بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  دوشنبه 3 اردیبهشت 1397
بروز شده: 2 اردیبهشت 1397
 
  کد صفحه: 258       تاریخ درج: 10 اردیبهشت 1396









 
 









 


رسول اكرم صلي الله عليه وآله

1. «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ؛ آنان كه از اين پيامبر درس نخوانده ـ كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مي يابند ـ پيروي مي كنند [همان پيامبري كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مي دهد، و ازكار ناپسند باز مي دارد، و براي آنان چيزهاي پاكيزه را حلال و چيزهاي ناپاك را برايشان حرام مي گرداند، و از [دوش] آنان قيد و بندهايي را كه بر ايشان بوده است بر مي دارد».
اين آيه اشاره به دو آفت فرا روي بشر دارد كه در ساحت هاي مختلف زندگي دنيايي او رخ مي نمايند. اين دو آسيب عبارتند از: «اِصر» و «اغلال». در ادامه اندكي معناي اين دو واژه را مي كاويم و نمونه ها و آثار مخرب آن را در زندگي آدمي معرفي مي كنيم.
«اصر» يعني سنگيني. بسيارند كساني كه زندگي آنان عاري از مشكلات اقتصادي و سياسي يا پزشكي است با اين حال از بهره و لذت معمول در خانواده محروم اند. زن و شوهرهايي كه شب هنگام پشت به يكديگر مي كنند و با دلخوري از يكديگر شب را صبح مي كنند مبتلا به اين آفت فراگير زندگي بشري هستند.
دامنه ي «اصر» تنها به جنبه هاي فردي زندگي منحصر نيست و دامن حكومت ها را نيز فرا مي گيرد. در اين زمانه حاكماني كه از ملت هاي خود در هراساند و با خوف و تدابير امنيتي شديد به سفر مي روند، اندك نيستند. طبعاً ملت ايشان نيز از جور و آزار حاكمان خود ايمن نخواهند بود. اين ترس همه گير كه بر چنين ملت هايي حاكم است چيزي نيست، جز گونه اي از جنبه ي اجتماعي اصر.
«اغلال» نيز جمع «غُل» به معناي قيد و بند است، و مراد از آن امور محدود كننده ي آزادي بشر است؛ آزادي در ساحت هاي مختلف زندگي. محدوديت هاي بشر چه در خورد و خوراك، رفت و آمد، تجارت، درس و كسب و كار بسيار آزار دهنده و توان فرساست. طبيعي است هر چه انسان در زندگي خود آزادتر باشد، اَغلالش كمتر، و آسايش و رفاهش افزونتر خواهد بود. يك زن و شوهر، يك عشيره، يا يك فاميل اگر با يكديگر مشكلي نداشته باشند، حتي اگر اوضاع اقتصادي آنها چنان نامساعد باشد كه شام شبشان، نان و پنير باشد، گرفتار «غل» نيستند. اما اگر زندگي آنان مرفّه باشد، ولي محدود به قيود ـ هر چند قيودي ساده مانند خوردن غذاي خاص يا در زمان خاص ـ باشد، زندگي با تمام امكانات و رفاه به كامشان تلخ مي گردد؛ و دليل آن «اصر» نيست، بلكه «اغلالي» است كه زندگي آنان را فرا گرفته است.
اغلب زندگي هاي امروز گرفتار اين دو آسيب جدي (اصر و اغلال) هستند. كافران زمان پيامبر نيز از اين دو آفت در امان نبودند. خداي متعال در آيه اي كه ذكر آن در طليعه ي سخن رفت، نويد بر طرف كردن آن را به كافران داده است، و يگانه راه رهايي از آن را در دستان پيامبر گرامي اش قرار داده است. خداي متعال به كافران وعده داده است كه اگر تسليم پيامبر صلي الله عليه و آله شوند، در ازاي آن، اصر و اغلال را از زندگي آنها مي زدايد. مردمان همروزگار پيامبر صلي الله عليه و آله افزون بر باورها و رفتارهاي نادرست خود از جنگ هاي قبيله اي و نا امني و بسياري عادات و رسوم نادرست اجتماعي رنج مي بردند. طبيعي است كه بر طرف ساختن اين مشكلات به دست پيامبر صلي الله عليه و آله آرامش و راحتي بسياري به زندگي آنها بخشيد.
در امتداد برنامه هاي هدايتگرانه و نويد بخش اسلام، پيامبر گرامي خدا صلي الله عليه و آله پس از گسترش نسبي اسلام در شبه جزيره ي عربستان، در طيّ نامه هايي رؤساي دولت هاي مجاور و صاحبان اديان آنان را به آيين الهي اسلام فراخواند. در همه ي آن نامه ها اين جمله به چشم مي خورد: «أسلِم،تَسلِم». متأسفانه ترجمه و برداشت نادرست از اين جمله ي تاريخي پيامبر بسيار در كتاب ها و روز نامه ها به چشم مي خورد كه مي گويند: «اسلام بياور تا سالم بماني». به ديگر سخن اگر آيين اسلام را نپذيري با تو مي جنگيم و جانت در خطر خواهد بود.
حال آنكه تاريخ پيامبر صلي الله عليه و آله گواه آن است كه ايشان بسيار خشونت ستيز و صلح طلب بودند. پرهيز از جنگ طلبي را به حق بايد يكي از ابتكارات و فضايل آن جناب به شمار آورد. آري، هنگامي كه دشمنان آهنگ جنگ او مي كردند، با شجاعت تمام در برابر آنان ايستادگي مي كرد و نمي گذاشت كه اعراض و بلاد مسلمانان طعمه ي دشمنان گردد.
معناي درست اين سخن پيامبر صلي الله عليه و آله به فرمانروايان حكومت هاي همسايه، نويدبخش سلامتي در سايه ي پذيرش اسلام است. بدين معنا كه به ميمنت گرويدن به اسلام «اصر» و «اغلال» از آنان برطرف گشته، از سلامتي تن و جان و خانواده و اقتصاد و سياست و اجتماع و ديگر ابعاد حيات بهره مند شوند. تاريخ زندگاني پيامبر گواه خوبي بر اين مدّعاست.
 
