بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين

شكر و ستايش خدايى را سزاست كه يكتاست. نعمت هايش فراتر از حمد ماست. و سلام و صلوات بر بنده و پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله و خاندان مطهرش باد كه چراغ هدايتند و پايداران محشر. همان ها كه زمين آنى از وجودشان خالى نتواند بود. و نفرين خدا بر دشمنانشان تا روز واپسين باد.
و اما بعد، فرموده اند: «طلب المعارف من غير طريقنا مساوقٌ لإنكارنا[1]؛ طلبيدن معارف از غير طريق ما، مساوىِ انكار ماست» و چرا چنين نباشد، حال آنكه معدن حكمت و كانِ دانايى اند؛ رازداران علم خدا و مرزبانان حكمت الهى اند.
بر پايه همين روايت و انبوه روايات ديگرى كه هم معناى آنند، عالمان دين از سال هاى آغازين شكوفندگى اسلام عَلَم عِلم ولايى را برافراشته اند و سخنان آن معصومان را نگاشته اند. جلسات علمى و مباحث دينى به سفارش اهل بيت عليهم السلام گسترش يافت و دانش اندوزى و معرفت آموزى، تقدّس. جلسات علمى شيعيان و طالبان دانش در سراسر كشورهاى اسلامى چنان فزونى يافت كه تاريخ به نيكى و شگفتى از آنها ياد كرده است. قال الباقر و قال الصادق عليهماالسلام دفترها و سينه ها را انباشته كرد و عالمان براى رسيدن به پاداش اخروى بيشتر، از همه چيز خود گذشتند و دنيا و آرايه هايش را به سويى انداختند و به نشر دين و دانش پرداختند. چه بسيارند كتاب هايى كه در اين عرصه نورانى تأليف و عرضه شدند، كه آنچه امروزه در دست ماست، اندكى است از بسيار؛ زيرا دشمنان دين از سال هاى آغازين در پى خاموشى اين چراغ افروخته ايزدى بودند، و بسيارى از كتابخانه ها را طعمه حريق ساختند، اما سرانجام آنچه حاصلشان بود، نابودى دودمانشان بود.
حاصل تلاش هاى عالمان دين، يكى آن بود كه معرفت و دانايى را بر پايه رواياتى چون: «اطلبوا العلم من المهد إلى اللحد[2]؛ ز گهواره تا گور دانش بجوى» و: «الحكمة ضالة كل مؤمن فخذوها ولو من أفواه المنافقين[3]؛ حكمت، گمشده هر مؤمنى است، آن را بستانيد حتى اگر از دهان منافقان» و: «اطلبوا العلم ولو بالصين[4]؛ دانش اندوزيد حتى اگر در چين باشد» و مانند اينها، از حجره ها و كتاب ها در آوردند و به مردم كوچه و بازار و به همه كس، حتى زنان و كودكان، رساندند و آن را فراگير ساختند. بسيارند راويانى كه از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام روايات معتبر و گرانسنگى را روايت كردند، كه كارشان روغن فروشى و گندم فروشى و شتربانى و... بود. گاه راويى براى شنيدن روايتى خستگى ماه ها سفر را بر خود هموار مى كرد تا مستقيم و بى واسطه روايت را از راوى اول بشنود. گاه عالمى سال هاى طولانى غربت را تحمل مى كرد تا علم دين را از عالمان طراز اول فراگيرد. مى توان گفت كه تمام عالمان نامدار شيعه، در غربت و فقر و رنجْ دانش آموختند، تا در فروزندگى و تابندگى اين چراغ زوال ناپذير سهيم شوند.
كتاب پيش روى شما نيز در همين باره است. بررسى متون روايى و اخلاقى، و تحليل و تبيين معارف اهل بيت عليهم السلام به زبانى ساده اما عميق و پرمحتوا. در اين كتاب با زواياى متنوع معارف قرآنى و روايى آشنا مى شويم و از زاويه اى آشكار به رابطه دين و زندگى مى نگريم و براى چگونه زيستنْ و بهتر زيستن توشه برمى داريم.
اسلام، آدمى را از پيش از تولد تا پس از مرگ، برنامه داده است و تمامى آنچه براى سعادت و كامروايى دنيايى و آخرتى اش لازم است بيان كرده است. اخلاق اسلامى مجموعه هنجارها و ناهنجارهاست كه با عنوان فضايل و رذايل يا بايدها و نبايدها مطرح مى شود. اخلاق يا دانشِ چگونه زيستن در ميان علوم اسلامى جايگاه بسيار والايى دارد. از اين روست كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده اند: «إني بعثت لأتمم مكارم الأخلاق؛[5] برانگيخته شدم تا كرامت هاى اخلاق را به كمال برسانم» و خداى سبحان نيز فرموده است: «وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ»؛[6] «به راستى تو را خويى است بسيار والا». پس بى دليل نيست كه اخلاق شانه به شانه عقايد و احكام حركت مى كند. احكامْ وظايف رفتارى آدمى را در عرصه شريعت تعيين مى كند و عقايد باورهايش را، و اخلاق به وى مى آموزد كه چگونه در بستر جامعه با ساير هم كيشان و هم نوعانِ خود زندگى كند تا سعادتمند شود، و نيز چگونه روح الهى خود را از پيرايه ها پاك كند تا لايق خليفة اللّه شدن شود و تاج كرامت را بر سرنهد و از حضيض ذلّت به اوج عزّت برسد.
بارى، نوشتار پيش روى شما مجموعه درس هاى اخلاق و معارف دينى آيت اللّه العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى ـ دام ظله ـ است كه براى جمعى از طلاب علوم دينى و جويندگان معرفت و ساير اقشار جامعه بيان شده است. معظم له در اين درس ها بر آن بوده كه آموزه هاى دينى و اخلاقى را از قرآن و سخنان امامان معصوم عليهم السلام برگيرد و با توجه به نيازهاى جامعه امروز بررسى نمايد و لطايف معنوى آن را برجسته كند و حاضران را از چشمه سار معرفت و ولايت سيراب سازد. سادگى در بيان و استدلال، توجه به تمام جوانب بحث، عصرى و روزآمد بودن معارف، و تلطيف بحث از ويژگى هاى اين مباحث است.
بى ترديد، اينكه اين سخنان بر دل مى نشيند، بدان دليل است كه از دل برخاسته است و گوينده سخت به عمل كردنِ به آنها پايبند و مقيد بوده است.

سخن كز دل برآيد*** لاجرم بر دل نشيند

در سرانجامِ سخن به حكم وظيفه از كليه عزيزانى كه در تدوين و تنظيم اين نوشتار همكارى كرده اند، به ويژه از آقايان حجج اسلام سيد يوسف مرتضوى و سيد حسين اسلامى اردكانى سپاسگزارى مى كنيم. براى همه اين عزيزان آرزوى سعادتمندى و توفيقات روزافزون كرده و از خداى سبحان خواهانيم كه در خدمت به علوم دينى موفق تر از پيش باشند. جزاهم اللّه خير الجزاء.

گروه ترجمه آثار آيت اللّه العظمى شيرازى
قم ـ ماه مبارك رمضان 1428 قمرى
 


(1). مستدرك سفينة البحار، ج 1، ص 10.
(2). كشف الظنون، حاجى خليفه، ج 1، ص 78.
(3). غرر الحكم، ص 58، ح 613.
(4). وسائل الشيعه، ج 27، ص 27، باب 4، ح 33119.
(5). مكارم الاخلاق، ص 8.
(6). قلم، آيه 4.