بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين

نامه اى از امام صادق (عليه السلام) در كتاب هاى كافى(1)، وافى و بحارالانوار(2) آمده است كه توصيه هاى بسيار مهمى براى شيعيان در بر دارد. مرحوم كلينى اين رساله را با سه سند ذكر كرده و علامه مجلسى هر سه سند را معتبر دانسته است.
«عن أبي عبدالله انه كتب بهذه الرسالة إلى أصحابه و أمرهم بمدارَستها، و النظر فيها، و تعاهدِها، والعمل بها».
آن امام هُمام قبل از پرداختن به متن نامه چهار دستور در مورد اين نامه به شيعيان مى دهند، كه عبارتند از: مدارست، نظر، تعاهد، و عمل.
«مدارست»، يعنى براى يكديگر خواندن؛ «نظر» در اين جا به معناى تأمل در يكايك كلمات و انديشيدن در آن است؛ «تعاهد» يعنى تكرار و تجديد عهد كردن و معناى «عمل» هم معلوم است.
آرى، امام (عليه السلام) به شيعيان سفارش مى كنند كه مطالب اين رساله را بارها براى خود و ديگران بخوانند و در آن تأمل نمايند و بدان عمل كنند. نكات مذكور در اين نامه شريفه به قدرى مهم است كه رهبر شيعيان اين چنين بر حفظ و تكرار و خواندن و عمل به آن تأكيد مى كنند. شيعيان آن زمان نيز در برابر اين توصيه ها چنين كردند:
«فكانوا يضعونها في مساجد بيوتهم، فإذا فرغوا من الصلاة نظروا فيها؛ رونوشت نامه امام را در نمازخانه منزل هاى خود قرار مى دادند و وقتى از نماز فارغ مى شدند در مضامين آن تأمل مى كردند».
براساس سفارش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مستحب است كه در خانه جايى به عنوان نمازخانه معين شود. ائمه اطهار اين مسئله را رعايت مى كرده اند؛ به عنوان مثال، در روايات و تاريخ آمده است هنگام ضربت خوردن حضرت امير (عليه السلام) ايشان را به مصلاى منزلشان انتقال دادند و اين مى رساند كه آن حضرت در خانه خويش، جايى را بدين منظور اختصاص داده بوده اند. در آن روزگار، شيعيان نيز با تأسى به پيشوايان خود، در خانه هايشان جايى را به عنوان نمازخانه تعيين مى كردند. اهميّت نامه امام صادق (عليه السلام)براى آنها به اندازه اى بود كه على رغم كمبود قلم و كاغذ در آن روزگار، نسخه اى از اين نامه را در نمازخانه مى نهادند و بعد از نماز آن را مطالعه مى كردند و اين چنين با دل و جان از امر مولاى خويش اطاعت مى كردند.
اميد است ما هم كه پيرو آن امام هُمام هستيم بتوانيم به سفارش هاى حضرتش عمل كنيم.


(1). كافى ، ج 8 ، ص 2.
(2). بحارالانوار ، ج 75 ، ص 210.