بسم الله الرّحمن الرّحيم
عظّم الله أجورنا وأجوركم بمصابنا بسيدنا الحسين عليه السلام
وجعلنا من الطالبين بثاره مع وليه الإمام المهدي من آل محمد عليهم السلام*

قدرشناسي نعمت عاشورا

خداي متعال را شاكريم كه توفيقي عنايت فرمودند امسال نيز زنده بوديم و عاشوراي حسيني را درك نموديم. با فرا رسيدن غروب امروز، عاشورا به پايان رسيد ولكن هنوز نقاطي از اين كره‌ي خاكي هست كه روز عاشورا به پايان نرسيده و تا ساعاتي ديگر به پايان مي‌رسد.
بايد قدردان نعمت عاشوراي حسيني بود.
قدر و درك عاشوراي حسيني را آنهايي مي‌دانند كه سال هاي گذشته در قيد حيات بودند و حال سر بر تيره‌ي تراب نهادند.
ما كه هنوز جان در بدن داريم و نفس مي‌كشيم بايد متوجه باشيم كه چه گوهر و چه نعمت بزرگي را در اختيار داشتيم و حال به پايان رسيد. نعمت روز عاشورا... بدرستي از اين نعمت والا چه بهره اي برديم؟
حال كه اين سفره‌ي رحمت برچيده شد؛ چه مي‌توان كرد؟ آري، مي‌توان در مابقي ماه محرم و صفر از فيوضات حسيني بهره مند شد.
عزاداران سيدالشهدا! آجركم الله... وظيفه‌ي خود مي‌دانم كه به عنوان يكي از مواليان و راويان احاديث اهل بيت، عليهم السلام از همه‌ي كساني كه در ايام با عظمت عاشوراي حسيني خدمت نمودند و در اين راه زحمات و سختي‌ها و مشكلاتي را متحمل شدند تشكر كنم و اجر آنان را از خداي متعال خواستارم.

عزاي حسيني ره گشاي توفيقات

عزاي سيدالشهدا‌ عليه السلام اسباب توفيقات آنهايي كه در مسير اهل‌بيت‌ عليهم السلام هستند و آنهايي كه از نعمت اهل‌بيت‌ عليهم السلام بي‌نصيبند نيز فراهم نموده و توفيقاتي نصيبشان كرده كه آنها را به سعادت ابدي و اخروي سوق مي‌دهد و آنها را از اهل نجات قرار مي‌دهد. فرقي نمي كند، چه با سواد و اهل مطالعه و چه بي سواد و بيابان نشين، همه اينها با قطره‌ي اشكي در مجلس عزاي سيدالشهدا‌ عليه السلام هدايت شدند و خود را بر وسيله مطمئن نجات و كمال و سعادت قرار دادند.
عده اي از آنها كه از مواليان اهل بيت عليهم السلام نبودند و به بركت عزاي سيدالشهدا عليه السلام نجات پيدا كردند مي‌گفتند: در ديار ما، نزديكان و حتي خانواده، ما را به خاطر محبت و علاقه به سيدالشهدا عليه السلام مسخره مي‌كنند. به آنها گفتم عيبي ندارد سعي كنيد آنها را هم هدايت كنيد، چراكه امام حسين عليه السلام رحمهٓ الله الواسعه هستند.
اين افراد كه تازه به دستگاه امام حسين عليه السلام وارد شده اند به مراتب در ترويج و تبيين شعائر حسيني موفق تر از ديگران عمل كردند و اين جز عنايت سيدالشهدا عليه السلام و اخلاص افراد نيست.
از همه عزاداران امام حسين عليه السلام به عنوان يك موالي و راوي حديث اهل بيت عليهم السلام تشكر مي‌كنم و در حق همه‌ي عزاداران سيدالشهدا عليه السلام دعا مي‌كنم، چراكه دعا نمودن در حق آنهايي كه شعائر حسيني را بپا مي‌دارند را از وظايف خود مي‌شمارم.

اهميت شعائر حسيني

در روايات متواتر آمده است كه وجود نازنين معصومين عليهم السلام براي شركت كنندگان و برپا كنندگان شعائر حسيني دعا مي‌كنند و در نماز و سجده از آنان ياد مي‌كنند.
نمونه اش را در دعاي امام صادق عليه السلام در حق زنده نگه داشتن ارزشهاي حسيني مي‌بينيم.
و نمونه اي از دعاهاي اهل بيت عليهم السلام در حق ياران باوفايشان را مي‌توانيم در دعاي رسول خدا صلی الله عليه وآله برای ميثم تمار مشاهده كنيم.
در تاريخ آمده است كه ام سلمه سلام الله عليها به جناب ميثم تمار فرمودند: سحرگاهي ديدم كه رسول خدا صلی الله عليه وآله در حال مناجات با خدا از تو سخن مي‌گفتند و در حقّت دعا مي‌كردند.(1)
حال در اين كره‌ي خاكي، در هر جايي كه عَلَم امام حسين عليه السلام برافراشته است و عده اي از مواليان اهل بيت عليهم السلام مشغول به خدمت و احياي شعائر هستند، يقيناً حضرت بقيهٓ الله الأعظم ارواحنا فداه در حق يكايك آنان دعا مي‌كنند. همان بزرگواري كه در زيارت سيدالشهدا عليه السلام خطاب به حضرتش عرضه مي‌دارند:
«فلأندبنك صباحاً ومساءً، ولأبكين عليك بدل الدموع دماً؛(2) پس، هر بامداد و هر شامگاه بر شما ندبه و سوگواری كنم و به جای اشك خون از ديدگان فشانم».
ما در آن حد نيستيم و از ما هم بر نمي آيد كه در عزاي سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام خون گريه كنيم، چراكه درك اين مصيبت از دايره‌ي غير معصوم خارج است ولكن هر كس به بضاعت اندك خود بايد در حزن و ماتم بزرگ جهان هستي عزادار و سيه پوش باشد.
دوستداران سيدالشهدا عليه السلام مراقب شيطان و شيطان صفتان باشند، همان كساني كه پيامبر خدا صلی الله عليه وآله از آنان خبر دادند.
روزي كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند، ابليس اكبر به شياطين زيردست خود گفت: برويد در بين مردم و آنها را درباره‌ي امام حسين عليه السلام و عزاداری او دچار شك و ترديد كنيد(3) (اين روايت از روايات مهم و معتبر است نزد علمای حديث و بناي من بر اين است كه روايت غير معتبر نخوانم، گرچه اعتقادم بر اعتبار روايات فراتر از اينهاست).
حال بايد مراقب بود كه اين شياطين كه بعضاً در صورت انسان و بعضاً فريب خوردگان آنهايند در تشكيك شعائر برمي آيند و ايجاد شبهه مي‌كنند و در پي آن هستند كه بگويند فلان روايت كه راجع به شعائر است اعتبار ندارد و سندي هم برايش نيست؛ اينها در واقع همان شياطين و پيروان آن شياطيني هستند كه پيامبر خدا صلی الله عليه وآله از آنان خبر داده اند كه به صورت‌های مختلف در جامعه رخنه كرده و وسوسه نموده و موجب اختلاف شده اند و درست مقابل دستور خدا که می‌فرمايد: «واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرّقوا» دانسته و يا نادانسته قد عَلم کرده اند.

اهميت و بزرگي عزاي سيدالشهدا عليه السلام

معصوم عليه السلام در تبيين شهادت امام حسين عليه السلام آن را «ام فاجعه؛ سرآمد فاجعه‌ها» مي‌خواند.(4) مسئله شهادت امام حسين عليه السلام تنها شهادت يكی از اولياي الهي نيست. مسئله فراتر از آن است؛ چراكه انبياء و اولياي پيشين را نيز به شهادت رسانيده بودند!
مگر سر حضرت يحيي عليه السلام را به ناحق از بدنشان جدا ننموده و آن را هديه به حاکم ظالم آن زمان نبردند؟!
مگر حضرت زکريا را شكنجه ننمودند و ايشان را به طور فجيعی به شهادت نرساندند؟!
مگر پوست سر و صورت حضرت اسماعيل صادق الوعد را زنده زنده سلاّخی نکرده و او را شهيد ننمودند؟!
هزاران هزار پيامبر را شهيد كردند ولكن قصه شهادت امام حسين عليه السلام فراتر از آن است!
عزيزان! روايات ائمه معصومين عليهم السلام راجع به شهادت امام حسين عليه السلام را مطالعه كنيد. ائمه اطهار عليهم السلام فرمايشاتي دارند كه حقيقتاً از درك ما بدور است ولكن اين سخنان ما را به دامنه وادي حزن و ماتم آن بزرگواران نزديك مي‌كند و عظمت و سنگيني مصيبت سيدالشهدا عليه السلام را تا حدي براي ما تداعي و محسوس مي‌كند.
در روايت آمده است: آن لحظه اي كه روح مطهر سيدالشهدا عليه السلام از بدن مباركشان مفارقت كرد و از آن جدا شد، اين روح به طرف آسمان و به مقام علوّ وبالا رفت. وقتي روح مطهر امام از بدن منفصل و جدا شد به هر آسماني كه مي‌رسيد، آن ملائكه اي كه در آن محيط بودند و شاهد مفارقت روح و جسمِ جگرگوشه رسول خدا صلی الله عليه وآله بودند و روح مقدّس امام از جلوي شان عبور مي‌كرد، تمام بند بند بدن‌هايشان به لرزه درآمد!!!
«إرتعدت فرائصهم إلي يوم القيامة...؛ يعني از آن لحظه كه ديدند روح از بدن امام جدا شد، تمام بند بند بدنهايشان به لرزه درآمد تا روز قيامت، يعني الان هزار و سيصد و هفتاد سال است كه بند بند بدن‌هاي ملائكه آسمان در عزاي امام حسين عليه السلام مي‌لرزد و خواهد لرزيد تا قيامت برپا شود».
حال خدا مي‌داند كه آنها چه ديدند و چه درك كردند كه حالشان چنين است و از دايره‌ي درك ما به دور است.
ساليان سال است ملائكه الهي در مصيبت سيدالشهدا عليه السلام مصيبت زده و پريشانند و خدا مي‌داند تا روز قيامت که معلوم نيست چه زماني برپا می شود اين حالت در آنها مدام خواهد بود.
آيا عاشورا تمام شدني است؟ خير، عاشورا به جاي خود باقي است و اين بني آدم است كه مي‌آيد و مي‌رود و حال كه نوبت ما است، اين روز را غنيمت بشماريم و از آن بهره‌هاي وافري ببريم.

سخني با معاندين شعائر حسيني

حال سخني دارم با كساني كه از طرق مختلف و استدلال‌هاي واهي سعي در اين دارند كه در مقابل شعائر حسينيه بايستند و قصد تضعيف آنرا در دهه محرم الحرام دارند.
به آنها نصيحت مي‌كنم كه حيف است به هر دليل و وجهي در مقابل امام حسين عليه السلام بايستند و خود را در آتش بيفكنند، چراكه اين كار تاريخ انسان را از بين مي‌برد و دنيا و آخرت آدمي را تباه مي‌سازد.

سخني با دوستداران حسيني

به دوستان حسيني خودم كه از شرکت کنندگان و برپاكنندگان دسته جات و عزاداري‌ها و شعائر حسيني هستند نيز نصيحت مي‌كنم كه در برخورد با مغرضين و معاندينِ شعائر، دقت كنند كه خداي ناكرده مجالس حسينيه را از آرامش و سنگيني آن خارج نكنند. آنها بايد مواظب رفتارهاي خود باشند و از تاريخ عبرت بگيرند كه خداي ناكرده از سياهي لشكر عمر بن سعد نشوند.
آيا مي‌خواهيد بدانيد كه سياه لشكر بودنِ با عمر سعد چقدر اثر منفي دارد؟

اثرات منفي مخالفت با شعائر

مرحوم علامه مجلسي اعلي الله مقامه در روايتي نقل فرمودند كه شخصي حضرت رسول خدا صلی الله عليه وآله را در خواب ديد كه حضرت بر او فرياد و نهيبـي زدند، وقتي بيدار شد ديد تمام بدنش فلج شده است، آن شخص مي‌گفت در عالم خواب به پيامبر خدا صلی الله عليه وآله عرضه داشتم من كه در كربلا كاري نكردم! رسول خدا صلی الله عليه وآله به او فرمودند: «كثرت السواد علي ولدي الحسين؛(5) تو با حضورت بر سياهي لشكر دشمنان سيدالشهدا عليه السلام افزودي». سپس علامه بزرگوار مجلسي مي‌فرمايند: «مات لا رحمهٓ الله؛ سرانجام آن شخص مُرد و خدا نيامرزد او را». عجيب است كه يك نفر چقدر مي‌تواند تأثير گذار باشد كه پيامبر خدا صلی الله عليه وآله چنين برخوردي با او داشتند.
مطلب بسيار مهم ديگري كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه متأسفانه شنيده شده است كه عده اي مسلمان نما كه مسلماني را فقط در نماز و روزه و حج مي‌دانند، با وقاحت تمام بزرگترين مصيبت و عزاي عالم را عيد ناميدند و با تعبير عيد عاشورا اين روز را به يكديگر تبريك مي‌گفتند. اين همان راه يزيد و راه معاويه و ابوسفيان، وکلاً راه بني اميه است که در زيارت عاشورا از جانب خدا مورد لعن و نفرين قرار گرفته اند در آنجا که می گويد: «اللهم ان هذا يوم تبركت به بنو اميه وابن آكلة الأكباد اللعين ابن اللعين علي لسانک و لسان نبيک»(6).
به لطف خدا، مؤمنين و متدينين و شيعيان آگاه، بساط آنان را جمع كردند و اجازه ندادند راه يزيد و يزيديان را ادامه دهند ولكن به آنها و باقيمانده آنها نصيحت مي‌كنم كه شما چه سودي مي‌توانيد از بكاربردن لفظ عيد براي عاشورا ببريد؟
مگر خود يزيد، با جشن و پايكوبي در روز عاشورا، شطرنج بازی و شراب خواری بر سر مبارک امام حسين عليه السلام هنگامی که سر مبارک حضرت را هديه برای او بردند چه چيزي نصيبش شد؟ ببينيد آنهايي كه سيدالشهدا عليه السلام و اصحابشان را به شهادت رساندند به چه عاقبت شومي دچار شدند؟ آنهايي كه مي‌خواستند عاشورا و نور امام حسين عليه السلام را خاموش كنند به چه بلاهايي مبتلا شدند؟
به خود بياييد و راهي كه آنها طي كردند را ادامه ندهيد كه وعده‌ي عذاب خدا حتمي است.
امام معصوم عليه السلام در يكي از زيارات اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام كه متعرض به قاتلان امام حسين عليه السلام و اصحاب آن حضرت مي‌شوند عرضه می دارند: خدايا لعن و نفرينت را بر آنهايي كه دنباله روِ قاتلان سيدالشهدا عليه السلام هستند مقرّر فرما.
حال بياييد توبه كنيد، حيف است، واقعاً حيف است، من نمي دانم درِ توبه نسبت به كساني كه در مقابل شعائر حسيني مي‌ايستند چقدر باز است! اين را خدا و اهل بيت عليهم السلام مي‌دانند...!
بياييد توبه كنيد، بياييد در حيطه اي به نام مواليان اهل بيت عليهم السلام زندگي كنيد. از بت پرستان كمتر نباشيد كه از نقاط دور مي‌آيند و خود را متصّل به امام حسين عليه السلام مي‌كنند و به لطف خدا عاقبت به خير مي‌شوند. و امام حسين عليه السلام اين لياقت را به آنها مي‌دهند كه به عنوان سفير و مبلّغ امام حسين عليه السلام در بلاد كفر باشند و به اعلي عليين مي‌رسند.
از آن ناصبي كمتر نباشيد كه نذرش نمودند كه زوار امام حسين عليه السلام را بكشد ولي هدايت مي‌شود و نامش را در ليست محبّان و مواليان امام حسين عليه السلام مي‌نويسند.
برگرديد و توبه كنيد و خود را در مقابل شعائر سيدالشهدا عليه السلام قرار ندهيد.

داغي بزرگ بر دل اهل بيت عليهم السلام

يكي از علماي معمّر كربلا كه حدود يكصد سال از عمرش مي‌گذشت روزي مطلبي از قول جدش كه معاصر مرحوم شيخ انصاري قدس سره و از مراجع كربلا بود براي من نقل مي‌كرد و می گفت: جدّ من سالي يك روز آن هم در روز عاشورا و هنگام ظهر كه عزاداري‌ها تمام مي‌شد در صحن امام حسين عليه السلام منبر مي‌رفت. او در يكي از منبرهاي عاشوراي خود خطاب به عزاداران حاضر در صحن مطهر امام حسين عليه السلام گفت: ديشب و امروز عزاداري كرده ايد. لذا من نمي خواهم براي شما روضه بخوانم و تنها چند جمله از زبان خود و شما با امام حسين عليه السلام سخن مي‌گويم. آنگاه رو به ضريح كرد و خطاب به حضرتش عرضه داشت: يا مولاي يا ابا عبدالله اين جمعيت، شيعيان و دوستداران شما هستند و من نيز خود را از آنان مي‌دانم. اين عزاداران ديشب و امروز هرچه در توان داشتند و به هر صورتي كه می توانستند براي شما عزاداري كرده اند. اينك از زبان خود و از طرف اين دوستدارانتان با شما سخن دارم و آن اين است كه ما مي‌دانيم شما درياي عفو و بخشش هستيد، اما حدّ و مرز عفو و بخشش شما را نمي دانيم. لذا از شما مي‌خواهيم در روز قيامت از هر كس كه مي‌گذريد از حرمله نگذريد.
اين را گفت و از منبر پايين آمد و مجلس را ترك كرد، ولي حاضران، تحت تأثير اين سخن، همچنان نشسته بودند و به شدّت مي‌گريستند.
به راستي چرا ايشان از حرمله نام بردند. مسلماً آن عالم بزرگوار فرد بي اطلاعي نبود و منابع تاريخي مرتبط با واقعه كربلا را خوانده بود. او از اين جهت نام حرمله را برد كه در شقاوت بي نظير بود و در عين حال آن عالم بزرگ نگران آن بود كه مبادا اين موجود سنگ دل و پليد مورد رحمت و عنايت آن حضرت قرار گيرد.
نقل شده است كه شخصي از كوفه به مدينه رفت و به محضر مبارك امام سجاد عليه السلام نائل گشت، امام سجاد عليه السلام از او سؤال كردند: از حرمله خبر داری که او چه مي‌كند و كجاست؟
اين پرسش امام عليه السلام درباره‌ي حرمله نشانگر بزرگي داغي است كه آن سنگ دل و پليد بر دل خاندان رسالت عليهم السلام نهاده بود و آن مصيبت، آنچنان است كه هرگز فراموش نخواهد شد.

نور اهل بيت عليهم السلام خاموش شدنی نيست

بدخواهان و بدسيرتان هرچه مي‌خواهند بكنند و بگويند و از عاشورا به عنوان عيد ياد كنند و به گفته‌هاي مغرضانه‌ي خود دل خوش كنند! ولي اين را بدانند كه با اين حرفها از خدايي خدا كم نمي شود و از مقام و منزلت و شوکتی كه خداي متعال به امام حسين عليه السلام عنايت فرمودند كم نمي شود و با اين تبليغات سوء نمي توانند ذرّه اي از عظمت سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام بكاهند، بلكه هر روز و هر لحظه بر عزّت حضرتش افزوده مي‌شود. ضدّيت آنان با دستگاه سيدالشهدا عليه السلام، زمينه‌ي ترويج عاشورا و فرهنگ حسيني را فراهم و گسترده تر مي‌كند. به اين معنا كه در حال حاضر به لطف خدا، شبكه اي ماهواره اي به نام شبكه امام حسين عليه السلام در حال فعاليت است، و با دشمني آنان اين شبكه ماهواره اي گسترش پيدا مي‌كند و به دو شبكه و سه شبكه و بيشتر در كنار آن مبدّل مي‌شود و اين سخن گزاف نيست كه رسول خدا صلی الله عليه وآله در اين باره فرمودند:
«وليجتهدن ائمة الكفر واشياع الضلالة في محوه وطمسه فلا يزداد اثره الا ظهورا وامره الا علواً؛(7) و پيشوايان كفر و پيروان گمراه آنان در راه محو و خاموش كردن [نام] او سخت خواهند كوشيد اما بر ظهور و جلوه گري آثارش (نام و فداكاريش) فزوني و امر (راه و روش او) بالندگي خواهد گرفت.
حال اين بدخواهان غافل هر كاري كه مي‌خواهند انجام دهند، البته وظيفه‌ي ما نصيحت به آنان است و اگر به آن بي توجه باشند خود را به هلاكت افكنده اند.
تنها يادآوري ما به آنان اين است كه قدری در عبارت روايت گذشته که می فرمود: «و فرشتگان تمام وجودشان از ديدن آن صحنه (يعنی: صحنه مفارقت روح مطهّر از جسم پاک امام حسين عليه السلام) به لرزه درآمد و تا روز قيامت مي‌لرزد» درنگ كنند و با خود تأمل كنند كه در آن روز چه واقعه رخ داد كه اين موضوع را در پي داشت.

عظمت مصيبت امام حسين عليه السلام از نگاه امين وحي

امين وحی جبرئيل عليه السلام از آن چنان مقام و منزلت نزد خداي متعال برخوردار است كه قرآن كريم او را چنين توصيف نموده است و مي‌فرمايد:
«ذي قوّة عند ذي العرش مكين؛(8) [جبرئيل امين که به اذن خدا] صاحب قدرت بوده و نزد صاحب عرش [خدای متعال] مقام بلندی دارد».
همين فرشته‌ي صاحب قدرت و بلند مرتبه نزد خدای متعال با مشاهده‌ي صحنه‌ي جانسوز عاشورا، سخت بي تاب و مبهوت شد و برخلاف رويه كه هيچ گاه در انجام فرامين خدا درنگی نداشته و هيچ وقت به درگاه خداي متعال سؤال استفهامی نکرده بود عرضه داشت:

خدايا چه اتفاقي رخ داده و می دهد؟

خطاب رسيد: «انّما يجزع من يخاف الفوت مثلك؛(9) تو مخلوق هستي و مي‌ترسي ظالم ظلمش را انجام دهد و نتيجه ظلم خود را نبيند، ولي من نمي گذارم اين كار او بي جواب بماند و هروقت اراده كنم او را به سزاي اعمالش خواهم رساند».
با اين بيان، معلوم می شود که اراده خدا بر اين است که حتماً دشمنان امام حسين عليه السلام را مجازات کند و هرچه كار شكني و منفي بافي كنند نتيجه‌ي آن را بالعكس کند، بله شايد فعلاً براي آنها اتفاق خاصي نيفتد ولي قطعاً به كيفر اعمالشان خواهند رسيد. از اين رو بايد از كوچكترين رفتار منفي، حتّي از روي سهو و اشتباه نسبت به سيدالشهدا عليه السلام خودداري كرد.

