بسم الله الرّحمن الرّحيم
عظم الله أجورنا وأجوركم بمصابنا بالحسين صلوات الله عليه
وجعلنا واياكم من الطالبين بثاره مع وليه الإمام المهدي صلوات الله عليه وعجل في فرجه الشريف(1)

از خداي متعال مي خواهم خدمات همه عزاداران سيدالشهدا عليه السلام را به بهترين وجه بپذيرد. ما عاشوراي امسال زنده بوديم ولي معلوم نيست در عاشوراي آينده چه كسي توفيق خدمتگزاري مي يابد و چه كسي نزد مولايش مي رود و پاداش خدمات خود را دريافت مي دارد. در سال هاي گذشته مرحوم اخوي آيت الله العظمي سيد محمد شيرازي و نيز مرحوم اخوي زاده مرحوم آيت الله سيد محمد رضا شيرازي اعلي الله درجاتهما بارها در چنين مجالسي حضور مي يافتند ولي امروزه در ميان ما نيستند. آنها و ديگر خادمان سيدالشهدا هر قدر در راه اقامه شعائر حسيني كوشش و رنج و ترس را به جان خريدند امروزه در كنار مولايشان خشنود و خرسندند. در روايت آمده است كه يكي از ياران امام صادق عليه السلام به ايشان عرضه داشت: دلم هواي زيارت بارگاه پدرت [حضرت سيدالشهدا عليه السلام] را مي كند و[لي] وقتي به زيارت مي روم تا موقعي كه بازمي گردم دلم از ترس سلطان و خبرچينان و مأموران در تب و تاب و ترسان است. حضرت به او فرمودند: آيا دوست نداري خدا ببيند كه به خاطر ما ترسيده اي؟ آيا نمي داني هر كه براي ما بترسد خدا او را در سايه عرش خود جاي مي دهد و حسين عليه السلام در زير عرش هم سخنِ او خواهد بود و خدا او را از هراس هاي قيامت ايمن مي دارد. مردم در آن روز دچار بيم مي شوند ولي او باكي ندارد و اگر هراسناك شود فرشتگان او را آرام مي كنند و دلش به مژده آرامش مي يابد.

گام هاي راستين

در فقره آخر زيارت عاشورا ـ كه حديث صحيح قدسي است و به واسطه معصومان عليهم السلام از سوي خدا به دست ما رسيده آمده است: «وَأجْعَلْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ،وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ، الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ؛ خدايا براي من نزد خود قدم صدقي با حسين و يارانش قرار ده؛ همان كساني كه خون قلبشان را فداي امام حسين كردند». و خود را جلو انداختند تا امام حسين زودتر كشته نشوند.
تعبير «قدم صدق» در اين جا شايسته تأمل فراوان است. قدم به همان معناي گام و قدم فارسي است ولي قدم راست يا قدم راستين چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ مگر قدم انسان راست و دروغ دارد؟ پاسخ اين سؤال مثبت است. قدم از اين جهت مثل لسان و لسان صدق است كه در قرآن از آن سخن رفته است. خداي متعال از زبان ابراهيم عليه وعلي نبينا وآله السلام مي فرمايد: «وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ؛(2) [پروردگارا،] براي من در ميان امت هاي آينده، زبان صدق و آوازه نيكي قرار ده». زبان انسان همان طور كه ممكن است راست بگويد، ممكن است گاهي به گفتار دروغ بچرخد. به همين سان، «قدم صدق» هم داريم و بهترين شاهد آن خود قرآن كريم است كه مي فرمايد: «وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ؛(3) به كساني كه ايمان آورده اند بشارت ده كه نزد پروردگارشان قدم صدق [ومنزلتي راستين] دارند». اين معنا در متون روايي و دعاها و زيارات نيز بارها آمده است؛ براي نمونه در دعاي روز غدير مي خوانيم: «واجعل لنا قدم صدق مع المتقين؛(4) [پروردگارا] برايم به همراه پرهيزگاران قدم صدقي ثبت و ضبط بفرما».
«قدم» در چنين مواردي كنايه از «اقدام» است. چنان كه مي دانيم همه اقدام ها با «قدم» و حركت و رفتن آغاز مي شود؛ مثلا كسي كه قصد اقامه شعائر حسيني دارد از جا بر مي خيزد، در مجلس عزاي حضرت سيدالشهدا عليه السلام شركت مي كند، منبري دعوت مي كند، در هيئت ها حضور مي يابد، حسينيه مي سازد، كمك و تشويق مي كند و... . از آن جا كه همه اقدام ها با «قدم» نخست آغاز مي شود، قدم در كلام فصيح كنايه از اقدام است.
اين كلمه در فقره پاياني زيارت عاشورا نيز آمده است. كسي كه زيارت عاشورا مي خواند در پايان زيارت و در حالت سجده ازدرگاه باري تعالي قدم صدق مي طلبد. و مي گويد: خداي چنان كن كه اين زيارت و اقدامِ من «راست» باشد. مگر كسي كه زيارت عاشورا را با آن همه لعن و سلام و تعابير والا مي خواند و امام را با چنان تعابير ژرفي زيارت مي كند، اقدام نيكويي انجام نداده است؟ شخصي در چنين مقام چرا بايد به سجده برود و از خدا بخواهد اين اقدام او را اقدامي راستين ثبت و ضبط بفرمايد؟ مگر ممكن است چنين كاري «راست» نباشد؟ اساساً راست نبودن چنين اقدامي چگونه متصور است؟
در پاسخ اين پرسش ها بايد گفت: چرا كه نه. زهير بن القين رضوان الله عليه با امام حسين عليه السلام به كربلا آمد. بيش از هزار تن ديگر نيز مثل زهير بن القين با حضرت به كربلا آمدند. آنها هم همان اقدامي را انجام دادند كه جناب زهير بن القين كرد، و درست در همان راهي قدم نهادند كه زهير نهاد. ولي قدم آنان بر خلاف قدم راستين او، «قدم كذب» بود؛ چون همه آنان شب عاشورا امام را تنها گذاشتند. اگر قدم آنان، قدم صدق بود مانند زهير در كنار امام خود مي ماندند و سعادت دنيا و آخرت را براي خود مي خريدند.
در اين زيارت شخص از خدا مي خواهد او را از كساني قرار ندهد كه براي امام حسين عليه السلام قدم هاي دروغين برداشته اند. همان كساني كه كار را به پايان نرساندند و در نهايت به اشكال تراشي در عزاداري، يا مبارزه با عزاداران پرداختند. چنين كساني هر چند ابتدا در مسير درستي بودند و اقداماتي داشتند ولي قدم ها و اقداماتشان دروغ بوده است. دليل دروغ بودن اقداماتشان عاقبت آنان است. اين افراد تحت شرايط خاصي از ادامه راه بازماندند و مسير خود را عوض كردند. اگر اقدامات آنان راستين بود، چنين نمي شد و همان مسير صحيح را ادامه مي دادند. برخي از افراد در طول تاريخ براي امام حسين عليه السلام اقدامات به ظاهر خوبي انجام دادند و شعائر حسيني را تشويق كردند و در راه گسترش عزاداري قدم برداشتند و حتي بعضا خود نيز در اقامه عزا شركت مي جستند ولي بعدها به مخالفت با عزاداران و كارشكني در شعائر پرداختند.
برخي از افراد مسن نقل مي كنند كه پهلوي اول در ابتداي به دست گرفتن قدرت، عزاداري ها و دسته جات را تشويق مي كرد و خود شخصاً در دسته جات عزاداري شركت مي كرد. بنده شايد عكس حضور او را در دسته عزاداري عاشورا در حالي كه به پيشاني خود گِل ماليده بود در روزنامه هاي گذشته ديده باشم. اما اين كار او مصداق قدم صدق نبود چون پس از سال ها تشويق عزاداري ها و مشاركت در شعائر، راه خود را عوض كرد و نه تنها در عزاداري ها شركت نكرد بلكه به مبارزه با شعائر حسيني پرداخت. او همه انواع عزاداري را ممنوع اعلام كرد و اقامه كنندگان شعائر را مورد مؤاخذه، شكنجه و حبس قرار داد و عزاداران را در تنگناي شديدي قرار داد.
نقل مي كنند در آن زمان برگزاري مجالس عزاداري با محدوديت هاي شديدي از سوي دولت مواجه بود و اگر مأموران دولتي از برگزاري مجلس روضه اي با خبر مي شدند جريمه سنگيني از سخنران و صاحب مجلس مي ستاندند و بقيه شركت كنندگان را هم به مبالغ كم تري جريمه مي كردند و چه بسا پروانه كسب افراد را باطل مي كردند. از همين روست كه بايد از خدا بخواهيم خدمت ها، سوگواري ها و اقدامات ما را در نزد خود قدم راستين قرار دهد و ما را در اين راه ثبات قدم بخشد.
بنده اگر زمان پهلوي اول را درست به ياد نياورم ولي ابتداي بر سر كار آمدنِ حزب بعث را در عراق به خوبي به ياد دارم. در سال 1368 ميلادي وقتي بعثي ها براي بار دوم بر عراق مسلط شدند.(5) آنها در ابتداي كار تا يكي دو سال تمام عزاداري ها را آزاد گذاشتند و حتي نقل شد كه برخي از مسئولان بلندپايه آنان شخصا در مراسم عزاداري شركت مي كردند ولي بعدها يكي يكي شروع به ممانعت از عزاداري ها كردند و كا را به جايي رساندند كه اگر كسي پياده به زيارت حضرت سيدالشهدا عليه السلام مي رفت او را مي كشتند و هزاران نفر را بدين شكل به قتل رساندند.

در خانه او منبر نرو!

در حدود صد سال پيش يا بيشتر در عراق خطيب توانايي به نام سيد صالح حلي مي زيست كه از شاگردان مرحوم سيد محمد كاظم يزدي بود و مي گفتند مجتهد است. او خطيب نام آوري بود و در شهرهاي مختلف براي سخنراني و منبر دعوت مي شد. از جمله يكي از تجار معروف در يكي از شهرهاي عراق هر سال او را دعوت مي كرد. يك سال آن تاجر به عادت سالانه او را براي منبر دعوت كرد ولي با كمال تعجب مشاهده كرد كه سيدصالح حلي از پذيرفتن دعوت او عذرخواهي مي كند. گفت: اگر مسئله پول در ميان است من مشكلي ندارم و اگر وقت نداريد مي توانم زمان مجلس روضه را هر ساعت از شب يا روز كه وقت داشته باشيد تغيير دهم. اما سيد صالح هم چنان عذر خواست و هر قدر آن تاجر اصرار كرد سودي نبخشيد. علت را كه جويا شد، سيد صالح حتي حاضر نشد دليل نيامدنش را هم بگويد. صاحب عزا كه شايد از حرف مردم هم مي ترسيد و خوف آن داشت كه آبرويش برود افرادي را واسطه قرار داد تا از سيد صالح بخواهند امسال هم مثل سال هاي گذشته در منزل آن بازاري منبر برود.
اما اين كار هم فايده اي نداشت. لذا آن بازاري دست به دامان استاد او يعني سيد محمد كاظم يزدي شد و از او خواست پادرمياني كند. مرحوم صاحب عروه، آن خطيب را خواست و گفت: شما هر سال در منزل فلان بازاري منبر مي رفته ايد ولي امسال از اين كار عذر خواسته ايد. عرض كرد. بله گفت: چرا؟ مرحوم سيد صالح اين جا هم از اين كه علت نرفتن را بگويد عذر خواست و گفت: شما استاد من هستيد. بنده دست شما را مي بوسم، ولي از من نخواهيد علت را بگويم. چند سالي بنده در منزل ايشان خدمتگزار سيدالشهدا عليه السلام بودم، چند سال هم شخص ديگري اين خدمت را انجام دهد. مرحوم صاحب عروه به او فرمودند: من به تو امر مي كنم در خانه او روضه بخواني. سيد صالح عرض كرد: به روي چشم، ولي حال كه امر فرموديد و كار به اين جا رسيد علت را مي گويم. ولي دوست ندارم ديگران بدانند. بنده خودِ آقا سيدالشهدا عليه السلام را در عالم خواب(6) ديدم كه به من فرمودند: سيد صالح! در خانه اين شخص منبر نرو! عرضه داشتم به روي چشم، ولي اگر صلاح مي دانيد علتش را هم بيان بفرماييد. حضرت فرمودند: خداي متعال ثروت بسياري به اين شخص عنايت كرده است ولي او با من مثل گدا رفتار مي كند [آن بازاري با اين كه توان مالي بسياري داشت ولي در تهيه مايحتاج مجلس عزداري هميشه در پي اجناس ارزان بود و مثلا ارزان ترين و بي كيفيت ترين انواع برنج و روغن و... را براي مجلس روضه خريداري مي كرد]. مرحوم صاحب عروه با شنيدن اين سخن منقلب شد و فرمود: حال كه چنين است من دستور خود را پس گرفتم. در خانه او منبر نرو.
اين نكته را فراموش نكنيم كه در دستگاه سيدالشهدا عليه السلام هر كس بايد به اندازه توش و توان خود گام بردارد و از هر كس به اندازه توان او انتظار مي رود. ممكن است كسي براي مجلس روضه خانگي اش برنج نيم دانه و لاشه تهيه كند و حضرت سيدالشهدا عليه السلام همان را از او به بهترين نحو بپذيرد و ثبت فرمايد؛ چرا كه بيش از اين مقدار از او برآورده نيست و قدرت ندارد. اصلاً ممكن است جواني همين مقدار هم قدرت نداشته باشد و نتواند مجلس سوگواري برگزار كند ولي اين توان را دارد كه ديگران را به اين مهم تشويق كند و از زبان و ديگر نعمت هاي خداداد خود در راه امام حسين عليه السلام استفاده كند.

