قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «كلكم راع وكلكم مسؤول عن رعيته*؛ همه شما راعى هستيد وهمه تان در برابر رعيّت خود مسؤوليد».

دخالت در امور سياسى وتلاش براى اصلاح وبهبود اوضاع مردم وجامعه تنها وظيفه علما نيست بلكه وظيفه همگان است، وفرداى قيامت، همه در اين باره بازخواست خواهند شد؛ زيرا هر گمراهى يا انحرافى كه در امّت اسلامى پديد مى آيد همه مسلمانان موظفند با آن مبارزه كنند واصلاحش نمايند. پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه وآله در حديثى فرموده است: «همه شما راعى هستيد وهمه تان از رعيّت خويش مسؤوليد». همان طور كه راعى [شبان] نسبت به گوسفندان وحفظ ونگهدارى آنها مسؤول است، هر مسلمانى نيز نسبت به ديگران مسؤوليت دارد، ودر اين ميان فرقى ميان حاكم ومحكوم وعالم وبى سواد، ودانشجو واستاد، ومرد وزن، وقوى وناتوان و... نيست.
مسلمانان صدر اسلام ـ كه با مجاهدتهاى آنان اسلام پيش رفت وبه سبب ايمان راستين ومقاومت شكوهمند آنان پايه هاى دين وكشور اسلام استوار شد ـ هرگاه انحراف ومنكرى را مى ديدند با تمام نيرو وتوان خود با آن به مخالفت ومقابله بر مى خاستند تا آن را از ميان برمى داشتند.
مثلا يكى از مسلمانان وقتى شخصى را مى بيند كه در دستش ابزار قمار است، مى گويد: اين از كيست؟ آن شخص مى گويد: از امير. وآن مسلمان آن را مى گيرد ومى شكند ومى گويد: قمار حرام است. ومن مسلمانم ووظيفه دارم اين آلت قمار را بشكنم، وبرايم فرقى نمى كند از چه كسى گرفته اى وبراى چه كسى مى برى.
يا: زمانى كه وليد قرآن را پاره كرد، مسلمانان خانه او را به محاصره در آوردند ووليد را كشتند وسرش را بريدند وجسدش را به دار آويختند وبر آن نوشتند: «اين سزاى كسى است كه قرآن را پاره كرد». با آن كه وليد در آن هنگام امپراتورى بود كه بر تقريباً نصف جهان فرمان مى راند.
يا: مسلمانى در شام مشكهايى را ديد كه بر پشت اشتران حمل مى كنند، پرسيد: اينها چيست، گفتند: شراب. مرد به طرف مشكها حمله كرد و با كاردى كه داشت آنها را از هم دريد وهمه شرابها را بر زمين ريخت، ووقتى به او گفتند: اينها از معاوية بن ابى سفيان است، با لحن تندى گفت: باشد.
اما زمانى كه مسلمانان در عرصه عمل سستى كردند، ومسؤوليت شناسى را از دست دادند، وهركس در خانه خود نشست، همه مصيبتها وبدبختيهاى دنيا بر سر آنان فرو ريخت، وطعمه صهيونيسم وغرب وشرق وديگران شدند.
اما مى بينيم، مسلمانان امروز شروع به بيدار شدن وشناخت حوادث پيرامون خود كرده اند؛ از اين رو اميد است كه ـ به خواست خداى متعال ـ آينده اى پر خير وبركت وعزّتمند داشته باشند؛ چرا كه اساس پيشرفت وبركت وعزّت، بيدارى وآگاهى درست، وايمان راستين است. در حديث شريف آمده است: «العالم بزمانه لاتهجم عليه النوائب(1)؛ شخص آگاه به زمانِ خود مورد هجوم مصيبتها واقع نمى شود».
بنابراين، از خداوند توانا مسألت مى كنيم كه اين آگاهى واين بيدارى را در مسلمانان عميق تر وگسترده تر گرداند تا اين كه همه مسلمانان آگاه وبيدار شوند وتمام پيمانه ها ومعيارهاى ستمگران جهان را به كلّى وارونه سازند. واين بر خداوند دشوار نيست.
منزه است پروردگار تو، خداوندگار عزّت، از آنچه در وصف او مى گويند، وسلام بر فرستادگان [الهى]، وستايش خداوند را كه پروردگار جهانيان است، ودرود وصلوات بر محمد وخاندان پاك او.

سيّد صادق حسينى شيرازى


(*). بحارالأنوار، ج72، ص38، ب35، ح36.
(1). ر.ك: كافي، ج1، ص27 «كتاب العقل والجهل» ح29 (العالم بزمانه لاتهجم عليه اللّوابس).