2- يكي از امور مهمي كه جوانان نبايد از آن غفلت كنند مطالعه ي تاريخ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله است. در اين خصوص هشت مجلد از كتاب گرانسنگ بحار الأنوار، تأليف علامه ي مجلسي رحمه الله كه به زندگاني و سيره ي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله اختصاص داده شده، منبع موثق و مبسوطي است. البته كتاب هاي بسياري در اين باره نگاشته شده كه خواننده بايد به صحت و سقم مندرجات آنها و گرايشهاي مؤلفانشان پي ببرد، و گرنه چه بسا گرفتار برخي دروغ پردازان و قصّيصين مي شود. كما اينكه امروزه گزارش هاي ناصحيح درباره ي آن بزرگوار در برخي كتاب هاي تاريخ به چشم مي خورد.
اين گزارش ها غالباً توسط يهوديان نقل شده است. آنان براي حفظ ديانت تحريف شده ي خود و نگرويدن پيروانشان به اسلام، دست به جعل و نقل برخي اخبار ساختگي درباره ي حيات پيامبر بزرگوار اسلام زدند.
 
3- امروزه لزوم پيراستنِ تاريخ از منقولات ناصحيح آن، بيش از هر زمان ديگر احساس مي شود. لذا بايد با دفاع از شخصيت پيامبر صلي الله عليه و آله ـ كه نويد بخش سعادت بشر بود ـ راه را براي هدايت انسان ها هموار كرد. ابناي بشر، حتي جوانان كم سن و سال مسلمان با شناخت چهره ي حقيقي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله شيفته و مشتاق او و تعاليم آسماني اش مي شوند.
پس مي سزد كه در يك كار گروهي، خاصه اگر به دست جوانان پرتوان و خوش ذوق انجام شود، تاريخ حضرت رسول صلي الله عليه و آله از ميان روايات ايشان و ائمه ي معصومين عليهم السلام استخراج، و در قالب كتابي مفصل و در مجلاتي چند تحويل علاقه مندان تاريخِ آن حضرت شود. وجه و دليل انجام دادنِ اين كار بايد زدودن و پيراستن اكاذيب از كتاب هاي تاريخ و تحويل تاريخنامه اي صحيح و مستند به جهانيان باشد. روشن است اين اقدام با ادعاي صرف و بي برهان ارزش خاصي ندارد؛ زيرا عاقلانه نيست ادعايي را بدون دليل موجّه پذيرفت، چه رسد به اثبات حقايق تاريخي كه قرن ها از وقوع آن گذشته است.
 
4- نكته ي قابل توجه درباره ي سيره ي رسول گرامي خدا صلي الله عليه و آله اين است كه ايشان هيچ گاه آغازگر جنگ نبودند. مرحوم آقا شيخ محمد جواد بلاغي كه از اساتيد جمعي از علماي صاحب نام، از جمله پدر بنده رضوان الله عليهم جميعاً بوده است، دو كتاب تاريخي در اين خصوص دارد. در اين كتاب ها همه ي جنگ هاي پيامبر بررسي شده و در آن ثابت گشته است كه همگيِ اين جنگ ها جنبه ي دفاعي داشته نه تهاجمي.
حضرت رسول صلي الله عليه و آله هيچگاه به كسي زور نگفتند، حتي با منافقان كارشكن ـ كه دهها آيه ي قرآن در مذمت آنها نازل شده است ـ جنگي را برپا و به سوي هيچ قوم و مملكتي لشكركشي نكردند.
البته اين موضوع را نبايد به جنگ گريزي و تسليم پذيري در برابر ستمكار حمل كرد. حضرت هرگاه بلاد و اعراض مسلمين را در خطر هجوم دشمنان مي ديد به سرعت به دفاع از آنها برمي آمد.
 
5- مطالعه ي تاريخ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و مقايسه ي آن با اوضاع كنوني كشورهاي اسلامي واقعاً تأثر برانگيز است. مظلوميت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله با مطالعه ي تاريخ واقعي آن جناب به خوبي مشهود است. خاصه هنگامي كه نيم نگاهي به وقايع معاصر جهان اسلام بيندازيم. كساني كه به نام اسلام و با لباسهايي كه در بردارنده ي شعارهاي اسلامي است دست به كشتار ديگر انسان ها مي زنند. و در تصاويري كه در موبايل ها و رسانه ها منتشر شده است حتي دست به آتش زدن همنوعان خود مي زنند و به زن و بچه و پير و جوان رحم نمي كنند، امروزه چنين اسلامي دارد به جهان معرفي مي شود. و هيچ ظلمي را بالاتر از تغيير چهره ي حقيقي اسلام و پيامبر نمي توان متصور شد.
همگي در اين باره مسئول هستيم. حوزه و دانشگاه، كسبه، تجار همگي بايد دست به دست هم بدهيم و از شخصيت پيامبر صلي الله عليه و آله دفاع كنيم. تبيين و اشاعه ي رفتارهاي پيامبر صلي الله عليه و آله، نيز راهكار خوبي براي رفتار شناسي آنجناب به دست پژوهندگان حقايق تاريخي مي دهد.
 
6- در اين عصر، كه عصر تلاقي آرا و انديشه هاست و انديشه وران و صاحب نظران جهان راحت تر از هر زمان ديگري مي توانند آرا و نظرهاي خود را به گوش يكديگر برسانند، اتهام هاي ناروا و نابجايي به ساحت مقدس رسول خدا صلي الله عليه و آله نسبت داده اند كه اين امر ظلمي بزرگ است.
از اين منظور ضرورت حمايت همه جانبه از شخصيت آن بزرگوار وجوب بيشتري يافته است و همگان در حدّ توان خود بايد به انجام دادن اين واجب مهم عنايت ورزند.
وفور رسانه ها و حصول آزادي نسبي از عصر حاضر، مجالي مناسب براي دفاع از ساحت ايشان مهيا ساخته است كه در زمان هايي همچون زمان حكومت هاي بني اميه و بني عباس چنين فرصتي در دست نبود.
 
7- پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله اخلاق را زير بناي همه ي جوانب زندگي خود قرار دادند. ايشان سياست، جنگ و همه چيز را بر روي اخلاق بنا كردند. تاريخ در يك مورد ذكر نكرده است كه ايشان آغازگر جنگ باشد. حتي هنگامي كه دشمن به مصاف او مي آمد و در برابر او صف آرايي مي كرد آغازگر جنگ نبود و تا هنگامي كه دشمنان دست به شمشير نبرده و نيزه نينداخته بودند به ياران خود رخصت حمله نمي داد.
سيره ي اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام نيز اينگونه بود. امام حسين عليه السلام ـ در اقتدا به جد و پدر بزرگوار خود ـ در كربلا فرمود: «إنّي أكره أن ابدأهم بالقتال؛ به راستي من خوش ندارم كه آغازگر جنگ با آنان باشم».
فكر خاكي ما توان درك اين ابتدائيت را ندارد. كسي كه گرداگرد او را گرفته اند و راه برگشت را بر او بسته اند و راهي جز كشته شدن فراروي او نيست، با اين حال در منطق اخلاق و فضيلت اين كار ابتدا به جنگ به شمار مي آيد و از اين رو حضرت اباعبدالله عليه السلام از آن پرهيز مي نمود.
 
8- پيامبر صلّي الله عليه وآله هيچ گاه غير مسلمانان و حتي يهوديان را مجبور به پذيرش اسلام و فرهنگ دين خويش را بر آنان تحميل نكردند بلكه نكات فرهنگي و عقيدتي را به صورتي زيبا و جذاب و به طور مكرر مطرح مي ساختند تا سرانجام اثر گذاشته و افراد با ميل و رغبت خويش و با آزادي كامل اسلام و فرهنگ آن را بپذيرند.
در قرآن كريم نيز تأكيد شده است هيچ اجباري در دين نيست زيرا خداي متعال راه هدايت و نجات را از ضلالت و گمراهي جدا ساخته و انسان را مختار گذاشته است تا تحقيق كند و بهترين راه را با آزادي كامل برگزيند و از اين روست كه مي بينيم در طول تاريخ افراد بسياري از اديان و مذاهب مختلف به سوي اسلام و تشيّع گرويده اند.
  
9- خداي متعال در توصيف پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله در قرآن كريم آيات متعددي نازل كرده است از جمله اين آيه كه در آن خطاب به پيامبر خود مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اي پيامبر، ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشدار دهنده فرستاديم»(احزاب/45).
«مبشر؛ مژده دهنده» كه در اين آيه ي كريمه و موارد ديگر آمده است در حقيقت هماني است كه آن حضرت در نامه هاي خود خطاب به سران آن روز كشورهاي غير اسلامي مي نوشتند و بر آن تأكيد مي كردند، يعني ايشان در پيام ها و نامه هاي خود خوبي، سعادت در دنيا و آخرت و فراواني نعمت و بركت را مژده مي دادند، چنان كه در روايت به اين امر تصريح شده است، آن جا كه مي فرمايد: «لَأكل الناس من فوقهم ومن تحت أرجلهم؛ قطعاً مردم از بالاي سر و از زير پاي خود مي خورند (از نعمت بهره مند مي شوند)» و از اين روايت به روشني بر مي آيد كه اگر سيره ي آن رسول رحمت پياده و اجرا مي شد، حتي يك انسان گرسنه، يا يك مورد ظلم، ظالم و مظلوم يافت نمي شد. لذا رسول خدا صلي الله عليه وآله بنا بر مسئوليت مبشر بودن كه خداي متعال بر عهده ي ايشان قرار داده بود، پيام خود را در اين زمينه و معنا به همگان ابلاغ مي فرمودند.
عالمان ادبيات عرب گفته اند: «حذف متعلق، ظهور در عموم دارد».
از اين رو مي بينيم كه آن حضرت افزون به بشارت همه خوبي ها، بنا بر مسئوليت هشدار دهنده بودن، نسبت به تمام بدي ها نيز هشدار مي دادند. با توجه به اين ويژگي هايي كه خداي سبحان درباره ي رسولش بيان داشته و آن حضرت بنا به مسئوليتشان تمام موارد ياد شده را عملي كردند، مي توانيم آن بزرگوار و سيره ي ايشان را مصداق نمونه و الگويي بي نظير در تمام دوران هاي تاريخ، به جهانيان معرفي كنيم.
 
10- روال جاري در دنيا اين است كه اگر كسي رئيس يك حكومت را ترور كند اعدامش مي كنند؛ كيفر و مجازاتي كه از ديرباز تا به امروز جاري بوده است، اما مي بينيم كه رسول خدا صلي الله عليه وآله هيچ برخوردي با منافقان نكردند. در جايي نديده و حتي نشنيده ام كه آن حضرت يكي از عوامل ترور خود را حبس كرده يا مورد بازخواست قرار داده باشند، چه رسد به اين كه اعدام كرده باشند. ترديد ناپذير اين است كه اگر همين يك مورد در سراسر جهان، به ويژه در كشورهاي اسلامي سرمشق قرار مي گرفت، مشكلاتي كه غالب كشورهاي اسلامي را دربر گرفته است وجود نمي داشت. آن حضرت به حذيفه فرمودند كه رئيس حكومت، نبايد ياران و اطرافيان خود را بكشد و در جايي ديگر فرمودند كه هر چند مستحق كشته شدن باشند.
مسلم اين است كه عامل و طراح ترور پيامبر مستحق مجازات مرگ است، ولي حضرت فرمودند كه نبايد نسبت به اصحابِ خود، هرچند در صورت و اسم اصحاب و در باطن منافق باشند چنين رفتاري روا دارند تا به فرموده ي ايشان «حتي لا يقال؛ تا گفته نشود [پيامبر اصحاب خود را كشت]».
 
11- بايسته ي توجه است كه اگر رسول خدا صلي الله عليه وآله و شيوه ي حكومتي حضرتش را به جهانيان به گونه اي معرفي كنيم كه آنان باور كنند و آموزه هاي او را به كار ببندند، دنيايشان از رفاه و سعادت آكنده خواهد شد. فراموش نكنيم كه نزديكان رسول الله صلي الله عليه وآله يعني عموها و عموزادگان و ديگر اعضاي قبيله و ديگر نزديكان، همگي مسلمان نشدند و فراتر اين كه كارشكني كردند و به حضرت آزار رساندند. در مقابل مي بينيم كه ابوذر غريبه و از قبيله بني غفار خدمت رسول خدا صلي الله عليه وآله مي رسد و مسلمان شده و به مراتب بالا و والايي مي رسد، تا آن جا كه درباره اش فرموده اند: ««مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَلا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ لَهْجَةً مِنْ أَبِي ذَرٍّ؛ آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده و زمين همانند او را بر پشت خود نداشته است».
و چنان كه در روايت آمده است رسول مكرم اسلام خطاب به ابوذر فرمودند: «يا أباذر، أنت منا أهل البيت؛ اي ابوذر، تو از ما خاندان هستي».
 
12- پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از همه طرف در حلقه ي گرفتاري داخلي و خارجي محاصره بودند و از درون خانه تا بيرون از سوي غير مسلمان ها و منافقاني كه پيرامون حضرتش جمع شده بودند مورد آزار قرار داشتند. قرآن كريم سوره اي دارد در مذمت و نكوهش يك عده از اصحاب آن حضرت كه در ظاهر خود را مسلمان مي نماياندند، ولي در باطن نفاق ورزيده و از هيچ صدمه و آزاري نسبت به ايشان دريغ نمي كردند. شخصيتي به آن بزرگي و ارجمندي كه كفايت سياسي، كفايت اقتصادي، كفايت اجتماعي و اصالت خانوادگي اش محرز و بي مانند بود، آن گونه با مشكلات دست به گريبان بودند و هيچ روزي را بدون مشكلات سپري نكردند.
  
13- اگر كشورهاي اسلامي راه و روش رسول خدا صلي الله عليه وآله را نپذيرند، مبادا سبب شود از معرفي و شناساندن ايشان به جهانيان غفلت شود، چراكه آن بزرگوار مختص به يك فرسنگ، منطقه و يا قوم و نژاد خاصي نبوده، بلكه مژده دهنده، هشدار دهنده و هدايتگر و رحمت براي تمام جهانيان هستند، چنان كه كلماتي چون «يا أيها الناس» نشان مي دهد و تصريح دارد كه آن رسول، رحمت براي جهانيان و هدايت و سعادتِ تمام آفريدگان را خواهان است. در اين معنا مسلمانانِ كشورهاي اسلامي و مسلمانان ساكن در كشورهاي غير اسلامي، به ويژه جوانان بايد اصول، مباني و سيره ي آن حضرت را به جهانيان معرفي كنند و بگسترانند. همگان بايد بدانند كه مشكلات موجود در زندگي ها و جوامع بشري نتيجه ي بيگانگي و دوري از پيامبر رحمت است و اين كه آموزه هاي رسول الله صلي الله عليه وآله مطرح و پياده نمي شود.
  
14- آيا اگر يك يا چند ميليون يهودي بدكار باشند ـ العياذ بالله ـ حضرت موسي عليه السلام مقصر و گناهكار است؟! نه چنين نيست و ما پيروان اهل بيت عليهم السلام هرگز بدكاري يهوديان را به حساب حضرت موسي نمي گذاريم.
متأسفانه غربي ها و غير مسلمانان در اين زمينه بي انصافي كرده و رفتارهاي غير انساني را كه در برخي از كشورهاي اسلامي انجام مي شود به حساب رسول رحمت گذاشته اند و با نوشتن كتاب به زبان هاي گوناگون و حتي زبان فارسي و در اختيار داشتن انواع رسانه هاي صوتي، تصويري و نوشتاري، بر ضد اسلام و رسول رحمت حضرت محمد صلي الله عليه وآله تبليغ مي كنند و شخصيت ايشان را هدف قرار مي دهند. اين در حالي است كه در تاريخ مسيحيتِ قرون وسطايي جنايات و كشتارهايي ثبت و ضبط شده كه تماماً به نام مسيحيت صورت گرفته است و فرهيختگان، عالمان، مبتكران و مخترعانِ آن دوره شكنجه و كشته مي شدند. ما مسلمانان اين رفتارها و ناهنجاري ها را به هيچ وجه به حساب حضرت عيسي عليه السلام نمي گذاريم و درست نيز همين است، ولي در مقابل، آنان نابخردي ها و خودكامگي هاي برخي حاكمانِ مدعيِ مسلماني را به حساب اسلام و پيامبر صلي الله عليه وآله گذاشته، بي پروا به ساحت مقدسش بي حرمتي و توهين مي كنند.
  