ضرورت تأسيس رسانه هاي حسيني

اما از افرادي كه مكنت و توان بيشتري دارند انتظار بيشتري مي رود. كساني كه توان خدمت بيشتر دارند بايد از نعمت هايي كه خدا در اختيارشان نهاده بهتر و بيشتر در راه امام حسين عليه السلام استفاده كنند. ممكن است كسي به تنهايي يا با كمك افراد ديگر بتواند يك ماهواره ويژه به نام امام حسين عليه السلام بزند كه شب و روز به زبان هاي گوناگون درباره آن حضرت برنامه پخش كند. شايد كسي اين توان را نداشته باشد ولي بتواند هزينه چنين كارهايي را از افراد خير جمع آوري كند، دست به تشويق ديگران بزند، و نيروها و افراد را مديريت كند. خدا مي داند امروز به چه نام ها و تحت چه عناويني كه اين جا نمي خواهم ذكر كنم هزاران شبكه ماهواره اي مشغول گمراه كردن مردم و دروغ پراكني هستند و مردم را عليه اهل بيت عليهم السلام و ضد امام حسين عليه السلام و ضد حضرت زهرا سلام الله عليها شستشوي مغزي مي دهند. چقدر شايسته است كه يك شبكه ماهواره اي به نام نامي حضرت سيدالشهدا عليه السلام و به همت مؤمنان راه اندازي شود و تمام نقاط جهان را با نام و برنامه ها و آموزه ها و شعائر حسيني پوشش دهد. اين كار شايد يك شبه و به دست يك تن انجام پذير نباشد، ولي اگر مؤمنان همت كنند مي توانيم اميدوار باشيم كه إن شاءالله در سال آينده شاهد حضور دست كم يك شبكه ماهواره اي به نام امام حسين عليه السلام باشيم. بنده اين پيشنهاد را به برخي از افراد كه تصور مي كردم قدرت اين كار را دارند، دادم ولي تا كنون متأسفانه شاهد اين پديده مبارك نبوده ايم. در اين ميان كساني كه قدرت مالي بيشتري دارند مسئوليت سنگين تري متوجه آنان است. حتي افراد ضعيف تر يا جواناني كه هيچ چيز ندارند ولي خدا به آنان زبان و بيان و همت داده است بايد در اين راه تلاش نمايند. مگر انبيا و مراجع تقليد چگونه عمل مي كردند؟ آنها نيز ثروت چنداني در دست نداشتند و ديگران را با زبان تشويق به خير مي كردند.

شعائر حسيني و فرهنگ سازي

يكي از فوائد تشكيل اين شبكه ماهواره اي فرهنگ سازي در زمينه شعائر حسيني است. شعائر حسيني نياز به تلاش فرهنگي و فرهنگ سازي دارد.
در زمان پهلوي اول در كشور ايران روز عاشورا تعطيل رسمي نبود، در آن روز ادارات باز بود و كسي كه مغازه اش را مي بست مرتكب جرم شده بود. اما امروزه علاوه بر ايران نقاطي از جهان در روز عاشورا تعطيل رسمي است كه ربع جمعيت زمين را در خود جاي داده است. يكي از اين كشورها هند است كه به گفته خودشان بيش از هشتاد درصد جمعيتِ يك ميليارديِ اين كشور بت پرست هستند و نشان هايي كه روي پرچم و پول رايج آنان قرار دارد آشكارا گوياي همين معناست. عده شيعيان هند كم تر از ده درصد است. يعني كساني كه در هند امام حسين عليه السلام را امام معصوم مي دانند اقليتي زير ده درصد را تشكيل مي دهند. ولي با اين حال بيش از پنجاه سال است كه روز عاشورا در هند تعطيل رسمي است. معني اين سخن اين است كه در ميان اين جمعيت يك ميلياردي، حتي گاوپرستان و بت پرستان و ستاره پرستان هم مشمول اين تعطيلي هستند و در روز عاشورا دست از كار مي كشند.
چنين چيزي نتيجه فرهنگ سازي است و با اقدامات فرهنگي و رسانه اي است كه مي توانيم شاهد چنين اقدامات مباركي باشيم.
اساساً امام حسين عليه السلام فقط به شيعيان تعلق ندارد در چهار گوشه جهان بسيارند كساني كه مسلمان هستند و حتي خدا را هم معصوم نمي دانند(!) اما امام حسين عليه السلام را به عنوان نوه پيغمبر، امامزاده، انسان بزرگ و شخصيت والا قبول دارند. و كتاب هاي بسياري درباره ايشان نوشته اند و احاديث بسياري از ايشان نقل كرده اند.
شايد مقام امام حسين عليه السلام در نزد اين گروه چيزي در حدود مقام حضرت اباالفضل العباس عليه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها در نزد ما باشد. به هر حال اين افراد امام حسين عليه السلام را دوست دارند. ولي با اين حال مشاهده مي كنيم كه متأسفانه روز عاشورا در بسياري از كشورهاي اسلامي تعطيل رسمي نيست. چنين كاري نيازمند همت و فرهنگ سازي است. وقتي علاوه بر مجالس عاشوراي شهرهاي قم، تهران، مشهد، عراق و هند، سوگواري هاي مردم استراليا و افريقا و امريكا و نواحي قطب و كافران هند به وسيله يك شبكه ماهواره اي به مردم دنيا نشان داده شود تأثير بسياري در اين زمينه دارد و موجب تحول فرهنگي مي شود.
چه بسيار كافراني كه در چهار گوشه جهان براي امام حسين عليه السلام روضه مي گيرند، سوگواري مي كنند، شعر مي سرايند و كتاب چاپ مي كنند. كساني كه از هند آمده اند بارها گفته اند حتي شاعران كافر براي امام حسين عليه السلام شعر مي سرايند و ديوان شعر چاپ مي كنند. اين ها نتيجه فرهنگ سازي است. آيا امام حسين عليه السلام نبايد يك شبكه مستقل ماهواره اي داشته باشد؟ اگر جوانان شيعه آستين همت بالا نزنند ديگران اين كار را خواهند كرد و اين افتخار به نام آنان ثبت خواهد شد؛ زيرا كفار هم از آن حضرت استفاده مي كنند و چه بسيار كليميان و مسيحياني كه طي تاريخ در پرتو شمس وجود سيدالشهدا عليه السلام مسلمان و شيعه شده اند.

اراده تكويني خداي متعال و گسترش شعائر حسيني

اين تصميم تكويني خداست كه شعائر حسيني به رغم ممانعت ها روز به روز گسترش يابد. خداي متعال مشيت فرموده است كه خورشيد بتابد، ماه نور بيفشاند، و زمين جاذبه داشته باشد، ماه و خورشيد چاره اي جز تابيدن ندارند و كره زمين نمي تواند جاذبه نداشته باشد. درست به همين سان خداي متعال مشيت فرموده است كه دستگاه سيدالشهدا عليه السلام به رغم ممانعت ها و كارشكني ها روز به روز گسترش يابد و اين وعده تكويني و قطعي خداست كه هيچ كس قادر به تغيير آن نيست.
رسول خدا فرمودند: «وليجتهدن أئمة الكفر وأشياع الضلالة في محوه و تطميسه، فلا يزداد أثره إلا ظهوراً وأمره إلا علواً؛ هر قدر ائمه كفر و پيروان ضلالت در زدودن و از بين بردن نشانه هاي [كربلا] بكوشند روز به روز اثر آن پديدارتر و نام آن بلند آوازه تر مي شود». حضرت در اين جا فقط نفرموده اند اين تلاش هاي نافرجام سودي ندارد بلكه فرموده اند نتيجه عكس دارد و باعث گسترش و افزايش بيش از پيش آن مي شود. تا پنجاه سال قبل شعائر حسيني فقط در ايران و عراق و هند و نقاطي از خاورميانه وجود داشت. اما امروزه در كنار كاخ سفيد و كاخ كرملين، و مناطق نزديك قطب به زبان هاي مختلف عزاداري حضرت اقامه مي شود و روز به روز رو به گسترش است.
نكته اينجاست كه زمامداراني كه مانع اقامه شعائر حسيني مي شوند در كلام رسول خدا «ائمه كفر» نام گرفته اند. پس پهلوي اول كه خود را مسلمان و شيعه مي دانست از ائمه كفر بود. صدام نيز خود را كليمي يا مسيحي نمي دانست و دم از مسلماني مي زد ولي طبق فرمايش رسول خدا صلي الله عليه وآله چون در پي زدودن آثار سيدالشهدا عليه السلام بود از پيشوايان كفر است، هر چند خود را مسلمان مي ناميد.

اصحاب امام حسين عليه السلام

در اين فقره پر معني از زيارت عاشورا از خدا مي خواهيم در نزد خود برايمان قدمي صدقي با امام حسين عليه السلام و ياران امام حسين عليه السلام منظور دارد؛ همان كساني كه خود را فدا كردند تا حضرت اندكي ديرتر به شهادت برسد خداي متعال در اين فقره مي توانست به همين بسنده كند كه بگويد: «وَأجْعَلْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ» آيا همين كافي نبود؟ معلوم مي شود از نظر خدا اين كافي نيست. لذا علاوه بر امام حسين عليه السلام، ياران فداكاراشان را هم ياد كرده و همراهي با آنان را هم لازم مي داند. يعني بايد از خدا بخواهيم برايمان قدم صدقي با حسين و ياران حسين كه درود خدا بر آنان باد مقدر فرمايد.
امام حسين عليه السلام دو دسته اصحاب داشتند: يك عده كه ايشان را تنها گذاشتند و عده انگشت شمار ديگري كه تا پاي جان در كنار ايشان ايستادند و به فوز عظيم شهادت دست يافتند. اين كار آنان به قدري مهم است كه خداي متعال از آن ياد مي كند و مي فرمايد: «بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ».
امام حسين عليه السلام به اصحاب بزرگوارشان فرموده بودند كه اين جماعت فقط با من كار دارند و مرا مي خواهند. لذا هر يك از شما كه با من بماند قطعاً كشته خواهد شد. آن رادمردان با اين كه يقين داشتند امام حسين كشته مي شوند و اگر در كنار حضرت بمانند قطعاً كشته مي شوند در ركاب ايشان ماندند و جانفشاني كردند. به واقع آنها جانشان را فداي حضرت كردند تا ايشان چند ساعتي ديرتر به شهادت برسد و دمي بيشتر بماند.
مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم درباره به تأخير انداختن شهادت امام حسين عليه السلام فرموده بودند«يك قطره از خون كساني چون اباالفضل العباس و علي اكبر عليهما السلام از عالمي با ارزش تر است ولي ارزش آن را دارد كه ريخته شود تا شهادت امام را به تأخير اندازد؛ چرا كه يك لحظه از لحظات عمر شريف امام حسين عليه السلام از خلقت بالاتر است».
اقدام اين افراد به راستي قدم صدق بود و ما بايد از خدا توفيق همراهي با آنان را بخواهيم و هيچ وقت كار پهلوي اول يا مأمون عباسي را انجام ندهيم. مأمون هم در ابتدا زيارت قبر اباعبدالله الحسين عليه السلام را آزاد اعلام نمود ولي بعدها جلو اين كار را گرفت.
اراده تكويني خدا بر اين تعلق گرفته است كه نام و ياد حضرت سيدالشهدا عليه السلام به رغم همه ممانعت ها و كارشكني ها روز به روز بلندآوازه تر شود. اين مشيت الهي است و كسي نمي تواند مانع آن شود. مهم آن است كه در اين ميانه ما بكوشيم در اين قافله باشيم و به جمع ياران حضرت سيدالشهدا عليه السلام بپيونديم و چنين چيزي را صادقانه از خدا بخواهيم.

مشكلات وهابي ها

يكي ديگر از فوائد ايجاد يك شبكه مستقل ماهواره اي با موضوع امام حسين عليه السلام اين است كه موجب كاهش مشكلات وهابي ها مي شود. بسياري از وهابي ها ـ به ويژه جوانان وهابي ـ شستشوي مغزي شده اند و به جاي آن كه نداي حق و حقيقت به گوششان برسد تحت تبليغات مسموم دشمنان اهل بيت عليهم السلام قرار گرفته اند. لذا در صورت گفتگو و مواجهه صحيح، تسليم حقيقت مي شوند، هم چنان كه امروزه بسياري از جوانان وهابي به آيين زندگي بخش تشيع گراييده اند. البته اين مقدار كم است و در صورت فرهنگ سازي، آهنگ گرايش جوانان حقيقت جو به تشيع افزون تر خواهد شد.
وهابي ها بين صد تا دويست سال پيش چندين بار به كربلا و نجف يورش بردند و حرم هاي مطهر را ويران كردند. تنها در يك يورش پنج هزار را در كربلا كشتند. مگر شهر كربلا در صد و اندي سال پيش چند تن سكنه داشته است كه وهابي ها پنج هزار تن از آنان را قتل عام كرده اند؟ كافي است به كتاب شهداء الفضيلة نوشته مرحوم علامه اميني مراجعه كنيد و ببينيد چه عالمان بزرگواري در اين جنايات به دست وهابي ها به شهادت رسيده اند.
وهابي ها چرا چنين كردند و دست به اين جنايات زدند؟ آنها معتقدند گنبد و بارگاه در زمان پيغمبر نبوده و بدعت است. در حقيقت مشكل آنان يك مشكل علمي و فكري است و از بي سوادي آنان ناشي مي شود. اما ما نبايد مثل آنان بي سواد باشيم. براي روشن شدن موضوع ذكر يك مسئله علمي لازم است:
ما در مسائل علمي يك «عام» داريم و يك «خاص». وقتي پدر كسي به او بگويد: «اين غذا را ميان مردم تقسيم كن» و بعدها اضافه كند كه «به فلاني و فلاني غذا نده» جمله اول «عام» و جمله دوم «خاص» است. در اين مثال پسر بايد به همه غذا بدهد جز كساني كه پدر استثنا كرده است. يعني به اصطلاح خاص، عام را كنار مي زند. اما گاهي عام به قدري قوي است كه خاص را كنار مي زند.
آنها در كتاب هايشان از قول رسول خدا صلي الله عليه وآله آورده اند كه وقتي كسي را به خاك مي سپاريد قبر او را بيش از چهار انگشت بالا نياوريد. اين حديث يك بحث علمي گسترده اي را ايجاد كرده است مبني بر اين كه آيا منظور پيغمبر چهار انگشت بسته بوده است يا چهار انگشت باز؟ به عبارت ديگر آيا جايز است ارتفاع قبر را بيش از چهار انگشت بسته ولي كم تر از چهار انگشت باز بالا بياوريم يا خير. اين مسئله در كتاب هاي فقهي مثل حدائق، مستند، جواهر الكلام، موسوعه الفقه و ... آمده و ما نيز مانند آنان رواياتي در اين زمينه داريم. آنها مي گويند چرا قبر امام حسين عليه السلام بايد ضريح دو متري و گلدسته بيست متري داشته باشد. بايد آن را هم مثل بقيع خراب كنيم و حداكثر چهار انگشت قرار دهيم و جلو بدعت شما شيعيان را بگيريم.
در پاسخ به اين شبهه ساده انديشانه وهابيان مي گوييم: خداي متعال در قرآن كريم فرموده است: «وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ؛(7) هر كس شعائر الهي را بزرگ بدارد اين كار نشانه پرهيزگاري دل هاست».
خداي متعال لذا شعائرالهي را ستوده و آن را نشانه تقواي قلبي دانسته است ولي مصاديق شعائرالهي را بيان نفرموده و نگفته است شعائر الهي كدام است. درست مثل اين كه فرموده است با خاك تيمم كنيد و با آب وضو بگيريد ولي نفرموده است خاك چيست يا آب چيست. لذا هر چيزي كه اسم آن آب باشد (البته آب مطلق، نه مضاف) مي توان با آن وضو گرفت.
در اين جا هم خدا ما را به تعظيم شعائر فرمان داده است ولي نفرموده تعظيم شعائر كدام است. هر چه عرفاً شعائر باشد تعظيم آن مورد پسند خداست و اين حكم عام آن قدر نيرومند است كه آن مسئله چهار انگشت بالا آوردنِ قبر را كنار مي زند. بله، بالا آوردن قبر افراد عادي و درست كردن گنبد و بارگاه براي آنان حتي ـ اگر مؤمن باشند ـ از شعائر نيست. ولي درست كردن گنبد و بارگاه براي امام حسين عليه السلام شعار اسلام است. لباس مشكي بر تن كردن و سياه پوش كردن كوي و برزن در عزاي سالار شهيدان هم مشمول همين حكم است. ما روايت داريم كه پوشيدن لباس مشكي مكروه است ولي اين كار اگر براي امام حسين عليه السلام باشد نه تنها مكروه نيست بلكه مستحب است و نماز خواندن با آن فضيلت افزون تري دارد. به عبارت ديگر اگر ما در ماه ذي الحجه با لباس مشكي نماز بخوانيم از فضيلت نمازمان مي كاهد ولي اگر در محرم براي امام حسين عليه السلام لباس مشكي بر تن كنيم نماز خواندن با آن فضيلت نماز را دو چندان مي كند. علت اين امر آن است كه لباس مشكي شعار و نشانه عزاي سيدالشهدا عليه السلام است. وقتي بيگانه اي در ايام محرم الحرام وارد شهرهاي ما شود و ببيند در و ديوار را با پارچه سياه پوشانده اند و علم هاي سياه بر در خانه ها آويخته اند، و پرس و جو كند، در خواهد يافت كه ما امام حسين عليه السلام را تعظيم و تجليل مي كنيم. هر چيزي از اين قبيل باشد مصداق تعظيم شعائر و مستحب است و لذا نشانه تقواي قلوب مي باشد. علت و ملاك اين مسئله قوي تر از حكم چهار انگشت قبر است و آن را كنار مي نهد. ميان مشكي پوشيدن براي امام حسين عليه السلام و قبه و بارگاه درست كردن براي ايشان هيچ فرق وجود ندارد و هر دو تعظيم شعائر و از تقواي قلوب است.
ما هم مي دانيم چنين گنبد و بارگاه هايي در زمان پيغمبر نبوده است ولي نه تنها بدعت نيست بلكه عين دين و ديانت است. چنين سست مغزاني فكر مي كنند بارگاه مقدس حضرت سيدالشهدا عليه السلام بدعت است!! آيا بايد آستانِ مقدس حضرت ثامن الحجج را فقط چهار انگشت بالا بياوريم تا بدعت نباشد؟! به راستي كه برخي از افراد فرسنگ ها از حقيقت دورند و نمي دانند و يا نمي خواهند بدانند...
عده اي از اين افراد به زيارت عاشورا اشكال مي كنند، اما همين اشكالي كه اين بي خبران ادعا مي كنند، بايد عين همان را در زيارت وارث، زيارت ناحيه، زيارت غديريه، دعاي ندبه، عزاداري ها و هزاران چيز ديگر هم ادعا كنند. ولي اين افراد جرأت اين كار را ندارند و يكي يكي و آرام آرام شروع به تشكيك در باورها و متون مقدس مي كنند. پهلوي و صدام هم قدم به قدم و يكي يكي اقدام كردند. زيرا معمولا هيچ كس نيست كه مثل وهابي هاي سبك مغز يكدفعه همه چيز را از اساس منكر شود و بدعت بخواند.
چنين اشكالاتي را طي هزار سال هيچ يك از علما مطرح نكرده اند و ناداناني كه اين شبهات وهابي ها را مي پراكنند بايد اين قدر جرأت داشته باشند كه يك بار پرده از چهره خود بردارند.
من از جوانان مؤمن استدعا مي كنم كه خودشان هم اندكي در پي اين مسائل باشند و در اين باره مطالعه و پي جويي كنند.
از خداي متعال مي خواهم در مسير اهل بيت عليهم السلام به همه ما ثبات قدم و قدم صدق عنايت فرمايد.
وصلي الله علي محمد وآله الطاهرين


