قال الإمام الحسين سلام الله عليه:
«إن مجاري الأمور والأحكام على أيدي العلماء بالله، الأمناء على حلاله وحرامه*؛ مجارى امور واحكام در دست علماى دين است كه امين بر حلال وحرام خدايند».

علما، در طىّ روزگاران گذشته وسده هاى پيشين همواره مسيرى را پيموده وراهى را رفته اند كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وامامان معصوم سلام الله عليهم برايشان ترسيم كرده اند؛ يعنى راه اصلاح امّت اسلامى. لذا هرگز حكومتگران را به حال خود رها نكرده اند كه هر طور مى خواهند عمل كنند، بلكه در سياست دخالت كرده اند.
علما وظيفه داشته اند كه هرگاه فرمانروايان وحكومتگران دچار لغزش شوند آن ها را از كجروى وفساد باز بدارند، و با زبان ونصيحت ارشادشان كنند، واگر اين روش سود نبخشيد، هر طور شده در برابر خواسته هاى آن ها بايستند. وهمين كار را هم مى كردند، وهر حاكمى كه از اسلام منحرف مى شد او را ارشاد ونصيحت مى كردند، تهديد وتكفير مى نمودند، ومخالفت وتحريمش مى كردند.
چه بسيار علمايى كه از خانه وكاشانه شان تبعيد شده اند.
چه بسيار مجتهدانى كه شكنجه وزندانى گرديده اند.
چه بسيار فقهايى كه خانه هايشان به آتش كشيده شده و آواره شده اند.
چه بسيار از آنان كه كشته وبه دار آويخته شده اند.
وچه بسيار، وچه بسيار، وچه بسيار!
همه اينها براى آن بوده است كه حكومتگران را امر به معروف ونهى از منكر وارشاد مى كرده اند واز هوسرانى وپيروى شهوات نفسانى ممانعت مى كرده اند.
كتاب «شهداء الفضيلة» علامه امينى(1) دهها تن از علماى شيعه را نام مى برد كه
ـ از قرن چهارم هجرى تا كنون ـ در راه دفاع از دين واصلاح امّت اسلامى به شهادت رسيده اند.
در اين جا ـ براى آگاهى خواننده گرامى ـ از برخى علماى سرشناس سده اخير خود كه با سياستهاى ضد اسلامى به مقابله برخاسته اند وبراى انجام وظيفه امر به معروف ونهى از منكر در سياست دخالت كرده اند، نام مى بريم، وسپس ليست اسامى شمارى از علماى پاكمان را كه قربانى دخالت سياسى در كشور شده اند ودر راه خدا به شهادت رسيده اند، مى آوريم تا مردم بدانند كه علماى اعلام، عملا وپيوسته به جهانيان اعلام كرده اند كه: سياست از متن اسلام واز پايه ها واصول آن است.

:: مبارزات علماي اعلام

1. سيدمحمد مجاهد: وى از عراق به ايران آمد تا با روسيه تجاوزگر كه مى خواست اسلام را از بين ببرد وسرزمين مسلمانان را مستعمره خود سازد، مبارزه كند وبه همين دليل ملقّب به «مجاهد» شد.
2. سيدمحمد حسن شيرازى(2): مجدّد بزرگ. وى با انگليسى ها كه مى خواستند به نام تجارت تنباكو بر ايران مسلّط شوند مبارزه كرد واستعمال توتون وتنباكو را تحريم نمود و با اين فتواى خود بزرگترين ضربه را بر استعمار بريتانيا وارد آورد وكمرش را شكست.
3. شيخ محمدتقى شيرازى(3): اين مرد بزرگ در سال 1337 هـ. وجوب مبارزه با استعمار را كه مى خواست عراق را زير سيطره خويش در آورد، اعلام نمود و با قيام پرآوازه اش كه چون در سال 1920 م. به وقوع پيوست به «ثورة العشرين» معروف است، در برابر انگليس ايستاد واز اسلام ومسلمانان دفاع كرد.
