دوشنبه 27 خرداد 1398
بروز شده: 27 خرداد 1398
 
  کد خبر: 8844       تاریخ انتشار: 4 خرداد 1398 - 19 ماه رمضان 1440









 









 

در محضر مرجعیت
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی در ماه مبارک رمضان (جلسه دوازدهم)


 
طبق رسم دیرینه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در شبهای ماه مبارک رمضان، جلسات علمی معظم له و علمای اعلام، مدرسین حوزه علمیه، فضلا و طلاب علوم دینی در بیت ایشان برگزار شد.
 
جلسه دوازدهم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام علی محمد وآله الطاهرین.
 
حکم اسپری تنفس در روزه

در ابتدای جلسه سؤال شد: حکم استفاده از اسپری تنفس برای روزه دار چیست؟

حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله فرمودند: برخی از مفطرات روزه اجماعی است و برخی محل خلاف بین فقهاست.

نسبت به غبار غلیظ روایت دارد: «کَنس بیتاً فدخل الغبار أنفه وحلقه».

و غالب فقها فتوا یا احتیاط وجوبی دارند که رسیدن غبار غلیظ به حلق مُفطر است. در بخار غلیظ و دود نیز همین را فرمودند.

این روایت گرچه یک شبهه سندی دارد اما مشهور به آن عمل کرده و معتبر می باشد.

«محمد بن الحسن الصفار عن محمد بن عیسی قال حدثنی سلیمان بن حفص المروزی قال سمعته یقول: إذا تمضمض الصائم فی شهر رمضان أو استنشق متعمدا أو شم رائحة غلیظة أو کنس بیتا فدخل فی أنفه أو حلقه غبار فعلیه صوم شهرین متتابعین فإن ذلک له فطر مثل الأکل والشرب والنکاح» (تهذیب الأحکام: ج4، ص214).

مرحوم سید در عروه فرموده: (السادس من المفطرات: ایصال الغبار الغلیظ الی حلقه بل وغیر الغلیظ علی الاحوط، والاقوی الحاق البخار الغلیظ ودخان التنباک ونحوه). و غالباً نیز پذیرفته و حاشیه نزده اند.

اما نسبت به اسپری تنفس، قبلاً نبوده و فقها مطرح نفرموده اند، و الآن غالب معاصرین آن را برای روزه دار جایز می دانند، به جهت اینکه نه اکل است و نه شرب و نه غبار غلیظ، بلکه اکسیژن است که به مجرای تنفسی یعنی ریه می رود و اصلا داخل معده نمی شود. و از طرفی در دهان مستهلک می گردد.

صاحب عروه می فرماید: اگر خون در فضای دهان مستهلک شد و آن را بلعید به طوری که عرفاً صدق نکند خون بلعیده، اشکال ندارد.

روزه و شغل سخت

سؤال شد: کسانی که شغل سخت دارند و نمی توانند روزه بگیرند، از طرفی نمی توانند شغل خود را رها کنند، آیا جایز است روزه نگیرند؟

و آیا از اول صبح با اینکه بدنش نیازی ندارد، جایز است طعامی بخورد یا آب بیاشامد؟

و آیا جایز است بیش از ضرورت بخورد و بیاشامد؟

معظم له فرمودند: این مسأله نص خاصی ندارد لذا باید ببینیم از عمومات چه چیز استفاده می شود.

دلیل (لا ضرر) حاکم بر دلیل روزه است، گاهی شخصی بیمار است و روزه برایش ضرر دارد، در این صورت لازم نیست روزه بگیرد، بلکه در مواردی که تحمل ضرر حرام باشد، جایز نیست روزه شود.

اما اگر روزه ضرری نبود بلکه حرجی بود، مانند مورد مذکور، آیا دلیل (لا حرج) رافع آن خواهد بود؟

صاحب عروه آن را مطرح فرموده، و روایتی نیز دارد.

بالنتیجه اگر روزه برایش حرجی است و با خوردن آب حرج رفع می شود، می تواند تنها آب بخورد ولی غذا نخورد، سپس روزه را قضا کند و فدیه ندارد.

اما اگر ضرورت، فقط با خوردن آب رفع نمی شود و احتیاج به غذا نیز دارد، به طوری که اگر غذا نخورد نمی تواند کار کند، و اگر کار نرود نمی تواند امرار معاش کند و کارش را از دست می دهد، صوم حرجی خواهد بود، و لا حرج وجوب صوم را رفع می کند، به همین جهت می تواند روزه نگیرد ولی بعد قضا کند.

و نسبت به سؤال دوم که آیا از اول صبح می تواند بخورد و بیاشامد؟ بله اشکال ندارد، زیرا این شخص اصلاً صائم نیست، و قاعده میسور در صوم جاری نمی شود تا گفته شود مقداری را که می تواند باید امساک کند، زیرا فقها از ادله صوم چنین برداشت کردند که «الصوم لا یتبعّض».