15- ترديدي نيست كه رسول خدا صلي الله عليه و آله عين و تماميت فضيلت هاست. دشمنان به ايشان نسبت هاي ناشايست و ناروا دادند و منافقان بر حضرتش دروغ بستند، ولي حتي يك مورد سراغ نداريم كه ايشان برخورد و واكنش منفي نشان داده باشند. اگر امروزه اين مطلب را ما مسلمان ها به جهانيان عرضه و معرفي نكنيم چه كسي و چه زماني چنين كاري را خواهد كرد. حاكمان زمان هاي گذشته، مانند روزگار بني اميه، بني عباس و ديگر افراد و دسته هايي مثل آنان، رفتاري بسيار بد نسبت به ساحت مقدس رسول خدا صلي الله عليه وآله داشتند و خود و عوامل آنان با رفتارشان اسلام را آلوده و بدنام كردند و با اين حال خود را خليفه و جانشين رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز مي ناميدند.
 
16- امروزه ما مسلمانان بايد نگرش منفي جهان غير مسلمان را نسبت به اسلام تغيير دهيم و اين امر تنها با معرفي رسول رحمت، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه وآله و سيره ي پاك او به جهانيان ممكن است. در تاريخ از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله مظلوم تر وجود ندارد، چراكه در خانه و در جمع اصحاب از سوي برخي از آنان مورد ستم قرار داشت و از صدها و صدها گرفتاري رنج مي برد، مانند آن به اصطلاح صحابي كه به فرموده ي قرآن كريم در جمع، حضرتش را «الأذل؛ ذليل ترين فرد» خواند، اما آن بزرگوار هيچ اقدامي و عكس العملي از خود نشان ندادند.
 
17- چندي قبل فردي كه با مسائل رسانه اي آشنايي دارد برايم نقل كرد كه در حال حاضر 23 هزار شبكه ي ماهواره اي در دنيا فعال است. عرض بنده اين است كه اگر جمعيت مسلمانان را يك دهم از كل جمعيت جهان بدانيم بايد به نسبت جمعيت شان يك دهم آنان نيز شبكه ي ماهواره اي داشته باشند، يعني 2300 شبكه؛ چرا چنين نيست؟ به ديگر بيان، امروزه 23 هزار شبكه به زبان هاي گوناگون صداي خود را به تمام دنيا مي رسانند و شماري از آنان عليه اسلام و مسلمانان و رسول اكرم صلي الله عليه وآله تبليغ مي كنند. از اين رو نبايد از اين قافله عقب ماند تا بر همگان اتمام حجت شود و به فرموده ي قرآن كريم: «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَي اللَّهِ حُجَّةٌ؛ تا براي مردم در مقابل خدا [بهانه و] حجتي نباشد»(نساء/165).
 
18- مولا و سرورمان حضرت رسول اكرم صلي الله عليه وآله مسلماً الگو و افتخار تمام بشريت است و تنها به مسلمانان اختصاص ندارد. آن بزرگوار، از كفار، مشركان و منافقان و همينطور از دوستان نادان، سختي ها و مشكلات فراواني ديدند، ولي در عين حال هيچ گاه از هيچ يك از آنان شكايت نكردند.
سرورمان حضرت اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمودند كه از رسول خدا صلي الله عليه وآله شنيدم كه مي فرمودند: «كثرت عليَّ الكذابة؛ كساني كه به من نسبت هاي دروغ مي دهند، بسيار شده اند» و اين سخن حضرت رحمة للعالمين بدين معناست كه هم دروغ گويان و هم دروغ ها بر ضد ايشان فراوان شد، اما با اين حال، ايشان هرگز نامي از يكي از آنها نبردند. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اسلام را بر اين اساس پايه نهادند و امروز، مردم، همين تعامل نبويِ محمدي را مي خواهند؛ تعاملي كه با شرايط امروز سازگار باشد. 
 



صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی خبرخوان
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG