بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  شنبه 3 اسفند 1398
بروز شده: 1 اسفند 1398
 
  کد خبر: 9979       تاریخ انتشار: 30 آذر 1398 - 24 ربيع الثاني 1441









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی
«نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» (جلسه نوزدهم)


 
 «فاجعه ناشی از یک فراموشی»

در روز پنج شنبه 6 ذی الحجة الحرام 1440ق (1398/5/17) جلسه نوزدهم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با موضوع: «نظم و چیره شدن بر غیر ممکن ها» با حضور علما، فضلا و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد.

در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه «فاجعه ناشی از یک فراموشی» پرداختند که سرفصل این مباحث از قرار زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم إلی یوم الدین 

ـ خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا؛ و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم و[لی آن را] فراموش کرد و برای او عزمی [استوار] نیافتیم» (طه/115). 

ـ در آیه دیگر فرموده است: «وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَی أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَسَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ؛ و از کسانی که گفتند ما نصرانی هستیم از ایشان [نیز] پیمان گرفتیم و[لی] بخشی از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند و ما [هم] تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم و به زودی خدا آنان را از آنچه می کرده‌ اند [و می‌ ساخته‌ اند] خبر می‌ دهد» (مائده/14).

ـ درکتاب شریف و گرانسنگ نهج البلاغه از امیرمؤمنان علیه السلام در بیان اوصاف تقواپیشگان و پرهیزگاران آمده است که فرموده اند: «لا ینسی ما ذکّر؛ آنچه الان یادآوری و تذکر داده شود فراموش نمی کنند».

ـ نیز فرموده اند: «قَدْ ذَهَبَ اَلْمُتَذَکِّرُونَ وَ بَقِیَ اَلنَّاسُونَ وَ اَلْمُتَنَاسُونَ؛ بیداردلان رفتند و غافلان و تغافل کنندگان حضور دارند».

ـ رفع تکلیف از انسان فراموشکار تخلف از احکام و تکالیف و قوانین را برای او تجویز می کند، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در شماری از روایات با موضوع «رفع القلم» فرموده اند: «رفع عن امتی ثلاث؛ سه چیز از امت من برداشته شده است». نیز فرموده اند: «وُضِعَ عَنْ أُمَّتِی تِسْعُ؛ نُه چیز از امت من ساقط شده است».

ـ «لَا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا؛ هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمی ‌شود» (بقره/233).

ـ و می فرماید: «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا؛ خدا هیچ کس را جز به قدر توانایی‌ اش تکلیف نمی کند» (بقره/286).

ـ در آیه دیگر می فرماید: «لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا؛ هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمی کنیم» (انعام/152، اعراف/42 و مؤمنون/62).

ـ فراموشی ضرورتاً از عناوین غیر ارادی است که تعلق احکام شرعی و تکالیف به آن محال است و لذا کیفر و حتی نکوهش در موارد فراموشی نیز محال است؛ چراکه این مورد از مصادیق تکلیف ما لا یطاق، بلکه تکلیف به امر غیر مکلف بوده که از تکلیف ما لا یطاق زشت تر و نکوهیده تر است. اگر فراموشی به جهت مقدمات اختیاری یا تفریط در حفظ و یادآوری باشد در این صورت تکلیف بر آن فرد تعلق می گیرد و نکوهش و کیفر نیز به جا خواهد بود.

ـ می توانم بگویم که: تمام موارد فراموشی نتیجه تفریط در مقدمات، استخفاف به موضوع یا عدم توجه کافی و نداشتن تمایل به آن است. بنابراین، تمام موارد فراموشکاری در حقیقت از خود به فراموش کاری زدن ناشی می شود و این امر از اطلاق ملامت و کیفر شدیدی که در دو آیه کریمه بر فراموشی مترتب است آشکار می شود.

ـ تمام فجایع روزگار، بدبختی زندگی، مصیبت های جهانی، شکست های تاریخ و درد و رنج جهان و هلاک شدن انسان ها نتیجه یک فراموشی ساده نبی خدا و جدّ ما حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام بوده و تاریخ آکنده از نتایج فاجعه بار برآمده از فراموشی است.

ـ عملیات و فرآیند فراموشی تحت تأثیر دینامیسم ویژه ای و با دقت فوق العاده ای است و با کیفیت ابتدایی و فطری فعالیت های عقل و گرایش ها و غرایز ارتباط دارد. در این مقوله عوامل فراوانی است که نمی توان تمام آن را واکاوید و بررسی کرد و ما در این جا به بررسی برجسته ترین آن ها می پردازیم.

یک: زندگی پایگاهی بزرگ از داده و ذخیره اطلاعاتی بسیار بزرگی را پایه گذاری کرده و پی می نهد. نظر به اینکه کشف و استخراج موارد مورد نیاز و امور مناسب به غایت سخت می شود، تن دادن و پاسخ انسان به آن به امری محال می ماند؛ لذا انسان به بدون معیار و به صورت بی هدف داده ها را بر می گزیند. از آنجایی که عقل و خرد ما بر تجاهل و نادیده گرفتن و ملغی کردن بسیاری از داده ها سرشته شده است، در نتیجه به آن داده ها اهمیت نداده و آن را ضمیمه اموری می کند که شایسته حفاظت و نگهداری نیست.

دو: داده هایی که عقل ما به صورت لحظه ای از رهگذر عوامل متمایز کننده خارجی و دستاوردهای نتایج آن به دست می آورد، به صورت پلکانی و بر اساس اولویت ها و امور بایسته اهتمام و توجه، ارزشیابی، آنالیز، دسته بندی و پردازش شده و از موارد دیگر جدا می شود. بنابراین، عقل ما بر شکل گروه نگری آن را می پذیرد. این نوع نگرش به تداخل می انجامد و آنچه را عقل ما از طبیعت فطری خود در مقابل گروه نگری خود به دست می آورد و استخراج می کند به صورت گسترده ای بر امکان یادآوری آن اثر می گذارد.

سه: عقل ما به داده های سست و بی مقدار و محدودی که در جهان پیرامون خود در سطح مورچه و کرم و از روزنه تنگ و سطحی امتیازها کشف می کنیم، به حسب سطح عقل و شناختمان، قناعت می ورزد و به آن خشنود و راضی است؛ لذا اهتمام ورزیدن ما محکوم به سطح نگرش ما به جهان و رخدادهای آن است.

چهار: عقل و خرد برای به دست آوردن مؤثرهای غیر معیار و غیر عقلانی از رویدادها و امتیازهای تهی و نابرخوردار از ملاک ها و معیارها جداً و بی نهایت شتاب دارد و به اولویت ها و مسائل دقیق و دقیق تر هیچ توجهی ندارد. این گونه اثرپذیری به شکل غیر ارادی و نا آگاهانه بر عملیات یادآوری و حفظ و اندوختن در ذهن اثر [منفی] می گذارد. این گونه اثر گذاری معمولاً غرض ها و اهدافی کوتاه مدت را دنبال می کند، اما اثر پذیری که باعث تذکر و یادآوری و عدم فراموشی می شود به جدیت فرد بستگی دارد.

پنج: عقل ما در ارائه یافته ها سخت شتابزده و با دستپاچه و البته با اعتماد عمیق مبالغه آمیز اقدام می کند، در حالی که این داده ها را از فرضیه محض و غیر موثق و حتی مبهم و آکنده از تشویش و بی پایه به ایده و حقایقی استوار و مبتنی بر اساس های عملی و موثق قطعی غیر قابل بحث و مناقشه بدل می کند.

شش: عقل ما نه تنها دامنه و گسترده پیچیدگی عملیات و پردازش داده ها را ملاک قرار نمی دهد، بلکه داده ها را نیز مهار نمی کند و ابتدایی بودن توانایی ما در قبال آن ها را مدنظر ندارد و شرایط استنباط را که تحت حاکمیت هیجان های لحظه ای و آنی و حالت آماده باش و اقتضاهای شتابزدگی بی حد و غیر ارادی را ـ که در کمتر از بخشی از ثانیه فرمان می برد و احیاناً سرعت در تصمیم گیری را می طلبد ـ لحاظ نمی دارد.

