بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  دوشنبه 3 اردیبهشت 1397
بروز شده: 2 اردیبهشت 1397
 
  کد صفحه: 265       تاریخ درج: 10 اردیبهشت 1396









 
 









 


اخلاق اسلامي

1 ـ ملاك قرب به رسول خدا صلي الله عليه وآله
عبادت، بخشش، خدمات و امتحان هاي دنيايي و جز آن، ميزان و مبناي نزديك بودن به پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نيست، بنابراين ملاك نزديك بودن به آن حضرت چيست؟
البته پنجاه سال شب و روز را به عبادت و روزه سپري كردن، انفاق مال در راه خدا و دادنِ آن به خويشاوندان و مؤمنان و مستمندان، خود گرسنه ماندن و غذاي مورد نياز خود را به گرسنه و گرسنگان دادن، علم بيشتر اندوختن، زهد ورزيدن نسبت به آرايه هاي دنيايي و زاهدانه زيستن و از دنيا روي برتافتن و تحمل انواع رنج و سختي هاي آن، از اجر بزرگ و جايگاه والايي در آخرت برخوردار خواهد بود، ولي اين ويژگي ها به هيچ وجه سبب نمي شود كه چنين كساني به پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نزديك تر باشند، بلكه تنها كساني به اين منزلت خواهند رسيد كه خوش اخلاق تر باشند.
 
2 ـ دست يابي به درجات والا
اين دنيا نقش ها، موضع گيري ها و فراز و فرودهايي دارد. در زمان ائمه ي اطهار عليهم السلام نيز شيعيان وظيفه، نقش ها و موضع گيري هايي داشتند و هريك از آنان به مرتبه و درجه اي نايل شدند كه با يكديگر متفاوت است. اختلاف درجه و مراتب آنان طبق سه معيار است:
1. نيت؛ يعني اخلاص و توجه به سوي خداي متعال و اهل بيت عليهم السلام.
2. فعاليت؛ يعني فردي در اين راه ـ مثلاً ـ روزي ده ساعت و ديگري پنج ساعت و آن يكي سه ساعت و فرد ديگري يازده ساعت فعاليت دارد.
3. تحمل مشكلات؛ بدين معنا كه انسان، در راه اهل بيت عليهم السلام چه اندازه صبوري ورزيده و در اين راه چه اندازه مشكلات را بر خود هموار ساخته و اين كه در راه گردآوردن جوانان و جذب آنان به مسير و خط اهل بيت عليهم السلام چه مقدار زحمت كشيده است.
قرآن كريم درباره ي ما و شما و تمام مؤمنان مي فرمايد: «هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ؛ هر يك از آنان براي خود درجه و مقامي در پيشگاه خدا دارند»(آل عمران/163).
بنابراين هيچ يك از شما در امور سه گانه ي فوق به مقدار كم راضي نباشيد، چراكه زندگيِ خانه ي آخرت خود را در اين جهان مي سازيد، لذا هر قدر قدرت فعاليت و توانمندي داريد به كار گيريد و بر آن بيفزاييد. همين طور بايد بيش از پيش سختي ها و رنج هاي موجود در اين ماه را تحمل كنيد و بر آن صبوري ورزيد.
 
3 ـ آباداني آخرت
دنيا محل امتحان و هرچه در آن قرار دارد نيز ابزار و وسيله آزمون است، مانند: خانواده، ثروت، فقر، سلامت، بيماري، تحصيلات، مجالس اهل بيت عليهم السلام و جز آن. بنابراين بايد از اين دنيا چنان بهره اي برد كه در آخرت انسان از آن سود ببرد و براي او كارساز باشد. از مهم ترين اين ابزارها و امور دو چيز است:
اول: تزكيه و پيراستن نفس است؛ چنان كه قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا؛ كه هر كس نفس خود را تزكيه كرده، رستگار شده»(شمس/9).
توجه داشته باشيم كه نفس انسان سرسخت ترين دشمنان اوست. شمر با حبيب بن مظاهر رفيق بود، اما به علت پيروي از هواي نفس خود چنان فرجام شومي براي خود رقم زد. عبدالرحمن بن ملجم نيز در كنار اميرمؤمنان عليه السلام بود و در لشكر آن حضرت مي جنگيد، اما از آن جهت كه نفس خود را تزكيه و مهار نكرده بود قاتل امام زمان خويش شد. پس تزكيه نفس امري است بسيار مهم و البته براي موفقيت در اين زمينه و رسيدن به پرهيزگاري، انسان بايد به طور مستمر و دائم اين مطلب را به خود تلقين كند.
دوم: هدايت ديگران است؛ بي تفاوت كه اين موضوع در جمع افراد خانواده و فاميل و دوستان باشد يا در مدرسه، محل كار، در جمع سالخوردگان و جوانان، پسران و دختران و جز آنان.
پس بايد در اين عرصه و زمينه هرچه بيشتر بكوشيد. در حديث شريف آمده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله خطاب به اميرمؤمنان حضرت علي بن ابي طالب عليهما السلام فرمودند: «لئن يهدي الله بك رجلاً خير لك مما طلعت عليه الشمس؛ اگر خداي متعال يك تن را به دست تو هدايت كند، از تمام آنچه خورشيد بر آن بتابد (همه جهان) براي تو بهتر است».
 
4 ـ در نبرد باورها و خواسته ها
در انسان دو نيرو نهفته است:
1. آن چيزي است كه انسان به آن ايمان و باور دارد كه اعتقادات ناميده مي شود.
2. تمايلات نفساني است كه شهوات خوانده مي شود.
اين دو نيرو در تمام عرصه هاي زندگي، در امور داخلي و خانواده، در تعامل پدر و فرزند، همسران، در محيط تحصيل و كار، در حال بيماري يا سود و زيان در تجارت، هميشه با يكديگر در حال منازعه و رويارويي هستند.
پايبندي به اعتقادات و دوري جستن از تمايلات نفساني و تن ندادنِ به آن به يك چيز بستگي دارد و آن، تصميم و اراده و عملِ به آن است، يعني انسان براي چند ثانيه با خود بينديشد كه اعتقادات و ايمانش چيست از آن پيروي كند و تمايلات و شهواتِ نابود كننده خود را بشناسد و از آن روي برتابد.
به ديگر بيان، انسان هميشه به اعتقادات خود پاسخ مثبت دهد و به تمايلات و هواي نفس خود جواب منفي دهد.
 
 
5 ـ پذيراي مشكلات باشيد
مشكلات را خداي متعال به عنوان ابزاري براي آزمون و امتحان بشر آفريده است و ما حق چون و چرا كردن در اين مقوله را نداريم. خداي آگاهِ دانا خود آفريننده است و چيزهايي مي داند كه ما از آن بي خبريم.
بهترين و برترين آفريدگان نزد خداي متعال، حضرات معصومين عليهم السلام هستند، علي رغم اين مطلب، آنان بيشترين گرفتاري ها و مشكلات را داشتند؛ مشكلات داخلي و خارجي، مشكلات مالي و سياسي و جز آن، كه در شمار نمي گنجد و اين در حالي بود كه گرامي ترين خلق، نزد خداي متعال بودند كه اين موضوع از اوضاع و احوال حقيقي دنيا حكايت دارد.
آري، برخي مشكلات راه حل دارند و پاره اي ديگر نه. مهم اين است كه انسان به زندگي ادامه دهد و نا اميد نشود و با يدي گشاده و سعه ي صدر پذيراي مشكلات باشد، چراكه در غير اين صورت توفيقش اندك خواهد بود.
 
6 ـ بلاي جان
هر انساني به دو مصيبت گرفتار است، مگر آنكه خداي متعال او را ايمن دارد ؛ دو مصيبتي كه از سكته ، سرطان و بيماريهاي سخت و لاعلاج ، سخت تر و سنگين تر است.
اين دو مصيبت بزرگ عبارت است از : "نفس اماره" از درون و "ابليس" از خارج ، كه انسان را به سمت بدي مي كشانند.
اين دو بلا و مصيبت ، دنيا و آخرت انسان را بر باد مي دهد، اما اين گونه نيست كه انسان، بي پناه و راهنما رها شده باشد، بلكه خداي متعال به دليل لطف، عدل، فضل و رأفت خود بر بندگانش راهنماياني دروني، يعني عقل و راهنماياني بيروني، يعني پيامبران و رسولان وجانشينانِ آنها ـ كه درود خدا بر آنان باد ـ براي راه يافتگي بندگان معيّن فرموده است. مهم اين است كه انسان نبايد دچار غفلت شود و بايد از اين راهنمايانِ ايمني بخش بهره جويد. در غير اين صورت نابود خواهد شد.
 
7 ـ شيطان در كمين نفس آدمي
خداي متعال شيطان را در وجود انسان چنان قرار داده است كه خون را در رگ انسان به جريان در آورده است. به ديگر سخن، شيطان همه جا حتي در مغز با انسان و همراه اوست و اين، به جهت آزمايش و امتحان است.
از ديگرسو،ابليس با عبارت «لأَقْعُدَنّ َلَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ؛ من بر سر راه مستقيم تو براي آنها كمين مي كنم» خدا را به مبارزه و هماوردي خوانده است. لفظ «لأَقْعُدَنَّ» كلمه اي است تأكيدي، كه با «لام» و «نون» تأكيد، يعني دو تأكيد بيان شده است. خداي متعال اين مبارز طلبي ابليس را براي انسان بيان كرد تا بدانيم هماره با ابليس در رويارويي هستيم.
عبارت «صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» به اين معناست كه ابليس در مقابل كساني خواهدبود كه مسيرها وراه¬هاي منتهيِ به سوي خدا را مي پيمايند.
عبارت ديگر اين سخن ابليس كه خداي متعال آن را روايت كرده اين است كه او با افراد بيهوده و خدا ناشناس و نيز غير از خدا گرايان، بت پرستان، خورشيد پرستان و گاو پرستان و ساير گرايش ها وهمچنين غرق شدگان در شهوت¬ها و ستمكاران كاري ندارد و آنان را با يك اشاره جذب خود و گرفتار ريسمان خودكرده است و ديگر با آنان كاري ندارد. او با امثال ما و شما كار دارد و لحظه اي از كار باز نمي ايستد. رفتار ابليس در اين موضوع به فردي مي ماند كه با ¬اسلحه ي در دست گرفته،¬ در كمين انسان مي¬ايستد تا درفرصتي مناسب او را هدف قرار داده، از پاي درآورد.
جان سخن اين كه ابليس در كمين كساني نشسته است كه به سمت خدا در حركتند و اعتقادات، اخلاق وعبادت وبندگيشان مقبول درگاه حضرت احديت واقع شده است.
 
8 ـ ثمرات اخلاق در دنيا و آخرت
انسان خوش اخلاق در دنيا نزد مردم محبوب است و اين، خيري است بسيار بزرگ كه مردم را به سوي صاحبش جذب مي كند و مانع آن مي شود كه مردم بر ضد او شوند و غالباً مردم به برآوردن نيازهاي او مي پردازند. وانگهي چنين فردي كمتر از افراد تندخو و بداخلاق دچار بيماري هاي روحي و رواني مي شود كه تمام اين ها فوايد بزرگ و بي مانند دنياييِ حُسن خلق است.
اگر تنها همين فوايد برايِ حُسن خلق و انسان خوش اخلاق باشد، همگان در هر موقعيتِ خانوادگي و اجتماعي، از قبيل: مرد يا زن، پدر يا پسر، مادر يا دختر، مي بايست براي به دست آوردن اين فوايد بزرگ دنيايي تصميم بگيرند و عزم خود را جزم كنند.
آنچه بيان شد درباره فوايد دنياييِ اين خصلت والا بود، اما درباره فوايد آن در آخرت، مطلب بسيار و سخن فراوان است. در اين باره انسان چيزهايي را مي گويد يا مي شنود كه درك و شناخت عميقي از آن به دست نمي آورد، از جمله اين سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله كه فرموده اند: «أقربكم مني يوم القيامه أحسنكم خلقاً؛ نزديك ترين افراد از شما به من كسي است كه اخلاقش نيكوتر باشد».
اين سخن پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله خود يك دنيا مطلب و داراي معني بسيار بسيار بزرگ است، زيرا رسول گرامي اسلام، حضرت محمد صلي الله عليه وآله در قيامت از سوي خداي متعال برترين و بزرگ ترين پيشوا و راهبر خواهد بود.
 
9 ـ شادي خدا در توبه بندگان
درباره توبه و اهميت وارزش آن در روايات اهل بيت عليهم السلام مضامين ويژه اي وارد شده است كه مانند آن را در مسائل و ابواب ديگر مشاهده نمي كنيم. براي نمونه در روايت شريفي از امام باقر عليه السلام آمده است: «إن الله تعالي أشدّ فرحاً بتوبه عبده من رجل أضل راحلته وزاده في ليله ظلماء فوجدها، فالله اشد فرحاً بتوبه عبده من ذلك الرجل براحلته حين وجدها؛ خداي متعال از توبه بنده خود بيشتر خوشحال مي شود تا مردي كه مركب خود را در شبي تاريك گم كند و آن گاه آن را پيدا كند. شادي خداي متعال از توبه ي، توبه كار بيش از شادي صاحب اين مركب است».
با توجه به اين ارزش فوق العاده توبه، جا دارد دست نزديكان و خويشاوندان و دوستانمان را بگيريم و آنان را به توبه و بازگشت به خدا دعوت كنيم.
 
10 ـ آفت سستي
در حديث شريف آمده است: «ايّاكَ وَالتَّسويفِ بِأَمَلِكَ فَإِنَّكَ بِيَومِكَ وَلَستَ بِما بَعدَهُ؛ از امروز وفردا كردن [در كارها] حذر كن كه تو در امروز قرار داري، نه آينده». اين حديث شريف به روشني ما را به شتاب كردن در كارهاي نيك بر مي انگيزد. وقتي مي توانيم كار نيكي را همين امروز انجام دهيم، نبايد آن را به فردا موكول كنيم؛ چراكه معلوم نيست فردايي در كار باشد. چه بسا پيران، جوانان، زنان ومرداني در گوشه قبرستان ها خفته اند كه همگي كارهاي نيك بسياري را در نظر داشتند ومي خواستند انجام دهند ولي فقط به سبب روحيه امروز وفردا كردن از توفيق آن محروم ماندند. اين افراد فلان كار نيك را به فردا وماه آينده يا روي دادنِ فلان اتفاق وآمدن فلان شخص منوط مي كردند ولي دريغ كه هيچ گاه اين شرايط برايشان جمع نشد ونتوانستند آن نيكي را در نامه اعمالشان ثبت كنند.
اين مطلب حتي در مورد عباداتي چون نماز اول وقت نيز صدق مي كند. گاهي انسان به دليل ترجيحي شرعي نمازش را به تأخير مي اندازد كه در آن صورت پشيمان نخواهد بود ولي اگر خداي ناكرده ترجيح شرعي وجود نداشته باشد، انسان نبايد نمازش را به تأخير اندازد ودر هرجا كه هست اعم از مدرسه، بازار، محل كارو... وضو بسازد ونمازش را در اول وقت به جا آورد. مسأله حج نيز چنين است. ممكن است كسي مستطيع شود ولي بي دليل اداي اين فريضه را يك يا چند سال به تأخير اندازد. روشن است كه اداي حج مخصوص پيران نيست وجواناني كه شرايط لازم واستطاعت كافي دارند بايد در اداي اين مهم سستي نورزند. سفرهاي زيارتي وتبليغي، فعاليت هاي ارشادي، سخن گفتن براي ديگران، ذكر گفتن، خواندن دعا وقرآن و... همگي از امور نيكي هستند كه اگر به تأخير افتند ممكن است هرگز تحقق نيابند وانسان را دچار حسرتِ بي توفيقي كنند. هريك از ما اگر در خويشاوندانِ گذشته خود تأمل كنيم مي بينيم چه كارهاي نيكي كه اين افراد قصد داشتند به جا آورند ولي فقط وفقط كاهلي وامروز وفردا كردن اين توفيق را از آنان سلب نمود.
اين تأخيرها خداي ناكرده ممكن است به عادت ثانويه انسان بدل شود وانسان زماني متوجه شود كه قدرت وجواني خود را از دست داده وديگر مانند گذشته توان انجام حسنات وخيرات را ندارد. از سوي ديگر فراموش نكنيم اين امروز وفردا كردن ها اگر باعث بي توفيقي وزيان دنيوي شود بسيار ناگوار است ولي به هر حال امور دنيوي جبران پذير مي باشد، اما حسرتي كه در آخرت گريبان انسان را مي گيرد هرگز قابل جبران نيست وبه مراتب ناگوارتر خواهد بود.
 
11 ـ راه رهايي از مشكلات فرا روي افراد با تقوا
در روايت آمده است كه روزي صحابي جليل القدر، ابوذر غفاري گوسفندانش را براي چرا به صحرا برد وخود مشغول نماز شد. در حين نماز گرگي سر رسيد ويكي از گوسفندان را به دندان گرفت وگريخت. ابوذر غفاري بي اعتنا به او همچنان نمازش را ادامه داد. در همين اثنا شيري فرا رسيد وگوسفند را از چنگال گرگ رهايي داد ونزد ابوذر آمد و به او گفت: من همين جا مي مانم تا نمازت تمام شود.
ابوذر غفاري چه بسا بهتر از ما به اين حكم شرعي واقف بود كه نماز مستحبي را مي توان براي عذر شكست ونماز واجب را نيز با خوف ضرر مي توانيم بشكنيم. اما با اين حال روا ندانست كه به خاطر يك گوسفند گفتگويش را با خداي متعال قطع كند. در اين جا مشاهده مي كنيم كه يك مورد تقواي مستحب چنين ثمره شگفت ونيكويي براي شخص متقي به دنبال مي آورد.
ما نيز اگر تقوا بورزيم همين حكم را داريم واز چنين ثمرات نيكويي برخوردار خواهيم شد وخداي متعال در فروبستگي ها ومشكلاتمان گشايش ايجاد مي كند. ولي اين هرگز بدين معنا نيست كه انسان متقي هيچ مشكلي ندارد. زيرا وجود مبارك چهارده معصوم صلوات الله عليهم اجمعين، پيشوايان تقوا هستند ودر رأس همه پرهيزكاران قرار دارند ودر عين حال در زندگي با مشكلات خُرد وكلان بسياري مواجه مي شدند. پس انسان متقي نيز در زندگي مشكلاتي دارد ولي خداي متعال در مشكلات راه نجات وگريزگاهي پيش پايش قرار مي دهد واو را به حال خود نمي گذارد.
 
12 ـ مصاديق تقوا
تقواي هر كس بسته به خود او متفاوت است وهركس وظيفه اي دارد كه همان را بايد به جا آورد. يكي از مصاديق تقواي پدر ومادر بذل عنايت ودقت در تربيت فرزندان صالح است ودر مقابل، تقواي فرزند به اين است كه هميشه در پي كسب رضايت والدين وخدمت به آنها باشد. به همين قياس تقواي اقتصادي بدين معناست كه هنگام كسب وكار خدا را در نظر داشته باشيم واز كم فروشي وغش در معامله و... خودداري كنيم. تقواي اهل علم نيز عبارت است از آموختن علوم ومعارف اصيل وحقيقي اهل بيت عليهم السلام وعرضه صحيح آن به مردم وتحمل مشكلات اين راه. كسي كه به خاطر خدا رنج درشتي ها وبد اخلاقي هاي پدر و مادر را بر خود هموار كند، چه بسا خداي متعال او را از بسياري رنج ها، اندوه ها وگرفتاري هاي اجتماعي واقتصادي و... در امان بدارد.
 
13 ـ عادت بر نيكي ها
در حديث شريف نبوي آمده است: «الخير عاده؛نيكي عادت است». بدين معنا كه ارتكاب همه نيكي ها مي تواند براي انسان عادت شود وانسان به احسان ونيكي وخير عادت كند. به همين قياس ممكن است بر اثر تكرار بدي انسان بدان عادت كند وشر وبدي برايش به صورت عادت درآيد. شايسته است كه با تكرار فضايل اخلاقي وتمرين وتلاش، اين امور را ملكه وعادت خود سازيم. روشن است كه اگر انسان تصميم بگيرد به فضايل اخلاقي از جمله فروخوردن خشم پايبند شود، در ابتدا اين كار با دشواري هايي توأم است ولي بي شك خداي متعال ياري مي كند واين امور براي انسان آسان تر مي شود تا جايي كه آدمي به خير ونيكي وفضيلت عادت مي كند.
 
14 ـ جدي گرفتن مرگ و استفاده از فرصتها
«وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَي الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَه وَلَا كَبِيرَه إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا؛ آنگاه نامه اعمال عرضه شود وگنه كاران را خواهي ديد كه از آنچه در آن است مي ترسند ومي گويند: واي برما اين نامه چيست كه هيچ عمل كوچك وبزرگي را از قلم نينداخته وآن را به حساب آورده است وهمه اعمال خود را حاضر خواهند ديد. پروردگار تو به كسي ستم نخواهد كرد».
خداي متعال در اين آيه گوشزد كرده است كه انسان ها تمام اعمال خود را در كارنامه خويش حاضر وثبت شده مي بينند. اين آيه شريفه ناظر به سه موقف دشوار است كه در انتظار همه ما مي باشد. يكي هنگام خارج شدن روح از بدن، دوم هنگامي كه بدن انسان را در قبر مي نهند ودرِ آن را مي بندند وسوم هنگامي كه اسرافيل [فرشته الهي] براي بار دوم در صور مي دمد وهمه مردگان از قبر برانگيخته مي شوند. در اين جاست كه همه آنچه در طي زندگي انجام داده اند را در نامه اعمال خود بي كم وكاست مي يابند.
زمان مرگ هيچ يك از ما روشن نيست از اين رو اكنون كه دستمان از اين دنيا كوتاه نشده وتوش وتواني برايمان باقي است بهتر است از اين فرصت نهايت استفاده را ببريم. اگر از اين فرصت بهره برداري نكنيم وسعادت اخروي خود را با اعمال نيك تضمين ننماييم دچار پشيماني شديدي خواهيم شد. اميرمؤمنان علي عليه السلام در يكي از خطبه هاي خود چندين بار فرموده اند: «الآن، الآن، من قبل الندم؛ اكنون را دريابيد، اكنون را دريابيد، پيش از آن كه دچار پشيماني گرديد».
 
15 ـ قرب و درجات بندگان در نزد خداي متعال
«هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ؛ هريك از مردم را نزد خدا درجاتي متفاوت است وخدا به آنچه مي كنند آگاه است».
استادي را درنظر بگيريد كه شاگردان متعددي با درجات ومراتب متفاوت دارد. برخي از آنان درس را به خوبي فرا مي گيرند وكوشش بيشتري به خرج مي دهند وبرخي ديگر تلاش كمتري مي كنند يا چه بسا كاهلي به خرج مي دهند. مسلماً استاد از دانشجويان كوشا ودرس خوان قدرداني بيشتري مي كند وعنايت وتوجه بيشتري به آنان دارد. پدر يا مادري كه فرزندان متعدد ومتفاوتي دارند نيز چنين است. مسلماً فرزند صالحي كه بيش از برادران وخواهرانش امر پدر ومادر را اطاعت كند در چشم والدين عزيزتر وگرامي تر خواهد بود. اين قاعده درميان ما انسان ها و رابطه اي كه با خدا داريم نيز صادق است. هريك از ما انسان ها درجات مختلفي داريم ومراتب اطاعت ما از خداي متعال گوناگون است. هرچه تقوا وطاعت ما افزون تر باشد، نزد خدا مقام و درجه وقرب بيشتري خواهيم داشت وامام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف عنايت افزون تري به ما خواهند كرد.
 
 



صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی خبرخوان
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG