بانوان .:: Shirazi.ir ::.
بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  چهارشنبه 31 مرداد 1397
بروز شده: 30 مرداد 1397
 
  کد صفحه: 271       تاریخ درج: 10 اردیبهشت 1396









 
 









 


بانوان

27- مسئوليت اصلي بانوان
امروزه اگر زنى بخواهد به تنهايى راه ورسم انبيا واهل بيت عليهم السلام را بپويد با مقاومت جامعه وجو منفى آن مواجه مى‌شود. چنين جوى در برابر اصلاح مقاومت مى‌كند وبسيارى از چيزها را بر نمى‌تابد. يكى از وظايف بانوان اصلاح جو جامعه است. گسترش معارف اهل بيت عليهم السلام در ميان بانوان، ايجاد حوزه‌هاى علميه، راه‌اندازى مباحثات دينى ميان بانوان و سعى در بالابردن سطح اطلاعات دينى خانم‌ها همگى از امورى است كه جو فرهنگى جامعه را اصلاح مى‌كند وجوى دينى در آن ايجاد مى‌كند.
هريك از بانوان مى‌توانند به قدر خود احكام فراموش شده وآسيب ديده دين را زنده كنند. آموختن احكام واخلاق، آموزش دادن آن به بانوان ديگر، آسان‌گيرى در ازدواج وترجيح ملاك دين واخلاق بر مسائل مادى وپول، گفتگوى سازنده با فرزندان وهمسر و تشويق آنان به رعايت احكام، تلاش در جهت رفع موانع ازدواج دختران و پسران، و ايجاد جو دينى در خانواده و جامعه همگى از امورى است كه به احياى دين كمك مى‌كند و موجب شادى دل مولايمان حضرت بقيه اللَّه عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف مي شود.
 
26- شعاري توخالي
در جهان ما هم حقايق و واقعيات وجود دارند و هم امور ظاهرى. ممكن است شخصى درباره موضوعى سخنانى بسيار زيبا بگويد در حالى كه در دل به آن اعتقاد و پايبندى نداشته باشد. مثلا مردم را از زيان‌هاى نوشيدن شراب بازدارد در حالى كه خود شرابخوار است يا مردم را به اسلام فرا خواند ولى خود بيش از هر كسى با آن مخالفت كند.
چه بسا شخصى با چهره‌اى گشاده وبشاش در برابر شما نشسته باشد ولى اگر مى‌توانستيد دل او را بشكافيد آن را آكنده از انواع غصه‌ها ومشكلات مى‌ديديد. اين معناى همان سخن است كه در جهان ما در كنار حقايق و واقعيات، مسائل ظاهرى و صورى نيز وجود دارد.
البته حقيقت حتى اگر به اندازه ذره‌اى باشد اثرى به مراتب شگرف‌تر از انبوه ظواهر دارد. براى نمونه اگر در مقابل شما هزاران جسم بى‌جان ومرده باشند هيچ كدام نمى‌تواند زبان بگشايد وحتى يك كلمه سخن بگويد. اما اگر به جاى آن همه جسم بى‌جان فقط يك بچه چندماهه بگذاريم خانه را از غوغا و سر و صدا پر مى‌كند. علت آن است كه زنده بودنِ آن طفل واقعيت و حقيقت است ولى مردگان نمى‌توانند منشأ اثر باشند و اگر با آنان سخن بگوييم پاسخى نمى‌شنويم؛ زيرا فاقد نشانه‌هاى حيات مى‌باشند.
جهان ما در عين داشتن حقايق و واقعيات بسيار از ظواهر فراوان آكنده است. براى مثال شعارهاى پر زرق وبرقى كه در خصوص مسئله زن مطرح مى‌شود صرفاً ظواهرى فريبنده وغوغايى پوچ است. شعار آزادى زن سخن زيبايى است ولى هنگامى‌كه آن را مى‌شكافيم تا به ژرفا وماهيت ونتايج آن دست يابيم درمى‌يابيم كه در اين شعار ابتذال وخوارى زن نهفته است، نه آزادى زن آن‌گونه كه تصور مى‌رود.
 
25ـ زن و مرد مكمل يكديگر نه مساوي
وقتى به ساختمان ودستگاه استخوان‌بندى آدمى مى‌نگريم مى‌بينيم حركت انسان مديون استخوان‌ها وغضروف‌هاى وى مى‌باشد. غضروف نه از جنس گوشت وماهيچه است و نه استخوان، بلكه حالتى ميان اين دو چيز است و وظيفه ارتباط ميان استخوان و عضله را بر عهده دارد. اگر جسم آدمى يكپارچه استخوان محض بود هرگز نمى‌توانست راه برود و فقط در يك جا ثابت مى‌ماند؛ زيرا غضروف است كه به مفاصل كمك مى‌كند تا شوند، باز شوند و حركت نمايند. همين‌طور اگر بدن انسان سراسر غضروف و فاقد استخوان بود نيز توده‌اى گوشت افتاده بر زمين مى‌شد كه حتى توان نشستن نداشت؛ زيرا قدرت واستحكام استخوان‌هاست كه باعث مى‌شود آدمى توان نشستن، برخاستن، حمل اشياء و ... را داشته باشد.
بنابراين براى اين‌كه آدمى بتواند فعاليت‌هاى عادى و روزانه زندگى خود را انجام دهد وجود استخوان و غضروف هر دو در اندام او ضرورت دارد. زن و مرد در زندگى همانند استخوان و غضروف مى‌باشند كه بدون وجود هركدام نظام زندگى مختل مى‌شود.
به عنوان مثالى ديگر مى‌توان زن و مرد را در جامعه به وجود عقل و عاطفه تشبيه نمود. همان‌طور كه مى‌دانيم زندگى آميخته‌اى از خرد وعاطفه است و با خرد به تنهايى يا عاطفه صرف حيات انسانى ساخته نمى‌شود. اگر از زندگى انسان عنصر عقل گرفته شود پر از هرج و مرج و بى‌نظمى مى‌شود وهيچ جلسه‌اى مشاهده نخواهيم كرد كه يك تن در آن سخن بگويد و ديگران با متانت و آرامش به سخنانش گوش بسپارند؛ زيرا عقل است كه مهار عاطفه را به دست دارد و آن را در چهارچوب معينى محدود مى‌كند. به همين‌سان زندگى بدون عاطفه و سراسر تعقل نيز ناممكن يا دست‌كم دشوار است؛ زيرا عقل عارى از عاطفه نيز زندگى را مختل و آن را از توازنِ شايسته و لازم تهى مى‌سازد.
زن و مرد در زندگى همانند دو جزء عاطفه و عقل ضرورى مى‌باشند ويكديگر را كامل مى‌كنند. البته اين بدان معنا نيست كه زن عاطفه بدون عقل ومرد عقلِ عارى از عواطف مى‌باشد؛ بلكه منظور اين است كه زن موجودى عاطفى است كه در وجود وى كفه عاطفه سنگين‌تر از كفه عقل است. در حالى كه مرد - در اغلب موارد - موجودى است كه عقل وى بر عواطفش مى‌چربد. اگر مجموع عقل وعاطفه را صد جزء تصور كنيم عاطفه مرد چهل درصد وعقل وى شصت درصد وجودش را تشكيل مى‌دهد در حالى كه عقل زن چهل درصد وعاطفه وى براى انجام امور زندگى شصت درصد است.
 
24- تفاوت طبيعي زن ومرد
طبيعى است وقتى طبيعت زن و مرد تفاوت داشته باشد، وظايفى كه بر عهده آن ها نهاده شده نيز متفاوت خواهد بود. همان‌طور كه وظيفه استخوان و غضروف با يكديگر متفاوت است و هيچ يك كار ديگرى را انجام نمى‌دهد و ايجاد تساوى اجبارى ميان اين دو عضو به از كار افتادگى بدن مى‌انجامد، نگرش مساوى به زن و مرد نيز جامعه ونظام زندگى را فلج مى‌سازد.
كسى‌كه بخواهد در همه امور ميان زن و مرد تساوى برقرار كند مانند آن است كه چندين تُن آهن را درون اتومبيل كوچكى بگذارد و چند كيلو ابزار بسيار دقيق و حساس را با يك كاميون سنگين جابه جا كند. در چنين حالتى نه آن ماشين سبك قادر به حمل آن بار سنگين است و نه از كاميون استفاده صحيحى شده است. اگر بخواهيم به يك طوطى كوچك همان‌قدر خوراك دهيم كه به يك شير بزرگ و خوراك طوطى را به شير بدهيم، هم طوطى از فرط پرخورى جان مى‌دهد وهم شير از شدت گرسنگى مى‌ميرد.
از اين‌جاست كه مى‌بينيم خداى متعال مى‌فرمايد : « وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ » يعنى هركدام از زن و مرد وظايفى دارند كه با طبيعت هر يك تناسب دارد. اگر زنان را در كارخانه‌ها به كارهاى سنگين واداريم و وظايف خانه‌دارى را به مردان واگذاريم در هر دو حال نظام زندگى دچار اختلال مى‌شود. بهترين شاهد اين مدعا چيزى است كه امروزه در جهان غرب مشاهده مى‌كنيم. به راستى منشأ اين همه مشكلات در زندگى غربى‌ها چيست؟ با اين‌كه آن ها هم انسانند و زن و مرد غربى نيز در اساس همانند زن و مرد شرقى مى‌باشند. مشكلات زندگى غربى‌ها در اين مطلب ريشه دارد كه در آن‌جا وظايف مردان به زنان، و وظايف زنان به مردان وانهاده شده است. اين امر مشكلات بسيارى در جامعه و همينطور در زندگى خانوادگى ايجاد كرده و باعث شده است نفرت مردان از همسرانشان فزونى گيرد و زنان نيز از مردان دور و دلسرد شوند و آمار طلاق افزايش يابد.
 
23- علت زياد شدن طلاق
اگر به تحقيقاتى كه بر پايه آمار طلاق‌هاى صورت گرفته از سال 1900م و دهه‌هاى پس از آن بنگريد مشاهده خواهيد كرد كه آهنگ طلاق‌ها پيوسته رو به فزونى بوده است. علم در جهان امروز پاى انسان را به فضا رسانده ولى مشكلاتش او را به سوى طلاق، فروپاشى خانواده‌ها و افزايش مشكلات خانوادگى و سقوط ارزش‌ها پيش برده است. علت اين مشكلات آن است كه زن و مرد هر يك وظايف خود را كنار نهاده و وظايف ديگرى را بر عهده گرفته اند در حالى‌كه شايستگى لازم را براى اجرايشان ندارد. در حالى‌كه زندگى عرصه صلاحيت‌ها وشايسته سالارى است. يك مهندس دو دهه از عمر خود را صرف مى‌كند تا در يك رشته به نهايت مهارت و كاردانى برسد و براى مثال بتواند بگويد اين سقف چه ويژگى‌هايى بايد داشته باشد تا فلان مقدار وزن را تحمل كند.
اگر فقط بخش كوچكى از زندگى مادى ما به اين همه مهارت وپژوهش نياز داشته باشد، آيا درست است كه انسان پيچيده مركب از ماده و معنا و ظاهر و باطن را بى‌نياز از سنجش و برنامه‌ريزى بدانيم.
 