مسافر و حد ترخص در افطار

یکی از فضلا پرسید: مسافری که قصد سفر دارد، چرا باید تا وقتی به حدّ ترخص نرسیده غذا نخورد و آب نیاشامد، با اینکه از ابتدا، نیّت صوم نکرده است؟

معظم له فرمودند: در آنجا دلیل خاص داریم، و اگر دلیل خاص نبود، قائل نمی شدیم.

سپس معظم له مورد نقضی را بیان فرمودند: بیماری که نمی تواند روزه بگیرد، غالباً از اول صبح تا مغرب به طور مستمر نیاز به خوردن و آشامیدن ندارد، بلکه مقداری را می تواند امساک کند، اما فقها نفرموده اند که امساک بر او لازم است.

بله در انطباق عناوین بر مکلّف، فعلیّت شرط است، اما شخصی که مثلاً کارگر بنائی است و بدون خوردن غذا و آب نمی تواند کار کند، گرچه اول صبح غذا و آب برایش ضرورت ندارد، و نخوردن در ابتدای روز برایش حرجی نیست، با آن حال، جایز است از اول صبح امساک نکند، زیرا صوم در تمام روز یک امر است و قابل تبعیض نیست.

قرض جهت امرار معاش و روزه شدن

و در این مورد، مسأله ای هست که نیاز به بحث دارد:

آیا چنین شخصی که به خاطر شغلش نمی تواند روزه بگیرد، لازم است مبلغی را برای امرار معاش قرض کند تا مجبور نشود در ماه رمضان به کار برود، و بتواند روزه بگیرد؟

با برخی از علما که این مسأله مطرح شده بود، فرموده بودند: بله اگر می تواند قرض کند و روزه بگیرد، لازم است چنین کند.

اما چه دلیلی بر وجوب قرض گرفتن داریم؟ گرچه در صورتی که قرض کردن برای او راحت و آسان باشد و به حرج و سختی نیفتد، ممکن است بگوییم واجب است قرض کند، ولی عادتاً برای مردم قرض کردن حرج است و به سختی می افتند.

نظیر این مسأله، شخص بیماری است که نمی تواند روزه بگیرد، اما اگر خودش را معالجه کند می تواند روزه شود، آیا واجب است خود را معالجه کند. فرمودند لازم نیست، بله اگر مثلاً با یک دانه قرص علاج می شود، عرفاً اسمش علاج نیست و باید انجام دهد و روزه بگیرد.

یکی از حضّار سؤال کرد: آیا حکم حج نیز چنین است؟ یعنی اگر در صوم می فرمایید چنانچه قرض کردن آسان بوده و حرجی نباشد، باید قرض کند و روزه بگیرد، در باب حج اگر بتواند قرض کند و به مکه برود، چرا نمی فرمایید قرض گرفتن واجب است؟

معظم له فرمودند: در باب حج، اجماع است که قرض کردن واجب نیست، بلکه مستحب است، و اگر با مبلغ قرض به حج رفت حجة الاسلام وی محسوب نمی شود، زیرا فرمودند: تحصیل استطاعت واجب نیست.

حیض قبل از مغرب

یکی از حضّار سؤال کرد: اگر زنی یقین دارد قبل از مغرب، حائض می شود، آیا واجب است از اول صبح امساک کند؟

معظم له فرمودند: طبق قاعده بله، چنانچه اگر شخص می داند که قبل از ظهر سفر می رود، نمی تواند اول صبح در خانه اش روزه اش را بخورد.

گفته شد: وقتی خانم یقین دارد شرط طهارت قبل از مغرب نقض می شود، با توجه به اینکه در روزه، طهارت از فجر تا مغرب شرط است، چگونه نیّت صوم می کند؟

معظم له فرمودند: نیّت امساک می کند، مثل کسی که روزه اش را باطل کرد اما امساک بقیه روز، بر او واجب است.

بیماری های کلیوی

سؤال شد: کسی که مشکل کلیه دارد و دکتر به او گفته باید آب زیاد بخورد، حکم روزه اش چیست؟

معظم له فرمودند: اگر ذوالعطاش و به تعبیر صاحب عروه: (من به داء العطش) یعنی کسی که بر اثر بیماری همیشه احساس عطش می کند، موضوعیت داشته باشد، یا شک شود آیا موضوعیت دارد یا نه، که اصل موضوعیت خواهد بود، در این صورت بیمار کلیوی که احساس عطش ندارد، بلکه به خاطر احتیاج بدن باید آب بخورد، روزه نمی گیرد، و علاوه بر آب، غذا نیز می تواند بخورد، و حکمش حکم مریض خواهد بود.

اما اگر احساس عطش، در ذوالعطاش طریقیت داشته باشد نه موضوعیت، و ظاهراً به نظر می رسد چنین باشد، در این صورت بیماری کلیوی، حکم ذوالعطاش را پیدا می کند و روزه می شود و تنها مجاز به خوردن آب خواهد بود و غذا نمی خورد و فدیه می دهد.

البته لزوم قضا بر او محل خلاف است. جماعتی مانند صاحب عروه فرمودند: بر ذوالعطاش قضا واجب است اگر بتواند.

چنانچه صاحب عروه احتیاط وجوبی کرده که بیش از مقدار ضرورت آب نخورد. اما جماعتی فرمودند: هر مقدار بخواهد آب بخورد اشکالی ندارد، به هر حال این مسأله تابع استظهار است.

در اینجا صاحب عروه احتیاط وجوبی فرموده است.

ضمناً احتیاطات صاحب عروه نسبت به فقهای بعد از ایشان، اگرچه زیاد است، اما نسبت به فقهای قبلی و معاصرین شان کمتر بوده است.

نقل شده مرحوم سید اسماعیل صدر که از فقهای محتاط بودند، به لحاظ رفاقتی که با صاحب عروه داشته به ایشان می گویند: چرا شما در عروه بسیار فتوا داده و کمتر احتیاط نموده اید؟ مرحوم صاحب عروه به شوخی فرموده بود: من می فهمم فتوا می دهم، اما شما به مطلب نرسیده و احتیاط می کنید.

از موارد سقوط قضا

سپس خود معظم له به همین مناسبت، مسأله دیگری مطرح فرمودند: اگر کسی در ماه رمضان مریض بود و نتوانست روزه بگیرد، و بیماری او تا سال بعد ادامه داشت، اجماع است که قضا از او ساقط است و باید فدیه بدهد.

اما اگر ماه رمضان مریض بود و روزه نگرفت و در بقیه سال، به جهت عذر دیگری نتوانست قضا کند، مثلاً یک بیماری دیگری غیر از بیماری ماه رمضان پیدا کرد، یا در بقیه سال مسافر بود و نتوانست قضای ماه رمضان را بگیرد، یا خانمی بعد از ماه رمضان حامله شد، خلاصه اگر در ماه رمضان یک عُذر داشت و نتوانست روزه بگیرد و در بقیه سال به جهت عذر دیگری نتوانست قضا کند. در اینجا اقوال فقها مختلف است:

در عروه این مسأله مطرح شده، اما آنچه جماعتی فرمودند و به نظر می رسد اقرب باشد این است که: اگر در ماه رمضان به هر عذری نتوانست روزه بگیرد و در بقیه سال نیز به هر عذر دیگری نتوانست قضا کند، قضا ساقط می شود و تنها بر عهده او فدیه خواهد بود.

کفاره روزه خواران

یکی از حضّار سؤال نمود: فُسّاقی که در ماه رمضان روزه نمی گیرند، یعنی اصلاً نیّت روزه نکرده و از اول فجر روزه نبوده اند، اگر در میان روز چیزی بخورد یا آبی بیاشامد، طبق قاعده نباید کفاره داشته باشد، زیرا اصلاً نیّت روزه نکرده تا روزه اش را شکسته باشد؟

معظم له فرمودند: کفاره بر او هست، زیرا دلیل می فرماید: (من أفطر متعمّداً..) علیه الکفارة، و اطلاق آن شامل چنین شخصی می شود که اصلاً نیت صوم نکرده است، و نص مقیّد نیست به کسی که نیّت صوم کرده و بعد افطار بنماید.

سؤال شد: اگر کسی در ماه رمضان نیّت صوم نکند و اتفاقاً از صبح تا مغرب، مفطری انجام ندهد آیا کفاره بر او هست؟

معظم له فرمودند: خیر، فقط قضا بر او هست. زیرا دلیل کفاره می گوید: (من أفطر) و این شخص مفطری انجام نداده است.

رجوع به وطن قبل از زوال

در آخر، این مسأله مطرح شد: اگر شخصی در ماه رمضان به سفر رود و نیت صوم نداشته باشد، و در سفر چیزی نخورد و قبل از ظهر به وطنش برگردد، آیا می تواند نیت صوم کند؟

معظم له فرمودند: بنابر مشهور که تبییت نیّت واجب نیست، باید نیت صوم کند، زیرا دلیل فرموده: اگر مسافر قبل از ظهر به وطنش رسید نیت صوم کند.

اما کسانی که به استناد بعضی روایات، تبییت نیّت را لازم می دانند، در صحّت صوم این شخص اشکال می کنند، ولی آن روایات، عند المشهور معرض عنهاست.

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG