بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين(1)

امروز روز شهادت اشرف اوّلين و آخرين، يعنی حضرت رسول اسلام صلی الله علیه وآله می باشد. اين مصيبت بسيار بزرگ و بسيار سنگين و مصيبت بزرگ تر و سنگين تر از آن را طبق فرمايش حضرت زهرا سلام الله علیها که سبب تغيير اسلام از مجرای صحيحش شد، ابتداءً به شخصيت با عظمتی که قرآن کريم او را نفس رسول الله صلی الله علیه وآله معرفی می کند، يعنی اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام و به تمامی اهل بيت عصمت و طهارت که اولين و بزرگ ترين مصيبت زده ی در اين دو مصيبت بزرگ هستند و علی الخصوص صاحب عزا و وارث تمامی اين مصائب که خدا می داند اين مصيبت ها بر قلب مقدسشان چه آورده و چه می آورد، آقا و مولايمان حضرت بقية الله الأعظم مهدی موعود معظّم عجل الله تعالی فرجه الشريف عرض تعزيت دارم، در مرحله ی بعد به تمام مؤمنين در سرتاسر دنيا و تمام مسلمين در همه جای جهان و به تمام بيچاره ها و ضعفايی که در گوشه و کنار اين دنيا هستند، چه در کشورهای (متأسفانه) اسلامی و چه در کشورهای غير اسلامی به همه ی آنها عرض تعزيت دارم.

نقطه شروع انحرافها و تحريفها

طبق احاديث و روايات معصومين عليهم السلام شروع تمام بدبختی ها، انحراف ها و تحريف ها، بيچارگی ها و ضلالت ها نتيجه اين دو مصيبت بزرگ بوده، يعنی: شهادت رسول خدا و هتک حرمت رسالت و نبوت، ولايت و امامت توسط بعضی مسلمان نماها.
اميدوارم خدای تبارک و تعالی با تعجيل در فرج آقا حضرت بقية الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشريف اين مصيبت ها، رنج ها و مشکلات را به زودی، از همه ی اهل دنيا در هر کجا که هستند رفع بفرمايد.

حفظ خطبه حضرت زهرا سلام الله عليها

حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به جرياناتی که پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله بوجود آمد و قرآن کريم در آيه «144» سوره ی مبارکه ی آل عمران آن را به عنوان ارتداد به جاهليت شناخته، خطبه ای ايراد فرمودند که در آن معارف بسياری از جمله پرده زدايی از چهره ماسک زده ی آن مرتدّان به جاهليت نهفته است.
اين فرصت را غنيمت می شمارم و به همه شما خصوصاً به جوان ها و نوجوان ها توصيه می کنم که اين خطبه ی بسيار پربار و بسيار بااهميت حضرت زهرا سلام الله علیها را حفظ کنند.

هشدار حضرت زهرا سلام الله عليها به مدعيان رهبری

حضرت در اين خطبه شريفه خطاب به عده ای از خواص که داعيه دار اسلام بوده و خود را امام المسلمين و از رهبران، بزرگان و پيش بران دين می دانند فرمودند: ای آنهايی که ادعا کرديد اسلام در دامان شما رشد کرده و مردم شما را امام المسلمين و بزرگ دين و صاحب فتوا می دانند...! چرا چشم خود را به روی حقايق بستيد و حقيقت را به روی خود نمی آوريد. آن هم زمانی که اسلام به شما نياز دارد و در غربت، تنهايی و مظلوميت بسر می برد؟! «ما هذه الغميضة عن حقي ...؟» چرا زمانی که می بينيد حق من را به يغما می برند، سر خود را پايين انداختيد و خود را به بی خبری و بی اطلاعی زديد؟.
البته از مردم آن زمان که انتظاری نبود، چراکه آنها به فرمايش اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام «همج رعاع»(2) بودند که با هر اشاره ای به سويی و با هر غمزه ای به طرفی گرايش پيدا می کردند، ولی مشکلِ عمده، مشکل خواص و نُکته سنج هاست، جهنمِ داغ و عذاب الهیِ شديد نيز پر است از با فهم هايی که بی تفاوت از اصول رد می شوند و در پی اغراض و مطامع دنيوی خويش بوده و سکوت خود و کار ظالم را توجيه می نمايند.
هنگامی که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله دعوت به دين مبين اسلام نمودند، تنها شخصی که مسلمان بود، اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام بودند. «لم يسجد لصنم قط؛ او هرگز به بت سجده نکرد» ولی بقيه آمدند مسلمان شدند و از آيينشان برگشتند. يهودی ها، نصرانی ها، مجوس و غيرهم مسلمان شدند و البته اين هنر والای رسول خدا صلی الله علیه وآله بود که با سخنان مبارکشان، کردار و رفتار نورانی شان، اخلاق و خوی محمدی شان سبب آن شدند که مردم از هر دين و آيينی فوج فوج به اسلام روی می آوردند. «وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا».
حال در تاريخ می بينيم که بعد از پيامبر خدا صلی الله علیه وآله چه شد و تا به امروز بر سر اسلام چه آمد.
مشکل بزرگ، مشکل نخبگان و نکته فهم هاست و صد البته جهنم داغ و عذاب دردناک هم برای آنهايی است که صاحبان حق را شناخته و حق را می فهميدند ولی اغماض و چشم پوشی می کردند و علمشان نفعی به حالشان نداشت.

حکايت امام سجاد عليه السلام و زهری

روزی امام سجاد عليه السلام به زهری که از عمال بنی اميه و بنی مروان بشمار می رفت(3) و از محضر مبارک امام سجاد عليه السلام نيز بهره مند می شد فرمودند: ای زهری! چگونه است که تو با بنی مروان هستی با آنها مصاحبت داری؟ زهری با اينکه به حضرت عرض کرد در بين آنها هستم که از آنها استفاده و بهره برداری برای ايتام و مظلومان کنم و کار خود را چنين توجيه کرد.
حضرت به زهری فرمودند: زهری آنچه که بنی اميه و بنی مروان از شخصيت تو سوء استفاده می کنند بيش از آن است که تو از آنها جهت ايتام، فقرا و مظلومان استفاده می کنی، هشام مروانی توسّط تو بسياری را منحرف می کند و برای تأييد و تثبيت مقام خود از شخصيت تو نيز بهره برداری می نمايد و حضور تو در خدمت هشام مروانی از گناهان بسيار بزرگ است که اندازه اش را احدی قادر به شمارش نيست.
کار زهری که شخصی باسواد ولی در دربار مروانی ها بود نتيجه اش اين شد که از اهل بيت عليهم السلام فاصله گرفته و منحرف گشت با اينکه او عالم و آگاه از مقام امام سجاد عليه السلام بوده و حتی از او نقل شده است که می گفت: «ما رايت هاشمياً افضل من زين العابدين عليه السلام وافقه منه؛ در بين بنی هاشم أفضل از حضرت زين العابدين عليه السلام و أفقه از او هرگز نديدم»(4).

قصّه ی سعيد بن المسيب

يکی ديگر از علمای معاصر حضرت سجاد امام زين العابدين عليه السلام شخصی است به نام «سعيد بن المسيّب» که افتخار شاگردی حضرت را داشت و خود را جزو اصحاب حضرت می دانست، ولی در اثر بی تقوايی و کج فهمی موفق نشد بر امام سجاد عليه السلام نماز بگذارد و نيز از اقتدا به امام باقر عليه السلام محروم گرديد، او با اينکه آگاه به مقام امامت هم بود تا آنجا که می گفت وقتی امام باقر عليه السلام بر بدن مطهر امام سجاد عليه السلام نماز می خواندند تمام زمين و زمان، کون و مکان همزمان با تکبير آن امام همام، الله اکبر می گفتند.
او اين سخنان را در وقتی گفت که از او سؤال شد چرا هنگامی که امام سجاد عليه السلام به شهادت رسيدند و بدن مطهرشان را (که اولين تشييع علنی و آشکار در تاريخ اهل بيت عليهم السلام در مدينه بشمار می رفت) برای خواندن نماز به بقيع آوردند، به امام باقر عليه السلام اقتدا نکردی؟ او در جواب گفت: به مسجد النبی رفتم دو رکعت نماز کنم، چراکه از حضرت سجاد عليه السلام شنيده بودم دو رکعت نماز در مسجد النبی هنگام خلوت سبب آمرزش گناهان گذشته و آينده است، خواستم اين دو رکعت نماز را در خلوت مسجد بخوانم که ثوابش بيشتر است! ولی همين که خواستم دو رکعت نماز را بجا آورم از تکبير گفتن زمين و زمان، کون و مکان همراه با تکبير امام باقر عليه السلام در نماز بر پدر خود بيهوش شدم و از توفيق نماز مسجد النبی، و نيز از توفيق اقامه نماز بر بدن مطهر امام سجاد عليه السلام محروم گشتم.(5)
اينجاست که حضرت زهرا سلام الله علیها با تعبير «حضنة الاسلام» از آن خواص و نخبگان ياد می کنند و می فرمايند: شما افرادی هستيد که ادعا می کنيد: اسلام در دامان شما رشد و نمو کرده و صاحب فتوا خود را معرفی نموده و مردم ناآگاه حلال و حرام خود را از شما می گيرند، با اين ادعا شما در مقابل ظلم بزرگی که به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام شد بی تفاوت هستيد و خود را به بی اطلاعی می زنيد.
عالم بی تقوا بهتر است در عالَم نباشد. عالم بی تقوا روز به روز از خدا دور می شود و خود را از معصومين عليهم السلام که چراغ هدايت بشريت اند دور می کند.

عاقبت ابو ايوب انصاری

ابوايوب انصاری از شخصيت هايی بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله وقتی به مدينه هجرت فرمودند، اول وارد منزل او شدند و اولين معجزه رسول خدا صلی الله علیه وآله در منزل او اتفاق افتاد که چشمان مادر نابينای او را شفا دادند. ابوايوب در جنگ های متعدد با رسول خدا صلی الله علیه وآله بود. بعد از پيامبر با اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام بوده و در رکاب آن حضرت در جنگ جمل، صفين و نهروان شمشير زد. ولی بعد از شهادت امام حسن مجتبی عليه السلام در زمان امام حسين عليه السلام زير پرچم معاويه رفت و با حضور در جنگی در لشکر معاويه به رهبری يزيد کشته شد و عاقبتش آنطور شد که يزيد بر بدنش نماز خواند و عاقبت بخير نشد.
خيلی بايد دعا نمود و التماس کرد که عاقبتمان مانند ابوايوب انصاری نشود و در اين راه مواظبت و توسل و تعقل نياز است.

اهميت روشنگری و هدايتگری

حضرت صديقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها ابعاد اينگونه مسائل را ديدند که خطاب به داعيه داران اسلام چنين فرمودند.
مسئله روشنگری و هدايتگری جامعه آنقدر اهميت دارد که حضرت زهرا سلام الله علیها جان خود را فدا و در اين راه نيز حضرت محسن عليه السلام را فدا نمودند در صورتی که اگر حضرت محسن عليه السلام زنده می ماندند جمعيت سادات بيش از حال بود و اين فداکاری از حضرت زهرا سلام الله علیها اتمام حجتی است برای همه نخبگان و مدعيان اسلام.
قرآن کريم می فرمايد: «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ؛(6) پس عبرت بگيريد ای صاحبان بصيرت» عبرت يعنی چه؟ يعنی ببينيد و ملتفت باشيد که چنين کاری انجام ندهيد.
وظيفه اهل علم نسبت به غير از اهل علم بيشتر است و آفت اهل علم نيز به مراتب بيشتر و خطرناک تر از غير اهل علم است. اين نظر شخصی من نيست، فرمايش قرآن و روايات معصومين عليهم السلام است.(7)

تشکيک در زيارت اربعين و شعائر حسينی

روزی يکی از اهل علم نزد من آمد و گفت: در روايت امام عسکری عليه السلام که حضرت زيارة الاربعين را از علامات مؤمن می دانند، منظور از اربعين کدام است؟! جهت اينکه او از اهل علم بود، به او گفتم: به دليلی که اغلب احکام اسلام روی آن دليل بنا و پابرجاست، از نماز گرفته تا روزه و حج، و نيز خمس و زکات تا ارث و ديات و همچنين قضا و شهود، بيع و شراء، صلح و اجاره، نکاح و طلاق، نذر و قسم و ديگر احکام اسلام عمده اش بر يک دليل مبتنی است و آن تبادر می باشد، يعنی: وقتی می گوييم حج، تبادر به حج خانه خدا دارد با اينکه حج از لحاظ زبان عربی معانی ديگری دارد، ولی آن معانی را احدی نمی گويد، و همچنين است وقتی که می گوييم زيارة الاربعين تبادر به زيارت اربعين امام حسين عليه السلام دارد، نه اربعين فلان کاسب و فلان متدين، زيارة الاربعين يعنی اربعين امام حسين عليه السلام. بالتبادر. اين مطلب را با صراحت به او گفتم ولی آنچه به کنايه به او رساندم اين بود که مطلب اساسی در اين گونه تشکيکات طبق حديث شريف وسوسه ابليس بوده که به لشکريان خود گفت تشکيک کنيد.(8)
متأسفانه عده ای ناآگاه در باب زيارت اربعين حسينی نيز قصد تشکيک نموده و شُبهه افکنی کردند که چگونه می شود: زيارت اربعين امام حسين عليه السلام از علامات مؤمن باشد، در حالی که اين ناآگاهان که بسيار جالب و مورد توجه است، سخن و تشکيکی راجع به نمازهای نافله و يا جهر خواندن «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» در نماز ـ طبق فرموده امام حسن عسکری عليه السلام(9) ـ ندارند و دنبال دليل برای آن نيستند. اين تشکيک در اربعين با اينکه هرگز مورد شک نبوده و جای تشکيک نيست طبق حديث شريف از همان روز شهادت امام حسين عليه السلام نشأت می گيرد که ابليس، لشکريان خود را از شياطين جن و انس برای تشکيک در شعائر حسينی و زيارت سيدالشهدا عليه السلام بسيج کرد.
صديقه کبری حضرت زهرا سلام الله علیها می خواستند مردم بيدار شوند. نادانی و جهل بدترين چيز است، در زيارت های متعدد سيدالشهدا آمده است: «وَبَذَل مُهجَتَه فِيك لِيستَنقِذَ عِبادَك مِنَ الجَهالَة وحَيرَة الضَلالَة»(10) حضرت زهرا سلام الله علیها می دانستند بعد از رسول خدا مسير حق را تغيير می دهند و بر آن باقی نمی مانند ولی اتمام حجت نمودند.
اگر مسير حق بقا پيدا می کرد اين ظلم ها و بيچارگی ها يافت نمی شد.
مردم بايد بدانند علم و دين را از چه منبعی بايد دريافت کنند تا در معرض خسران قرار نگيرند.

اسلام حقيقی

متأسفانه در برخی از کشورهای اسلامی شاهد آن هستيم که برخی ها از اسلام فاصله می گيرند و اين در حالی است که آنها اهل نماز و روزه بودند.! مسئله مهم تر اين است که چه شده که در برخی از کشورهای اسلامی جوان مسلمانی که تا ديروز نماز، روزه و قرآنش ترک نمی شد از اسلام کناره گيری می کند و از دين حق بدر، يا به دين ديگری روی می آورد؟!.
علت فاصله گرفتن از اسلام چيست؟ علت اين است که متأسفانه آنها فرق بين عالم بد و عالم خوب را تشخيص نمی دهند و گناه يک عالم بد را به نام همه آنها می نويسند در صورتی که چنين نيست.
امام حسين عليه السلام و يزيد از لحاظ پوشش و لباس مانند هم بودند و هر دو نيز عمامه بر سر و عبا بر دوش داشتند و لذا نمی شود آنان را جهت اينکه وحدت و يک رنگی لباس داشتند با هم مقايسه کرد چه برسد آنان را در کنار هم جای داد.
اين وظيفه علما است که به جوانان بفهمانند و آنان را در تشخيص علمای پاک و علمای ظاهری کمک کنند.
متأسفانه در خيلی از کشورهای اسلامی بر خلاف صريح قرآن قانون گذاشته می شود و بعد هم تابع آن قانون، افراد را ظالمانه و بر خلاف حکم قرآن حبس می کنند در حالی که سيره رسول خدا صلی الله علیه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام چنين نبود.!
اميرمؤمنان عليه السلام در ايام حکومتشان به اقرار حتی مورخين غير مسلمان، يک زندان درست کردند آن هم برای افرادی که واقعاً مستحق حبس هستند. کيفيت زندان چنين بود که ديوار حبس را کوتاه می کردند در حالی که زندان سقف هم نداشت، تا زندانی متنبه شده و در کرده های خود تجديدنظر کند.
حال متأسفانه شاهديم که در بعضی از کشورهای اسلامی طبق آمار منتشر شده روزی 1600 نفر وارد حبس می شوند. يعنی در سال بيش از نيم ميليون نفر. اين است اسلام پيامبر؟ اين است رأفت اسلامی؟ اين است وعده ی خدا، رسول و اهل بيت عليهم السلام به بشريت که فرمودند اسلام آوريد تا مشمول خير و برکت زمين و آسمان شده و سعادتمند در دنيا و آخرت باشيد؟(11)
برای چه يهودی و نصرانی بيايد مسلمان شود؟ با اين اسلام؟! البته خيلی از يهود و نصارا به برکت بسياری از علما و بزرگان و دلسوزان، مسلمان شدند.

محرم و صفر ماه نزديک شدن به اهل بيت است

محرم و صفر که ماه نزديک شدن به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است نيز تمام شد، اين دو ماهی است که خيلی ها به اهل بيت عليهم السلام نزديک شدند و لذا آنها بايد سعی کنند اين حالات معنوی و روحانی را تا محرم و صفر سال ديگر حفظ کنند. از آن طرف هم بعضی ها در اين محرم و صفر بخاطر دخالت بی جا و تشکيک در عزاداری سيدالشهدا عليه السلام جهنمی شدند.
حديث شريف می فرمايد: «ان الله لا يخدع عن جنته؛ با مکر و خدعه نمی توان اهل بهشت شد».

تشکر از زائران اربعين حسينی

جا دارد در همين جا دعا کنم و تشکر نمايم از مردمی که در زيارت اربعينيه امام حسين عليه السلام به خاطر يک جمله ی امام حسن عسکری عليه السلام که از علامات ايمان است: زيارة الاربعين(12)، شرکت کردند.
چه آنهايی که پياده رفتند، فوائد و فضائل عجيبی که جهت زيارت پياده ی سيدالشهدا عليه السلام گفته شده را درک کردند و چه آنهايی که ناتوان بودند و سواره رفتند و به زيارت اربعين موفق شده و نائل آمدند.
بنده در نمازهايم معمولاً اقتدا به رسول خدا که خدای متعال آن حضرت را مقتدا قرار داده و حضرت برای دوستداران اهل بيت دعا می کردند و به پيروی از امام صادق عليه السلام که حضرت در حال سجده برای زوار امام حسين عليه السلام دعا می نمودند، دعا می کنم و از افرادی که در شهرها و کشورهای اسلامی و حتی غير اسلامی پياده روی های اربعين را راه انداختند تشکر می نمايم.

ملاک شعائر حسينی چيست؟!

شعائر امام حسين عليه السلام، هر شیء ايست که تجليل از امام حسين عليه السلام باشد، اين ملاک راجح بودن آن است.
بنابراين ديگر لازم نيست برای رجحان آن روايت و دليل داشته باشيم، لازم نيست حتماً معصوم عليه السلام فرموده باشد، حتی اگه يقين داشته باشيم زمان معصومين نبوده، زيرا ملاک در شعائر امام حسين عليه السلام و راجح بودن آن اين است که تجليل از امام حسين عليه السلام شود. نياز به انجام دادن و فعل معصوم عليه السلام هم نيست.
بنابراين: ساخت ضريح و بارگاه، قبه و گلدسته، و نيز پياده روی اربعين حسينی در اقصی نقاط جهان که عده ای جمع می شوند و از مسيری به مسير ديگر حرکت می کنند و اربعين حسينی را با شکوه خاص برپا می کنند، تمام اين ها از شعائر امام حسين عليه السلام و مورد تأييد ائمه اطهار عليهم السلام است. باور کنيم و يقين داشته باشيم که هر چه برای امام حسين عليه السلام انجام دهيم کم است. بياييد منزل خود را محروم از عزای امام حسين عليه السلام نکنيم، هر هفته، هر روز، هر ماه و حتی خودتان با زن و فرزندتان مجلس عزاداری و روضه خوانی سيدالشهدا عليه السلام را در منزل خود برپا کنيد. هر طور که می توانيد برای امام حسين عليه السلام کار کنيد. هر کدام از ما طبق شرايطش در راه شعائر حسينی قدم بردارد. برای شناخت بيشتر کتاب کامل الزيارات را مطالعه بفرماييد و ببينيد که معصومين عليهم السلام چه فضائلی را برای دستگاه سيدالشهدا عليه السلام برشمرده اند.

تمسک به قرآن و عترت

رستگاری در دنيا و آخرت گرو تمسک به قرآن و عترت است، سعی کنيم جزو متمسکين به قرآن و عترت که اهل بيت عليهم السلام هستند باشيم. همانطوری که رسول خدا صلی الله علیه وآله بارها به آن تأکيد نموده و فرمودند: «كتاب الله و عترتي اهل بيتـي ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا بعدي أبداً».
قرآن آن وقت سودمند است که با اهل بيت توأم باشد، زيرا اهل بيت مفسّر قرآن، مبيّن احکام آن و تداوم بخش رسالت رسول خدا می باشند و با کنار گذاشتن اهل بيت عليهم السلام هم قرآن و هم رسول خدا، در واقع کنار گذاشته می شوند.
در حديث شريفی از اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام آمده است که حضرت فرمودند: «خدای متعال، توحيد بدون نبوت را نمی پذيرد، و توحيد و نبوت بدون ولايت را قبول ندارد» و لذا می بايست قرآن و عترت، يعنی: قرآن و چهارده معصوم عليهم السلام را با هم تبعيت کنيم که شرط نجات و رستگاری دنيا و آخرت در اين دو گوهر گرانبها است.

ضرورت برائت

در اينجا سؤالی مطرح است که چرا بايد دنبال خدا و قرآن و عترت رفت؟
جواب: زيرا قرآن که برنامه زندگی و کتاب قانون آسمانی است، نياز به مفسر دارد و جز اهل بيت عليهم السلام تفسير صحيح آن را نمی دانند، و در حديث شريف است که «القرآن يفسر بعضه بعضا؛ بعضی از آيات قرآنی بعضی ديگر را تفسير می نمايد» ولی بايد با راهنمايی اهل بيت عليهم السلام باشد. مثلاً: در باب سبّ داريم که خدای متعال در قرآن کريم می فرمايد به بت های مشرکين سب نکنيد که آنها نيز به مقدسات شما سب می کنند. ولی در جای ديگر قرآن کريم می بينيم خدای متعال مشرکين را سب می کند.
هر دو مطلب درست است، ببينيد کتب فقها را.
و نيز در جايی از نهج البلاغه اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام فرمودند: «اني اكره لكم ان تكونوا سبابين؛ دوست ندارم شما دوستانم اهل سبّ باشيد»(13) ولی در جای ديگری از آن، حضرت برخی را سب می کنند، آيا می شود گفت که حضرت بر خلاف سخن خودشان صحبت کردند؟ خير، بنابراين نهی از سب يک مسئله ی وقتی بوده، به قول امروزی ها مقطعی و به قول علما قضيه ی خارجيه ـ و نه حقيقيّه ـ بوده است، و اين يك معنای ديگر است و آن يک نيز معنای خود را در جای خود دارد. نمی شود که قرآن کريم بگويد سب نکنيد و خود سب کند، يا بگوييم که اميرمؤمنان عليه السلام می فرمايند سب نکنيد اما خودشان سب می کردند.
قرآن کريم درباره بعضی ها فرموده است: «عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ»(14) به تفسير مراجعه کنيد تا معنای «عُتُلٍّ» و «زَنِيمٍ» را بدانيد، آيا ولدالزنا سب هست يا خير؟ بی پدر سب هست يا خير؟ امام حسين عليه السلام روز عاشورا خطاب به جمعيت نموده و نسبت به ابن زياد و يزيد فرمودند: «الا وان الدعي ابن الدعي؛ بی پدر و فرزند بی پدر»(15) دعی يعنی: بی پدر. امام حسين عليه السلام که بهتر از همه فرمايش قرآن و معنای آيه ی کريمه ی: «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ؟!»(16) را می دانستند؟ پس اين به چه معنی است؟ اين به همان معنای ديگر است که خصوص اين مورد اقتضای آن را داشت و نهی از سب مطلقا نبوده است.
اهل علم اين مطالب را به دقت بررسی بنمايند و خوب به اين نکات علمی توجه داشته و رسيدگی کنند. فقط يک آيه را نبينيد و حکم نمايند، بلکه آيه ديگر را نيز ببينيد و آن وقت با درنظرگرفتن کل فرمايشات قرآن سخن بگوييد. اگر هم اهلش نيستيد از علمای اتقيا و از علمای صالحين بپرسيد.
خدای متعال کافران، منافقان و آزاردهندگان رسول خدا و اهل بيت عصمت و طهارت را سبّ و لعن کرده و ما نيز موظفيم طبق فرموده قرآن کريم و روايات معصومين عليهم السلام از آنان برائت بجوييم و قدسيّت دروغينی که برای اين بت ها درست کردند بشکنيم و حقيقت نفاق و کفر نهانی آنان را آشکار سازيم.
اميدوارم اين رحمت عظيمه ای که خدای تبارک و تعالی برای بشر قرار داده که شروعش از پيامبر اسلام صلی الله علیه وآله شده و با بقيه ی سيزده معصوم عليهم السلام بوده که ما نيز به قدر خود در چارچوب آن قرار گرفتيم، برکاتش بر ما مستدام باشد و هم بيش از پيش بتوانيم ديگران را هم به اين راه هدايت کنيم.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرين


1. اين گفتار، در 28 صفر 1434ق. و در جمع کثيری از عزاداران حسينی ايراد شده است.
2. نهج البلاغه، حکمت 147.
3. بحارالانوار، ج46، ص132، باب8، حديث22.
4. بحارالانوار، ج46، ص97، باب5، حديث85.
5. رجال کشی، ص116، سعيد بن المسيّب.
6. سوره ی حشر، آيه2.
7. کافی، ج1، ص44 و45، باب استعمال العلم، حديث4.
8. کامل الزيارات، ص266، باب88، فضل کربلاء.
9. الدعاء والزيارة، ص585، اعمال روز بيستم ماه صفر.
10. بحارالانوار، ج98، ص331، باب25.
11. سوره اعراف، آيه 96 و بحارالانوار، ج31، ص424، باب27 و بحارالانوار، ج21، ص368 و بحارالانوار، ج18، ص202.
12. الدعاء والزيارة، ص585، اعمال روز بيستم ماه صفر.
13. نهج البلاغه، خطبه 206.
14. سوره قلم، آيه13.
15. لهوف، ص97 و مثير الاحزان، ص54.
16. سوره انعام، آيه108.