بسم الله الرّحمن الرّحيم

به منظور نشر فرهنگ فاطمى، پس از مطالعه اين كتاب، لطف نموده آن را به ديگران هديه دهيد؛ تا افراد بيشترى از نورانيت شعائر حضرت زهرا سلام الله عليها ره توشه گيرند.

بسم رب فاطمة



::مقدّمه

.. تمام وجودم را درد و اندوه و غم فراگرفته بود؛ خسته از همه چيز و همه جا گوشه اى نشسته، غرق در افكار خود بودم... خداى خوب و مهربون، كجا برم؟! با كه درد دل كنم؟! متحيّر بودم كه به چه كسى و كجا پناه ببرم؟!
ناگهان صدايى دلربا، گرم و آشنا بى اختيار مرا مجذوب خود نمود، آرى سخنان دلنشين و پر مهر مرجع تقليدم حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى حفظه الله بود كه چندى پيش در يكى از سخنرانى هايشان فرمودند: «..در شدائد، سختيها و گرفتاريها به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و حديث شريف كساء متوسل شويد...».
بى درنگ كتاب «مفاتيح الجنان» ثقة المحدّثين، حاج شيخ عباس قمى رحمه الله را حاضر نمودم، در انتهاى اين كتاب شريف چشمانم به دنبال حديث كساء مى دويد؛ يافتم و چه زيباست اين جملات «عن فاطمة الزهراء عليها السلام أنها قالت...» اشك از ديدگانم جارى شد، شگفتا! بر دردهاى خود مى گريستم؟ يا بر غم و غصّه هاى بى پايان حضرت زهرا؟سلام الله عليها ولى هرچه بود با تمام شدن حديث كساء آرامش وصف ناپذيرى روح و روانم را فراگرفت، گويا دردهايم التيام پيدا كرده بود، ولى خواندن حديث كساء، آتش نفهته ى دلم را شعله ور ساخت، آرى فاطمه!
به راستى فاطمه يعنى چه؟
فاطمه يعنى فرياد در مقابل ظلم!
فاطمه يعنى در راه عقيده فدا شدن!
فاطمه يعنى سوز و گداز بيت الأحزان!
فاطمه يعنى چون شمع براى امام زمان خود سوختن!
فاطمه يعنى از درد پهلو نخوابيدن!
فاطمه يعنى دفاع از اول مظلوم عالم، على عليه السلام!
و طبق فرمايش پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله، فاطمه يعنى: «آنكه خدا او و دوست دارانش را از آتش جهنّم جدا نمود»[1]
آرى، هرچه هست، فاطمه است.
اما اكنون احساس مى كنم سؤال هاى زيادى در مورد شخصيت حضرت زهرا سلام الله عليها در ذهنم به وجود آمده، همان شخصيتى كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله در مورد ايشان فرمودند: «دخترم فاطمه، حوريّه ايست در كالبد بشرى»[2]، يا فرمايش ديگر ايشان: «دخترم فاطمه، سيّده و بزرگ تمامى زنان، از ابتداى خلقت تا انتهاست»[3]؛ شخصيتى كه خداوند در مورد ايشان به پيامبرش مى فرمايد: «إنّا أعطيناك الكوثر[4]»[5].
آرى، سؤالهاى زيادى در مورد شفاعت بى بى فاطمه سلام الله عليها و عصمت آن حضرتف حديث كساء و فدك حضرت زهرا سلام الله عليها، دفاع از حريم ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام، درد و رنجهاى بى پايان فاطمه و خلاصه فاطمه، فاطمه، فاطمه!
در نتيجه، جهت زيارت حضرت فاطمه معصومه[6] سلام الله عليها عازم شهر مقدس قم شدم و سپس به ديدار مرجع تقليد كه مى دانستم هر زمانى كه بخواهم، مى توانم شرفياب محضرشان شوم، رفتم تا جواب تمامى سؤالهاى خود در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها را مستقيماً از شخص ايشان بگيرم.
وارد اتاق ساده ايشان شدم و مورد لطف و عنايت پدرانه و پرمحبت ايشان قرار گرفتم، عرض كردم: راجع به حضرت زهرا سلام الله عليها سؤالاتى دارم كه مى خواهم شخص شما جوابم را بدهيد.
ايشان قبول فرمودند و قبل از اينكه سؤالات خود را مطرح كنم، مقدمه اى به اين مضمون ايراد فرمودند:


(1). قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «إنّما سُمّيت ابنتي لأنّ الله عزّوجل فطمها وفطم من أحبّها من النار»؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص51؛ الغدير، ج3، ص176، بيت الأحزان شيخ عباس قمى رحمه الله، ص24؛ بحارالأنوار، ج43، ص12 و ج65، ص133؛ مناقب الإمام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج2، ص188؛ شرح إحقاق الحق (آية الله مرعشى نجفى): ج10، ص 15؛ الفصول المهمة في تأليف الأمة: ص49؛ إعلام الورى بأعلام الهدى: ج1، ص291؛ ذخائر العقبى، ص26، مناقب آل ابى طالب عليهم السلام، ج3، ص110؛ الدر النظيم، ص456؛ كشف الغمة، ج2، ص91؛ ينابيع المودة، ج2، ص121؛ العدد القوية، ص227؛ الأسرار الفاطمية، ص375؛ كنز العمال، ج12، ص109؛ امالى شيخ طوسى، ص294؛ نوادر المعجزات، ص81.
(2). قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «... فاطمة حوراء إنسيّة، فكلّما اشتقت الى رائحة الجنة شممت رائحة ابنتي فاطمة»؛ الغدير، ج3، ص18؛ بحارالانوار، ج4، ص4 و ج8، ص119 وج18، ص351 وج37، ص82 وج43، ص4و ج44،ص241؛ العوالم (امام حسين عليه السلام)، ص121؛ الاحتجاج، ج2، ص191؛ امالى شيخ صدوق، ص546؛ روضة الواعظين، ص149؛ مناقب الإمام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج2، ص191؛ المحتضر: ص239؛ كشف الغمة، ج2، ص87؛ مناقب آل ابى طالب عليهم السلام، ج3، ص114؛ تفسير فرات كوفى، ص76؛ تفسير مجمع البيان، ج6، ص37؛ تفسير نور الثقلين، ج2، ص502؛ الخصائص الفاطمية، ج2، ص541؛ بيت الأحزان شيخ عباس قمى رحمه الله، ص18؛ الأسرار الفاطمية، ص323؛ شرح إحقاق الحق (آيت الله مرعشى نجفى)، ج10، ص6. اين روايت شريف، به صورت حديث قدسى نيز با اين الفاظ نقل شده است: «فأوحى الله عزوجل إلىّ أن قد ولد لك حوراء إنسية...»؛ بحارالانوار، ج36، ص361؛ مدينة المعاجز، ج3، ص225.
(3). قال رسول الله صلى الله عليه وآله «فأمّا ابنتي فاطمة فهي سيدة نساء العالمين من الأولين والآخرين..»؛ امالى صدوق، ص78؛ بيت الأحزان شيخ عباس قمى رحمه الله، ص47، بحارالانوار، ج28، ص38 وج36، ص226 وج43، ص24؛ دلائل الإمامة، ص149؛ مناقب آل ابى طالب عليهم السلام، ج3، ص135؛ الفضائل (شاذان بن جبرئيل)، ص9؛ مشارق الأنوار اليقين، ص84؛ غاية المرام، ص167؛ المحتضر، ص197.
(4). كلمه ى «أعطيناك» و همچنين كلمه ى «الكوثر» فقط يك مرتبه در قرآن كريم ذكر شده است؛ در تفسير لفظ كوثر اقوال و روايتهاى بسيارى موجود است. علامه طباطبائى رحمه الله در تفسير الميزان ذيل اين آيه ى شريفه پس از نقل برخى از اقوال در مورد كلمه ى كوثر، مى فرمايد: بيش از 25 قول در مورد كوثر و معنا و تفسير آن موجود است.
(5). سوره كوثر، آيه1.
(6). امام صادق عليه السلام مى فرمايند: خدا حرمى دارد كه مكه است، رسول خدا صلى الله عليه وآله حرمى دارد كه مدينه است، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام هم حرمى دارد كه كوفه است و ما اهل بيت نيز حرمى داريم كه قم است. بعد از اين در شهر قم زنى از فرزندان من دفن مى شود كه نام او فاطمه است، كسى كه او را زيارت كند بهشت بر او واجب مى شود. همچنين در روايت ديگرى مى فرمايند: قم كوفه ى صغيره است، بهشت داراى هشت در است كه سه در آن به جانب قم باز مى شود، در قم زنى از فرزندان من دفن خواهد شد كه نام او فاطمه است و جميع شيعيان من به وسيله ى شفاعت آن حضرت وارد بهشت خواهند شد. در روايت بسيارى هم، شهر مقدّس قم را «پناهگاه شيعه» معرفى مى نمايند: امام موسى كاظم عليهما السلام مى فرمايند: «قم لانه ى آل محمد عليهم السلام و پناهگاه شيعيان ايشان است و...» بحارالانوار، ج57، ص214؛ الكنى والألقاب، ج3، ص87. ودهها روايت ديگر كه بر جلالت و عظمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها و زيارت ايشان و فضايل شهر مقدس قم دلالت مى كند، در متون روايى شيعه موجود است.