بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والعاقبة لاهل التقوی واليقين

خطبه امام حسين عليه السلام در روز دوم محرم

مرحوم علامه مجلسی قدس سره نقل فرمودند: وقتی حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام در روز دوم محرم وارد کربلای معلی شدند، خطبه ای ايراد نموده و فرمودند: «الناس عبيد الدنيا والدين لعق علی السنتهم يحوطونه ما درّت معايشهم، فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الديّانون؛(1) مردم برده دنيا هستند. و دين لقلقه زبان آنان بوده و تا زمانی كه روزگارشان به كام باشد، دور آن می گردند، پس هنگامی که در بوته ی آزمايش قرار گرفته، دين داران كم شمار خواهند شد».
واقعا چه نکات بلاغی زيبا در اين خطبه نهفته است. حضرت می فرمايند: لعق علی السنتهم.
يعنی: مردم ـ معمولاً اين چنين اند که ـ دم از دين می زنند و از آن سخن می گويند، ولی اين دم زدن و سخن گفتن تنها لقلقه زبان بوده، بر دل نرسيده و با جان آنان عجين نشده و فقط همانند شيرينی ای است که انسان آن را می چشد و تا وقتی که شيرينی و حلاوتش بر زبانش باقی مانده آن را در دهان مزمزه نموده و زبانش را به آن می چرخاند تا از ته مانده آن نيز بهره و لذت ببرد. در لغت به اين حالت لعق يعنی ليسيدن می گويند.
حضرت می فرمايند: مردم، دين را از جان و دل باور ندارند و تنها لقلقه زبان شان بوده و لذا با يک آزمايش تهی بودن خود را از دين نشان می دهند ـ والعياذ بالله ـ .
لذا روزگاری دين را به ظاهر سرلوحه خود قرار می دهند، ظاهرسازی نموده و تمام وجودشان، قلمشان، زبانشان و حرکات و سکناتشان را رنگ دين می دهند اما اين تا زمانی است که معيشت، عيش و نوششان آماده است.
حضرت می فرمايند: ما درّت معايشهم؛ مادامی که معيشتشان آرام و تأمين است.
اينجا در «درّت» نيز يک نکته بسيار جالب بلاغی ديده می شود، زيرا «درّ» در لغت عرب، نسبت به شير هنگامی که به آسانی و فراوانی سرازير می گردد تعبير می شود.
ما درّت معايشهم...
يعنی وقتی زندگيشان آرام و تأمين است، از دين دم می زنند ولی وقتی در بوته آزمايش درآمده و در دوراهی دنيا و دين قرار می گيرند، دنيا را بر دين ترجيح می دهند، در آن هنگام نگاه، چشم و زبانشان تغيير می کند و رو به گناه می آورند هرچند که کبيره بوده و خلاف عقل و فطرت انسانی باشد! اگر چه باز هم زبانشان از دين می گويد و از آن دم می زند. مگر معاويه، يزيد، ابن زياد و ابن سعد از دين دم نمی زدند؟!
وقتی ابن سعد خطاب به يارانش فرياد زد: يا خيل الله ارکبي! بياييد با اسب هايتان بر بدن حسين بن علی بتازيد، او هم دم از خدا می زد و لشکرش را لشکريان خدا ناميد...! و چه کردند با بدن مقدس سيدالشهدا عليه السلام ارواحنافداه...
آري! ابن سعد، دنيا، پول و مقام خود را در دست ابن زياد می ديد و لذا بخاطر دنيا دينش چنين شد.
حضرت فرمودند: فاذا محصوا؛ تمحيص يعنی وقتی در بوته آزمايش و زدودن قلب و غش ها قرار گرفته و از ناپاکی غربيل می شوند دين دار در بين آنان بسيار کم ديده خواهد شد.

مقاومت در مقابل سختی ها

برای حفظ دين بايد سعی نمود، دين لقلقه زبان ـ خدای ناکرده ـ نباشد، بلکه دين را بايد به دل باور داشت و با جان عجين نمود، تا در موقع روبرو شدن با سر دوراهی بين دين و دنيا، دين را ترجيح داده و دنيا را بر دين مقدّم ندارد و اين نياز به مقاومت در مقابل سختی و ناملايمات زندگی دارد و تحمل آن ساده و آسان نيست.

مطلبی قابل توجّه!

حضرت سيدالشهدا عليه السلام اين خطبه را در جمع اصحابشان در روز دوم محرم الحرام ايراد فرمودند و طبق نقل مرحوم علامه مجلسی قدس سره در کتاب شريف بحارالانوار، حدود هزار و پانصد نفر از اصحاب، ياران و مريدان امام حسين عليه السلام با حضرت وارد کربلای معلی شدند!
اين هزار و پانصد نفر همان افرادی بودند که ماه ها همراه و همقدم با امامشان بودند و پشت سر حضرت سيدالشهدا عليه السلام به اقامه ی نماز می ايستادند و چه بسا از سختی ها و مصائب حضرت نيز ناراحت و گريان می شدند.
اما وقتی مسأله ی «محصّوا بالبلاء» پيش آمد، به تدريج يکی پس از ديگری رفتند و روز عاشورا فقط عده ای از خواص ماندند.
فاذا محصوا بالبلاء قلّ الديّانون؛ صلوات الله عليک يا اباعبدالله...

خطبه امام حسين عليه السلام برای همه زمان ها

الان و زمان ما هم همينطور است. اين سخن و خطبه ی امام حسين عليه السلام مخصوص زمان خاصی نيست. برای ديروز هم بود. برای امروز و فردا نيز هست. بلي، بين اين زمان و زمان سيدالشهدا عليه السلام فرقی هم هست و آن اين است که در دنيای امروز حريت و آزادی هست و انسانها می توانند هر مطلبی را بنويسند و مطرح کنند و با امکانات و وسائلی که در اختيار دارند آن را به جهانيان برسانند.
کيست که بتواند در اين امتحان نمره قبولی بگيرد؟! اين امر مهم يک تصميم و اراده قوی و محکم می خواهد و آن نيز بدون توکل به خدا و توسل به اهل بيت عليهم السلام ميسّر نيست.

توکل و توسل دو اصل مهم

بايد از خدای متعال بخواهيم و بر او توکل کنيم و به رسول خدا و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام التماس نموده و توسلات عديده داشته باشيم تا ما را در اين راه موفق فرموده و مورد شفاعت شان در دنيا و آخرت قرار بگيريم.
ماه محرم و صفر نيز در پيش است. روز پس از روز و شب بعد از شب که سپری می گردد محرم و صفر می آيد و سپس اين دو ماه می رود و به پايان نيز می رسد. لذا بايد همه دست به دست هم داده و تصميم جدی بگيريم، تا خدای متعال و آل الله ما را در پناه خود قرار دهند.

دينداری سخت است

راه فرار نيست، بايد مواظب و مراقب بود.
اين کشورهای اسلامی که در عصر ما هستند، در گذشته تمامی آنها تحت ديکتاتوری بنی اميه و بنی العباس و بنی العثمان بودند و اين طور نبود که اگر شخصی در يکی از کشورهای اسلامی آزارش دادند بتواند از آنجا فرار کند و به کشور اسلامی ديگری پناه ببرد. خير همه کشورهای اسلامی آن زمان تحت اختيارشان بود.
جناب عطيه از علما و مفسران آن زمان بود، او توفيق همراهی با جابر در زيارت اربعين سيدالشهدا عليه السلام در کربلای معلّی را نيز داشت او از جمله افرادی بود که تحت شکنجه های مختلف حکومت بنی اميه قرار گرفت.
زمانی که عطيه در کوفه زندگی می کرد چند جمله از فرمايشات اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام را برای مردم نقل کرد، و منافقان اين مطلب را به جلاد عصر خود حَجاج ثقفی، گزارش نمودند و حَجاج دستور داد او را دستگير کنند. ابن عباس و جابر راه را برايش هموار و او را از کوفه فراری دادند و از آن ديار رفت. پس از چند سال او را در فارس دستگير کردند، محاسنش را کَندند و چهار صد ضربه شلاق به او زدند.
آری متدينين کم بودند. «قلّ الديّانون» همانطور که در روز عاشورا نيز متدينين و دينداران کم بودند.
دقت کنيد. اگر کوه طلا يا حکومت های دنيا را به انسان بدهند ارزشی ندارد چه برسد به متاع قليل دنيوی که ارزش و بهايی ندارد.
روز دوم محرم الحرام سالگرد سخنرانی امام حسين عليه السلام و بيان اين خطبه هست. بياييم در اين خطبه دقت کرده و بررسی کنيم.

تذکر و يادآوری

دو مطلب خدمتتان به عنوان توصيه و سفارش عرض می کنم:
اوّل اينکه در ماه محرم و صفر نسبت به خود و ديگران چه بايد بکنيم؟
اما نسبت به خودمان پس همان چيزی که همه خوب می دانيم که اهل بيت عليهم السلام ملاک، معيار و ميزان خشنودی خدای متعال هستند و لذا بايد آن بزرگواران را سرمشق قول و فکر و تقرير خود قرار دهيم.
که «المتقدم لهم مارق، والمتأخر عنهم زاهق، واللازم لهم لاحق».
پس سعی کنيم نيت، عمل، قول و هر آنچه که آموختيم را با اهل بيت عليهم السلام تطبيق دهيم و نه تندتر حرکت کنيم و نه کندتر.
بنابراين، تا آن جا كه از عهده ی ما بر می آيد بايد خود را با اخلاق و سيره ی اهل بيت عليهم السلام همسو كنيم تا به سر منزل مقصودِ موردِ رضای خدای منّان برسيم، چراكه به همين دليل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف در توقيع شريف خود خطاب به شيخ مفيد قدس سره فرمودند: «الناصر للحق، والداعی إليه؛ ياری گر حق و دعوت كننده به آن».

شعائر الهی

قرآن كريم بُدنه (شتر قربانی در حج) را از شعائر الهی خوانده است و می فرمايد: «وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ؛(2) و شتران فربه را (در مناسك حج) برای شما از شعائر الهی قرار داديم» از نظر فقهی اگر ـ مثلاً ـ طواف عمداً ترك شود حج باطل است، اما اگر قربانی عمداً ترك شود حج باطل نيست، بله يك مديونيت است كه بر ذمه ی حاجی می ماند.
ديگر اجزای حج نيز شعائر الهی است، ولی می بينيم قرآن كريم قربانی و سعی بين صفا و مروه را از شعائر الهی خوانده است در حالی كه اهميت اين موارد از برخی موارد ديگر كمتر است.
معلوم باشد كه شتر، يا ديگر دام ها و همچنين زمين يا ديگر خاک ها به ذات خود ارزش ندارند، اما جهت اينكه خدای متعال فرمان داده كه دامی در مناسبتی قربانی شود يا در جايی مانند صفا و مروه سعی صورت گيرد، از شعائر خدا می شود و به جهت اينكه اينها صدق عرفی پيدا می كنند اگر قرآن كريم هم نمی فرمود می بايست آن را از شعائر خدا دانست، چراكه كبرايش در قرآن كريم آمده است، آن جا كه می فرمايد: «ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ؛(3) اين است [مناسك حج و فرايض خدا] و هركه شعائر خدا را بزرگ دارد در حقيقت، آن نشانه ی تقوی و پاكی دلهاست».

شعائر حسينی در امتداد شعائر الهی

هرچه با حضرت سيدالشهدا عليه السلام ارتباط داشته و يا رابطه پيدا می كند نزد خدا كمتر از صفا و مروه ی حج، شتر و دام قربانی كه خدای متعال در قرآن كريم آن را از شعائر الهی معرفی فرموده نيست، به خصوص كه خدای متعال آن حضرت را جهت شهادت مظلومانه خود در ياری دين خدا كرامتِ علاوه تری در بين ديگر امامان معصوم عنايت فرموده است، اضافه بر آنچه از معصومين عليهم السلام در اين زمينه به ما رسيده است كه فرمودند: تمام شعائر مقدس حسينی در امتداد شعائر الهی است.
انسانِ دانشمند و فقيه و حتی شخصی كه اندكی در اين زمينه دانش داشته باشد در اين مطلب شک نخواهد كرد.
خدای متعال از ازل و پيش از آن كه خلقی را بيافريند، بر پايه ی عرش خود نگاشت: «إن الحسين مصباح الهدى وسفينة النجاة؛ به يقين حسين چراغ هدايت و كشتی نجات است».
حال اگر فعلی حرام بدون آمدن دليل خاص بر استثنای آن از حرمت مانند اين كه امور غنايی وارد دستگاه امام حسين عليه السلام شود، اين ديگر شعائر الهی نبوده و حرام است و استثناپذير نيست، اما اگر مقوله ی «وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ؛(4) و خود را با دست خود به هلاكت نيندازيد» كه امر حرامی است در امر حج كه واجب است صدق كند حج از وجوب خواهد افتاد و بنابر نظر برخی فقها اصلاً حجی كه انسان را در معرض هلاكت قرار دهد باطل است.
ولی همين حكم درباره ی دستگاه سيدالشهدا عليه السلام صورتی حلال پيدا می كند.