1. اين گفتار در شام غريبان حسيني 1430 (18دي ماه 1387) در جمع شمار فراوانى از دستجات عزاداري و سوگواران حسيني ايراد گرديده است.
2. شعراء (26)، آيه 84.
3. يونس (10)، آيه 2.
4. شيخ مفيد، كتاب المزار، ص94 (47 ـ باب الصلاة يوم الغدير ورعائه)؛ مصباح المتهجد، ص750. در نسخه تهذيب عبارت ياد شده بدين گونه است: «واجعل لنا قدم صدق مع النبيين».
5. يك سال پس از غصب قدس توسط صهيونيست ها. بعثي ها بر مسلمانان منت نهادند كه ما مي خواستيم سال 67 كودتا كنيم ولي چون ديديم مسلمانان گرفتار غصب قدس هستند اين كار را يك سال به تأخير انداختيم.
6. بنده بارها اين نكته را يادآوري كرده ام كه خواب غيرمعصوم حجت نيست، مگر اين كه با آيات و روايات يا واقع خارجي مطابقت داشته باشد. مثلاً اگر شخصي خواب ديد فلان شخص بچه دار شد و فرداي آن روز خدا فرزندي به آن شخص داد، اين خواب رؤياي صادقه است چون با واقع خارجي مطابقت دارد. هم چنين اگر كسي خواب ديد سلمان در بهشت، يا شمر در جهنم است اين رؤياي صادقه است، چون با موازين شرعي و روايات مطابق است.
7. حج (22)، آيه 32.