هفت: عقل ما پیش از آن که خطاها را مدنظر قرار دهد، جانب ایمن و ایمنی را در نظر می گیرد و در نهایت به علت تصمیم گیری های اشتباه و شرط بندی های باخته دچار پشیمانی و افسوس می شود؛ لذا این مبالغه در تحقق بخشیدن به آرزوها عامل بازدارندگی عملیات تثبیت و پایاپی می شود.

هشت: عقل ابتدایی ما به هنگام رنج و سرخوردگی از کمی داده ها به خلق و ایجاد داده های باطل و جعلی می پردازد تا خلأ محسوس و ملموس یا جوانب مبهم و تشویش زده آن را پر کند و در این زمینه معیارها و قواعد صحیح و درست را دنبال نمی کند. از این رو مغز ما به طور مستمر و به صورت ارادی و غیر ارادی هر چه را که بیابد حتی اگر ناقص هم باشند بر آن مهر تأیید می نهد و همین امر سبب شده است در عالم غیر سه بعدی عقل ما به تصاویر فراوانی که در جهان دو بعدی یافته است، بعد سوم بیفزاید تا درک آن آسان شود. در این عملیات، خطای متعدد بصری به وجود می آید، مانند آنچه در میز معروف «شپرد» به وجود می آید؛ بدین معنا که عقل سطح یا بعد سومی را به آن می افزاید و فرد در اختلاف دو سطح دچار توهم می شود و بدون هیچ کوشش و تلاشی عمق را بر روی میز می آفریند. مسأله غریب این است که تثبیت و شناخت ناشی از خطای دید هرگز در تصحیح فرمان عقل و بازداشتن آن از آفرینش و جعل، مؤثر و کارساز نیست.

ـ در تحقیقات و مطالعات روان شناسی فصلی کامل و بزرگ با موضوع «حافظه» وجود دارد که به جمله ای از تمرین های فعال برای راسخ کردن و بهبود بخشیدن به حافظه می پردازد و آن را به کوتاه مدت، بسیار کوتاه مدت، بلند مدت و بسیار بلند مدت تقسیم می کند. در این عرصه تحقیقات درباره دینامیسم به وجود آمدن فراموشی و انحرافات حافظه، مانند یادآوری مبتنی بر خطا و اشتباه و تداخل واقعیت خارجی با پاره ای از تصورات و رؤیاها و حالت های رضایت بخش نیز ارائه شده است که شناخت و پی بردن به آن در صیانت از حافظه بسیار مؤثر است.

ـ طیف اوتیسم مندرج در سه نوع اضطراب عقلی مرتبط با رشد در ساختار عصبی می باشد و عقب ماندگی عقلی نمی باشد، که عبارتند از:

1. مسأله ذاتی در بیماری «اوتیسم» است که ناتوانی در وظایف عقل در عملیات پردازش داده ها است؛

2. ناتوانی در رشد شناختی و معرفتی است؛

3. ناتوانی در رشد لغوی و منطق است.

نماد و شاخصه اصلی سه گونه یاد شده اختلالات، انعطاف ناپذیری در عملیات پردازش داده ها است.

ـ معروف ترین مثال های مطرح شده در اوتیسم به شرح زیر می باشد:

اگر کودکی مورد آزمون قرار گیرد و در نبود او اسباب بازی یا عروسک او را از جایی که آن ها را پنهان کرده است بردارند و در جایی دیگر پنهان کنند، سپس در هنگام سررسیدن کودک و گشتن وی به دنبال عروسک هایش به او بگویند که آیا در جستجوی اسباب بازی خود است به شدت آن را رد کرده و دلیل می آورد که جستجوی آن ها در محل اولی کاری بیهوده و وقت تلف کردن است.

ـ عدم موفقیت در درمان بیماری اوتیسم به علت شکست در رسیدن به نشاط و سرخوشی و سازگار ساختن و جرح و تعدیل در داده ها است. از این رو یک اشکال ساده در آفرینش برخی داده های فرضی تمام عملیات استنتاج شده را ناکارآمد کرده و حقایق را از بین می برد.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG