بسم الله الرّحمن الرّحيم

كتاب شناسى

:: المراجعات (بازنگرى)

اين كتاب در بر دارنده متن نامه هايى  است كه درباره امامت اهل بيت پيامبر عليهم السلام، ميان سيد عبدالحسين شرف الدين، و «سليم البشرى» دانشمند بزرگ [اهل سنت] و رئيس وقت دانشگاه الازهر، مبادله شده است. در نتيجه اين مباحثات كه به صورت مكتوب ميان آنها رد و بدل مى شد، استاد الازهر، مذهب شيعه دوازده امامى را برگزيد  و اعلان كرد كه شيعيان در فروع و اصول دين از امامان خاندان رسالت عليهم السلام پيروى مى كنند.
 

:: حقيقة الشيعة الاثنى عشرية (حقيقت شيعه دوازده امامى)

اين كتاب فراهم آمده تحقيقات آكادميك دكتر اسعد وحيد قاسم، از فرهيختگان «غزه» از كشور فلسطين، درباره شيعه است و همين كتاب سبب شد تا دكتر اسعد، امامت اهل بيت عليهم السلام را پذيرفته، مذهب تشيع را بر گزيند.
نويسنده، كتاب خود را بر اساس منابع اهل سنت نگاشته و در آن، حقانيت مذهب شيعه را اثبات كرده است. دكتر اسعد مصاحبه اى با مجله «المنبر»[1] داشته است كه در آن مى گويد:
ـ زمانى كه با استناد به كتاب صحيح بخارى، حقانيت شيعه را ثابت كردم، وهابى ها فتواى كفر مرا صادر كردند؛
- به دليل ماجراهايى كه پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر امت مسلمان رفت، روش صحيح «مذهب پنجم» خوانده مى شود؛
ـ به من و همكارانم مى گفتند: خطر شيعه براى اسلام از خطر يهود سنگين تر و بزرگ تر است، اما من به حقيقت پى بردم؛
ـ واژه «بعدى» (پس از من) در حديث «منزلت»[2]، تأكيد بر وصايت على عليه السلامو خلافت بلافصل او دارد؛
ـ در مذهب تشيع؛ عقايد، شفاف تر و منطقى تر، احكام، سازگارتر و ساختار معنوى و اخلاقى بالنده تر است.
 

:: و ركبت السفينة (آنگاه كه بر كشتى [نجات] نشستم)

اين كتاب به وسيله پژوهشگر اردنى، مروان خليفات، فارغ التحصيل دانشكده شريعت اردن، كه مذهب تشيع را اختيار كرده، نوشته شده است. پيش از شيعه شدنش، گفت و گو و مناقشاتى ميان او و همكارانش صورت گرفت كه او را به پژوهش درباره مذهب اهل بيت عليهم السلام وا داشت.
در نهايت، به حقانيت مذهب اهل بيت و اين كه اين مذهب، نماينده اسلام حقيقى است اذعان كرد. ردّ بر وهابيت و اشكالات وارد بر نظام آموزشى مدارس دينى (سنى) از ديگر موضوع هايى است كه نويسنده بدان ها پرداخته، و معتقد است كه مدارس دينى (سنى) نيازمند آن هستند تا سلامت مكتب خود و همسويى آن را با اسلام اصيل ثابت كنند.
 

:: الخدعه... رحلتى من السنة الى الشيعة (...سفرم از تسنن به تشيع)

نويسنده اين كتاب، روزنامه نگار مصرى، صالح الوردانى است. او در اين كتاب از سختى هايى كه در راه انتخاب و پذيرش مذهب اهل بيت عليهم السلام برخود هموار كرده سخن گفته، با ارائه دلايل ثابت كرده است مذهب اهل بيت عليهم السلام همان اسلامى است كه خداى متعال براى خلق مقرر فرموده است. او كتاب هاى ديگرى در اين زمينه دارد كه هر يك مباحثى درباره تاريخ، عقايد و مذاهب اسلامى در بر دارد. مجله «المنبر[3]» با وى مصاحبه اى انجام داده كه نكته هايى از آن را ذيلاً مى خوانيم:
ـ جامعه اهل سنت نيازمند حركتى [آگاهى بخش] است تا از توهّم صحابه [رهايى] يابد؛
ـ انديشه سنى، در سامان دهىِ امت، تحقق بخشيدن به عدالت و برقرارى صلح و امنيت ناتوان است؛
ـ به واسطه تفكر و تحقيق در انديشه سنى به مذهب اهل بيت عليهم السلام رسيدم، نه از طريق انديشه شيعه؛
ـ جوانانى كه به مذهب تشيع گرويدند، از سوى خانواده هاى خود طرد شده اند و در جست جوى لقمه نانى هستند تا سد جوع كنند.
ـ تشيع، تفكر و ابراز رأى را محترم شمرده، باب اجتهاد را باز مى داند و با حكومت ها [ى ناصالح] سازش نمى كند، در حالى كه تسنن خلاف راه تشيع را در پيش دارد؛
ـ فرهنگ تشيع، با داشتن خِردى مترقى، آزادى فكرى و برترى در رفتار، بر فرهنگ سنى برترى دارد.
 

:: لماذا اخترت مذهب اهل البيت عليهم السلام؟ (چرا مذهب اهل بيت عليهم السلام را برگزيدم؟)

شيخ محمد مرعى انطاكى، قاضى القضات شام، مؤلف اين كتاب است. او به عنوان بزرگ ترين عالم اهل سنت شام [سوريه] و پپرو مذهب شافعى، مذهب اهل بيت عليهم السلام را برگزيد. او پس از مطالعه و تحقيق در مذاهب اسلامى، شيعه شد، چرا كه دريافته بود اهل بيت عليهم السلام اسلام شناسان حقيقى و مفسران به حق احكام اسلام هستند.
 

:: الحقيقة الضائعة (حقيقت گم شده)

شيخ معتصم سيد احمد، عالم بزرگ دينى،مؤلف اين كتاب است.
او پس از تحقيقات و مطالعات پر دامنه، دريافت كه تنها عقيده و مكتب اهل بيت عليهم السلام بر حق است و به اين نتيجه رسيده كه تا پيش از پذيرش مذهب تشيع، سرگردان و گم شده، بى راهه مى پيموده، و حال كه مذهب اهل بيت عليهم السلامرا انتخاب كرده و بدان معتقد شده است، در واقع به ساحل امن رسيده است.
 

:: شب هاى پيشاور

پيشاور، يكى از شهرهاى پاكستان ميزبان جلسات بحث و مناقشه ميان چهار تن از عالمان سنى و روحانى شيعى سيد محمد موسوى شيرازى معروف به «سلطان الواعظين» بود. مطبوعات پاكستانى گفت و گوهايى كه ميان اين عالمان رد و بدل مى شد را چاپ مى كردند. نتيجه اقدام مطبوعات پاكستانى در چاپ اين مناظرات، شيعه شدن عده اى از مردم آن سامان بود. تمام اين مناظرات توسط مرحوم سلطان الواعظين در كتابى گرد آورى و «شب هاى پيشاور» نام گذارى شد.
سلطان الواعظين كتاب ديگرى به نام «فرقه ناجيه» دارد كه مناظرات ميان او و شمارى از دانشجويان سنى را كه به شيعه شدن شان انجاميد، در آن آورده است.
 

:: المواجهة مع رسول اللّه  و آله (رويارويى با پيامبر و خاندان او)

ماهيت چالش موجود ميان خط اهل بيت عليهم السلام و خط امويان كه در پى دست يافتن به خلافت و حكومت بودند، موضوع كتابى است كه وكيل مدافع اردنى، احمد حسين يعقوب نوشته است و همين موضوع بود كه او را به پذيرش مذهب تشيع وا داشت. او كتاب هاى جذاب ديگرى دارد كه بر محور «تشيع و تسنن» مى چرخد. او در مصاحبه اى با مجله «المنبر»[4] ماجراى شيعه شدن خود را باز گفته كه از آن جمله است:
ـ كدام عاقل و انديشمندى است كه آل محمد صلى الله عليه و آله را واگذاشته و از غير آنان پيروى كند؟
ـ با خداى خود پيمان بستم كه تا واپسين لحظه زندگى از حقانيّت اهل بيت عليهم السلام دفاع كنم؛
ـ آيا مسلمانى باور مى كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى بت ها قربانى كرد و از گوشت اين قربانى ها خورد؟ اين مطلب را بخارى [در كتاب صحيح بخارى] گفته است.
ـ به اين نتيجه رسيدم كه شيعيان، نه از سر هوا و هوس، كه بنا به فرمان الهى و بر اساس احكام شرعى از اهل بيت عليهم السلام پيروى و جانبدارى مى كنند.
 

:: لقد شيّعنى الحسين عليه السلام (امام حسين عليه السلام مرا شيعه كرد)

اين كتاب نوشته روزنامه نگار مغربى، ادريس الحسينى است كه در آن مذهب اهل بيت عليهم السلام را مورد بحث قرار داده و حقانيت آن را اثبات و تشيع خود را اعلان كرده و بدكارى هاى دشمنان اين خاندان را با شجاعت تمام بر ملا نموده است. او در مصاحبه اى با مجله «المنبر»[5] نكاتى قابل توجه بيان داشته است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
ـ به من آزادى بيان بدهيد، مردم تمام دنيا را شيعه خواهم كرد؛
ـ اهل بيت عليهم السلام مژده انقلاب اطلاعاتى را كه امروزه شاهد آن هستيم، داده اند؛
ـ تشيع، معراج روح، و توجه دهنده به آينده است؛
ـ آرى، امام حسين عليه السلام مرا شيعه كرد، اما همچنان سنى مانده ام، با اين تفاوت كه از سنت ناب روايت شده از رسول خدا صلى الله عليه و آله پيروى مى كنم.
 

:: السلفية بين اهل السنة و الامامية (سلفى ها از نگاه اهل سنت)

محمد الكثيرى، پژوهشگر مغربى كه مذهب اهل بيت عليهم السلام را برگزيده است، تحقيقات و مطالعات خود را در زمينه پيدايش «سلفى ها» و آثار مخرب آنان بر اسلام و مسلمانان را در اين كتاب بررسى و تبيين كرده است. وى بر اين امر تأكيد مى كند كه اين جريان [سلفى ها (وهابيها)] پيش از آن كه از سوى شيعيان مطرود باشد، اهل سنت آن را مردود خوانده اند.
 

:: مصاحبه با محمد شحادة از رهبران فلسطينى

محمد شحادة، رهبر جهادى فلسطينى پس از گرويدن به تشيع و پذيرفتن مذهب اهل بيت عليهم السلام به عنوان مذهب برتر و برگزيده، على رغم مواجه شدن با برخوردهاى خصمانه و كينه ورزانه، در مصاحبه با رسانه هاى گروهى، از جمله، مجله سعودى «المجله» كه در لندن منتشر مى شود، شيعه شدن خود را اعلان كرد. مجله «المنبر»[6] نيز مصاحبه اى با وى داشته است. محمد شحاد، ضمن مصاحبه، نكته هايى را بيان داشت كه در زير مى خوانيم:
- از آن سو شيعه شدم كه على عليه السلام را مظلوم يافتم؛
ـ ناآگاهى نسبت به تشيع سبب شد تا در اين مدت سنى مذهب باشم. اميدوارم كه آخرين كسى نباشم كه بگويد: «و آن گاه هدايت شدم»؛[7]
ـ در راه نشر و گستراندن مذهب شيعه امامى در فلسطين، خواهم كوشيد و از خدا مى خواهم مرا در اين راه موفق بدارد؛
ـ به پيشگاه مولايم صاحب الزمان (عج) درد مندانه عرض مى كنم: يا مهدى، به فرياد ما برس كه زمان آن رسيده است.
 

:: دفاع من وحى الشريعة ضمن دائرة السنة و الشيعة (دفاع از شريعت در ديدگاه تسنن و تشيع)

اين كتاب اثرى است از دانشمند سنى مذهب سورى، شيخ حسين الرجاء، كه در آن به بيان مهم ترين فراز و نشيب هايى كه او را به پذيرش مذهب تشيع وا داشت مى پردازد. او بزرگ ريش سفيدان و سران قوم سنى خود در شهر «حطله» بود، لذا مردم آن سامان از وى پيروى كردند و بيشتر مردم شهر «حطله» شيعه شدند و به خيل سواران «كشتى نجات» پيوستند. مجله «المنبر»[8] با وى مصاحبه اى ترتيب داد. شيخ حسين، در اين مصاحبه ماجراى شيعه شدن خود را باز گفت كه از جمله آن، نكاتى است كه باهم مى خوانيم:
ـ پس از چهار سال مطالعه و تحقيق دريافتم كه حق با خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله است؛
ـ يكى از ساكنان روستاى ما شيعه شد؛ به ديدارش رفتم تا او را [به خيال خودم] به راه راست هدايت كنم [و او را به مذهب قبلى اش باز گردانم]، اما او مرا به راه راست واقعى هدايت كرد؛
ـ زمانى كه به حقانيت شيعه پى بردم، تصميم گرفتم حتى اگر به قيمت جانم تمام شود، شيعه شوم؛
ـ پس از آن كه شيعه  شدم با يكى از بزرگان اهل سنت مناظره كردم. او كه نمى توانست مرا قانع كند، از عصبانيت عمامه اش را از سر خود بر گرفت و آن را پاره كرد و به كنارى افكند؛
ـ دريافتم كه تشيع مظلوم بوده است و شيعيان، هميشه تاريخ مظلوم بوده اند.
 

:: مصاحبه شيخ حسن شحاته روحانى بزرگ مصر

شيخ حسن شحاته، دانشمند بزرگ دانشگاه الازهر، مذهب  تشيع را برگزيده بود و اين اقدام در ميان عالمان سنى مصر و به ويژه قاهره ايجاد تنش كرده بود. مطبوعات در مورد او بسيار نوشتند و مردم را عليه او شوراندند. سرانجام حكومت، او را به اتهام تعدى و دست اندازى به حريم «صحابه» به زندان افكند؛ چرا كه شيخ حسن شحاته در خطبه نماز جمعه از حقايقى كه دريافته و شناخته بود، با مردم سخن مى گفت.
مـجله «المنبر»[9] با وى مصاحبه اى كرد. از جمله نكته هايى كه شيخ در اين مصاحبه بيان داشت اين است:
ـ اعلان دوستى و پيروى از اميرالمؤمنين على عليه السلام به قيمت آنچه داشتم تمام شد، اما اين تنها چيزى است كه مى توانم به حضرتش تقديم كنم؛
- در مصر، عاشورا را عيد خوانده، در آن شادمانى و پايكوبى مى كنند؛ تمام وجودم فرياد شد و از حنجره ام بيرون آمد كه: چگونه در روزى كه فرزند رسول خدا كشته شده، دست افشانى و پايكوبى مى كنيد؟!
ـ به تواتر ثابت شده است كه معاويه سر دسته گروه سركشان است. با اين حال چگونه كسى را كه به ناحق از معاويه با عبارت: «سيد و سرور ما معاويه ـ كه خداوند از او خشنود باد ـ » ياد مى كند، مى توان انسان دانست.


(1). مجله «المنبر» شماره 8، ماه شوال سال 1421ق..
(2). ... وقد قال رسول اللّه  صلى الله عليه و آله وسلم: أنت منّى بمنزلة هارون مِن موسى إلاّ أنّه لانبىَّ بَعدى. كافى، ج8، ص 106؛ و ده ها مصدر ديگر از كتب معتبر روائى از شيعه و اهل سنت.
(3). مجله «المنبر» شماره22، ذى الحجة سال1422 ق.
(4). شماره 10، ذى الحجه سال 1421ق.
(5). شماره 3، جمادى الاول سال 1421 ق.
(6). شماره 7، ماه مبارك رمضان سال 1421ق.
(7). اشاره به كتاب «ثمّ اهتديت» نوشته سيد محمد سماوى تيجانى، كه دراين كتاب جريان و دلايل شيعه شدن خود را بيان مى كند.
(8). شماره آزمايشى ماه مبارك رمضان سال 1420ق.
(9). شماره 11، محرم سال 1422ق.