بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين

درآمد

در آستانه ی ماه محرم الحرام، و در شامگاه روز چهارشنبه 23 ماه ذی الحجة الحرام 1436ق (15/7/1394)، گردهمايی سالانه ی مبلغان و طلاب علوم دينی، با بيانات ارزشمند مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيت الله العظمی حاج سيد صادق حسينی شيرازی دام ظله در شهر علم و فقاهت قم و در بيت معظم له برگزار شد.
در اين گردهمايی جمع کثيری از علما و فضلا و مبلغان حوزه های علميه از سراسر کشور و بعضی ديگر از کشورهای اسلامی و غيراسلامی أيضاً حضور داشتند.

اصحاب را بشناسيم

در روايت آمده است:
«الإسلام محمدي الوجود، و حسينـي البقاء؛ اسلام رهاورد حضرت محمد صلی الله علیه وآله بوده و ماندگاری اش به [سبب فداکاری] امام حسين عليه السلام است».
اسلام به وسيله پيامبر اکرم صلی الله علیه وآله وجود خارجی و تحقق يافت، اما از آن جا که حضرت احديت اين جهان را جايگاه امتحان مقرر داشت و اين که همگان بايد از بوته ی امتحان برآيند، عده ای نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله رفته اظهار مسلمانی کردند، ولی نفاق می ورزيدند و به حقيقت، ايمان نياورده بودند.
عده ای از اصحاب آن حضرت منافق بودند، چنان که در قرآن کريم چند جا به منافق بودن شماری از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله اشاره شده و حتی سوره ای به همين نام (المنافقون) در قرآن کريم وجود دارد. در اين سوره خدای متعال خطاب به پيامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمايد:
«هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ؛(1) آنها تنها دشمنان واقعی تو هستند از آنان برحذر باش، خداوند آنها را بکشد».
اين بخش سه کلمه ای از آيه ی قرآن کريم چنان تند و قاطع است که مانند آن را در قرآن کمتر می توان يافت و حتی شايد بی مانند است. بنا به فرموده ی قرآن کريم کفار در دشمنی به پايه ی منافقان نمی رسند، چراکه عبارت: «هُمُ الْعَدُوُّ؛ آنها تنها دشمنان واقعی تو هستند» افاده ی حصر می کند و در ادامه ی آيه می فرمايد:
«فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ؛ از آنان برحذر باش، خداوند آنها را بکشد».
چنان که بنابر امتحان بود اين جماعت نفاق زده بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله ميدان دار شدند و مردم را که به فرموده ی قرآن کريم:
«أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ؛ بيشترشان خردورزی نمی کنند»
و به فرموده ی اميرالمؤمنين عليه السلام غالب آنان «همج رعاء؛ بی ثبات و پيرو هر بانگ برآورنده ای» هستند از مسير حق دور و منحرف کردند و اين روند از ديرباز تا به امروز بوده و هست. اين ها به نام اسلام چيزی را پياده کردند که نمی توان آن را حتی کفر خواند، بلکه بايد بدتر از کفر دانست. مطلبی را برای جهانيان از طبقه ی دانشمندان و فرهيختگان تا ديگر لايه های اجتماعی می گويم و آن اين است که تاريخ را با دقت و تأمل مطالعه کنند.

اوج ستمكارى

فرعون ها و نمرودها و شدادها و حتی ابوسفيان ها و ابوجهل ها در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله قوانين ظالمانه داشتند و البته ظلم هايی بسيار هم کردند، ولی ظلم آنان به پايه ی ظلم کسانی که به نام اسلام حکومت کردند، همانند بنی اميه، بنی مروان و بنی عباس نمی رسد. حاکمان کفر هرگز در چند روز بيش از سی هزار مرد و زن و کودک را سر نبريدند و آتش نزدند، اما چنان که در منابع تاريخی عامه و خاصه آمده است، معاويه که خود را خليفه ی مسلمانان می خواند و به نام اسلام حکومت می کرد در چند روز بيش از سی هزار نفر از مسلمانان شيعه را با فجيع ترين جنايات نابود کرد.
«عمر بن عبدالعزيز»(2) حاکم مروانی می گويد: «اگر در روز قيامت پيروان تمام اديان، ستمکاران دين خود را بياورند و مسلمانان فقط حجاج را بياورند دست بالا را دارند.(3) به راستی حجاج که بود؟ او نماينده ی ـ باصطلاح ـ خليفه ی مسلمانان، يعنی عبدالملک بن مروان بود که به نام اسلام حکومت می کرد و پر واضح است که ظاهرِ مسلمانی را رعايت کرده، نماز می خواند، روزه می گرفت و به حج می رفت. ديگر خلفای قبل و بعد از او نيز همين گونه عمل می کردند، اما بی پروا به نام اسلام ظلم می کردند.
در صدد بازگويی تاريخ نيستم، چراکه علما و فضلای اهل تحقيق، بر تاريخ کم و بيش مسلط هستند، بلکه هدف از بيان اين نکات تاريخی آن است که کسانی که اين مطالب را خواهند خواند بدانند که اسلام اين جماعت ظالم و پيروانشان تا به امروز، اسلام حقيقی که پيامبر اکرم صلی الله علیه وآله آن را آورده است نيست. لذا علما برای نجات جهان از ستم هايی که گريبان تمام مردم حتی آن هايی که در جهان غربی که خود، آن را آزاد و مهد آزادی می دانند اقدام کنند و حقيقت اسلام اصيل را برای آنان بيان کنيد. فرهيختگان و دانش پژوهان نيز با مطالعه ی تاريخ برای آينده ی جهانيان راه چاره ای بينديشند، البته هرکس در حدّ توان خود و اميدواريم که خدای متعال با حکمت بالغه ی خود عنايتی استثنايی کرده، در فرج بقية الله حضرت مهدی موعود تعجيل فرمايد تا تمام مشکلات جامعه ی بشری حل شود.
روشن باشد که زمان ظهور بر همگان پوشيده است و کسی نمی داند اين رخداد رهايی بخش چه هنگامی به وقوع خواهد پيوست.

راويان دين ستيز

امروز صدها ميليون مسلمان از کتاب هايی استفاده می کنند که مسائل شرعیِ آن به گفته ی خالد بن وليد، هارون الرشيد، متوکل عباسی و امثال آنان استناد می کند. بايد به اطلاع جهانيان رساند که اسلام اينان با اسلام رسول اکرم صلی الله علیه وآله بسيار.. بسيار.. متفاوت و در تضاد است، فراتر اين که اسلامشان نه تنها اسلام نبود، بلکه از کفر و عمل کفار هم بدتر بود.
ماندگاری اسلام به قيمت ريخته شدن خون حضرت سيدالشهدا عليه السلام بود. درباره ی اهميت و ارزش خون آن حضرت همين بس که خون حضرت امام حسين عليه السلام از خون هفت ميليارد جمعيت فعلی جهان و اولين و آخرين انسانها، به جز حضرات معصومين عليهم السلام بالاتر و برتر است، بدين معنا که اگر خون تمام انسان های همه ی تاريخ ريخته شود باز به پای خون امام حسين عليه السلام نخواهد رسيد.(4) جان سخن اين که به اقتضای حکمت الهی، اسلام می بايست از پيرايه ها پاکسازی می شد و اين امر تنها با به شهادت رسيدن و ريخته شدن خون حضرت سيدالشهدا عليه السلام ممکن بود آن هم با آن شرايط؛ خونی که ارجمندتر و ارزشمندتر از آن وجود نداشت.
در روايت آمده است که پس از پرواز روح حضرت سيدالشهدا عليه السلام به عالم بالا، فرشتگان دچار لرزشی شدند که تا روز قيامت ادامه خواهد داشت.(5) غالباً ديده يا شنيده ايم که خبر ناگوار، انسان را برای چند روز دچار آشفتگی روحی می کند. با اين وصف، ريخته شدن خون امام حسين عليه السلام چه اندازه سنگين بود و فرشتگان چه ديدند که تا روز قيامت از شدت ناراحتی بر خود می لرزند.
بايد توجه داشت، نمازی که می خوانيم و اعتقاداتی که داريم و نيز فضايل اخلاقی که از آن برخورداريم تماماً مديون خون حضرت سيدالشهدا عليه السلام هستيم، چراکه آن حضرت با جانبازی خود اسلام واقعی را جان و ماندگاری بخشيد. ديگر هدف امام حسين عليه السلام از آن راهی که انتخاب کردند اين بود که اسلام اصيل را به تمام جهانيان تا آخرين نفر برسانند و البته برای پذيرش آن الزامی نيست، چه اين که قرآن کريم می فرمايد:
«فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ؛(6) هرکس می خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود) و هرکس می خواهد کافر گردد».

