بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين

در روايتى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) آمده است :
«إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَين(عليه السلام)حَرارَةً في قُلوبِ المؤْمِنينَ لا تَبْرُدُ أبَداً;(2) شهادت امام حسين(عليه السلام)سوزوگدازى در دل هاى مؤمنان برجاى نهاده كه هيچ گاه به سردى نمى گرايد».
هر جسم گرمى منبع حرارتى دارد كه از آن گرما مى گيرد و به محض دورشدن از آن، دماى جسم تدريجا كاهش مى يابد. اگر به ظرفى كه روى آتش قرار دارد دست بزنيم، دست مان مى سوزد، ولى به محض خاموش شدن آتش، دماى ظرف رو به كاهش مى نهدتا جايى كه پس از گذشت اندك زمانى به سادگى مى توانيم ظرف را در دست بگيريم، بدون آن كه آسيبى ببينيم. از دست دادن عزيزان و نزديكان براى همه جان سوز و با رنج بسيار همراه است. كسى كه داغ عزيزى را مى بيند در روزهاى اول، ضربه بزرگى را تحمل مى كند و چه بسا از حالت طبيعى خارج شده، دچار اختلال شود، غذا نخورد و حتى نخوابد، اما با گذشت هفته ها و ماه ها گَرد فراموشى بر اين مصيبت مى نشيند و كم كم التيام مى يابد. سوزناك ترين مصيبت ها و جان كاه ترين سوگ ها در لابه لاى پيچ و خم زندگى روزمره از ياد مى روند و به خاطره تبديل مى گردند.
در اين ميان تنها يك سوگ است كه هيچ گاه در درازناى زمان از يادها نمى رود و فروغ آن هرگز به خاموشى نمى گرايد. همه ساله چند روز مانده به ماه محرم، كوى و برزن جامه سياه مى پوشد و مردمان در تكاپوى برپا كردن خيمه عزاى امام حسين(عليه السلام) مى افتند و دل هاى همگان حال و هواى ديگرى پيدا مى كند و شور حسينى و سوز عاشورايى چون آتشى از زير خاكستر سر بر مى كشد و شعله مى گيرد.
از روايت گذشته برمى آيد كه اين سوز و حرارت از ويژگى هاى اهل ايمان است، زيرا در آن نيامده است: «در دل انسان ها» يا «در دل مردم». از اين روى شور و حال حسينى كه در دل هاى مؤمنان آشيانه دارد، به درجات ايمان وابسته است و به نسبت آن كم و زياد مى شود و هر مؤمن و دوستدار اهل بيت(عليهم السلام) آن را در وجود خود مى يابد. اين مصيبت عظيم، در حدود 1400 سال پيش رخ داد، ولى حرارت آن هم چنان در جان هاى مؤمنان جاى دارد.
در روايت آمده حضرت زهرا(عليها السلام) در ماه محرم جامه اى را كه سيدالشهدا(عليه السلام) هنگام شهادت به تن داشتند، در فضا مى آويزد و بدين ترتيب سوگ و اندوه را تجديد مى كند. اين مسلماً در شمار امور غيبى است كه چشم ما آن را نمى بيند، ولى فراموش نكنيم كه آثار امور ناديدنى و نشنيدنى به مراتب بيش از ديدنى هاست. عقل انسان نيز ناديدنى است، ولى آثار بسيار دارد كه بر آن دلالت مى كند. پيراهن آغشته به خونِ فرزند رسول خدا نيز ـ هر چند قادر به ديدن آن نباشيم ـ حقيقتى ثابت و قطعى است و اندوهى كه در هستى مى پراكند و در دل هاى مؤمنان ايجاد مى كند انكارناپذير است.


(1). اين مجموعه تلفيقى از دو سخنرانى مى باشد.
(2). مستدرك الوسائل، ج 10، ص 318، حديث 12084.