22- اشتباه غربي ها درباره زن
امروزه مشاهده مى‌كنيم بيمارستان‌هاى امراض روانى در غرب - برخلاف كشورهاى ما - بيش از بيمارستان‌هاى ديگر است. روشن است كه نود درصد از بيمارى‌هاى عصبى ناشى از مشكلات است. اما سؤال اين‌جاست كه اين مشكلات از كجا آمده است؟ آيا اين مشكلات از خداست وخداى سبحان به همراه اشعه خورشيد آن ها را به سوى آدمى فرستاده است؟! يا آب درياها آن را به سوى ما مى‌آورد؟! حقيقت آن است كه اين مشكلات از افكار خود ما نشأت مى‌گيرد واين زمانى است كه هركس خود را در جايگاه ديگرى قرار دهد .
غربى‌ها از يك جهت زن را بالا بردند و از سوى ديگر مقام او را تنزل دادند و با اين كار مشكلات فراوان آفريدند. زن نماينده عاطفه است و كارهايى را كه به عاطفه نياز دارد به زن سپرده‌اند، در حالى‌كه مرد نمودار عقل است و امورى‌كه نيازمند عزم و اتخاذ تصميم است بر عهده او نهاده شده است. از همين‌رو خداى متعال فرموده است : « وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ ».
 
21- اشراف عقل بر عاطفه
ممكن است اين پرسش به ذهن متبادر شود كه آيا عقل مهار عاطفه را به دست دارد يا عاطفه است كه عقل را راه مى‌برد ؟ در پاسخ بايد گفت : عقل عاطفه را هدايت مى‌كند و جهت مى‌دهد. گفته‌اند تمام انقلاب‌هايى كه در جهان رخ مى‌دهد نيازمند دو عنصر بينش و درد است. اساساً در پسِ هر حركتى دو عنصر بينش و درد نهفته است. درد و نياز چيزى است كه آدمى را به تكاپو وتحرك وامى‌دارد، ولى بينش از عقل برمى‌خيزد و عقل حدود و ثغور و نحوه انجام كارها و چگونگى حركت را نشان مى‌هد.
انسانِ دل‌سيرى كه از گرسنگى رنج نمى‌برد باكى ندارد كه چندين روز كار را رها كند اما گرسنه دردمندى كه چيزى براى خوردن ندارد حتى يك روز از كار وا نمى‌ماند هرچند شغلش گدايى باشد. پس درد و نياز نيروى محركه انسان براى تلاش و تكاپوست ولى بينش و عقل ، چهارچوب‌ها و حدود و نوع حركت را تعيين مى‌كند.
 
20- علت دوبرابر بودن ارث مرد نسبت به زن
براى دانستن پاسخ اين سؤال كافى است به نظام پولى اسلام و احكام مالى آن در خصوص زن و مرد توجه كنيم. چنان كه مى‌دانيم اسلام تمام هزينه‌هاى زن را - خواه دختر باشد ، خواه همسر وخواه مادر - بر عهده مرد قرار داده است. تا جايى‌كه حتى زن حق دارد هزينه خريد لوازم آرايشى متناسب با شأن خود را از شوهر مطالبه كند، چه رسد به هزينه خوارك، پوشاك، مسكن، دارو، تفريح و حتى بهاى كفن، آب غسل و زمينى كه در آن به خاك سپرده مى‌شود. پرداخت همه اين هزينه‌ها بر عهده مرد است، حتى اگر زن ثروتمند و ميليونر و شوهرش تنگدست باشد. البته همه اين موارد در چهارچوب عرف است. بر اين اساس وقتى پدرى از جهان مى‌رود و پسران و دخترانى بر جا مى‌گذارد دختران هزينه چندانى ندارند؛ زيرا تأمين همه مخارج آنان برعهده مردان است. اما مردان علاوه بر تأمين مخارج زندگى خود بايد مخارج زندگى زنانى را كه پرداخت نفقه آن ها واجب است تأمين نمايند. منظور از زنان واجب النفقه همسر و خواهر ومادر - در صورت تنگدستى - مى‌باشند.
به راستى اگر لطف اسلام و پشتيبانى اين دين الهى از زن نبود جا داشت كه كل ارث به مردان مى‌رسيد، همان‌طور كه در دوران جاهليت چنين بود و در جوامع جاهلى جديد نيز وضع به همين منوال است. اگر ما بوديم و عقلمان و به نور هدايت اسلام راه نبرده بوديم، به نظر مى‌رسيد اختصاص كل ارث به مردان كارى خردمندانه باشد؛ زيرا معنى ندارد كه به زن مالى پرداخت شود در حالى‌كه مرد كل مايحتاج او را تأمين مى‌كند. اما اسلام از اين معنا غافل نبوده كه گاهى اوقات زن به چيزهايى نياز پيدا مى‌كند و از سر شرم هزينه آن را از مرد طلب نمى‌كند و از آن‌جا كه اسلام نمى‌خواهد زن دچار شرمندگى شود براى زن در ارث سهمى مقرر فرموده است. علاوه بر اين تخصيص سهمى از ارث به زن، نوعى دلخوشى و آسايش روحى را براى زنى كه به تازگى به مرگ عزيزى به سوگ نشسته است به ارمغان مى‌آورد.
 
19ـ اختيار مرد در طلاق
در اين نكته ترديدى نيست كه هيچ‌گاه دو تفكر يافت نمى‌شود كه انطباق كامل با هم داشته باشند و حتى دو برادر يا پدر و پسر در همه چيز با هم تفاهم كامل ندارند. زن و مرد نيز از اين قاعده مستثنا نيستند؛ چراكه اختلاف در زندگى مسئله‌اى طبيعى به شمار مى‌رود و اگر جز اين بود اساساً طلاقى رخ نمى‌داد.
اكنون جا دارد بپرسيم آيا مى‌توان به زن و شوهرى كه اختلاف دارند بگوييم: خودتان با هم تفاهم كنيد و در خصوص طلاق با هم به توافق برسيد؟ بدين معنا كه طلاق دست هر دوى آن ها وبسته به تفاهم و توافق آن ها باشد. چگونه مى‌توان تصور كرد زن و شوهرى كه آتش اختلاف در ميانشان افتاده است به توافق و تفاهم مشتركى برسند؟ بيشترين طلاق‌ها نتيجه ناسازگارى و ناهماهنگى زوجين است. در بسيارى از موارد مرد به شدت خواهان جدايى است ولى زن چنان رغبتى به متاركه ندارد و گاه عكس اين مطلب صادق است. در حقيقت نزاع، اختلاف ديدگاه و مشاجره همان چيزهايى هستند كه منجر به طلاق شده‌اند و اگر ميان زن و شوهر مشاجره و نزاع باشد چگونه مى‌توان وجود تفاهم را - كه نقيض اختلاف است - در ميانشان تصور كرد؟
بنابراين لازم است كه طلاق فقط به دست يكى از آن ها يا شخص سومى باشد و احتمال ديگرى نمى‌توان تصور كرد. صورت اخير از همين ابتدا ناپذيرفتنى و مردود است؛ زيرا هريك از زوجين ممكن است آن‌گونه كه ديدگاهش را به راحتى با همسرش باز مى‌گويد، عقيده و مسائل خانوادگى‌اش را با شخص ديگرى در ميان نگذارد. بر اين اساس چگونه مى‌توان مهار زندگى آن ها را به شخص سومى بدهيم كه با زندگى و حالات و مشكلات آنان بيگانه و احساس آنان را تجربه نكرده است ؟
احتمال ديگرى كه به جا مى‌ماند اين است كه اختيار طلاق به دست يكى از زن و شوهر باشد. اما گفتيم كه بُعد عاطفى در زن قوى‌تر از مرد است وهمين ساختارِ عاطفىِ روحِ زن چه بسا باعث مى‌شود در مواردى تصميم شتابزده‌اى بگيرد و اندكى بعد با از ميان رفتن اسباب آن از تصميم خود به شدت پشيمان شود. سرشت مرد چنين است كه غالباً زود خشمگين نمى‌شود ولى اگر خشمگين شد و تصميمى گرفت زود از اجراى آن منصرف نمى‌شود؛ زيرا تصميم او ناشى از امور عاطفى و زودگذر نيست. خشم مرد بر اساس زمينه و پيشينه قبلى است و اگر رخ دهد عميق و ريشه‌اى است، اما خشم زن مانند كف دريا يا كفى كه موقع شستن لباس‌ها مشاهده مى‌شود به سرعت از ميان مى‌رود. از اين‌رو اگر اسلام مهار طلاق را در دست زن قرار مى‌داد، اين‌كار خلاف حكمت و مغاير با سرشت و خلقت طبيعى زن مي بود.
كافى است به آمارهاى طلاق در مغرب زمين نگاهى بيفكنيم و عبرت بياموزيم. برخى از گزارش‌ها حاكى است 87 درصد از زنانى كه متاركه كرده‌اند، يك ماه پس از طلاق دچار پشيمانى شده‌اند و البته اين غير از آمار زنانى است كه خويشتن‌دارى پيشه كرده و پشيمانى خود را اظهار نكرده‌اند. در حالى كه آمار مردانى كه از بابت طلاق پشيمان شده‌اند فقط هفده درصد بوده است.
از اين‌جا روشن مى‌شود كه خداى متعال براى كاهش طلاق، مستحكم‌كردن پيوندهاى خانواده و استمرار زندگى خانوادگى اختيار طلاق را در دست مرد قرار داده است.
 
18- وكالت و آزادي زن در طلاق
اسلام جانب كرامت وحق انتخاب و آزادى زن را واننهاده و به زن اين حق را داده است كه پيش از ازدواج چنين حقى را براى خود به صورت شرط ضمن عقد ايجاد كند. زنى كه در آستانه ازدواج است مى‌تواند تنها به اين شرط تن به قبول ازدواج دهد كه در مسئله طلاق از جانب مرد وكيل باشد. در اين حالت زن نيز همانند مرد حق طلاق خواهد داشت. اما اسلام عموماً و به‌طور كلى مردم را به ازدواج تشويق مى‌كند و به زن شيوه به دست آوردن خوش‌بختى را در زندگى مى‌آموزد، حتى در حالتى‌كه حق طلاق از آنِ مرد است. در عين حال براى زنانى‌كه ممكن است نوعى اجبار و اكراه را در اين مسئله احساس كنند اين امكان را نهاده است كه پيش از ازدواج چنين چيزى را شرط كنند.
 
17- صندوق هاي قرض الحسنه
يكى از كارهاى خوبى كه در ميان برخى خانواده‌ها رايج شده ايجاد صندوق‌هاى قرض‌الحسنه فاميلى است. هرچند لازم نيست به فاميل محدود باشد، بلكه عده‌اى از بانوان محترم مى‌توانند از همين لحظه يك صندوق قرض‌الحسنه نيمه عمومى تأسيس كنند و با اختصاص مبلغى هرچند ناچيز، خبر تأسيس آن را به دوستان و همسايگان اعلام كنند.
در يكى از ملاقات‌ها مسئول يكى از صندوق‌هاى قرض‌الحسنه گزارش داد كه در طول يك سال چند ميليارد تومان پول براى تهيه جهيزيه و معالجه بيماران قرض داده و به مستمندان كمك كرده است.
مؤسس همين صندوق قرض‌الحسنه كه امروز سرمايه هنگفتى دارد، براى من نقل كرد كه كار اين صندوق را حدود بيست سال قبل با تشويق مرحوم آية اللَّه العظمى حاج سيدمحمد شيرازى - اعلى اللَّه مقامه - با پرداخت مبلغ يكصد تومان شروع كرديم. البته يكصد تومان حدود بيست سال قبل معادل ده هزار تومان يا كمتر به پول امروز ارزش داشت و وجهى نبود كه بتوان با آن صندوقى كارآمد تأسيس كرد، اما چون انگيزه خدايى بود، چنين حاصلى در پى داشت. بنابراين اگر نيت شما هم اين باشد كه براى خدا كار كنيد و زحمت بكشيد، خداى سبحان به شما توفيق خواهد داد.
هزاران خانم فقير و گرفتار وجود دارد كه صدها نوع احتياج و گرفتارى مالى دارند. برخى‌شان شوهر ندارند يا اگر شوهر دارند توان كار كردن ندارد يا توان كار دارد اما مخارج زندگى همسر و فرزندانش را نمى‌پردازد و امثال اين‌ها كه در هر صورت همسران آنان توان اداره زندگى خود را ندارند، جز اين‌كه مبلغى قرض كنند تا وسايل ازدواج فرزندانشان را فراهم نمايند. بنابراين شما با ايجاد صندوق‌هاى قرض‌الحسنه و صندوق كمك براى تهيه جهيزيه براى خانواده‌هاى بى‌سرپرست و بى‌بضاعت كه توان بازپرداخت وام ندارند، مى‌توانيد با گرفتن كمك‌هاى مالى از ديگران با تحت پوشش قراردادن شمار بسيارى از مستمندان در رفع مشكلات آنان سهيم باشيد.
 
16- مسئوليت انجمن بانوان
مسأله ديگرى كه از چنين انجمن يا مؤسسه‌اى انتظار مى‌رود رفع حوائج خانم‌هاست. مثلاً اگر خانمى بخواهد پسر يا دخترش را به خانه بخت بفرستد اما مشكلاتى از قبيل خريد عروسى دارد با مشورت بايد به او كمك كنند و يا كسى كه - مثلاً - قصد مسافرت به مكه، عتبات عاليات يا مشهد را دارد يا گرفتار بيمارى سختى باشد و نياز به بيمارستان و پرستار داشته باشد در اين گونه مسائل به آنان كمك كنند و ملاحظه اين مطلب را نكنند كه فرد نيازمند كمك آشنا يا فاميل نيست بلكه همه نيازمندان بايد از نظر كارگشايان يكسان باشند.
 
طواف نا تمام
ابان بن تغلب يكى از اصحاب ائمه‌عليهم السلام است كه در ميان تمام آن ها غير از شهداى كربلا معدودند كسانى كه در عظمت و دانش همسنگ او باشند. در عظمت او همين بس كه روزى امام صادق‌عليه السلام به او فرمودند:
اجلس في مسجد المدينة وأفت الناس...؛ اى أبان، در مسجد مدينه بنشين و فتوا بده.
نكته قابل توجه اين است كه حضرت نفرمودند [فقط] مسأله بگو و اين سخن امام يعنى مسائلى را كه تا حدودى غريب هستند بر اساس دانسته‌هاى علمى و فقهى تحليل و نظر ما را استخراج كن و حكم را به مردم بگو.
به هر حال أبان بن تغلب كه داراى مقام فتوا بوده است از امام صادق‌عليه السلام نقل مى‌كند كه همراه امام صادق‌عليه السلام مشغول طواف خانه كعبه بودم، شايد در موسم حج تمتع نبوده، زيرا در زمانى بوده كه مطاف خلوت بوده است. در حالى كه من با حضرت در مطاف حركت مى‌كرديم يكى از مؤمنان نزد من آمد و به گونه‌اى كه كسى نشنود از من تقاضا كرد براى او كارى انجام دهم. به او گفتم: اجازه بده طوافم تمام شود آن‌گاه درخواست تو را برآورده مى‌كنم، سپس خود را به آن حضرت رساندم. امام صادق‌عليه السلام كه در حال طواف خانه خدا بودند از من پرسيدند: چه كار داشت؟
گفتم: تقاضايى از من داشت كه به او گفتم پس از پايان طواف انجام خواهم داد.
امام‌عليه السلام فرمودند: همين حالا برو مشكل او را برطرف كن.
عرض كردم: هنوز طوافم تمام نشده است.
فرمودند: مى‌دانم تمام نشده است اما طواف را قطع كن و برو مشكل او را برطرف كن و هنگامى كه بازگشتى از همين جايى كه طواف را قطع كرده‌اى باقى‌مانده طوافت را ادامه بده تا كامل شود.
عرض كردم: يابن رسول اللَّه، در حال انجام طواف واجب هم مى‌توانم براى رفع حوائج مردم آن را ناتمام بگذارم؟
حضرت فرمودند: بلى، براى رسيدگى به نيازهاى مردم حتى طواف واجب را مى‌توان ناتمام گذاشت.
اين ديدگاه ائمه معصومين‌عليهم السلام نسبت به اهميت رفع مشكلات مردم است؛ امامانى كه همه ما اميد شفاعتشان را داريم.
شايد كسى بگويد: اشكالى ندارد شخص چند دقيقه در كنار خانه خدا منتظر بماند تا طواف فردى كه بايد كارگشايى كند تمام شود، آن‌گاه مشكلش را برطرف كند اما امام صادق‌عليه السلام مى‌فرمايند حتى اگر در حال انجام طواف واجب هم هستى، آن را قطع كن و مشكل شخص گرفتار و نيازمند را برطرف و سپس طواف خود را تكميل كن.
 
15- اصلاح ذات البين مسئوليت بانوان
به خاطر دارم كه در گذشته، حدود چهل سال قبل، مردان و زنانى در ميان اقوام بودند كه به اختلافات خانوادگى فاميل اعم از زن و مرد، رسيدگى و ميان آنان صلح و صفا برقرار و به اصطلاح ريش سفيدى مى‌كردند. از ديدگاه اسلام «اصلاح ذات البين» يكى از اعمال مهم و ارزشمند به شمار مى‌رود كه خداى متعال براى آن پاداش بسيار عظيمى قرار داده است. بسيار ديده‌ايد و ديده‌ايم كه خانمى با شوهرش يا مردى با پدر خانم يا مادر خانمش و يا مادرشوهرى با عروسش اختلاف پيدا مى‌كنند و چندين سال را در حال قهر با يكديگر سپرى مى‌كنند در اين‌گونه موارد بايد كسانى باشند كه آنان را با يكديگر آشتى دهند، اما نكته مهم اين است كه بانوان محترم توجه داشته باشند نبايد همه مسئوليت‌ها به عهده مردان باشد، زيرا مردان نمى‌توانند از همه مشكلات خانم‌ها باخبر شوند، چرا كه خانم‌ها همه درد و دل خود را با مردان مطرح نمى‌كنند. از اين رو بايد انجمنى براى رفع مشكلات بانوان تشكيل شود كه مسئوليت آن با خود خانم‌ها باشد، تا هر خانمى در هر سنى اگر مشكلى پيدا كرد با مراجعه به آن انجمن يا مؤسسه مشكل خود را مطرح كند و هر چند ساعتى كه براى شنيدن مشكلات و نگرانى‌هاى او لازم است در اختيارش قرار گيرد و براى رفع مشكلاتش چاره انديشى شود.
كليد گناهان
از ديدگاه اسلام دروغ كليد گناهان كبيره به شمار مى‌رود. امام حسن عسكرى‌عليه السلام در اين باره مى‌فرمايند:
جُعِلت الخبائث في بيتٍ وجُعِلَ مفتاحها الكذب...(246)؛ تمام پليدى (گناه)ها در خانه‌اى قرار داده شده و كليد آن را دروغ قرار داده‌اند.
اگر كسى كليد منزلى را در اختيار داشته باشد مى‌تواند وارد منزل شود و به لوازم موجود در آن دست يابد؛ كسى كه دروغ مى‌گويد راه دسترسى به گناهان كبيره را يافته و با گفتن دروغ وارد فضاى گناهان كبيره مى‌شود.
 
اهميت اصلاح ذات البين
اگر مثلاً دو نفر با هم دچار اختلاف شده و بر اثر آن با يكديگر قهر كنند و كسى از اين ماجرا باخبر شود، بايد اولاً درد و دل‌هاى هريك را به صورت جداگانه بشنود و به سخنان راست و دروغ و فحش و ناسزاى هر يك درباره طرف مخالف گوش فرا دهد، سپس براى برقرارى صلح ميان آنان، به هر يك بگويد كه طرف مقابلش او را مى‌ستوده و محترم و ارجمند مى‌خوانده است اين مسأله ديدگاه من نيست، بلكه فرموده پيامبر خداصلى الله عليه وآله، حضرت اميرمومنان علي ‌عليه السلام و امام صادق‌عليه السلام است.
در روايات متعدد و صحيح وارد شده است كه اگر كسى براى اصلاح ميان دو طرف منازعه دروغ بگويد در پرونده اعمالش سخن راست نوشته مى‌شود و اگر بدگويى‌هاى يكى از ديگرى را صادقانه به ديگرى بگويد، خدا در نامه عملش دروغ مى‌نويسد. اين مطلب نشان دهنده اهميت و ارزش بالاى اصلاح ذات البين از ديدگاه اسلام است، زيرا راست گفتن با وجود اين‌كه جزء فضائل است، اگر در مسأله اصلاح ذات البين تأثير منفى و مخرِّب داشته باشد، رذيله خواهد بود و دروغ گفتن كه از رذائل و كليد گناهان كبيره است، در اين حالت فضيلت شمرده مى‌شود.
با استناد به اين روايات مى‌بينيم كه خداى - تبارك و تعالى - دست اصلاح كننده را براى اصلاح ميان دو نفر تا جايى باز گذاشته كه مى‌تواند دروغ بگويد و محدوديتى هم براى دروغ گفتن مشخص نكرده است. و اين عمل نه تنها عمل صالح است، بلكه ثوابش از شب زنده‌دارى و از نمازهاى مستحبى بيشتر است.
 