4. اندكى بعد از «ثورة العشرين»، علماى اعلام كربلاى معلاّ ونجف اشرف بر ضد پارلمان غرب ساخته اى كه در آن زمان مى خواستند در عراق پياده كنند، قيام كردند. اين قيام باعث شد كه عده اى از علما ومراجع دينى، امثال سيد ابوالحسن اصفهانى(4)، ميرزا حسين نائينى(5)، سيدميرزا على شهرستانى، علامه سيدمحمدعلى طباطبائى وديگران، از عراق تبعيد شوند.
5. مرجع عاليقدر سيدحسين قمى(6): ايشان به خاطر مخالفت با كفر واستعمار ودست نشانده آن «رضا خان پهلوى» از ايران به عراق تبعيد شد، در زمانى كه «محمدرضا پهلوى» بر سر كار آمد، به ايران بازگشت تا از حكومت بخواهد كه دست از گمراهى بردارد وبه مطالبات خود دست يافت وبه عراق مراجعت كرد. بنابراين، اين عالم بزرگ دوبار قيام كرد به طورى كه جان خود واطرافيانش را در معرض خطر قرار داد.
6. مرجع دينى، سيدعبدالحسين شرف الدين(7): ايشان با فرانسه جنگيد وبر ضد آن فتوا داد تا جايى كه از لبنان به مصر تبعيد شد وچيزى نمانده بود كه به قتل برسد. خانه اين عالم بزرگ وكتابخانه او، كه شامل كتابهايى نفيس وبخشى از تأليفات خطّى آن بزرگوار بود به آتش كشيده شد ودنياى كتاب اسلام از آن محروم گشت.
7. مرجع عاليقدر دينى سيدآقا حسين بروجردى(8) كه در زمان رضاخان پهلوى در برابر ظلم وستم مقاومت كرد تا جايى كه در آستانه كشته شدن قرار گرفت.
8. مراجع تقليد عراق در زمان «عبدالكريم قاسم» كه موج كمونيسم به راه افتاده بود، در برابر كفر والحاد وگمراهى به مقاومت ومبارزه برخاستند به طورى كه بعضى از آنان به قتل رسيدند، وعده زيادى هم زندانى وتبعيد شدند.
9. مراجع تقليد ايران با رضاخان ومحمدرضا پهلوى مقابله كردند وسرانجام هر دوى آنها را سرنگون ساختند.
10. مراجع تقليد وعلماى عراق در برابر كفر كمونيسم به مبارزه برخاستند تا اين كه آن را از ميان برداشتند، واكنون نيز در برابر حزب كافر بعث عراق مقاومت مى كنند وبه خواست خداوند بزرگ بر آن نيز پيروز خواهند شد.


(*). بحارالأنوار، ج97، ص80، ب1، ح37.
(1). علامه شيخ عبدالحسين بن احمد امينى (1320 ـ 1392 هـ./ 1902 ـ 1971 م.) مورخ واديب واز فقهاى اماميه است كه در ايران به دنيا آمد ودر همين سرزمين از دنيا رفت، اما در نجف اشرف نشو ونما يافت ومقيم آن جا شد. وى كتابخانه عمومى امام اميرمؤمنان سلام الله عليه را در اين شهر تأسيس كرد. تأليفات اين عالم بزرگ عبارتند از: دانشنامه «الغدير»، «شهداء الفضيلة»، «ادب الزائر» وجز اينها.
(2). سيدمحمدحسن بن ميرزا محمود حسينى شيرازى، بزرگترين ومشهورترين عالم وعاليترين مرجع شيعه روزگار خود بود. در سال 1230 هـ. در شيراز متولد شد ودر درس علامه سيدحسن بيدآبادى مشهور به مدرس حاضر شد وپيش از بيست سالگى به دريافت اجازه اجتهاد از ايشان نايل آمد واز مدرسان بزرگ شد. در سال 1259 هـ. به عراق مهاجرت كرد ودر نجف اشرف مقيم شد. در سال 1281 هـ. شايستگى زعامت ورياست يافت وبه صورت تنها مرجع شيعه درآمد. قضيه مشهور تحريم تنباكو حاكى از نفوذ فرمان وقدرت او است. وى به سال 1312 هـ. در سامرا ديده از جهان فرو بست ودر نجف به خاك سپرده شد.
(3). شيخ ميرزا محمدتقى، فرزند ميرزا محب على، فرزند ابوالحسن حائرى شيرازى رهبر قيام «ثورة العشرين» عراق واز اكابر علما واعاظم مجتهدين، وازمشهورترين مشاهير عصر خود در علم وتقوا وغيرت دينى بود. در سال 1328 هـ. وفات يافت ودر كربلاى معلاّ به خاك سپرده شد.
(4). سيدابوالحسن فرزند محمد موسوى اصفهانى، عالمى جليل القدر ومرجع كل شيعه در روزگار خود بود. به سال 1284 هـ. در اصفهان متولد شد ودر سال 1307 هـ. به عتبات عاليات هجرت كرد ودر سال 1365 هـ. در كاظمين دار فانى را وداع گفت وتشييع جنازه كم نظيرى از او به عمل آمد وپيكر پاكش از بغداد تا نجف بر روى دستها حمل شد.
(5). شيخ محمدحسين فرزند شيخ الاسلام عبدالرحيم نائينى نجفى، مجتهد جاويدان نام واز بزرگان علماى شيعه است. به سال 1277 هـ. در شهر نائين به دنيا آمد ودوران كودكى اش را در آن شهر گذرانيد وعلوم ابتدايى ومقدّمات دانش را فرا گرفت وسپس به اصفهان واز آن جا، در سال 1303 هـ. به عراق رفت وبه ملازمت سيد مجدّد شيرازى درآمد وتا آخر عمر آن بزرگوار كاتب ومحرّر او بود، وروز شنبه 26 جمادي الاولى سال 1355 هـ. در بغداد رحلت كرد ودر نجف اشرف به خاك سپرده شد.
(6). سيد حسين، فرزند سيدمحمود قمى، به سال 1282 هـ. در شهر مقدس قم به دنيا آمد ومقدمات علوم را در اين شهر فرا گرفت وبه عراق مهاجرت كرد ودر درسهاى علماى بزرگى چون سيد مجدّد شيرازى وميرزا حبيب الله رشتى وشيخ محمدتقى شيرازى حاضر شد وبه درجه بلندى از علم دست يافت. آن بزرگوار به پاكى وتقوا وزهد شهره بود. به سال 1331 هـ. در مشهدالرضا سلام الله عليه رحل اقامت افكند ويكى از بزرگترين مراجع تقليد ايران شد. بر اثر مخالفت با انحرافات نظام رضا شاه پهلوى، به دستور او بازداشت وبه عتبات عاليات عراق تبعيد شد، ودر كربلا سكونت گزيد. در آنجا علما بر گرد ايشان حلقه زدند ومحبوب قلوب شيعيان واز مراجع تقليد بزرگ آن ديار گرديد. بعد از رحلت آية الله سيدابوالحسن اصفهانى، نامزد زعامت ومرجعيت كل شد. در روز چهارشنبه 14 ربيع الاول 1366 هـ. ديده از جهان فرو بست وپيكر پاكش به نجف اشرف برده ودر صحن شريف دفن گرديد.
(7). سيد عبدالحسين فرزند سيد يوسف موسوى عاملى ملقّب به «شرف الدين»، از علماى بزرگ مسلمان واز نوابغ عالم تشيع بود. به سال 1290 هـ. در كاظمين متولد شد وبه سال 1377 هـ. در بيروت وفات يافت وپيكر پاكش، پس از تشيعى پرشكوه در بيروت وبغداد وكربلا ونجف، در نجف به خاك سپرده شد.
(8). زعيم حوزه علميه شهر مقدس قم. پس از وفات مرحوم سيدابوالحسن اصفهانى. در سال 1365 هـ. مرجعيت شيعه به ايشان رسيد.و در سال 1380 هـ. دار فانى را وداع گفت ودر جوار حضرت فاطمه معصومه عليها السلام، در شهر مقدس قم، به خاك سپرده شد.