مسئوليت همگانى

بنا به اين آموزه ی رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرمودند:
«كلكم راع وكلكم مسئول عن رعيته؛ همگی تان سرپرستانيد و همگی تان نسبت به زيردستان مسئوليد»
ترديدی نيست که رساندن آموزه های اسلام اصيل که خون امام حسين عليه السلام آن را نجات داد و آبياری کرد وظيفه ی علما و حوزه های علميه است و از آن جا که روحانيون توانمندی بيشتری در اين زمينه دارند وظيفه شان سنگين تر است. فرهيختگان و فرهنگيان نيز در اين زمينه مسئوليتی سنگين دارند که اسلام اصيل را به جهانيان بشناسانند تا همگی دريابند که اسلام، اسلام رسول خدا، اسلام اميرالمؤمنين، اسلام امام حسين و اسلام ساير معصومان عليهم السلام است، نه اسلام يزيد و معاويه تا از اين رهگذر برای همگان روشن شود که اسلام اصيل ارمغان خون امام حسين عليه السلام برای جهانيان است.
مسلم اين است که همه ی دنيا زبان عربی و فارسی را نمی دانند، لذا بايد در اين راه از تمام امکانات و تا آنجا که در توان باشد برای اين هدف که به عنوان وظيفه به ما محول شده است استفاده کرد.
به عنوان مثال دو کتابِ «الهدی إلی دين المصطفی» و «الرحلة المدرسية أو المدرسة السيارة» نوشته ی علامه جليل القدر شيخ محمد جواد بلاغی قدس سره به تمام زبان ها ترجمه شود و در اختيار جمعيت دنيا قرار گيرد، حتماً موج جمعيت به سوی مذهب و مکتب اهل بيت عليهم السلام به حرکت درخواهد آمد. علامه محمد جواد بلاغی در اين آثار خود جنگ های رسول خدا صلی الله علیه وآله را ذکر و ثابت کرده است که هيچ يک از جنگ های رسول خدا صلی الله علیه وآله ابتدائی نبوده، بلکه تماماً دفاعی بوده است. اين را بايد به اطلاع جهانيان رساند تا اسلام رسول خدا صلی الله علیه وآله را بشناسند و اسلام معاويه ها را دليل و راهنمای به سوی اسلام ندانند؛ هموکه در طی چند روز بيش از سی هزار زن و مرد و خردسال و سالخورده را کشت و آتش زد.(7) متأسفانه امروز بيش از آن که اسلام اصيل رسول خدا صلی الله علیه وآله و اهل بيت شناخته شود، اسلام معاويه ها و حجاج ها و... مطرح است. به عنوان مثال در زمانی که اسلام حجاج حاکم بود، عطيه تحت تعقيب حجاج قرار گرفت و سالها آواره ی سرزمين ها بود و کسانش از زنده يا مرده اش خبری نداشتند و سرانجام نيروهای حجاج او را در اطراف شيراز پيدا کردند و به دست زندانبان و شکنجه گر سپردند.
متأسفانه امروزه جهانيان چندان شناختی از اسلام اصيل حسينی ندارند و آنچه می شناسند اسلام سفاکان است و لذا از اسلام گريزانند.

جلوه اى از اسلام اصيل

شرکت کنندگان در جنگ حنين که خود را از اصحاب پيامبر صلی الله علیه وآله می دانستند، هشت هزار نفر بودند که هفت هزار و نهصد و چند نفرشان فرار کردند و جنگ با دفاع جانانه ی اميرالمؤمنين عليه السلام و رهبری رسول خدا صلی الله علیه وآله و با نتيجه ی پيروزی مسلمانان پايان يافت. غنايم را گرد آوردند تا تقسيم کنند. رسول مکرم اسلام در ميان جمع برخاستند و يک رشته کرک از کوهان يک شترِ غنيمتی را کنده، به مردم نشان دادند و فرمودند: «مسلمانان، من از اين غنائم اين رشته کرک را حق ندارم».
چنان که در روايت آمده است عده ای از مسلمانان چيزهايی که اضافه برده بودند به حضرتش بازگرداندند. امام حسين عليه السلام برای حفظ اين اسلام شهيد شدند. اگر اين داستان و هزاران مانند آن را به جهانيان برسانيم تحول بزرگی در کل جهان درپی خواهد داشت و البته بايد اين اسلام و آموزه هايش و نيز اهداف مقدس امام حسين عليه السلام که همان اهداف اسلام اصيل است به همگان برسد.
البته بايد به گونه ای عمل و رفتار شود که مردم جهانيان به راستگويی ما اطمينان حاصل کنند و تبليغ ما «البلاغ المبين» باشد، چراکه به نام اسلام در سراسر جهان دروغ های بی شماری گفته شده است. زمانی در يکی از روزنامه های رسمی داخلی تيتر کردند «چهار هزار دروغ و زير آن نوشتند: فلان مسئول چهار هزار دروغ گفته است».
پس، برای ابلاغ و انجام درست مأموريت، رفتارمان بايد به گونه ای باشد که صداقتمان برای جهانيان محرز باشد.
مطلبی بايسته ی بيان است که باز هم به جنگ حنين ارتباط دارد. در اين جنگ نمونه هايی وجود دارد که بسيار جالب است و بايد به دنيا عرضه شود؛ نمونه هايی که در هيچ برهه ی تاريخی مانندی نداشته و ندارد و پيروان هيچ يک از اديان مانند آن را سراغ ندارند. همه ی افراد گسيل شده برای دفاع در جنگ حنين، جز اميرالمؤمنين عليه السلام و اندک افرادی گريختند. در مقابل، مشرکانِ شرکت کننده در جنگ بر ضد رسول خدا صلی الله علیه وآله و مسلمانان، بنا به نقل کتاب شريف بحارالانوار بيست و چهار هزار نفر سر تا پا مسلح بودند.(8)
چنان که در روايات و منابع تاريخی شيعه و عامه و حتی غيرمسلمانان آمده است، پيامبر مکرم اسلام از آن همه غنايم به دست آمده حتی يک گوسفند برای خود برنداشتند و تمام آنچه که به دست مسلمانان افتاد ميان آن ها تقسيم کردند. يک تن از فراريان که اوضاع را مناسب ديده بود بازگشت تا از غنائم به دست آمده سهم و بهره ای بگيرد. اين فرد در مقابل پيامبر صلی الله علیه وآله ايستاد و گستاخانه جمله ای زشت و ناروا به آن حضرت گفت. اصحاب از ايشان اجازه خواستند تا او را مجازات و به قتل برسانند، ولی آن حضرت اجازه ندادند.
از نظر اسلام اين حق را داشتند، ولی از آن استفاده نکردند، هرچند در اسلام حکم قتل بسيار بسيار کم است حتی از جنبه ی نظامی اين حق محفوظ بود. در جهان امروز و در غرب که داعيه ی آزادی دارد به کمتر از اين مورد عکس العمل شديدی نشان می دهد.
حضرت رسول صلی الله علیه وآله در برخورد با فرد فراری از جبهه ی جنگ که برگشته بود تا سهم خواهی کند هيچ برخوردی نکردند، بلکه همان طور که بايد برای جهانيان الگو باشند رفتاری کاملاً انسانی با وی داشته، او را با جمله ی «من نه يک شتر، نه يک گاو و نه حتی يک گوسفند برای خود برنداشتم»(9) پاسخ دادند.