14- دختران و مسائل اعتقادي
دختر مسلمان وقتى نُه سالش تمام و وارد ده سالگى و از نظر شرع بالغ و مكلّف شد بر او واجب است نمازهاى روزانه را به‌جا آورد، نيز بر او واجب است به اصول دين اعتقاد پيدا كند، يعنى بايد به وجود خداى يكتا و صفات ثبوتيه و سلبيه او و به عدل، نبوت، امامت و معاد ايمان بياورد و عقيده پيدا كند. به ديگر بيان بايد به طور يقينى باور كند خدايى هست و آن خدا واحد و عادل است و نيز باور كند كه خدا براى هدايت مردم پيامبرانى فرستاده است كه اولين آنان حضرت آدم‌ عليه السلام و آخرين‌شان حضرت محمد بن عبداللَّه‌ صلى الله عليه وآله خاتم و اشرف انبيا هستند. نيز دخترى كه نُه سالش تمام شده واجب است عقيده داشته باشد كه پيامبر اسلام ‌صلى الله عليه وآله دوازده جانشين دارند كه امامان به حق هستند و اولين آنان حضرت اميرمومنان على بن ابى‌طالب‌عليه السلام و آخرين‌شان حضرت بقية اللَّه، حجة بن الحسن عجل اللَّه فرجه است. نيز عقيده داشته باشد هركس كه از دنيا مى‌رود روزى زنده خواهد شد و در برابر اعمال نيك مستحق ثواب خواهد بود و در برابر ارتكاب گناهان و زشتى‌هايى كه انجام داده - اگر مشمول عفو خداى متعال قرار نگرفته باشد - كيفر خواهد شد.
بايد اصول دين به دخترانى كه وارد ده سالگى شده‌اند، به گونه‌اى آموزش داده شود كه به يقين برسند، يعنى همان‌گونه كه مثلاً به دانش‌آموز دوره ابتدايى جدول ضرب را مى‌آموزند كه باور مى‌كند دو ضرب در ده مى‌شود بيست، همين‌طور هم بايد در حد فهم آنان اصول دين به گونه‌اى به آنان آموزش داده شود كه به آن ايمان پيدا كنند. بر ديگران نيز واجب است با گفت‌وگو و ارائه استدلال‌هاى قابل فهم براى آنان، به محكم‌تر شدن باورشان به عقائد اسلامى كمك كنند.
زمانى كه نُه سال قمرى دختر تمام شد، واجب است علاوه بر اعتقاد به اصول دين اخلاق اسلامى را فرا گيرد. بر ديگران نيز واجب است آنان را به رعايت و پايبندى به اخلاق پسنديده و دورى جستن از محرمات و اخلاق ناپسند تشويق كنند. همچنين يك دختر نُه ساله بايد احكام اسلام مانند: تقليد، طهارت، نماز، روزه و امثالهم را به اندازه‌اى كه به آن ها نياز دارد، به خصوص واجبات و مبطلات نماز، شكيات، واجبات و مبطلات روزه، وضو، غسل، فرق واجبات و مستحبات و ساير اعمال عبادى را فرا گيرد. نيز احكام حرام مانند: دروغ گفتن، تهمت زدن، ظلم كردن، دخالت در اموال ديگران بدون اجازه صاحبش، و مانند اين ها را از همان ابتداى تكليفش فرا گيرد و ديگران نيز در برابر آنان مسئوليّت دارند كه در فراگيرى احكام كمك‌شان كنند.
 
26- تعليم و تعلم وظيفه بانوان
در اين باره روايتى نقل شده است كه براى اثبات اهميت اين موضوع از اعتبار قوى برخوردار است. مضمون روايت اين است كه:
روزى خانمى دخترش را خدمت حضرت زهراعليها السلام فرستاد تا چند مسأله از ايشان بپرسد. هنگامى كه خدمت آن حضرت رسيد مسائل خود را يكى پس از ديگرى عنوان كرد و ايشان به همه آن ها جواب دادند، تا اين‌كه سؤال كننده متوجه شد، آن حضرت پاسخ ده مسأله او را داده‌اند. از اين رو شرمنده شد و از اين كه وقت ايشان را گرفته بود معذرت خواست اما حضرت زهراعليها السلام در پاسخ اين معذرت‌خواهى او مطلبى فرمودند كه براى تمام بانوان محترم و مؤمنِ تاريخ درس سازنده‌اى است.
ايشان فرمودند: پاداش اين عمل به ‌قدرى عظيم است كه خستگى مرا مى‌زدايد.
آن حضرت در قالب يك مثال و براى آشناكردن او با پاداش چنين كارى فرمودند:
اگر شخصى را اجير كنند تا بار سنگينى را از كوه بالا ببرد و دستمزد هنگفتى براى او تعيين كنند، آن شخص با وجود اين‌كه بايد آن محموله سنگين را بالاى كوه ببرد، احساس خستگى نمى‌كند، زيرا مى‌داند در برابر انجام اين كار دستمزد زيادى دريافت مى‌كند. به عنوان مثال اگر مزد كارگرى روزى يك چهارم مثقال طلا باشد اما به او بگويند كه براى انجام اين عمل يك كيلو طلا به شما مى‌دهيم - كه بيشتر از درآمد حدود سه سال يك كارگر است - او ديگر احساس خستگى نمى‌كند، يعنى هرچند سنگينى بار و سختى بالا بردن آن از كوه او را مى‌آزارد، با رضايتمندى تمام و كمال ميل و رغبت اين سختى و خستگى را تحمل مى‌كند و كار خود را به انجام مى‌رساند.
شما خانم‌هاى محترم نيز چون مى‌دانيد هر مسأله‌اى كه به دختر خود يا ساير دختران آموزش مى‌دهيد چقدر براى شما پاداش در بردارد، از اين رو هرچند اين كار وقت شما را بگيرد و يا در اين راه خسته شويد، همين كه پاسخ حضرت زهراعليها السلام را به خاطر آوريد، خستگى‌تان را مى‌زدايد.
 
 
25 - چنان كه گزارش شده آمار زنان جوان و ميانسال و سالخورده و دختران نوجوان در جهان از چهار ميليارد تن گذشته است و ممكن است تا 20 ـ 30 سال ديگر اين آمار به پنج ميليارد نفر برسد. پر واضح است كه 99 درصد اين جمعيت بزرگ، به هدايت و ارشاد نياز دارند، بي تفاوت كه مؤمن باشند يا نه.
بنابراين، شما بانوان مؤمني كه در حوزه هاي علميه مشغول تحصيل هستيد سعي كنيد و مي توانيد دوره سي ساله را ده ساله سپري كنيد و بيست سال ديگر را به تبليغ زباني و نوشتاري اختصاص دهيد. يادآوري مي كنم كه در سال هاي اخير خانم هايي با همسران، برادران و فرزندان خود از كشورهاي غير اسلامي و جامعه غير مسلمان و كافر نزد من آمده اند كه قبلاً مسيحي، يهودي و يا ملحد بوده اند، اما بر اثر يك راهنمايي، مسلمان و شيعه شده اند و برخي از آنان نيز درباره اهل بيت عليهم السلام كتاب نوشته اند و چاپ و منتشر كرده اند كه از نظر آمار قابل توجه است.
 
24 - هيچ دليل شرعي، عرفي و عقلايي وجود ندارد كه بر اساس آن توان خانم ها از توانمندي و قابليت آقايان كمتر باشد بلكه خانم ها نيز توفيق هاي فراواني داشته اند چنان كه آقايان اين گونه بوده اند.
البته كسي منكر گرفتاري هاي خانم ها و آقايان نيست و هر دو طبقه مشكلاتي دارند، اما در هر دو طبقه افراد موفق وجود داشته و دارد. بله آقايان بيشتر از خانم ها موفق بوده اند ولي اين امر به معناي قابليتِ بالاي آقايان و ناكارآمدي و قابليت كمتر بانوان نيست بلكه علت ها را بايد در جاهاي ديگر جستجو كرد و غافل نباشيم كه قابليت ها و توانمندي هاي يك خانم بسيار زياد است.
 
23 - بانوان به دليل ظرفيت هاي فراوان هماره حضوري مؤثر داشته اند تا آن جا كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در جنگ هاي خود كه تماماً دفاعي بود، براي درمان و پانسمان مجروحان جنگ و آبرساني به رزمندگان از وجود بانوان استفاده مي كردند و به عنوان مثال يكي از اين بانوان «نسيبه بنت كعب» بود.
در جنگ اُحُد جنگجويان فرار كردند و چند تن از جمله اميرمؤمنان عليه السلام در كنار رسول خدا صلي الله عليه وآله ماندند.
نسيبه بنت كعب كه در خدمت رسول خدا صلي الله عليه وآله بود به فرمان آن حضرت پيش رفت و سپر و شمشير پسرش را كه در ركاب رسول خدا صلي الله عليه وآله شهيد شده بود برداشت و قاتل پسر خود را كشت، سپس به منظور دفاع و حفظ جان رسول خدا صلي الله عليه وآله در برابر گزندها يك سوي آن حضرت ايستاد و اميرمؤمنان عليه السلام در سمت ديگر ايستادند و چند نفر ديگر هم كه جمعاً 6 ـ 7 نفر مي شدند ديوار حفاظتي در برابر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله ايجاد كردند، حضرتش را در ميان گرفتند و با بيش از يكصد تن جنگيدند و نسيبه به عنوان يك خانم، جانانه از ايشان دفاع كرد و رسول خدا صلي الله عليه وآله او را بسيار ستودند.
امروزه مسأله جبهه نظامي وجود ندارد و مطرح نيست، اما جبهه علمي و فكري به طور گسترده وجود دارد كه ورود به اين جبهه بر مرد و زن به عنوان واجب كفايي است. بانوان در اين امر مستثنا نيستند و تا زماني كه «من فيه الكفايه؛ كسي يا كساني كه از عهده اين كار بر بيايند» وجود نداشته باشد بر همگان واجب عيني است.
به منظور ايفاي اين نقش و وظيفه بايد خوب درس خواند و فرصت ها را غنيمت شمرد و از وقت ها بهتر استفاده كرد و نيك ياد گرفت و زيبا و علمي نوشت. در جهان امروز زني غير مسلمان كتابي مي نويسد و با تيراژ ميليوني منتشر و به چندين زبان ترجمه مي شود، چرا اين اثر از آنِ يك بانوي مسلمان شيعه نباشد.
هر چيزي مراتبي دارد و چنان كه گفته شده است: «إن من البيان لسحراً؛ برخي از بيان ها افسون و افسونگر است».
از اين رو انسان بايد بيان و قلم خود را زيبا كند تا گيرايي داشته باشد. از اين رهگذر خواهد توانست اين واجب كفايي را انجام دهد و آنچه را كه بايد به جهانيان برساند.
قرآن كريم پيامبران را كساني معرفي مي كند كه با «بلاغ مبين؛ ابلاغ آشكار و رسا» براي اصلاح جامعه و هدايت مردم آمده اند. بانوان نيز با همين روش و شيوه مي توانند، انديشه و فرهنگ اهل بيت عليهم السلام را به سراسر جهان برسانند و جوامع بشري را با آن آشنا و از آن برخوردار كنند، منتها با بيان و استدلال قانع كننده، به گونه اي كه هر شنونده اي با شنيدن آن و تأمل در آن قانع بشود.
حال اگر كسي يا كساني پس از باور آن، روي برتابند و بدان تن در ندهند، خودشان بايد در محضر خداي متعال پاسخگو باشند. مهم اين است كه بايد انجام وظيفه بشود و به فرموده قرآن كريم: «فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ؛ هر كس مي خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود) و هر كس مي خواهد كافر گردد»(كهف/29).
 
22 - يك خانم مسئوليت دارد كه به والدين، همسر، فرزندان، خويشاوندان و هركه در اطراف اوست امر به معروف و نهي از منكر كند. مادر وهب در روز عاشورا پسرش را تشويق مي كرد كه پيش برود و از نيزه ها و شمشيرها نترسيده، از نواده ي رسول خدا صلي الله عليه وآله دفاع كند.
عمل به مسئوليت نيازي به تشويق ندارد، چون وظيفه ديني است. يك همسر خوب همان گونه كه در خدمت به شوهرش احساس مسئوليت مي كند بايد درباره ايمان و اخلاق و هدايت او نيز خود را مسئول بداند. يك دختر مؤمن نسبت به خواهران و خانواده و دوستان و همكلاسي ها و هم هيئت هايش نيز بايد احساس مسئوليت كند.
مسئوليت آن است كه انسان در پي تأثيرگذاري باشد نه دعوا و امر و نهي. ايفاي مسئوليت بايد با اخلاق خوب و صبر فراوان صورت گيرد نه آشوب و نزاع، چراكه در اين صورت توفيق حاصل مي شود و اگر هم چنين فردي موفق نشد دست كم به مسئوليت ديني خود عمل كرده و در روز قيامت نزد خداي سبحان رو سفيد و بر اساس آيه قرآن زبان اعتذار دارد، آن جا كه مي فرمايد: «قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَي رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ تا معذرتي پيش پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگاري كنند».
 
21 -امروزه اگر شما بانوان در كنار ساير مبلغان دين در زمينه هدايت ديگران اقدام نكنيد ديگران دست به كار خواهند شد و شما در روز قيامت حسرت خواهيد خورد، پس شما پيشقدم شويد تا ديگران در قيامت افسوس و حسرت شما را بخورند. اين امر از مواردي است كه قرآن كريم درباره آن مي فرمايد: «وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ و در اين نعمتهاي بهشتي بايد راغبان بر يكديگر پيشي گيرند»(مطففين/26).
مسلّم بدانيد كه در روز قيامت آن كسي از شما به حضرت زهرا سلام الله عليها نزديك تر خواهد بود كه در زمينه تهذيب نفس و تبليغ دين بيشتر كار كرده باشد.
بكوشيد كه در تهذيب نفس و خودسازي در هر مرتبه اي كه هستيد، به مراتب بالاتر دسترسي پيدا كنيد و در راه تهيه وسائل و راهكارهاي هدايت ديگران تلاش كنيد يا در ميدان مسابقه اي كه آيه فوق بدان اشاره دارد گوي سبقت را برباييد.
 
20 - شايسته است خانم هاي محترم، در همه ي كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي فداكاري را وجه همت خود قرار دهند و اين صفت والا را از حضرت خديجه سلام الله عليها الگو بگيرند. هريك به حدّ توان خود در تشكيل روحيه ي فداكاري بكوشند، چراكه فداكاري سعادت خود و همگان را تأمين مي كند. سعادت بشر به طور كلي خواسته ي غايي دين اسلام است. پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله در ابتداي بعثت خود فرمودند: «من سعادت دنيا و آخرت را براي شما [به ارمغان] آوردم».
 
19 - هر چيزي با عزم و اراده شروع مي شود. اگر كسي براي رسيدن به هدفي تصميمي جدي بگيرد، هر چقدر هم در راه رسيدن به آن سختي بكشد، عاقبت موفق مي شود. اگر خانم هاي مؤمن تصميم بگيرند كه دنبال خوشگذراني نباشند مي توانند موفق شوند. روي سخنان من بيشتر متوجه خانم ها، به ويژه جوان و نوجوان است. خانم ها سعي كنند تمام همت خود را صرف خوشگذراني نكنند. تمام سعي خود را صرف آن نكنند كه حتماً اوضاع بر طبق مرادشان باشد و عمرشان را صرف لباس و خوراك و زندگي دنيايي كنند. زندگي ناهمواري ها و بالا و پايين هاي بسياري دارد. هر زندگي غالباً كاستي هايي دارد. خانم ها بايد شوهرهاي خود را ـ حتي اگر در زندگي كاستي هايي داشته باشند ـ نرنجانند و در صورت وجود برخي ناملايمات، صبر پيشه كنند. دختر خانمي كه در خانه برادري ناسازگار يا بداخلاق دارد، يا مادري كه فرزنداني دارد، بايد قدري تحمل كنند و زود در برابر كژخلقي ها از كوره به در نروند. آقايان نيز از اين قاعده مستثني نيستند. براي موفقيت در اين راه بهترين كار سرمشق قرار دادن بزرگاني چون حضرت خديجه و حضرت زهرا سلام الله عليهما است. طبيعي است كه شما نتوانيد مانند آن بزرگان رفتار كنيد و آن همه رنج را تحمل كنيد. نمي خواهد در سه سال يك وعده غذاي سير نخوريد، يا تمام دارايي تان را در راه اسلام خرج كنيد، اما در حدّ توان خود از فداكاري در راه گسترش تعاليم دين دريغ نورزيد. اگر در زندگي قدري فداكاري بكنيد، قدري مشاجره ها را كنار بگذاريد و اندكي تحمل كنيد و حلم بورزيد، بي گمان موفقيت هاي بسياري در زندگي نصيبتان مي گردد.
 
18 - هر خانم همانند يك مرد نيروي عظيم بالقوه اي دارد كه بايد آن را در راه تعالي دين صرف كند. پوشيده نيست كه فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر بر همگان واجب است، البته با رعايت نكات اخلاقي و با ملايمت و مدارا. همان سان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله در ترويج تعاليم اسلام به ديگران با مدارا رفتار مي كردند. پس در راه تبليغ اسلام اگر كسي سخن شما را نپذيرفت با او درشتي نكنيد.
آمارها حاكي از آن است كه بيش از سه ميليارد خانم غير مسلمان در جهان زندگي مي كنند. وظيفه ي هدايت اينان بر عهده ي كيست؟ مسلماً خانم هاي مسلمان كه در كشورهاي اسلامي زندگي مي كنند و با تعاليم اسلام آشنا هستند در قبال آنان بي مسئوليت نيستند. اگر به هدايت ديگران توجه مي شد كه ساليانه چندين هزار زن در كشورهاي اسلامي با جرم هاي مختلف از فساد و تبهكاري و غيره راهي زندان نمي شدند.
 
17 ـ زن، يك جهان انرژي است كه اگر از توانمندي هاي خود استفاده كند به تنهايي مي تواند امتي را هدايت نمايد و تغيير دهد.
در روايتي امام رضا عليه السلام فرمودند: «رحم الله من أحيا أمرنا؛ خداي رحمت آورد بر آن كس كه امر ما را احيا كند».
پرسيدند: امر شما چگونه احيا مي شود؟
امام عليه السلام فرمودند: «يتعلم علومنا و يعلمها الناس، فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا؛ دانش ما را فراگيرد و آن را به ديگران بياموزد، چه اين كه اگر مردم زيبايي و خوبي سخن ما را بدانند، به يقين از ما پيروي خواهند كرد».
سزاوار است كه زنان و مردان با ايمان، تلاش جدي در فراگيري علوم اهل بيت عليهم السلام داشته باشند و بي دريغ در راه نشر و معرفي آن به مردم بكوشند.
نتيجه شرايط فعلي جهان و گذشته، زمان حاضر و آينده تاريخ، به روشني نشان مي دهد كه در دو دهه آينده قطعاً بيشتر جوانان پيرو اهل بيت عليهم السلام خواهند شد، چراكه جهانِ امروز از آزادي نسبي برخوردار است و غالب مردم فرهيخته اند. طبيعي است كه آزادي و فرهنگ سالم، نتايج مثبتِ بيشتر و بزرگ تري به ارمغان خواهد آورد.
 
16 ـ سعادت يك لفظ است كه يك معنا دارد و واقعيتي است در وجود خارج؛ بنابراين بانوان بايد بدانند كه چه كار كنند تا خوشبخت و به تعبير قرآن «سعيد» باشند.
در اين دنيا امكانات زيادي از قبيل پول و علم و مقام و زيبايي وجود دارد لكن سعادت با اين چيزها دست يافتني نيست و كسي با صرف اين امكانات سعيد و خوشبخت نمي شود؛ بلكه سعادت تنها در يك چيز است كه آن نيز همانگونه كه در قرآن كريم، روايات و ادعيه هم وارد شده است، مسأله ي «رضا» است؛ يعني هر كس با آن شرايطي كه در او است سعي كند تا خود را با آن شرايط راضي كند و شكرگزار خداي متعال باشد، كه در چنين شرايطي آن شخص سعادتمند خواهد بود.
سعادت به يك باره قابل تحصيل نيست، بلكه مراحلي دارد كه اگر تصميم به تحصيل آن گرفته شود مطمئناً دست يافتني است؛ چراكه خواستن توانستن است.
 
15 ـ خداي متعال وقتي مي خواهد جلالت قدر و عظمت منزلت ابراهيم خليل الله را يادآور شود از ميان آن همه والايي هاي اخلاقي كه در وجود او بود به صفت «حلم» آن حضرت اشاره مي كند و مي فرمايد: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ؛ به راستي كه ابراهيم بسيار خدا ترس (يا مهربان) و بردبار بود».
«حلم» كه تا اين اندازه در منظومه اخلاقي اسلام ارزش دارد بدين معناست كه انسان جواب زور و آزار جاهلان را ندهد و از كنار رفتار ناپسندشان كريمانه بگذرد. در حقيقت انسان حليم از رفتار خيره سرانه جاهلان آزرده خاطر و ناراحت نمي شود و با خرسندي و لذت تمام حلم مي ورزد. زيرا خداباوري او به حدي است كه مي داند با چنين كاري مقام او نزد پروردگار بالاتر مي رود.
نكته ديگر صبر در مصائب و سختي ها و گرفتاري هاست. خداي متعال درباره مقام والاي صابران مي فرمايد: «إِنَّمَا يُوَفَّي الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ؛ فقط پاداش صابران است كه بي حساب داده مي شود».
كسي كه نفس خود را با خداباوري پرورش داده باشد در تلخي ها و ناهمواري ها صبوري مي كند و اين صبوري نه تنها او را خرد نمي كند بلكه براي او با لذت و رضايت خاطر توأم است.
يك خانم مي تواند صابر باشد و به ديگران هم صبر را تعليم دهد. بدين معنا كه معلم شوهر، دختران و يا بستگانش باشد و آنان را تربيت كند. حال ممكن است برخي زودتر و بهتر اين امر را از او فرا گيرند و برخي ديرتر و كم تر. رسول خدا هم معلم بشر بود ولي همگان به يك نحو از تعليمات والاي آن حضرت استقبال نمي كردند. اساساً ما مكلف به نتيجه نيستيم بلكه ما فقط بايد وظيفه خود را انجام دهيم.
 
14 ـ رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمودند: «إنَّ أَكْمَلَ المؤْمِنينَ إِيماناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقَاً؛ كامل ترين ايمان را مؤمناني دارند كه اخلاقشان [از ديگران] بهتر است» فرمودند: ايمان مهم ترين ملاك مورد پذيرش خداي متعال در دنيا وآخرت، ومهم ترين شرط موفقيت در دوجهان است. در عين حال ايمان داراي درجات ومراتب گوناگون ومتفاوتي است وحتي از مرتبه والاي ايماني كه ويژه كاملان است نيز مرتبه بالاتر وكامل تري وجود دارد. ملاك كمال ايمان بر اساس حديث شريف نبوي حسن خلق است. بدين معنا كه: از دو انساني كه در شرايط يكسان قرار دارند مثل دو زن، آن يك در ترازوي ايمان كفه اي سنگين تر دارد كه در اخلاق از ديگري پيش تر باشد. ممكن است دوخانم هردو مؤمن وخوب باشند ولي آن كه اخلاق بهتري دارد «خوب تر» است وهنگام عرضه نامه اعمال هفتگي وي به بقية الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف بيشتر موجبات خرسندي ايشان را فراهم مي نمايد.
خواهراني كه به تحصيل علوم اسلامي اشتغال دارند در صورتي كه تخلق به اخلاق اسلامي را مدنظر قرار دهند وبه رعايت آداب واخلاق اسلامي اهتمام كافي بورزند، خداي متعال توفيق بيشتري به آنان عنايت خواهد كرد. همچنين كساني كه در دفاتر ونهادهاي فرهنگي ومذهبي به فعاليت ونشر آداب واخلاق ومعارف اسلامي مشغولند بايد خوش اخلاقي را هميشه در برخورد با همكاران، مردم عادي و در تمام لحظات وصحنه هاي زندگي رعايت كنند؛ چراكه حسن خلق در تعيين ارزش خدمات آنان مؤثر است وهرچه اخلاق آنان بهتر باشد ارزش خدماتشان افزون تر خواهد شد.
 
13ـ از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: «انظُر إلي مَن هوَ دونَكَ في المَقْدُرَةِ ولا تَنظُر إلي مَن هوَ فَوقكَ فِي المَقْدُرَة فَإنَّ ذلِكَ أَقْنَعُ لَكَ بما قُسِمَ لَكَ وَأَحْري أَنْ تَسْتَوْجِبَ الزِّيادَةِ مَنْ رَبِّكَ؛ در مكنت ومال به كسي كه از تو پايين تر است نگاه كن وبه برتر از خود منگر، چراكه اين كار موجب قناعت بيشتر تو به قسمت الهي مي شود وباعث مي گردد خداي متعال [بر اثر سپاسگزاري وقدرداني تو] نعمت را بر تو افزون كند».
در اين حديث شريف به ما امر شده است در امور مالي به كساني بنگريم كه در درجه پايين تري از ما قرار دارند وخود را با آنان مقايسه كنيم. به عنوان مثال اگر كسي از بي پولي وتنگناي مالي رنج مي برد خود را با كساني مقايسه كند كه در درجه پايين تري از وي قرار دارند واز او تنگدست تر هستند. در چنين حالتي تحمل رنج بي پولي ومشكلات برايش آسان تر مي شود و روحيه اي به مراتب بهتر خواهد داشت. همچنين كساني كه از بيماري سختي رنج مي برند يا در ارتباط با همسر يا فرزندانشان مشكلي دارند بايد به بيماراني كه وضعيتي بدتر از او دارند ودر بيمارستان بستري مي باشند و افرادي كه از مشكلات حادتري رنج مي برند بنگرند. اگر شخصي در مشكلات وگرفتاري ها كساني را در نظر آورد كه گرفتاري هاي بيشتري دارند، اعتماد به نفس وروحيه بهتري پيدا مي كند ودر گرفتاري ها خود را نمي بازد وفشار روحي كم تري را تحمل خواهد كرد.
آدمي در امور اخروي بايد به بالاتر از خود بنگرد تا دچار خودبزرگ بيني وعُجب نشود. نبايد با خواندن نماز شب يا داشتن اخلاق نيكو شيفته خود شويم بلكه بايد كساني را در نظر داشته باشيم كه همين نماز را با توجه بيشتري مي خوانند ومراتب اخلاقي آنان بالاتر از ماست. وقتي خانمي در خوبي ها به بالاتر از خود مي نگرد هيچ گاه دچار توقف وسكون نمي شود وهميشه در امور معنوي روبه پيشرفت است.
 
12 ـ در روايت آمده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمودند: «دَخَلَتِ امْرَأَةٌ النَّارَ في هِرَّةٍ رَبَطَتْها فَلَمْ تُطْعِمْها وَلَمْ تَدَعْها تَأْكُلُ مِنْ خِشاشِ الْأَرْضِ؛ زني به واسطه آن كه گربه اي را بست وبه او غذا نداد ونگذاشت از حشرات زمين بخورد اهل دوزخ شد».
از سوي ديگر در روايت نبوي ديگري آمده است: زني در بيابان راه مي رفت. تشنگي به او فشار آورد ودرون چاهي شد وآب نوشيد. وقتي بيرون آمد سگي را ديد كه از فرط تشنگي در آستانه مرگ است وخاك هاي زمين را مي خورد. با خود گفت اين سگ نيز مثل من از تشنگي به ستوه آمده، درون چاه شد وكفش خود را پر از آب كرد وبه دندان گرفت. سپس بيرون آمد وآن سگ را سيراب نمود. خداي متعال به واسطه اين عمل نيك گناهان وي را بخشيد.
كارهاي خوب و همينطور كارهاي بد مثل حلقه هاي به هم متصل هستند. كار نيك باعث مي شود انسان نسبت به كارهاي نيكِ ديگر توفيق يابد؛ كارهاي بد نيز از انسان سلب توفيق مي كند وموجب درافتادن به گناهان ديگر مي شود. در دو مثال يادشده نجات آن حيوان موجب شد تا زن توفيق انجام كارهاي نيك ديگر را بيابد وسرانجام عاقبت به خير شود وستم كردن به آن حيوان موجب آلوده شدن آن زن به گناه وغفلت وستم ودر نتيجه جهنمي شدن وي گرديد. همچنان كه طاعت، طاعت مي آورد وگناه نيز موجب سلب توفيق مي شود.
 
11 ـ اسماء از زنان مؤمن در صدر اسلام است كه خواندن احوالات ايشان را توصيه مي كنم. وي همسر جعفربن ابي طالب بود وپس از آن كه جناب جعفر در جنگ موته به شهادت رسيد و عدّه وفات سپري شد، به همسري ابوبكر درآمد ومحمدبن ابي بكر حاصل اين ازدواج است. پس از ابوبكر، اميرمؤمنان علي عليه السلام اسماء را به همسري گرفتند واز او صاحب دو فرزند شدند كه يكي از آنها عون بن علي بن ابي طالب عليه السلام است كه در كربلا به شهادت رسيد.
اكنون مي پرسيم اگر در روزگار ما زني چنين كند وپس از مرگ شوهر ازدواج نمايد آيا مورد تشويق قرار مي گيرد يا با فشارهايي از ناحيه اجتماعي مواجه مي شود وچه بسا زنان جامعه ما او را بي وفا بشمارند. بي شك كار اسماء عين دين وعين اسلام است ولي اين امر كه جزء دين بوده امروز قبح عرفي پيدا كرده وحتي ضد ارزش شده است. آيا سه بار ازدواج اسماء كه امروز از نظر برخي از ما عيب است غير از دين خدا بوده است؟ مسلماً اين كار ايشان مورد پسند شرع مقدس وجزء دين بوده است. دين خدا مي گويد: غير از همسران پيامبر صلي الله عليه وآله كه پس از ايشان ازدواج با آنان حرام است، بقيه زنان پس از مرگ شوهرانشان مي توانند ازدواج كنند. غير از اين استثنا مورد ديگري نداريم وسيره اهل بيت عليهم السلام نيز شاهد روشن اين معناست.
اين مسأله در مورد ازدواج مردان پس از مرگ همسرانشان نيز وجود دارد. اميرمؤمنان پس از شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله عليها ازدواج كردند ولي امروزه اين كار نيز عيب به شمار مي رود.
 
10 ـ به اين نكته بايد توجه داشت كه كارآيى بانوان براى هدايت جامعه بيشتر از مردان است، از اين رو وظيفه آنان نيز سنگين‌تر است، زيرا خداى سبحان با قدرت كامل خودش توانايى اين عمل را در خانم‌ها بيشتر از مردان قرار داده است. به اين معنا كه اگر مثلاً مادرى يك دختر و يك پسر داشته باشد كه هر دو صالح و متدين باشند، و بخواهند مادر خود را با شيوه‌اى كه اسلام معين كرده است واقعاً هدايت كنند، در اين مسأله دختر موفق‌تر از پسر است و يا چنانچه دو خانواده باشند كه در يكى از آنها زن متدين نباشد و در ديگرى شوهر متدين نباشد، و همسران آنها متدين باشند، در اين فرض اگر زن متدين بخواهد شوهر خود را و مرد متدين نيز بخواهد زن خود را هدايت كند و هر دو نيز از جهت فرهنگى و فكرى و به كارگيرى جنبه تشويق و ترغيب در يك سطح باشند، مسلماً در هدايتِ همسران آن زن موفق‌تر از آن مرد خواهد بود. يا اگر فرض كنيم چند خواهر و برادر كه برخى متدين و برخى به دين بى‌اعتنا باشند، چنانچه خواهران و برادران متدين تصميم بگيرند خواهران و برادران غيرمتدين را ارشاد و هدايت كنند، مسلماً تأثير عمل خواهران بيشتر از تأثير برادران خواهد بود. دليل اثرگذارىِ بيشترِ خانم‌ها بر مردان اين است كه خداى - تبارك و تعالى - بر اساس حكمت‌هاى والاى خود، خانم‌ها را از عاطفه قوى‌ترى برخوردار كرده كه برخى از اين حكمت‌ها براى ما روشن شده و برخى ناشناخته مانده است.
به هر حال اگر خانمى به طور جدى تصميم بگيرد شوهرش را هدايت كند نه اين‌كه بخواهد فقط به او امر و نهى يا تندى كند، بلكه واقعاً دلش براى او بسوزد، مى‌تواند بر او تأثير بگذارد و در مقايسه ميان ميزان تأثير تلاش شوهرى كه با همين انگيزه به فكر هدايتِ همسرش باشد، يقيناً تأثيرِ كوشش زن براى هدايت مرد بيشتر خواهد بود.
 
9 - حدود هشت قرن پيش از اين درمنطقه جبل عامل لبنان زني به نام «فاطمه» زندگي مي كرد. فضاي آن روز جبل عامل كاملاً ضد شيعه بود وشيعيان مورد انواع شكنجه وآزار قرار مي گرفتند وتحت فشارهاي فراوان بودند. اين زن، دختر شهيد اول صاحب كتاب "اللمعة الدمشقية" بود كه در راه دفاع از مكتب اهل بيت عليهم السلام به شهادت رسيد. او علوم ومعارف اهل بيت را نزد پدر خود وعدّه اي ديگر آموخت وبه مدارج بالايي از علم وكمال دست يافت تا جايي كه در تاريخ او را «سِتّ المشايخ» يعني سرور عالمان لقب داده اند. آورده اند كه هرگاه عده اي از عالمان در يك مسأله دشوار شرعي دچار اختلاف مي شدند، براي داوري نزد وي مي رفتند وسخن آن بانو براي عالمان آن سامان در حكم «فصل الخطاب» بود.
زن نيز همانند مرد انسان است ولي ميان جنس زن ومرد تفاوت هاي تكويني ودر نتيجه تفاوت هايي تشريعي ـ كه تابع آن تفاوت هاي تكويني است ـ وجود دارد. اين تفاوت هاي تكويني وتشريعي ميان زن ومرد را خداي متعال به حكمت بالغه خود قرار داده است. ولي با وجود اين تفاوت ها زنان نيز همچون مردان امكان رشد دارند ومي توانند به هرجا كه اراده كنند برسند. حتي در جوّ سراسر اختناقي چون فضاي آن روز جبل عامل نيز مي تواند به چنان مقاماتي در علم وفضيلت واخلاق دست يابد كه محل مراجعه وتكيه گاه علمي فقيهان قرار گيرد وعالمان بزرگ براي حل مشكلات پيچيده علمي به وي مراجعه كنند. درحقيقت كسي چون ست المشايخ از نظر قواي فكري وذهني استثنايي نبود. او نيز از همان مغز واعصاب ونيروهايي برخوردار بود كه ديگر بانوان كم وبيش از آن برخوردار بودند. اما او از نظر قدرتِ تصميم گيري واراده يك استثنا به شمار مي رود.
هرزن صالحي كه تصميم بگيرد عالم ومجتهد ودين شناس شود اين امر برايش امكان دارد. البته اين راه نيز مانند هرراه ديگري مشكلات وموانع ويژه خود را دارد. چه بسا درطي چنين مسيري مشكلات يك زن بيش از يك مرد باشد يا مشكلات ودشواري هاي سرراه يك مرد از مشكلات زنان افزون تر باشد. اين مسأله تابع شرايط وفضاي جامعه و... مي باشد ولي به هرحال اين امكان براي همه زنان كم وبيش وجود دارد.
 
8 ـ در روايت آمده امام صادق عليه السلام فرمودند:
أَكْثَرُ أَهْل الجنّة ... النساء؛ بيشتر اهل بهشت بانوان هستند.
ممكن است كسى بگويد: چون تعداد جمعيت زنان بيشتر از مردان است، به طور طبيعى بيشتر بهشتيان را تشكيل مى‌دهند. حضرت براى دفع چنين احتمالى در ادامه اين سخن خود مى‌فرمايند:
... عَلِمَ اللَّه ضَعْفَهُنَّ فَرَحِمَهُنّ؛ خدا از ضعف آنان آگاه بود، پس بر آنان رحمت آورد.
بر اين اساس علت اين كه بانوان اكثريت اهل بهشت را تشكيل مى‌دهند، اين است كه خدا مى‌داند آنان از ابعاد مختلف ضعيف‌تر از مردان هستند. از اين رو به آنان بيش از مردان رحم كرده است و زنان را زودتر از مردان به بهشت مى‌برد و لذا در دنيا نيز زودتر از مردان به مقام قرب امام زمان عجل اللَّه فرجه الشريف نائل مى‌شوند. در اين زمينه روايات فراوانى از پيامبرصلى الله عليه وآله و اميرمؤمنان‌عليه السلام در كتابهاى روايى نقل شده است كه پيامبرصلى الله عليه وآله در آخرين لحظات عمر مباركشان و در آخرين وصيت خود، در مورد زنان سفارش كردند.
اميرمؤمنان‌عليه السلام بعد از ضربت خوردن به دست ابن ملجم و در حال ضعف و نقاهت فرمودند: آخرين سفارش پيامبرصلى الله عليه وآله به ما درباره زنان و مراعات حال آنان بود. اين مسأله نشان مى‌دهد كه اهل بيت‌عليهم السلام نسبت به مراعات حقوق زنان فوق العاده عنايت داشتند. پس بانوان بايد قدر اين عنايت را بدانند و از آن استفاده كنند.
 
7 ـ خداي متعال در قرآن كريم مي فرمايد: «مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا؛ كسي كه كار نيكي انجام دهد، بهتر از آن را پاداش مي گيرد». عبارت فوق ـ كه مقطعي از يكي از آيات شريفه است ـ وعده مي دهد كه هركس كار خيري انجام دهد نتيجه وپاداشي به مراتب بهتر از آن عايدش مي شود. گاه نتيجه مثبت يك كار خير بي درنگ به انسان مي رسد به طوري كه آدمي درمي يابد اين پاداش نتيجه فلان كارِ نيكِ اوست وگاه نتيجه كار خير اندكي به درازا مي انجامد.
آورده اند كه در زمان انبياي سلف قحطي شديدي بروز كرد وچندين سال به طول انجاميد. در آن ايام زني تنها لقمه ناني كه داشت در دهان گذاشت تا بخورد. در اين هنگام نيازمندي نزد او آمد واز گرسنگي شِكوه كرد. آن زن با خود گفت: چه خوب است در چنين زمانه دشواري صدقه بدهم. از اين رو لقمه را از دهان خود گرفت وبه آن نيازمند داد. آن زن بچه كوچكي داشت كه در صحرا هيزم جمع مي كرد. همچنان كه آن كودك در بيابان بود گرگي به او حمله كرد واو را به دندان گرفت وگريخت. وقتي مادر صداي فرياد كودكش را شنيد ناخودآگاه به دنبال گرگ شروع به دويدن كرد. در اين هنگام خدا به جبرئيل فرمان داد تا آن كودك را از دهان گرگ برهاند. سپس جبرئيل به آن زن گفت: اي بنده خدا! اين لقمه به جاي آن لقمه. (يعني به پاس لقمه اي كه در آن تنگنا وسختي به آن نيازمند دادي، كودكِ تو را از كام گرگ نجات داديم).
نجات يافتن جان كودك وشنيدن صداي فرشته به مراتب ارزشمندتر از يك لقمه نان است ولي همچنان كه در آيه مذكور گفته شد خداي متعال وعده داده است كه به انسان نيكوكار بهتر از آنچه انجام داده پاداش دهد.
از همين رو انسان بايد هميشه درپي كارهاي پسنديده باشد وهركار خيري كه از دست او برمي آيد در قبال ديگران، اعم از خانواده، دوستان، بيگانگان يا حتي حيوانات انجام دهد؛ زيرا خداي متعال به وعده خود عمل خواهد كرد وپاداشي دوچندان به او خواهد داد.
 
6 ـ يكي از سوره هاي آخر قرآن سوره «تغابن» است كه از جمله اسامي روز قيامت مي باشد. تغابن از ماده «غبن» گرفته شده و«غبن» در اصطلاح عبارت از آن است كه شخصي نادانسته جنس باارزشي را به بهايي كم تر بفروشد يا جنس كم ارزشي را به قيمتي گزاف خريداري نمايد. در اين حالت شخص مغبون حسرت وافسوس مي خورد ودچار پشيماني مي گردد. البته ميزان حسرت وپشيماني او به ميزان ضرر اوست وهرچه بيشتر زيان كرده باشد حسرت بيشتري خواهد خورد.
گران ترين وباارزش ترين چيزي كه انسان در اختيار دارد عمر اوست؛ زيرا هر روزي كه از عمر انسان سپري شود به هيچ عنوان بازنمي گردد وفردا روز جديدي است كه با امروز وديروز كاملاً متفاوت ومتمايز است. از اين رو انسان بايد تلاش كند كه از عمر باارزش خود به بهترين نحو استفاده نمايد وهيچ لحظه اي از آن را تلف نكند تا مغبون وپشيمان نشود.
يك خانم ـ اگر اخلاص واخلاق حسنه داشته باشد ـ خيلي كارها مي تواند انجام دهد. شما خانم ها بايد بكوشيد از مدت عمر خود حداكثر استفاده را ببريد تا مغبون نشويد. وقتي به تاريخ مي نگريم زنان بسياري را مشاهده مي كنيم كه با تصميم وقدرت توانستند سبب هدايت افراد بسيار وحتي مردان شوند. بسياري از اين بانوان بي سواد بودند. بنابراين شما خانم ها كه به علوم اسلامي آگاهيد نيروي بسياري داريد ومي توانيد سبب هدايت بسياري از افراد شويد، به شرط آن كه خالصانه از اهل بيت عليهم السلام ياري بخواهيد واز سرمايه عمر به بهترين نحو استفاده كنيد.
 
5 ـ دو مسأله از واجبات است كه متأسفانه اين موارد در ميان خانم ها كمتر ديده مي شود. يكي مسأله ي اصول دين و ديگري فراگيري احكام واجبات و محرمات است؛ يعني واجب است كه خانم ها خودشان اصول دين را با علم و اعتقاد فرا گرفته و به ديگران نيز بياموزند.
فراگيري احكام مستحبات و مكروهات واجب نيست بلكه دانستن و عمل به آن ها يك فضيلت است اما فراگيري احكام واجب و حرام دين لازم و ضروري است.
طبق قرآن كريم بر پا كردن دين مبين بر تمام مؤمنان واجب است و هر كسي بايد سعي كند تا محيط سالمي را به وجود آورد تا دين خدا در آن برپا شود.
 
4 ـ دو عمل است كه اگر بانوان به اين دو بپردازند بسياري از مشكلات آينده آنها كاسته و گرفتاريهايشان را از بين مي برد كه اين دو عمل يكي داشتن حسن خلق است و ديگري خدمت رساندن به بندگان خدا.
حسن خلق داشتن يعني اين كه انسان تصميم بگيرد با همه اطرافيان خود همچون همسر، فرزندان و خانواده و همسايه خوش اخلاق و مهربان باشد و اين را نيز بداند كه هر كار سختي كه انسان بر انجام آن تصميم بگيرد يا انجام و يا نزديك به انجام مي شود زيرا انسان از هر قدرتي برتر و بالاتر است.
خدمت به مردم گره گشايي از امور خلق الله است انسان در هر حدي كه مي تواند بايد سعي كند تا گره از كار ديگران بگشايد و مشكلات آن ها را برطرف كند.
امام حسين عليه السلام به حرّ بن يزيد رياحي و سپاهش در عين آنكه به جنگ او آمده بودند و دشمن ايشان بودند آب دادند و حتي اسبانشان را نيز سيراب كردند در حالي كه حضرت مي دانستند و به علم امامت يقين داشتند كه به جز حرّ كه توبه مي كند و باز مي گردد كس ديگري باز نخواهد گشت.
 
3 ـ اميرمومنان علي عليه السلام فرمودند: «المرء حيث وضع نفسه» اين مطلب از كلام حضرت استفاده مي شود كه بسياري از مردم آمدند و رفتند ولي نام آنان در تاريخ ثبت شده است ولي بعضي ديگر هيچ ذكري و اسمي از آنها وجود ندارد و اين دليل است كه انسان خود تاريخ خود را رقم مي زند .
براي نمونه از كساني كه براي خود تاريخي ساختند بانويي است به كنيه «أم أسود» كه از اصحاب امام محمد باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام بود، اين بانو از ابتدا جزء محبين و مواليان اهل بيت عليهم السلام نبوده و پدري داشته به نام (أعين) كه از منحرفين بود و با همين اعتقاد فوت كرد و همچنين جدي داشته بنام (سنسن) كه از رهبران نصاري بود و با نصرانيت خود فوت كرد. ولي اين بانوي محترمه بر راه حق هدايت شد و موفق شد كه ده نفر از برادرانش را هدايت كند كه آنان نيزاز بهترين اصحاب ائمه اطهار عليهم السلام شدند كه بسياري از روايات از طريق آنها به دستمان رسيده كه از جمله آنها زرارة بن اعين – حمدان بن اعين – بكير بن اعين مي باشند. ساختن تاريخ براي خويش امري است كه باپيگيري سه امرامكان پذير است :
1. اخلاص: بر انسان است كه هدف عملش را فقط خداي عزوجل قرار دهد. كسي كه عمل خود را مخلصانه قرار داد مورد توجه اهل البيت عليهم السلام قرار مي گيرد و اين باعث افزايش در توفيقات است.
2. علم: علم همراه مهر و تواضع راه شاملي است براي رسيدن به هدف، كه هر چه انسان علمش بيشتر باشد بيشتر مي تواند خدمت و ارشاد كند و از بهترين اصحاب اهل بيت عليهم السلام بشود و به جايي برسد كه امام عليه السلام بفرمايد: يا زرارة انت منا اهل البيت.
3. فداكاري و ايثار: انسان براي نشر علوم اهل بيت عليهم السلام بايد فداكاري كند و اگر در اين طريق مقداري از وقت و فكر و خورد و خوراك و لباس را نگذاريم نمي توان به هدف رسيد بلكه احتياج به فداكاري و ايثار تمام وقت، فكر و... است.
هر يك از بانوان اگر اين سه صفت را در وجود خود جمع كنند در آينده مي توانند ان شاءالله از بهترين اصحاب اهل بيت عليهم السلام قرار بگيرند و نامشان در تاريخ جاودان گردد.
 
2 ـ سعي شما بايد بر اين باشد كه به عنوان يك بانويِ عضو خانواده در هر موقعيت فاميلي قرار داريد با يكديگر قهر نكنيد و بدانيد دوري جستن از اين خصلت ناپسند هر قدر هم مشكل باشد به همان نسبت اهميت دارد.
توجه داشته باشيد كه قهر كردن اين رفتار ناپسند نتيجه ي وسوسه ي شيطان است كه در صورت اختلاف سليقه رخ مي دهد، لذا بايد خود را از وسوسه شيطان دور كرده و در بروز ناراحتي و آزردگي خونسردي خود را حفظ كنيد و با يكديگر قهر نكنيد كه چنين امري به قطع رحم مي انجامد و از گناهان كبيره است و چنان كه در روايات آمده است، اعمال نيك و حسنات را نابود مي كند، لذا نبايد به آن بي توجه بود و بايد دستور اسلام و فرموده ي خداي متعال را در اين مورد مدّ نظر قرار داد. روشن باشد كه از يكديگر جدا شدن قطع رحم نيست، اما قهر كردن قطع رحم است از اين رو به هيچ وجه نبايد قهر كرد.
با مادر شوهر يا عروس كه رحم نيستند نيز نبايد قهر كرد كه در اين صورت نيز قهر كردن كاري نكوهيده و بسيار بد است، قرآن كريم و حديث شريف در صدها مورد بر بدي اين كار تأكيد كرده اند. بنابراين تأكيد مي شود كه براي حفظ ايمان و اعمال نيك خود تصميم بگيريد كه با احدي قهر نكنيد، بي تفاوت كه با آن فرد يا افراد همخانه باشيد يا دور از يكديگر زندگي مي كنيد، همكار هستيد يا همكلاسي و جز آن.
در صدها روايت از حضرات معصومين عليهم السلام هشدارهايي سخت نسبت به قهر و گسستن پيوند، به ويژه اگر با خويشاوندان باشد آمده است. لذا اگر شما مادر، دختر يا هر عضو ديگري از خانواده هستيد سعي كنيد بهترين فرد آن خانواده باشيد و اين، امري است شدني و ممكن و كاري است امكان پذير و خواستن توانستن است. اين امر زماني تحقق مي يابد و خواهيد توانست بهترين عضو خانواده باشيد كه اگر يكي از اعضاي خانواده با شما قهر يا بدي كرد، شما مانند او عمل نكنيد و در جواب بد گفتن او خاموش باشيد و بدانيد كه چنين واكنشي نه تنها ذلت نيست، بلكه افتخار است، چراكه عمل به يك دستور آسماني است.
اگر خداي ناكرده موردي پيش آمد كه شخصي با شما قهر كرد يا رفتاري بد با شما داشت، شما پيشقدم شده به هر وسيله اي كه در اختيار است با وي تماس گرفته ارتباط خويشاوندي را برقرار كنيد. در روايت آمده است كه در روز قيامت از جمله افرادي كه زودتر به بهشت مي روند، آناني هستند كه براي برقراري ارتباط خويشاوندي زودتر پا پيش نهاده باشند. اين سعادت دنيا و آخرت را بايد با تصميم خود براي خودتان فراهم كنيد، هرچند سخت باشد، اما با زير پا گذاشتن غرور ممكن است.
 
1 ـ اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام در بخشي از وصيت خود در آخرين لحظات عمر شريفشان فرمودند: «ولا تتركوا الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر؛ و امر به معروف و نهي از منكر را ترك و رها نكنيد» و در ادامه ي اين سخن مي فرمايند: «فيولي عليكم شراركم، ثم تدعون فلا يستجاب لكم؛ و در آن صورت اشرار و بدترين تان بر شما چيره خواهند شد، آن گاه دعا مي كنيد ولي دعايتان مستجاب نمي شود».
مخاطبان اين فرمايش، شما بانوان گرامي هستيد و مبادا آن را ناديده انگاريد و ترك كنيد. شما مي توانيد پدر، مادر، فرزندان، خويشاوندان، همسايگان، غريبه ها و همكاران را در مجالس امر به معروف كنيد و از منكر باز داريد. آنچه نبايد فراموش شود اين است كه انسان خود بايد ابتدا به آموزه ي ياد شده عمل كند، بدين معنا كه واجبات و مستحبات را انجام دهد و از محرمات دوري كند، سپس به ديگران منتقل كند.
هر چند انسان به انجام تكاليف واجب و ترك محرمات مكلف است اما بدان معنا نيست كه اگر خود به آن پايبند نباشد به ديگران هم نبايد امر و نهي كند، خير اين گونه نيست و علماي اسلام نيز بر اين مسأله اجماع دارند.
مهم ترين معروف، مسائل اعتقادي و اعتقادات است، مانند: توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد كه هر كدام تفاصيلي دارد و جان سخن اين كه عقايد زير بناي اسلام است و بدترين منكر، فساد عقيده در توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد است، زيرا فساد در اصول دين فساد در زيرساخت اعتقاد بوده كه مرتبه اول را دارد و مراتب بعدي آن احكام، اخلاق، مستحبات و مكروهات است.
حال ممكن است هر يك از شما خانم هاي ارجمند، در جمع يكصد نفري، هزار نفري و حتي ميليوني امر به معروف و نهي از منكر كنيد و يك يا چند تن بپذيرند، و حتي ممكن است احدي نپذيرد مهم اين است كه شما انجام وظيفه و اتمام حجت كرده ايد و در روز قيامت معترض نداريد كه به خدا بگويد: اين خانم همسايه ي من بود و مي دانست، اما نگفت و راهنمايي ام نكرد.
امروزه از پديده ي ماهواره، شبكه هاي فراواني براي دنيا برنامه پخش مي كنند و البته از اين پديده سوء استفاده ي فراواني شده، ضلالت و گمراهي، فسق و فجور ترويج مي كنند. با اين حساب ميلياردها انسان بزرگ و كوچك، زن و مرد با تفاوت موقعيت علمي و اجتماعي نيازمند امر به معروف و نهي از منكر هستند تا پايه هاي اعتقاداتشان استواري و راستي يابد و اين، بر همه واجب و البته واجب كفايي است، و اگر فردي اين واجب را ترك كند مرتكب حرام شده است.



صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی خبرخوان
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG