قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «...فمن ترك مالا فلورثته ومن ترك ديناً فعلي*؛ ... هركه مالى برجاى نهد از آن وارثان اوست، وهركه مقروض بميرد پرداخت آن به عهده من است».

در تأمين اجتماعى اسلام، عشق به انسانيّت در رأس آن قرار دارد. ولذا، چون اسلام از زاويه انسانيّت مى نگرد، اين تأمين سازگار با انسانيّت وعميقاً فضيلت آميز است وقطعاً تاريخ پيش از اسلام وتمدن هاى پس از اسلام تا كنون تأمين اجتماعى به عمق تأمين اجتماعى اسلام را نديده است.
اسلام مى گويد: هر شخصى فوت كند وبدهكار باشد پيشواى مسلمانان موظف است بدهيهاى او را پرداخت كند، وهركس فوت كند ومال وثروتى از خود باقى گذارد همه آن دارايى متعلق به وارثان اوست، وچيزى از آن، براى حاكم مسلمين نيست.
آيا حتى در بزرگترين تمدن ها چنين تأمين اجتماعى سراغ داريد؟
قطعاً، نه.

:: انبوه نصوص ديني

در ميان نصوص شريعت اسلام شمار انبوهى روايت در اين باب آمده است، واين خود نشانگر ميزان توجه اسلام به اين بُعد مهم اجتماعى مى باشد؛ چرا كه اين گونه احاديث بارها از پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وائمّه معصومين سلام الله عليهم روايت شده است.
متون زير را با هم مى خوانيم:

:: احاديث نبوي

امام جعفر صادق سلام الله عليه ششمين امام از اهل بيت سلام الله عليهم، از جدّش رسول خدا صلى الله عليه وآله روايت كرده است كه فرمود: «أنا أولى بكل مؤمن من نفسه، وعليّ سلام الله عليه أولى به من بعدي(1)؛ من بر هر مؤمنى از خود او ولايت بيشترى دارم، وبعد از من على سلام الله عليه اولى به اوست».
عرض شد: معناى اين فرمايش چيست؟
فرمود: معنايش اين سخن پيامبر صلى الله عليه وآله است كه: «مَن تَرك دَيْناً، أو ضياعاً فعليّ، ومَن تَرك مالا فلورثته(2)؛ هركس [بميرد و] از خود بدهى يا عائله اى [بى سرپرست] بر جاى نهد بر عهده من است، وهركس مالى بر جاى نهد متعلّق به وارثان اوست».
امام صادق سلام الله عليه بعد از نقل اين حديث از رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: «تنها چيزى كه سبب گرديد عامه يهود اسلام آورند، همين سخن پيامبر خدا صلى الله عليه وآله بود؛ چون خيالشان از جانب خود وعائله شان [حتى پس از مرگشان] آسوده شد».
از جابر بن عبدالله انصارى روايت شده است كه گفت: پيامبر صلى الله عليه وآله بر مردى كه مديون بود نماز [ميّت] نمى خواند. روزى جنازه اى آوردند، فرمود: آيا ميّت شما ديْنى دارد؟ عرض كردند: بله، دو دينار. فرمود: خودتان بر مرده تان نماز بخوانيد.
قتادة گفت: پرداخت آن را به عهده مى گيرم اى رسول خدا.
جابر گويد: در اين هنگام، پيامبر بر او نماز خواند. پس از آن كه خدا به پيامبرش گشايش داد، فرمود: «أنا أوْلى بالمؤمنين مِن أنفسهم، فَمن تَرك مالا فلورثته، ومَن تَركَ دَيناً فَعلَي(3)؛ من به مؤمنان سزاوارتر از خود آنها هستم. بنابراين، هركس بميرد ومالى بر جاى نهد، از آنِ وارثان اوست. وهركس بدهى بر جاى نهد [اداى آن] بر عهده من است».
على بن ابراهيم در تفسير خود، به سندش از رسول خدا صلى الله عليه وآله، آورده است كه آن حضرت مى فرمود: «هر طلبكارى بدهكار خود را نزد حاكمى از حاكمان مسلمانان ببرد وبراى حاكم روشن شود كه بدهكار در عُسرت است، دَين از گردن او برداشته مى شود وبه عهده حاكم مسلمانان قرار مى گيرد وبايد آن را از بيت المال مسلمين بپردازد»(4).

:: در احاديث ائمه طاهرين (عليهم السلام)

از امام صادق سلام الله عليه روايت شده است كه فرمود: «مَن مات وتَرك دَيْناً، فعلينا دَينه، وإلينا عياله، ومَن مات وتَرك مالا فلورثته(5)؛ هركس بميرد وبدهى داشته باشد پرداخت بدهى او به عهده ماست، وتأمين عائله اش با ماست. وهركس بميرد ومالى بر جاى نهد از آنِ وارثان اوست».
از اميرمؤمنان على بن ابى طالب سلام الله عليه روايت شده است كه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وآله هيچ گاه از منبرش فرو نمى آمد مگر آن كه مى فرمود: «مَن تَرك مالا فلورثته، ومَن تَركَ دَيْناً أو ضياعاً، فَعلَيّ(6)؛ هركس بميرد ومالى بر جاى نهد آن مال از آنِ وارثان اوست، وهركس قرضى يا عائله اى بر جاى نهد [ادا وتأمين آنها] بر عهده من است».
كلينى وطوسى قدس سرهما از امام كاظم سلام الله عليه روايت كرده اند كه فرمود: «هركس اين روزى را از راه حلالش طلب كند تا به وسيله آن خودش وخانواده اش را تأمين نمايد همچون مجاهد در راه خداى عزوجل است، واگر درمانده شد، با ضمانت خدا ورسول او به اندازه خرجى خانواده اش قرض كند. اگر مُرد وقرضش را ادا نكرد، امام بايد آن را بپردازد، واگر نپردازد گناهش به گردن اوست»(7).
نيز آن دو بزرگوار به سند خود، از امام صادق سلام الله عليه آورده اند كه فرمود: «الإمام يقضي عن المؤمنين الديون(8)؛ امام بدهيهاى مؤمنان را پرداخت كند».
شيخ طوسى ـ رحمة الله عليه ـ به سندش از امام باقر سلام الله عليه آورده است كه: عطاء به آن حضرت عرض كرد: قربانت گردم، من مقدارى قرض دارم وهرگاه به ياد آن مى افتم حالم دگرگون مى شود. فرمود: عجبا! مگر نشنيده اى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در خطبه هايش فرمود: هركس [بميرد و]عائله اى برجاى نهد تأمين آنها بر عهده من است، هركس بدهى بر جاى نهد پرداخت آن بر عهده من است، وهركس مال وثروتى بر جاى نهد از آنِ خانواده اوست. پس، ضمانت رسول خدا صلى الله عليه وآله در زمان مماتش همچون ضمانت او در زمان حياتش مى باشد. وضمانت او در زمان حياتش همانند ضمانت او در زمان مماتش مى باشد».
مرد عرض كرد: راحتم نمودى، خدا مرا فدايت گرداند(9).
عياشى در تفسيرش آورده است كه مردى از اهالى جزيره به ابوالحسن الرضا سلام الله عليه عرض كرد: قربانت گردم، خداوند تبارك وتعالى مى فرمايد:
[فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَة...](10)؛ «پس، مهلتى تا گشايشى...».
به من از اين مهلتى كه خداوند فرموده است، خبر دهيد كه آيا اندازه اى دارد كه به اين معسر داده شود وتا آن زمان صبر شود، در حالى كه مال فلان آدم را گرفته وخرج خانواده اش كرده ونه زراعتى دارد كه منتظر درو آنها ماند، نه طلبى كه منتظر سررسيدش بود، ونه مال التجاره اى در سفر كه چشم به راه آمدنش ماند.
حضرت فرمود: «آرى، آن قدر مهلت مى دهد كه خبر [اعسارش] به امام برسد، وامام بدهى او را از سهم بدهكاران مى پردازد»(11).
شيخ صدوق رحمه الله در «معانى الاخبار»، به سندش از امام رضا سلام الله عليه نقل كرده است كه فرمود: «پيامبر صلى الله عليه وآله بر منبر رفت وفرمود: هركس (بميرد و) بدهى يا عائله اى بى سرپرست بر جاى نهد، به عهده من است ونزد من آيند، وهركس مالى بر جاى نهد، آن مال از آنِ وارثان اوست. بدين ترتيب پيامبر صلى الله عليه وآله، از پدران ومادران آن ها به ايشان سزاوارتر بود، و(حتى) از خودشان هم بر آنان ولايت بيشترى داشت. بعد از ايشان، اميرمؤمنان سلام الله عليه اين حكم را داشت، واز همان وظيفه واختيارى برخوردار بود كه رسول خدا صلى الله عليه وآله بود»(12).
شيخ مفيدرضوان الله عليه در «أمالى» خود، به سندش از امام صادق سلام الله عليه آورده است كه آن حضرت مى فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه وآله بر منبر رفت؛ رخسار مباركش تغيير كرد ورنگش روشن شد، بعد رو به مردم كرد وفرمود: اى گروه مسلمانان! بعثت من وقيامت همانند اين دو [انگشت من] است... اى مردم! هركس بميرد ومالى بر جاى نهد از آنِ خانواده ووارثان اوست، وهركس يتيمى يا عائله بى سرپرستى بر جاى نهد [تأمين آنها] بر عهده من است ونزد من آيند»(13).
از امام جعفر بن محمد الصادق سلام الله عليه روايت شده است كه فرمود: «اگر كسى از شخصى طلبكار باشد وآن شخص نتواند بدهى خود را پرداخت كند، چنانچه پولى را كه گرفته با اسراف ويا در معصيت خرج نكرده باشد، طلبكار بايد به او مهلت بدهد تا آن كه خداوند وى را روزى كند وقرضش را بدهد، واگر امام دادگر وجود داشت او موظف است بدهىِ آن شخص را پرداخت كند، چرا كه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: هركس [بميرد و] مالى از خود بر جاى نهد از آنِ وَرَثه اوست، وهركس بدهى يا عائله بى سرپرستى برجاى نهد بر عهده من است ونزد من آيند. آنچه را پيامبر صلى الله عليه وآله ضمانت كرده، امام موظف به انجام آن است»(14).
اين يكى از بندهاى «تأمين اجتماعى» در اسلام است كه نشانگر عمق انسانگرايى وانسان دوستى در اسلام وبويژه در اين نظام خاص [تأمين اجتماعى] است.
درست برعكس كارى كه تعدادى از نظامهاى دنياى متمدن وپيشرفته امروز مى كنند وبر ارث ماليات مى بندند واما در مقابل، اگر شخصى بميرد وبدهكارى داشته باشد، نظام، هيچ گونه تعهّدى نسبت به پرداخت چيزى از بدهى او ندارد. روشن است كه چنين نظام هايى چقدر در از هم پراكندن جامعه واز بين بردن هميارى ميان افراد وگروه ها تأثير دارد؛ زيرا ديگر كسى تضمينى ندارد كه به شخص تنگدست ونيازمند چيزى قرض بدهد؛ چون اگر بدهكار، بميرد چه كسى پرداخت ديون او را به عهده مى گيرد؟
در چنين نظام هايى چه كسى به نيازمندان وتهيدستان قرض مى دهد؟
آيا در اين نظام ها تأمين اجتماعى مثل اسلام وجود دارد؟


(*). وسائل الشيعة، ج18، ص424، ب3، ح23969.
(1). تفسير نورالثقلين، ج4، ص240، سوره احزاب، ح23.
(2). كافى، ج1، ص406 «باب ما يجب من حقّ الامام على الرعية وحقّ الرعية على الامام»، ح6.
(3). وسائل الشيعة، ج13، ص151، باب3، ح3، به نقل از خلاف.
(4). تفسير قمى، ج1، ص94، سوره بقرة، احكام الربا.
(5). وسائل الشيعة، ج26، ص247 ـ 248، ب3، ح32933.
(6). مستدرك الوسائل، ج17، ص207، ب2، ح21158.
(7). كافى، ج5، ص93، بابالدين، ح3; تهذيب الاحكام، ج6، ص184، ب81، ح6.
(8). كافى، ج5، ص94، بابالدين، ح7; تهذيب الاحكام، ج6، ص184، ب81، ح4.
(9). تهذيب الاحكام، ج6، ص211، ب84، ح11.
(10). بقرة: 280.
(11). تفسير عياشى، ج1، ص155، سوره بقرة، ح520.
(12). معاني الاخبار، ص52 «باب معاني اسماء النبي واهل بيته<»، ح3.
(13). امالى مفيد، ص187 ـ 188، مجلس 23، ح14.
(14). مستدرك الوسائل، ج13، ص400، ب9، ح15723.