ممکن است که سهم او را نيز داده باشند و او بيشتر می خواسته است. حداقل اينکه می توانستند مقابله به مثل کرده، گستاخی او را با جمله ای مشابه پاسخ دهند و از نظر قرآن کريم چنين چيزی حق هر فردی است، آن جا که می فرمايد:
«فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ؛(10) و (به طور کلی) هر که به شما تعدی کرد، شما هم حق داريد مقابل به مثل نموده و همانند آن با او رفتار کنيد!».
از اين موارد بسيار وجود دارد که بايد آن را به دنيا معرفی کرد و حال که اين دين ماندگاری اش مديون جانفشانی امام حسين عليه السلام است، نبايد بگذاريم هدف امام حسين عليه السلام پايمال شود و بايد وظيفه ی خود را در اين مقام انجام دهيم. در اين زمينه داشتن اخلاقِ خوب ضرورت دارد و بايد به رسول خدا صلی الله علیه وآله اقتدا کنيم، چنان که قرآن کريم بدان دستور داده، می فرمايد:
«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛(11) برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نيکوئی بود»
دقت کنيم که مبادا افراد ضعيف الايمان به سبب ما از اسلام زده و گريزان شوند.
نمی دانم که در آن جنگ، رسول خدا صلی الله علیه وآله چيزی از غنايم به اميرالمؤمنين عليه السلام دادند يا نه، اما آن قدر هست که اميرالمؤمنين عليه السلام گاهی در خطبه ها و بيانات خود در مقام بيان زحمات رسول خدا صلی الله علیه وآله می پرداختند، چنان که در خصال و غيره(12) نيز آمده است. آن حضرت می فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه وآله از وضع داخل خانه ی ما مطلع بودند، ولی به همه، پول و مال می دادند، اما به ما نمی دادند.
پر واضح است که اميرالمؤمنين عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله عليها نيازی نداشتند، اما رفتار رسول خدا صلی الله علیه وآله با نزديکان خود، آموزه ای است جهانی.
مرجع عاليقدر ادامه دادند: خطاب من به فرهيختگان و دانش آموختگان جهان از هر دين و مذهب که باشند و نيز مسلمانان ساکن کشورهای غير اسلامی، هيئت های اسلامی، متوليان مساجد، حسينيه ها، جمعيت های اسلامی، مؤسسه های فرهنگی و جز آن است که آنچه در تاريخ درباره ی اسلام اصيل ـ که پايندگی اش به سبب فداکاری امام حسين عليه السلام است ـ در منابع تاريخی آمده است بايد به جهانيان برسانيد تا دنيا با شيوه حکومت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام آشنا شود.
امروزه با وجود اين همه منابع خدادادی زيرزمينی، اما همه روزه شاهد مرگ بسياری از مردم به سبب گرسنگی هستيم، در حالی که در هيچ منبع تاريخی، حتی آثاری که از سوی دشمنان و مخالفان رسول خدا صلی الله علیه وآله و اميرالمؤمنين عليه السلام نوشته شده است يک مورد مرگ مسلمان يا غيرمسلمانی در حکومت ده ساله ی رسول خدا و پنج ساله ی اميرالمؤمنين عليه السلام که بر اثر گرسنگی مرده باشد ثبت نشده است. گفتنی است که اميرالمؤمنين عليه السلام بر گستره ای به وسعت پنجاه کشور امروزی حکومت می کردند. در مقابل می بينيم که در حکومت قبل، يک صحابی جليل القدری مثل جناب ابوذر غفاری از گرسنگی جان سپرد.(13)
وجود اين همه گرسنه در دنيا از چه حکايت دارد؟ چرا بيشترين ستم ها در کشورهای اسلامی روا داشته می شود؟ هر روز ميان دو کشور اسلامی يا در ميان مردم يک کشور اسلامی آتش جنگ برافروخته شده، جان هزاران انسان بی گناه گرفته می شود.

نابسامانىِ كشورهاى اسلامى

از زمان کودتای جمال عبدالناصر در مصر در سال 1952 ميلادی ـ 1372 قمری که رخ داد تا به امروز در کشورهای اسلامی کودتا شده و خونريزی درپی داشته است. دو کشور همسايه و مسلمان درگير جنگ شده و می شوند. غربی ها مسلمانان را به جان يکديگر می اندازند و مسلمانان بازی خورده تاوان آن را می دهند و پس از پايان يافتن جنگ يا حاکم شدن آتش بس، انبوه بيوه زنان و يتيمان و ويرانه ها برجای می ماند و هيچ کس جز ويرانی و کشتار، حاصلی نداشته است.
در يکی از کشورهای اسلامیِ 50ـ40 سال قبل، طی ده سال نُه بار در آن کودتا شده و کشته و زخمی و معلول و خرابی های فراوانی بر جای نهاده است. متأسفانه امروزه اين اسلام را به جهان معرفی می کنند؛ اسلامی سراسر خونريزی و خشونت و ويرانی، و غربی های جنگ افروز در آسايش و رفاه زندگی می کنند.
جان سخن اين که ما بايد اسلام اصيل محمدی را که امام حسين عليه السلام جاودانگی و ماندگاری اش بخشيد به جهانيان معرفی کنيم. در سيزده و نيم قرن امکاناتی برای رساندن اسلام اصيل و بی پيرايه به جهانيان وجود نداشت، اما امروزه با وجود تمام امکانات و آزادی نسبی در سراسر جهان، بايد اسلام سراسر رحمت محمدی و حسينی را در دنيا بگسترانيم تا:
«لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ؛(14) تا برای مردم بر خدا حجتی باقی نماند (و بر همه اتمام حجت شود)».
همان طور که قرآن کريم و درپی آن رسول خدا صلی الله علیه وآله در خطبه ی غديريه خطابِ «يَا أَيُّهَا النَّاسُ؛ ای مردم» سر داده اند، مخاطبان ما نيز بايد مردم حدود دويست کشور جهان باشند، چراکه غدير برای تمام مردم است. تنها ايران و عراق مخاطب ما نيست، بلکه بايد جهان را دربرگيرد. نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله به سران امپراتوری های آن روز نامه نوشتند و آنان را به پذيرش اسلام فراخواندند، اما هرگز اجبار در کار نبود، چنان که قرآن کريم می فرمايد:
«لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ؛(15) در قبول دين، اکراهی نيست».
همان طور که بيان شد در اروپا و نيمی از آفريقا و شايد 80 درصد کشورهای جهان، يعنی کشورهای غيراسلامی از آزادی نسبی برخوردار است، از اين رو بايد از فرصت، برای نشر اسلام که محمدي الوجود و حسيني البقاء است کوشيد.

همت بايد

در اين راستا لازم است از فناوری جديد رسانه ی تصويری استفاده کرد و ندای اسلامِ سرتاسر حقيقت را به جای جای اين دنيا رساند.
چندی قبل آماری ارائه شد که بر پايه ی آن دوازده هزار شبکه ی تلويزيونی ماهواره ای در جهانی با جمعيت هفت ميليارد نفری فعاليت دارد. اگر سهم شيعيان از اين جمعيت را ده درصد بدانيم بايد 1200 شبکه ی فعال ماهواره ای داشته باشيم.
حالا بايد ديد که مشکل کار چيست؟ ممکن است تصور شود که برای تحقق اين کار افرادی با دارايی بسيار بايد دست به کار شده، چنين امکاناتی برای شيعيان فراهم آورند، ولی اصل و اساس، اين نيست، بلکه بايد خود دست به کار شويم و اگر مالی و پولی نداريم قرض کنيم. توجه داشته باشيم که رسول خدا صلی الله علیه وآله، اميرالمؤمنين عليه السلام و ديگر پيشوايان معصوم عليهم السلام برای رفع نياز مالی ديگران همين کار را می کردند. حاج شيخ عبدالکريم حائری، مؤسس حوزه ی علميه ی قم با دست خالی و از طريق گرفتن قرض حوزه هايی در سراسر کشور تأسيس کردند.
مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهانی قدس سره تا آخر عمر خانه نداشت و مدتی خانواده ی ايشان در مسجد سهله زندگی می کردند، اما او صدها مدرسه و حسينيه در عراق، ايران، پاکستان و ديگر جاها ساخت.
ايشان فقط در نجف اشرف صدها خانه برای فقرا خريد. يکی از آنان برايم نقل کرد که مرحوم اصفهانی از من پرسيد: خانه ی شخصی داری؟
گفتم: نه. او يک بسته پول به من داد و فرمود: با اين پول خانه بخريد.
مرحوم ميرزا محمد تقی شيرازی، رهبر انقلاب و قيام مردم عراق بر ضد اشغالگران انگليس نيز خانه ی شخصی نداشت تا شهيد شد.
يکی از شاگردان مرحوم حاج شيخ عبدالکريم حائری برايم نقل کرد که روزی شيخ را پريشان احوال ديدم و چون علتش را پرسيدم، گفت: به علت عدم توان در ادای بدهی، ديگر کسی به من قرض هم نمی دهد. اين بدان معناست که او تا وقتی که می توانسته برای حل مشکلات مردم و جامعه قرض می کرده است.
اينان رفتار اهل بيت عليهم السلام در اين زمينه را الگوی خود قرار دادند. حال که اين امکانات وجود دارد بايد همت کرد و آبرو گرو گذاشت و حتی با قرض کردن اين بار سنگين امانت الهی را به مقصد رساند. بدانيم که غالب مؤسسه ها و مساجدی که در عراق و ايران وجود دارد با همت مردم کم درآمد و از طبقه ی ضعيف جامعه ساخته شده است، بدين معنا که اندک پولی که داشتند يا اين که آبرو گرو گذاشتند و مبالغی جمع و در نهايت مسجد و مؤسسه ی مورد نظر ساخته شد و به بهره برداری رسيد.
مرحوم آيت الله العظمی بروجردی قدس سره تنها در تهران چهارصد مسجد احداث يا تعمير و بازسازی کردند. گفته می شود ايشان از درآمدشان از محل ملک موروثی زندگیِ خود را می گذراندند.
پس، جوانان، بزرگترها همه و همه بايد هرچه در توان دارند در اين راه و برای رساندن اسلام که محمدي الوجود و حسيني البقاء است به جهان و جهانيان به کار گيرند. روشن است که اين کار سختی و زحمت دارد، اما نزد خدا محفوظ است و بدانيم که بزرگانی چون علامه بحرالعلوم کتابی را برای چاپ با تمام سختی های موجود در روزگار خود، به هندوستان می فرستادند و چند نسخه ای از آن چاپ می شد تا در حدّ توان، اسلام پيراسته از هر کژی و نادرستی را به مردم معرفی کنند.
بنابراين تحمل در اين راه، امری شايسته و بايسته است که نبايد از آن غافل شد و کوتاهی در اين قضيه از ما پذيرفته نخواهد بود.
اميدوارم بيش از پيش در دو ماه محرم و صفر و فرصت های پيش رو در زمينه ی تأسيس و راه اندازی شبکه های ماهواره ای شيعی و تهيه ی برنامه های پربار که به معرفی اسلامِ محمدي الوجود وحسيني البقاء به جهانيان کمک کند و اسلام واقعی را که در اهل بيت عليهم السلام تبلور يافته گسترش دهد، موفق باشيد.
وصلى اللّه على محمد وآله الطاهرين

زيارت امام حسين عليه السلام در روز اربعين

اَلسَّلامُ عَلى وَلِيِّ اللهِ وَحَبيبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى خَليلِ اللهِ وَنَجيبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى صَفِيِّ اللهِ وَابْنِ صَفِيِّهِ اَلسَّلامُ عَلى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهيدِ، اَلسَّلامُ على أسيرِ الْكُرُباتِ وَقَتيلِ الْعَبَراتِ، اَللّـهُمَّ إنّي أشْهَدُ اَنَّهُ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ وَصَفِيُّكَ وَابْنُ صَفِيِّكَ الْفائـــِزُ بِكَرامَتِكَ، أكْرَمْتَهُ بِالشَّهـــادَةِ وَحَبَوْتـــَهُ بِالسَّعادَةِ، وَاَجْتَبَيْتَهُ بِطيبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السادَة ِ، وَقائِداً مِنَ الْقادَةِ، وَذائِداً مِنْ الْذادَةِ، وَأعْطَيْتَهُ مَواريثَ الأنْبِياءِ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الأوْصِياءِ، فَأعْذَرَ فىِ الدُّعاءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ، وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ، وَقَدْ تَوازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيا وَباعَ حَظَّهُ بِالأرْذَلِ الأدْنى، وَشَرى آخِرَتَهُ بِالَّثمَنِ الأوْكَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فِي هَواهُ، وَأسْخَطَكَ وَأسْخَطَ نَبِيَّكَ، وَأطاعَ مِنْ عِبادِكَ أهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الأوْزارِ الْمُسْتَوْجِبينَ النّارَفَجاهَدَهُمْ فيكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فِي طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبيحَ حَريمُهُ، اَللّـهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبيلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أليما، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الأوْصِياءِ، أشْهَدُ اَنَّكَ اَمينُ اللهِ وَابْنُ اَمينِهِ، عِشْتَ سَعيداً وَمَضَيْتَ حَميداً وَمُتَّ فَقيداً مَظْلُوماً شَهيداً، وَأشْهَدُ أنَّ اللهِ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ، وَمُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ، وَأشْهَدُ أنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللهِ وَجاهَدْتَ فِي سَبيلِهِ حَتّى أتاكَ الْيَقينُ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ، وَلَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ، اَللّـهُمَّ إنّي أُشْهِدُكَ أنّي وَلِيٌّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ بِأبي أنْتَ وَأُمّي يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الأصْلابِ الشّامِخَةِ وَالأرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِيابِها، وأَشْهَد أَنَّكَ مِنْ دَعائِمِ الدّينِ وأَرْكانِ الْمُسْلِمينَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنينَ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ الإمامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهادِي الْمَهْدِيُّ، وَاَشْهَدُ اَنَّ الأئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَأعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى، وَالْحُجَّةُ على أهْلِ الدُّنْيا، وأَشْهَدُ أنّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِيابِكُمْ، مُوقِنٌ بِشَرايِعِ ديني وَخَواتيمِ عَمَلي، وَقَلْبي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَأمْري لأمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى يَأذَنَ اللهِ لَكُمْ، فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُـــمْ صَلَواتُ اللــهِ عَلَيْكُــمْ وَعلى أرْواحِكُمْ وَأجْسادِكُمْ وَشاهِدِكُمْ وَغائِبِكُمْ وَظاهِرِكُمْ وَباطِنكُمْ آمينَ رَبَّ الْعالِمينَ.


1. سوره منافقون، آيه 4.
2. عمر بن عبدالعزيز بن مروان بن الحکم.
3. البداية والنهاية، ج9، ص139.
4. کامل الزيارات، ص135، حديث157.
5. کامل الزيارات، ص154، حديث190.
6. سوره کهف، آيه 29.
7. اعيان الشيعة، ج1، ص115.
8. بحارالانوار، ج41، ص66.
9. بحارالانوار، ج21، ص164.
10. سوره بقره، آيه 194.
11. سوره احزاب، آيه 21.
12. «کان الناس في الکر والفرار والشبع والری، واللباس والوطاء والدثار و نحن أهل بيت محمد (صلی الله علیه وآله) لا سقوف لبيوتنا، ولا أبواب ولا ستور إلا الجرائد، وما أشبهها ولا وطاء لنا ولا دثار علينا، يتداول الثوب الواحد في الصلاة أکثرنا، ونطوی الليالی والايام عامتنا، وربما أتانا الشئ مما أفاءه الله علينا وصيره لنا خاصة دون غيرنا ونحن علی ما وصفت من حالنا فيؤثر به رسول الله (صلی الله علیه وآله) أرباب النعم والاموال تألفا منه لهم؛ در حالی که مردم در آمد و شد و سير و سيراب بودند و تن پوش و زيرانداز و روانداز داشتند، ما خاندان پيامبر صلی الله علیه وآله خانه های مان سقف و درب و پرده ای جز شاخه های نخل نداشت و بالاانداز و زيراندازی نداشتيم و بيشتر ما برای گزاردن نماز تنها يک پيراهن داشتيم و روزها و سال ها را [به همين منوال] سپری می کرديم. و اگر چيزی از آنچه خدای متعال به ما اختصاص داده به ما می رسيد، با توصيفی که بيان شد، رسول خدا صلی الله علیه وآله از سر مهربانی، برخورداران را مقدم می داشتند»(الخصال، ص373 و374).
13. «فأصاب أبا ذر وابنته الجوع وماتت أهله فقالت ابنته أصابنا الجوع وبقينا ثلاثة أيام لم نأکل شيئاً... فلما مات مددت الکساء علی وجهه ثم قعدت علی طريق العراق، فجاء نفر فقلت لهم يا معشر المسلمين هذا أبو ذر صاحب رسول الله صلی الله علیه وآله قد توفی!؛ ابوذر و دخترش سخت گرسنه شدند و همسرش از دنيا رفت. دختر ابوذر می گويد: سه روز غذايی برای خوردن نداشتيم و گرسنه بوديم. چون پدرم مُرد پارچه ای بر روی بدنش انداختم و کنار مسير عراق نشستم. چند تن سر رسيدند و به آنان گفتم: ای جماعت مسلمانان، اين ابوذر، دوست رسول خدا صلی الله علیه وآله است که جان سپرده است»(اعيان الشيعة، ج4، ص242).
14. سوره نساء، آيه 165.
15. سوره بقره، آيه 256.