اهميت زيارت امام حسين عليه السلام

منابع تاريخی و روايات شريفه ی فراوانی وجود دارد كه رفتن به زيارت امام حسين عليه السلام در روزگارانی مانند روزگار هارون، متوكل، حجاج و ديگر حاکمان جور امويان و عباسيان مصداق بارز القای نفس در تهلكه بوده است، ولی حضرات معصومين عليهم السلام در آن زمان نيز رفتن به زيارت امام حسين عليه السلام را تشويق می كردند.
زائران در آن روزگار دچار شكنجه می شدند و در زندان ها جان می سپردند، به دستور متوكل دست و پايشان قطع می شد، اما فرمان آن بود كه تقيه نباشد و بی باك از اين مجازات ها، زيارت امام حسين عليه السلام استمرار يابد.
ولی در تاريخ آمده است كه منصور دوانيقی نابهنگام عيد فطر اعلام كرد و می خواست بهانه ای برای به شهادت رساندن امام صادق عليه السلام داشته باشد، اما اينجا زيارت نبوده، مسأله روزه و حكم خدا بوده و حكم خدا با تقيه برداشته می شود، و لذا حضرت صادق عليه السلام نيز افطار كردند. وقتی از ايشان پرسيده شد: يابن رسول الله، آيا امروز عيد است؟
حضرت فرمودند: خير.
گفتند: پس چرا افطار كرديد؟
حضرت اشاره به حكم تقيه نموده و فرمودند: يك روز از ماه رمضان [از سر اجبار و حفظ جان] افطار كنم، سپس قضای آن را بگيرم بهتر است از اين كه گردنم زده شود.
بنابراين واجبات شرعی مانند روزه و حج با وجود خطر و خوف ضرر و مصداق تقيه قرار گرفتن رفع می شود، اما زيارت امام حسين عليه السلام هرچند مصداق تقيه باشد باز هم تأکيد بر آن وجود دارد و اين اهميت زيارت حضرت را می رساند و می توان گفت: در اهميت زيارت امام حسين عليه السلام همين بس كه در حاشيه ی علامه مجلسی و علامه امينی بر كامل الزيارات آمده است كه اگر شخصی به زيارت امام حسين عليه السلام برود و يقين به كشته شدن داشته باشد، سفر او جايز است.
و در كتابی از آثار مرحوم شيخ خِضر كه صاحب فضل و شاگرد علامه بحرالعلوم بوده ديدم كه به نقل از فقها آورده است كه اگر زائر امام حسين عليه السلام يقين داشته باشد كه سفر كربلا فی الفور باعث مرگش می شود، اين سفر جايز است.
بلي، «لاَ تُلْقُواْ بِأيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» عام است و اين سفر، خاص آن و استثنا شده است. پس اگر امری عرفاً جزء دستگاه حضرت سيدالشهداء بوده و مرتبط با امام حسين عليه السلام باشد، از شعائر حسينی و در امتداد شعائر الله خواهد بود و در اين صورت اگر می بينيم و يا می شنويم كه از فقها درباره ی شعائر سؤال شده و يا می شود و پاسخ هايی مانند جايز است، مستحب است داده می شود، به اينگونه سؤال و جواب ها اصولاً نياز نيست، زيرا اگر موضوع، عرفاً در امتداد شعائر الله شد، مستحب می شود.

هشدار!

در همه اعصار و علی الخصوص عصر ما شبهه افكنی ها بسيار زياد شده و بر مؤمنين است كه فريب افرادی كه داعيه دار دين هستند و با زبان نرم درصدد منحرف كردن جامعه می شوند را نخورند. اگر تاريخ را بخوانيد خواهيد ديد كه خطبه های معاويه از نظر الفاظ و عبارات تفاوت زيادی با خطبه های امير مؤمنان حضرت علی عليه السلام نداشت و جلاّد عصر خود: حجاج ثقفی وقتی درباره ی تقوا سخن می گفت بنا به نقل تاريخ، خود می گريست و مردم را می گرياند. امروز دشمنان قسم خورده ی اهل بيت عليهم السلام به ويژه دشمنان امام حسين عليه السلام نيز با همان زبان و ابزار، اما پيشرفته تر به جنگ دستگاه سيدالشهدا عليه السلام برخاسته اند و به اين بهانه كه بنی اميه با امام حسين عليه السلام جنگ نداشتند و تنها مختصر اختلافی در ميان بود بدين ترتيب باورها را سست می كنند.
اين در حالی است كه امام حسين عليه السلام هنگام عزيمت به كربلا فرمودند: «وإنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدي، اريد أن آمر بالمعروف، وأنهى عن المنكر، و أسير بسيرة جدی و أبي؛(5) برای اصلاح امت جدم قيام نموده و می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به سيره ی جدم و پدرم عمل نمايم».
عدالت گستری و حكومت بر اساس حكومت عدل رسول خدا صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام منظور امام حسين عليه السلام بود؛ همانی كه معاويه و يزيد دگرگونش كردند، ظلم، تجاوز و كشتار جايگزين آن ساختند. بنی عباس نيز راه اسلاف خود را پيمودند و البته افرادی در آن روزگار بودند و هستند كه به ناحق آنان را بستايند.

نمونه و مثال

به عنوان نمونه و مثال، همين متملقان درباري، متوكل شراب خواره را «محيی السنة؛ احياگر سنت» خواندند؛ هموكه درباره اش گفته اند: چو او را كشتند هر قطعه از بدنش در ظرفی از شراب افتاد و در بی دينی و بی ادبی اش همين بس كه به حجّت خدا امام هادی عليه السلام شراب تعارف كرد، با همه اينها باز می بينيم كه ابن عربی در فتوحات خود از متوكل با عنوان اميرالمؤمنين ياد می كند.
اين اميرالمؤمنين دروغين در مراسم ختنه سوران پسرش معتز، سی و يك هزار (ميليون) درهم از بيت المال مسلمانان هزينه كرد!
با اين كاركرد سياه، باز هم ديده می شود در شبكه های ماهواره ای دشمنان اهل بيت عليهم السلام متوكل را يك مرجع تقليد معرفی كرده ـ العياذ بالله ـ احكام مسائل شرعی را از اين شرابخوار نابكار نقل می كنند.
متأسفانه، در كتاب «البحر الزخار فی مذاهب علماء الأنصار» چند صد فتوای متوكل در امور شرعی نقل شده است.

وظيفه علما و مبلغان دين

ما به عنوان روحانيون و تحصيل كردگان دانشگاه و مکتب امام صادق عليه السلام وظيفه داريم حقايق را برای همگان بازگوييم و مردم را با وظايف شان آشنا كنيم و به اين امر توجه دهيم كه رسول خدا صلی الله عليه وآله همان گونه كه درباره ی اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام دعا كرده، به درگاه خدا عرضه داشتند: «اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره واخذل من خذله؛ بار خدايا، آن كه او را دوست بدارد دوست بدار، و آن كه با وی دشمنی ورزد، دشمن بدار، و آن كه ياريش كند ياری كن، و آن كه تنهايش گذاشته، تنها رها كن» عين همين دعا را در حق امام حسين عليه السلام فرمودند.
مبادا احدی جزء خاذلان امام حسين عليه السلام باشد و ـ خدای ناكرده ـ به اين دستگاه مقدس بی توجهی نمايد، چه رسد به اين كه بر ضد اين دستگاه كارشكنی كند.

محرم و صفر را مغتنم بشماريد

ماه محرم و صفر فرصت خوبی است برای هدايت وادادگان و بريدگان از اين خاندان و رسوا كردن توطئه دشمنان اهل بيت عليهم السلام، زيرا اگر آن گونه كه بايد، آموزه های اهل بيت عليهم السلام به همگان برسد، قطعاً شاهراه هدايت را پيش پای آنان قرار خواهد داد و البته در اين ميان مردم تا بوده و هستند بر دو دسته می باشند. بعضی راه زندگی جاودانه را بر می گزينند و غالب مردم با شناخت حق اينگونه هستند، و برخی راه هلاكت را.
اميد اين است كه همگی از ناصران امام حسين عليه السلام و ديگر امامان از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام باشيم.
توفيق شما عزيزان خدمتگزار به اهل بيت، مكتب امام صادق عليه السلام و دستگاه حيات بخش و سعادت آفرين حضرت سيدالشهدا عليه السلام را از خدای متعال مسئلت دارم.
وصلی الله علی محمد وآله الطاهرين


1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44، ص 383.
2. سوره ی حج، آيه ی 36.
3. سوره ی حج، آيه ی 36.
4. سوره ی بقره، آيه ی 195.
5. بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج44، ص 329.