بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  چهارشنبه 26 خرداد 1400
بروز شده: 26 خرداد 1400
 
  کد خبر: 12774       تاریخ انتشار: 15 اردیبهشت 1400 - 22 ماه رمضان 1442









 









 

در محضر مرجعیت
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی در ماه مبارک رمضان (جلسه سیزدهم)


 
طبق رسم دیرینه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در شبهای ماه مبارک رمضان، جلسات علمی معظم له و علمای اعلام، مدرسین حوزه علمیه، فضلا و طلاب علوم دینی در بیت ایشان برگزار شد.
 
«جلسه سیزدهم»
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام علی محمد وآله الطاهرین
 
علوم غریبه

در ابتدای جلسه یکی از آقایان سؤال کرد: اشخاصی که علوم غریبه دارند و پیشگویی‌هایی می‌کنند چقدر قابل اعتماد هستند؟

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در پاسخ فرمودند: در هر چیزی مجرد ادعا، اعتبار ندارد، بلکه باید مقرون به دلیل باشد، قرائن داخلیه یا خارجیه بر صحت دعوا باشد به طوری که موجب علم یا اطمینان شود وگرنه قابل اعتماد نیست. گذشته از اینکه قرآن و عترت برای ما ملاک هستند.

فضل نماز اول وقت

سؤال شد: طبق روایات، افضل در هر نمازی تعجیل است. اما فقها مواردی را استثنا کردند، این چگونه است؟

معظم‌له فرمودند: این به جهت تزاحم است. تزاحم چنانچه در واجبات و محرمات است در مستحبات و مکروهات نیز هست. نماز در اول وقت بما هو هو افضل است اما اگر تزاحم با یک اهم پیدا کرد، اهم مقدم است، مثلاً در روایت دارد که اگر گروهی منتظر شخصی هستند و می‌خواهند افطار کنند، نماز را تأخیر بیندازد بهتر است. یعنی مراعات حال مؤمنین در این صورت از نماز اول وقت افضل است.

دعوت مؤمن و استحباب افطار

سؤال شد: اگر کسی روزه مستحبی گرفته و به مجلسی برود که سفره غذا پهن است، اگر به او تعارف کردند اجابت دعوت مستحب است، اما بدون اینکه کسی به او تعارف کند آیا مستحب است افطار کند؟

سؤال دیگر: چنانچه قبلاً با صاحب مجلسی توافق کند که من روزه مستحبی می‌گیرم و تو به من تعارف کن یا دعوتم کن تا افطار کنم؟

معظم له فرمودند: ما هستیم و ظهور دلیل که می‌فرماید اگر مؤمنی تو را دعوت کرد در روزه مستحب، افطار کن، معلوم نیست شامل این موارد بشود.

روزه خانم شیرده

مسأله دیگری که مطرح شد: خانمی که شیرده است در چه صورت روزه از او ساقط می‌شود؟

مرجع عالیقدر فرمودند: این مسأله محل خلاف است. برداشت بنده وفاقاً یا تبعاً لجماعة من الفقهاء این است که فرق نمی‌کند چه روزه برای خودش ضرر داشته باشد چه برای بچه‌اش، در این صورت رخصت افطار دارد البته اگر ضرر بالغ نباشد و الا حرام است روزه بگیرد.

و در صورت افطار باید یک فدیه بابت افطار بدهد. ولی اگر بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان آینده توانست قضا کند باید قضایش را بگیرد، و اگر نتوانست یا توانست و عصیاناً قضا نکرد، یک فدیه دوم باید بدهد.

سجده منسیة

مسأله شد: اگر شخصی در نماز یک سجده را فراموش کند و بعد از نماز، آن را نسیاناً بجا نیاورد، حکم نمازش چیست؟

معظم له فرمودند: اگر فاصله شده و مبطلی انجام داده باشد، علی الأحوط نمازش را اعاده کند، و اگر وقت گذشته باشد قضا نماید.

استصحاب لیل و نهار

مسأله دیگری که یکی از آقایان مطرح کرد نسبت به استصحاب لیل یا نهار برای شخص روزه‌دار بود، که آیا این استصحاب درست است با اینکه از موضوعات بوده نه از احکام؟

معظم له فرمودند: این مسأله را مرحوم شیخ و آخوند هر دو بیان فرموده‌اند، و تقریباً تسالم بین متأخرین بر این است که استصحاب در موضوعات نیز مانند احکام حجت بوده و جاری می‌شود. در ده ها مسأله فقهی فقها طبق استصحاب موضوع فتوا دادند. زیرا عموم یا اطلاق ادله استصحاب مثل: «لا تنقض الیقین بالشک» شامل آن می‌شود.

گفته شده: آیا تعریف استصحاب که (ابقاء ما کان) است ناظر به حکم نیست؟

معظم له فرمودند: خیر، زیرا (ما موصوله) عام یا مطلق است و شامل موضوع نیز می‌شود.

مهریه و حج نیابتی

مسأله دیگری که یکی از آقایان مطرح کرد: شخصی از دنیا رفته و حج بر ذمه‌اش بوده و فقط یک دختر دارد. اما مالی ندارد که برایش حج انجام دهند. اگر چنانچه برای دختر خواستگار بیاید و وصی میّت شرط کند مهر این دختر انجام حج برای پدر او باشد، حکمش چیست؟

معظم له فرمودند: اگر خود دختر راضی باشد اشکالی ندارد.

سؤال شد: در صورتی که این مهر تعیین شود آیا دختر با تملک مهر، خودش مستطیع نمی‌شود؟

معظم له فرمودند: این حج بذلی نیست که بر زن واجب شود.

در حج بذلی دلیل خاص دارد، از طرفی استطاعت عرفی است نه شرعی، چنانچه در عروه فرموده و مشهور نیز قائل هستند. و وقتی بذل کند عرفاً مستطیع است. اما در ما نحن فیه بذل نبوده و استطاعت نیست.

سؤال شد: آیا چنین مهری صحیح است با آن که مال نیست؟

معظم له فرمودند: ادله مهر اطلاق دارد و مهر لازم نیست خودش ملک باشد، اما باید (یبذل المال بإزائه) باشد.

چنانچه در روایت مرسله‌ای دارد که حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) در مقابل تعلیم قرآن، زنی را به مردی تزویج فرمودند.

سؤال شد: آیا در حج بذلی، باذل می‌تواند بعد از بذل رجوع دارد؟

معظم له فرمودند: بله حق دارد. زیرا بذل عقد نیست تا «اوفو بالعقود» شاملش بشود. بذل مانند ایقاع است یعنی یک‌جانبه است، و از طرفی مجرد وعد است، بله مرحوم اخوی و جماعتی فرمودند که خرج‌هایی که طرف انجام داده به خاطر (لا ضرر) باید به او بدهد.

سؤال شد: در هدیه چطور؟ اگر پول حج را هدیه دهد آیا واجب است قبول کنه و مستطیع می‌شود؟

معظم له فرمودند: در هدیه خلاف است. جماعتی فرموده‌اند: قبول این هدیه لازم نیست، و عده‌ای گفتند: قبول آن لازم است، البته هدیه احتیاج به قبض دارد و تا قبض نکند ملک او نمی‌شود.

سؤال شد: وجوب قبول بذل فقط در حج است یا در جاهای دیگر نیز می‌آید؟

معظم له فرمودند: خاص به حج است.

نواقص العقول

سؤال دیگری که یکی از آقایان مطرح کرد: نسبت به فرمایش امیرمؤمنان (سلام الله علیه) است که فرمودند: «النساء نواقص العقول، نواقص الإیمان، نواقص الحظوظ» مراد چیست؟

مرجع عالیقدر فرمودند: بعضی نوشته‌اند که حضرت این عبارت را بعد از جنگ جمل فرمودند. لذا می‌تواند قرینه باشد بر اینکه قضیه خارجیه بوده نه حقیقیه. هر چند اصل در روایات حقیقیه بودن است، اما گاهی به جهت قرائن از این اصل اولی عدول می‌شود.

و اگر قضیه خارجیه باشد مقصود از فرمایش حضرت یک زن می‌شود، هر چند به صیغه جمع آورده شده. چنانچه در قرآن کریم مواردی به صیغه جمع آورده شده و مقصود یک نفر است. مانند آیه: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» (سوره مائده: 55)، که هفت صیغه جمع در این آیه به کار رفته اما مراد فقط یک نفر است و آن امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (سلام الله علیه).

یا آیه «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ» (سوره آل عمران: 173) که در روایات دارد که مقصود از (النَّاسُ) یک نفر است و اسمش در تفاسیر مذکور است.

روزه خواری

سؤال شد: در روایتی آمده کسی که ماه رمضان افطار کند (روزه نگیرد) روح ایمان از او خارج می‌شود. آیا این روایت اطلاق دارد؟

معظم له فرمودند: این روایت انصراف دارد به کسی که عمداً و از روی معصیت افطار کند، و هر معصیتی به همان اندازه باعث خروج روح ایمان می‌شود، اما کسی که از روی عذر، افطار می‌کند مشمول روایت نیست.

حیله‌های شرعی

سؤال شد: حیله‌هایی که برای فرار از ربا انجام می‌شود جایز است؟

معظم له فرمودند: اگر حیله‌ای باشد که خود شرع اجازه داده چه اشکالی دارد. مثلاً اگر بگوید: این خانه را به تو اجاره می‌دهم به ده هزار به شرط آنکه به من قرض بدهی؟ اشکال ندارد زیرا مشمول (المومنون عند شروطهم) می‌باشد. اما اگر بگوید: به تو قرض می‌دهم به شرطی که منزلت را مجاناً یا با قیمت کمتر در اختیار من بگذاری اشکال دارد، زیرا مصداق (کل قرض جر نفعاً) می‌باشد.

خود شارع در مواردی توسعه داده است. مثلاً (بیع الدین بأقل منه) دلیل خاص دارد جایز است. یا در عقد صلح اگر مجهول باشد جایز و صحیح است بر خلاف عقد بیع.

سؤال شد: فقها فرمودند: (المشاهد کالمساجد)، پس چطور تزیین مساجد به طلا جایز نیست اما در مشاهد به طلا زینت داده می‌شود؟

معظم له فرمودند: فقها از مختلف ادله برداشت کردند که مشاهد ائمه علیهم السلام حکم مساجد را دارد. اما منافات ندارد در مواردی بخاطر دلیل دیگری این عام را تخصیص زده باشند. از جمله در همین حکم که اشاره کردید، زینت کردن مسجد به طلا، یا حرام است یا مکروه بنابر خلافی که هست، اما نسبت به مشاهد، حرام یا مکروه نبوده بلکه جایز و راجح است زیرا مصداق تعظیم شعائر است.

موضوع شعائر در آیه شریفه حکمش بیان شده: «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ» (سوره حج: 32)، اما اینکه شعائر چیست، شارع همه موارد آن را نفرموده و تعیین نکرده است، بله در برخی موارد، مصداق شعائر بیان شده، بنابراین در تشخیص مصداق به عرف رجوع می‌شود و هر چیزی که عرفاً تجلیل و تکریم خدا و دین و معصومین (علیهم السلام) باشد از شعائر خواهد بود.
 
وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG