پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است:
إن لقتـل الحسيـن (عليه السلام) حـرارة في قلـوب المؤمنيـن لا تبـرد أبـداً؛(1) شهادت امام حسين (عليه السلام) سوز و گدازى در دل هاى مؤمنان برجاى نهاده كه هيچ گاه به سردى نمى گرايد.
هر جسم داغ منبع حرارتى دارد كه از آن گرما مى گيرد و به محض دورشدن از آن، دماى جسم تدريجا كاهش مى يابد. اگر به ظرفى كه روى آتش قرار دارد دست بزنيم، دست مان مى سوزد، ولى به محض خاموش شدن آتش، دماى ظرف رو به كاهش مى نهدتا جايى كه پس از گذشت اندك زمانى به سادگى مى توانيم دست خود را درون ظرف بگذاريم، بدون آن كه آسيبى ببينيم. از دست دادن عزيزان و نزديكان براى همگان جان سوز و با رنج بسيار همراه است. كسى كه داغ عزيزى را مى بيند در روزهاى اول، ضربه بزرگى را متحمل شود و چه بسا از حالت طبيعى خارج شده، دچار اختلال شود و غذا نخورد و حتى نخوابد، اما با گذشت هفته ها و ماه ها گَرد فراموشى بر اين مصيبت مى نشيند و سوگ به فراموشى سپرده مى شود و رنجْ التيام مى يابد. سوزناك ترين مصيبت ها و جان كاه ترين سوگ ها پس از گذشت سال ها فراموش مى شوند و در لابلاى پيچ و خم زندگى روزمره از ياد مى روند و به خاطره تبديل مى شوند.
در اين ميان تنها يك سوگ است كه هيچ گاه با گذشت زمان از يادها نمى رود و فروغ آن هرگز به خاموشى نمى گرايد. همه ساله چند روز مانده به ماه محرم، كوى و برزن جامه سياه مى پوشد و مردمان در تكاپوى برپا كردن خيمه عزاى امام حسين (عليه السلام) مى افتند و دل هاى همگان حال و هواى ديگرى پيدا مى كند و شور حسينى و سوز عاشورايى چون آتشى از زير خاكستر دل سر بر مى كشد و شعله مى گيرد.
از روايت پيش گفته برمى آيد كه اين سوز و حرارت از ويژگى هاى اهل ايمان است، زيرا در آن نيامده است: «در دل انسان ها» يا «در دل مردم». از اين روى شور و حال حسينى كه در دل هاى مؤمنان آشيانه دارد، به درجات ايمان وابسته است و به نسبت آن كم و زياد مى شود و هر مؤمن و دوستدار اهل بيت (عليهم السلام) آن را در وجود خود مى يابد. اين مصيبت عظيم به ظاهر، در 1358 سال پيش رخ داد، ولى حرارت آن همچنان در جان هاى مؤمنان جاى دارد.

:: متولى عزاى حسينى

در بعضى نقل ها آمده است: حضرت زهرا (عليها السلام) متولى تجديد عزاى فرزندشان حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) مى باشند. هر چند همه پيشوايان معصوم (عليهم السلام) در كارهاى فروبسته مردمان گشايش مى آورند، ولى هر يك نقش ويژه اى دارند. در همان نقل آمده است: حضرت زهرا (عليها السلام) در ماه محرم جامه اى را كه سيدالشهدا (عليه السلام) هنگام شهادت به تن داشتند، در فضا مى آويزد و بدين ترتيب سوگ و اندوه او را تجديد مى كند. مسلماً اين حادثه در شمار امور غيبى است كه چشم ما آن را نمى بيند، ولى فراموش نكنيم كه آثار امور ناديدنى و نشنيدنى به مراتب بيش از ديدنى هاست. عقل انسان نيز ناديدنى است، ولى آثار بسيار دارد كه بر آن دلالت مى كند. جاذبه زمين كه ريشه در قرآن كريم دارد،(2) نيز ديده نمى شود، ولى اگر اين جاذبه نبود همه ما در فضا معلق بوديم. پيراهن خون آلوده فرزند رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) نيز ـ هر چند قادر به ديدن آن نباشيم ـ حقيقتى ثابت و قطعى است و اندوهى كه در هستى مى پراكند و در دل هاى مؤمنان ايجاد مى كند انكارناپذير است.
درباره عزادارى امام حسين (عليه السلام) نكات چندى به ذهن مى رسد كه عزاداران سيدالشهدا (عليه السلام) خوب است آنها را رعايت كنند.

:: دورى از گناه

نكته اى كه پيش از هر چيز بايد بدان توجه داشت دورى از گناه است.
دورى از گناه هميشه ضرورت دارد و اين ضرورت در ماه محرم و براى عزاداران حسينى شديدتر است. بايد از هر گناه ـ هر چند كوچك به نظر آيد ـ دورى جست و صد البته لازم است پيش از اين، محرمات و گناه ها را شناخت، زيرا كسى كه مرز حلال و حرام را نمى شناسد و به اندازه لازم در اين زمينه معرفت حاصل نكرده است نمى تواند خود را از در افتادن در چاه معصيت نگاه دارد. بدين منظور لازم است انسان محرمات نامشهور را نيز بياموزد و از آنها دورى كند. براى مثال كمك به ستمگران و خير رساندن به آنها به هر شكل، از جمله حرام هايى است كه كم تر شناخته شده است.
صفوان جمّال، از اصحاب امام صادق (عليه السلام) و حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) بود و از آن رو «جمّال» (شتربان) خوانده مى شد كه شغل شتربانى داشت و از راه كرايه دادن شترهايش به مسافران روزگار مى گذراند. حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) روزى به او فرمودند:
كل شيء منك حسن جميل إلا إكرائك جمالك من هذا الرجل؛(3) همه چيز تو خوب است جز آن كه شترهايت را به اين مرد (هارون) اجاره مى دهى.
اين تعبير حضرت كه فرمودند: «همه كار تو خوب است جز يك كار» كم تر درباره كسى از صحابه به كار رفته است و نشان از خوبى و ولاى صفوان نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) دارد.
وانگهى هارون ـ كه قلمرو حكومتش از چين تا اروپا و افريقا گسترده بود ـ كم ترين نيازى به شترهاى صفوان نداشت و از چنان موقعيتى برخوردار بود كه در روز جمعه بر فراز صدهاهزار منبر به نام او به عنوان خليفه و امام مسلمانان خطبه مى خواندند. در تاريخ آمده است كه هارون روزى نگاهى به آسمان انداخت و خطاب به ابرها ـ كه در حال حركت بودند ـ گفت: هر كجا خواستيد بباريد چون حاصل بارش شما به دست من مى رسد! چنين كسى با چنان اقتدارى به يقين نيازى به صفوان و شتران او نداشت، بلكه، به دنبال چيز ديگرى بود. او كه از ارادت صفوان به حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) آگاه بود مى خواست تا شايد بدين وسيله، صفوان را به خود متمايل كند. شايد فكر مى كرد اين كار باعث مى شود صفوان يكى دوبار در سال نزد او رفت و آمد كند و همين اندازه هم براى هارون مهم بود، اما حضرت باعث شدند همين مقدار ارتباط هم گسسته شود و به صفوان گفت:
آيا مى پسندى كه هارون زنده از حج بازگردد و كرايه شترهايت را بپردازد ؟
صفوان گفت: آرى. وقتى حضرت همين مقدار را هم نادرست دانستند، صفوان شترهايش را يك جا فروخت. بى ترديد حضرت مى دانست كه بدون شترهاى صفوان نيز كار هارون متوقف نمى ماند، ولى شايد قصد شريف شان اين بود كه چنين گناهى نيز در نامه عمل اين مؤمن نباشد. (4)
يكى از ياران امام صادق (عليه السلام) به حرفه بنّايى اشتغال داشت و بنا به شغلى كه داشت، ساختمان هاى گوناگونى مى ساخت، از جمله كاخ هاى باشكوه، خانه هاى مجلل و مسجد مى ساخت كه البته كاخ ها را به دستور و براى حاكمان عباسى بنا مى كرد. روزى به حضور امام صادق (عليه السلام) رسيد و به حضرتش عرض كرد: اى فرزند رسول خدا، از اين پس از ساختن كاخ و بناهاى باشكوه و سلطنتى براى عباسيان خوددارى خواهم كرد و فقط براى آنان مسجد مى سازم.
امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند:
لاتعنهم في بناء مسجد؛(5) ستمگران را در ساختن مسجد نيز يارى مكن.
با اين پاسخ امام (عليه السلام) به اهميت پرهيز از يارى ظالم حتى در ساختن مسجد پى مى بريم.
بنابراين عزادار حسينى بايد بكوشد كه دست به هيچ حرامى نزند و از اين قبيل معاصىِ كم تر شناخته شده نيز دورى كند. خلاصه بايد كوشش شود در دستگاه امام حسين (عليه السلام) تنها امورى كه به امام حسين (عليه السلام) مربوط است انجام گيرد و از نزاع و اختلاف و تصفيه حساب هاى فردى و درگيرى هاى لفظى اجتناب شود.

:: اهميت زبان در دستگاه سيدالشهدا(عليه السلام)

مطلب ديگر اهميت زبان در خدمت به اقامه عزاى سيدالشهدا (عليه السلام) است. به كمك زبان مى توان كارهاى بسيارى انجام داد و خدمات فراوانى به اقامه شعائر حسينى نمود. كافى است انسان مأيوس و خسته نشود و حوصله به خرج دهد و در كمال خون سردى و خوش رويى افراد را به مشاركت در عزا دعوت كند. نوع مشاركت افراد در عزادارى متفاوت است. برخى را بايد تشويق به حضور در مجلس و شنيدن نوحه و شركت در سينه زنى كرد، از برخى افراد بايد خواست در زمينه هاى مالى مشاركت كنندو به هر ميزان كه مى توانند به دستگاه امام حسين (عليه السلام) خدمت كنند و در نهايت، از برخى كه توان كارهاى خدماتى دارند خواست تا به اندازه توان و فرصت خود، به فراهم كردن وسايل پذيرايى و مانند آن بپردازند.
در اين ميان يكى از انواع مطلوب مشاركت، مشاركت زبانى است كه بسا مفيدتر و مؤثرتر از ديگر انواع مشاركت باشد، وانگهى نكته مهم در اين كار را كه خوش رويى و اميدوار بودن است، فراموش نكنيم. اگر ده نفر در قبال پيشنهاد مشاركت مالى، عذر بياورند، نبايد از پيشنهاد كردن به نفر يازدهم نا اميد بود. اگر با خوش رويى كسى را چندين بار به حضور در مجلس عزادارى تشويق كنيم، ولى حاضر نشود، نبايد از تكرار خواسته خود ـ البته بدون ايجاد ناراحتى ـ مأيوس بشويم. اگر دعوت كننده به اندازه لازم در اين خصوص بكوشند، ولى طرف مقابل از حضور در مجلس عزا خوددارى كند، مسلماً دچار سلب توفيق شده است. مهم آن است كه هر كس در هر مقام بكوشد اندكى از وظيفه خود را به جاى آورد و از تشويق ديگران بدين مهم دريغ نكند و تحت تأثير وسوسه هاى شيطان مأيوس نشود.
ديگر اين كه كمك هاى مالى هر چند اندك باشد، نبايد كم اهميت جلوه كند و ـ مثلاً ـ انسان نبايد از دادن ده تومان، پنجاه تومان صد تومان و حتى يك ريال به دليل اندك بودن آن شرمگين باشد، چرا كه همين مبالغ اندك است كه جمع مى شود و مبالغ كلان را به وجود مى آورد. از طرفى بسا مبلغ اندكى بركت و كارايى مبالغ كلان را داشته باشد، لذا هر كس هر مقدار كه كمك مالى مى كند بايد مورد تشويق قرار گيرد و از مبلغ اهدايى او در راه اقامه عزا استفاده شود. از ديگر سو كسانى كه اين كمك ها را ـ هر چند اندك ـ جمع آورى مى كنند نبايد آن را مايه شرمندگى خويش بدانند، زيرا اين عمل شرافت و افتخار فوق العاده اى دارد و در واقع چنين كسى مجلس حضرت امام حسين (عليه السلام) را برپا داشته، به آن رونق مى بخشد و از همين رو خود و كسانى كه پول و امكانات برگزارى اين مجالس را داده اند پاداشى بس بزرگ دارند. در مقابل اشخاص متمولى كه پيشنهاد كمك مالى به اقامه عزا را رد مى كنند در حقيقت توفيق چنين كارى را ندارند و چه بسا اصرار كردن به اين قبيل افراد كار صحيحى نباشد، زيرا پول خرج كردن در راه امام حسين (عليه السلام)شرافت و افتخار بزرگى است و انسان خود بايد از دل و جان طالب اين افتخار باشد. ثروتمندانى كه حاضر نيستند قدمى در اين راه بردارند، خودشان را از اين خوان بخشنده و پرنعمت و اين افتخار عظيم بى بهره ساخته اند.
در جاهايى كه مسجد يا حسينيه وجود ندارد، نبايد منتظر ديگران نشست. انسان بايد پاى در راه نهد و آن گاه خواهد ديد خود حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) چگونه به بهترين نحو عنايت مى فرمايند. در جاهايى كه مجلس زنانه وجود ندارد، خود خانم ها اقدام كنند و بكوشند مجلس عزاى زنانه تشكيل دهند، هر چند لازم است آقايان خودشان چنين مجالسى را براى خانم ها برپا كنند. مختصر اين كه همگان بايد به نوبه خود بكوشند در برگزارى هر چه بهتر مجالس عزا گامى بردارند و هر چه مى توانند بر كميت و كيفيت بهتر اين قبيل مجالس بيفزايند.

:: رهانيدن مردم از گمراهى

نكته سوم مربوط به زيارت مخصوص حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) در روز اربعين است كه امام صادق (عليه السلام) به خواندن آن سفارش فرموده است. در بخشى از آن آمده است:
وبذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة وحيرة الضلالة؛(6) حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) خون دلش (جان خود) را در راه تو ارزانى داشت تا بندگانت را از نادانى و سرگشتگىِ گمراهى برهاند.
در واقع هدف حضرت همين است كه در اين عبارت آمده است. ايشان مى خواست مردم را از نادانى و سرگشتگىِ گمراهى نجات دهد. بنابراين عزاداران حسينى نيز بايد بكوشند اين هدف مقدس را پيش چشم داشته باشند و در اين راه گام بردارند و مردم را از نادانى و حيرت گمراهى برهانند. بدين منظور بايد مجالس عزا به گونه اى باشد كه افزون بر روضه خوانى و عزادارى، احكام شرعى، تاريخ اسلام و معارف اهل بيت (عليهم السلام) و فلسفه قيام حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) و دستاوردهاى آن نيز گفته شود و بدين وسيله عزاداران از نظر علم دين نيز تغذيه شوند. گفتن قصه هاى ساده از تاريخ اهل بيت (عليهم السلام) و اخلاق و آداب براى كودكان، گفتن احكام اختصاصى خانم ها در مجالس زنانه، چاپ جزوات علمى و گفتن چند مسأله شرعىِ مورد ابتلا در ابتداى هر جلسه، از جمله راه هاى افزايش بار علمى عزاداران حسينى و خدمت به هدف والاى قيام آن حضرت، يعنى آگاهى بخشى و نجات پويندگان بيراهه هاست و بدين ترتيب آن جوش و حرارتى كه از شهادت آن حضرت در دل مؤمنان قرار دارد، جلوه مى نمايد.
از خداى متعال مى خواهيم به بركت وجود مقدس حضرت سيدالشهدا (عليه السلام)، توفيق اقامه عزاى ايشان را به ما عنايت كند و شور حسينى را روز به روز در دل ما افزون تر فرمايد و ما را در شمار كسانى قرار دهد كه هدف شان ـ همانند امام حسين (عليه السلام) ـ رهانيدن مردم از نادانى و حيرت گمراهى است.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرين


(*). اين گفتار در 28 ذى حجه 1419 ق . ايراد شده است.
(1). مستدرك الوسائل، ج 10، ص 318، حديث 12084.
(2). (اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّمَـوَ تِ بِغَيْرِ عَمَد تَرَوْنَهَا)؛ خداست كه آسمان ها را بى ستونى كه شما بنگريد برافراشت (رعد، آيه2). و در حديث شريف است از حضرت رضا(عليه السلام) كه فرمودند: ثم عَمَد ولكن لا ترونها؛ اين جا ستون هايى است ولكن شما آنها را نمى بينيد (تفسير قمى، ج 2، ص 328).
(3). وسائل الشيعه، ج 16، ص 259، حديث 21508.
(4). براى آگاهى بيشتر از ماجراى صفوان جمّال ر. ك: به گفتار «ثواب، عقاب و عتاب» در همين كتاب.
(5). تهذيب الاحكام، ج 6، ص 338.
(6). تهذيب الاحكام، ج6، ص113.