عاشورا: عَبَرات و عِبرات

جوانان عزيز، عزاداران و دلدادگان امام حسين عليه السلام؛ عاشورا هم عَبَرات است و هم عِبرات. عَبَرات است (يعنی: اشک ريختن) چراكه براي اشك و عزاداري و ضجّه و گريه است، و نيز عِبرات است (يعنی: عِبرت گرفتن) به اين جهت كه عبرت و درس است، زيرا كه عاشورا يك فرهنگ عظيم است و مي‌بايست از آن درس آموخت.
عاشورا روز عَبرت و عِبرت و آزمايش بزرگ است، لذا از شما مي‌خواهم مواظب باشيد كه محّرمات مسلّمه و رفتارهاي حرام كه در دين اسلام از آن نهی شده پرهيز كنيد و آنها را وارد عزاداري امام حسين عليه السلام نكنيد. چراكه امام حسين عليه السلام براي دين، امر به معروف و نهی از منکر و جلوگيری از محرّمات به شهادت رسيدند.
البته افراد بايد تابع مرجع تقليد خود باشند، اگر مرجعي درست تشخيص دهد زهي سعادت و اگر تشخيص نادرست باشد...، در قصّه‌ي امام حسين عليه السلام نبايد دچار خطا شد كه بسيار خطرناك است.
از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است كه فرمودند:
«ازدلف اليه ثلاثون الف كل يتقرب الي الله بدمه؛(10) سي هزار نفر به سوي جنگ با امام حسين عليه السلام روانه شدند و هريك از آنان با (ريختن) خون حضرت به خدا تقرب مي‌جست».
اين نگرش خطرناك و انحرافي تحت تأثير تبليغات بني اميه پديد آمده بود، به اين ترتيب كه دولت اموي ميليون‌ها درهم و دينار خرج مي‌كرد و به وسيله‌ي ده‌ها هزار مبلّغ گمراه بر منابر تبليغ مي‌نمودند كه يزيد در رأس حكومت اسلامي قرار دارد و وضعيت امن و امان است و مردم نماز مي‌خوانند و روزه مي‌گيرند و به حج مي‌روند و در اين وضعيت امن و امان حسين آمده است تا امنيت مردم را بر باد دهد و كشور را برآشوبد و با اين قبيل تبليغات سوء و دروغين مردم را اغفال و فريب دادند!
بله، تحت تأثير همين تبليغات سوء و دروغين بود كه عده اي به انگيزه‌ي تقرب جستن به خدا به جنگ آن حضرت رفتند، چراكه دستگاه حاکمه امام حسين عليه السلام را به عنوان خارجی معرفی کرده و عده ای آن را باور کرده بودند، بر اساس همين تبليغات سوء و باطل بود كه ابن سعد در روز عاشورا جنگ را عليه امام حسين عليه السلام شروع کرده و اولين تير را به طرف حضرت رها و نعره مي‌زد:
«يا خيل الله اركبي؛ اي لشكريان خدا [براي يورش به خيمه گاه امام حسين] سوار شده، پيش برانيد»، و «احرقوا بيوت الظالمين؛ خانه و کاشانه‌ي ستمگران را آتش بزنيد».
آناني كه در اين ماجرا به نحوي دخالت داشتند و تيري يا سنگي انداختند كه جاي خود دارد، امّا آن كسي كه هيچ دخالتي نداشت و با حضورش در كربلا تنها بر سياهي لشكر دشمن افزوده بود گرفتار نفرين رسول خدا صلی الله عليه وآله شد و فلج گرديد و سپس به درك واصل شد.

تبيين و بررسي شخصيت حضرت علي اكبر عليه السلام

جوانان عزيز توجه داشته باشند كه از اين واقعه بايد درس آموخت و فرهنگ آن را شناخت و بدان توجه كرد.
از جمله مواردي كه بايد از آن عبرت گرفته و درس آموخت موضوع و شخصيت جوان رشيد امام حسين حضرت علي اكبر عليهما السلام است.
در تبيين شخصيت والاي حضرت علي اكبر عليه السلام بايد عرضه بدارم كه در يكي از زيارات آن جناب كه از قول شيخ مفيد و همچنين شهيد اول و علامه بزرگوار مجلسي ـ رضوان الله تعالي عليهم ـ نقل شده است خطاب به حضرت علي اكبر عليه السلام نموده و مي‌گوييم: «وجعلك من اهل البيت الذين اذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا»(11) اين عبارت فقط در مورد چهارده معصوم عليهم السلام آمده است و براي هيچ شخص ديگري غير از حضرت علي اكبر عليه السلام وارد نشده و روايات معتبره و قطعيه داريم كه عصمت كبري فقط براي چهارده معصوم عليهم السلام مي‌باشد، لذا به خاطر آن روايات قطعيه و نيز اين جمله از زيارت شريفه استفاده مي‌كنيم كه عصمت حضرت علي اكبر عليه السلام مرتبه‌اي بعد از چهارده معصوم عليهم السلام است و در عين حال بر مقام والا و منزلت بزرگ آن حضرت دلالت دارد. همچنين امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، تنها در شهادت حضرت علي اكبر عليه السلام بود که چندين مرتبه به دشمنان و قاتلان آن حضرت نفرين نمودند. اين جريان نيز بيانگر مقام و عظمت والاي حضرت علي اكبر عليه السلام نزد امام حسين عليه السلام است. (البته ديگر اصحاب و ياران و نزديكان امام حسين عليه السلام نيز جايگاه خاص خود دارند).
حضرت علي اكبر عليه السلام اولين كشته از اهل بيت عليهم السلام بودند لذا تشنگي شان نسبت به بقيه كمتر بوده است، اما ايشان پس از رفتن به ميدان نبرد و قبل از شهادتشان نزد پدر بزرگوارشان بازگشته و عرضه داشتند:
«يا ابة العطش قد قتلني وثقل الحديد اجهدني؛(12) اي پدر تشنگي مرا از پاي درآورد و سنگيني اسلحه مرا به تعب آورده و آزار مي‌دهد».
از روايات موجود در اين زمينه اينگونه استفاده و برداشت می شود که حضرت علي اكبر عليه السلام با برگشتن از ميدان و درخواست آب نمودن خواستند لحظه اي كه امام حسين عليه السلام از شهادتشان با خبر بشوند صدمه كمتري از اين مصيبت بر پدر وارد شود و از فشار اين مصيبتِ سخت بكاهند و نخستين مطلبي كه به ذهن امام عليه السلام در آن حال خطور کند اين باشد كه فرزندشان از سنگينی اسلحه و آزار تشنگي راحت شدند و آنگاه داغ فرزند جوانشان برايشان قابل تحمل شود. يقينا اگر رعايت اين جهت نبود حضرت علي اكبر عليه السلام از پدر طلب آب نمي كردند و مقام ايشان فراتر از آن است كه چنين درخواستي در آن موقعيت از پدر داشته باشند و آنچه اين مطلب را تأييد مي‌كند اين است كه وقتي حضرت علي اكبر عليه السلام شهادت خود را نزديك ديدند با اين پيام با پدر خود خداحافظي كرده و عرضه داشتند: «ابتاه عليك منى السلام هذا جدى رسول الله صلی الله عليه وآله قد سقانى بكأسه الأوفي شربة لا اظمأ بعدها ابدا؛ «پدر جان خداحافظ جدم رسول خدا صلی الله عليه وآله مرا سيراب نمود آنسان كه هرگز تشنه نخواهم شد».
مطلب ديگر اين كه، اين جريان خود مقدمه اي شود تا حد الامكان شهادت ديگر عزيزان و ياران امام حسين عليه السلام بر آن حضرت سنگيني نكند و از فشار بر وجود نازنين حضرت كاسته شود.

جوانان عزيز:

سعي كنيد تا با درس گرفتن از فداكاري‌هاي حضرت علي اكبر عليه السلام، مشكلات زندگي را بر والدين خود تحميل نكنيد، بلكه تلاش كنيد تا از مشكلات آنها بكاهيد و مي‌توانيد اين درس را در عاشوراي حسيني از حضرت علي اكبر عليه السلام بياموزيد.
و در خاتمه از خداي متعال مسئلت دارم كه اين عرض ارادتها و اين عزاداري‌ها را از همه‌ي عزاداران سيدالشهدا عليه السلام قبول بفرمايد و ما را بيش از پيش در راه شعائر حسيني كوشا و ثابت قدم بدارد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته


* اين گفتار، در شام غريبان1431ق. و در جمع کثيری از عزاداران حسينى ايراد شده است.
1. ارشاد شيخ مفيد، ص321.
2. (زيارت ناحيه مقدسه) مزار شيخ مفيد، ص501.
3. كامل الزيارات، ص265.
4. لهوف، ص201.
5. لهوف، ص136.
6. فرازى از حديث قدسى زيارت عاشورا.
7. كامل الزيارات، ص260.
8. سوره تكوير، آيه 20.
9. امالى صدوق، مجلس 70، ص455.
10. بحارالانوار، ج44، باب35، ص298.
11. و تو را از خاندانى قرار داد كه پليدى را از آنان زدود و پاك و پاكيزه شان گرداند. (بحارالانوار، ج98، باب18، ص242).
12. مثير الأحزان، ص68.